چهارشنبه 7 تير 1396 - 13:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

طرح يك مشكل اجتماعي

 

نگاهي به فيلم «كارناوال مرگ» (ساخته حبيب‌الله كاسه‌ساز)

 

 

«درباره فيلم»:

«كارناوال مرگ» در زمان توليد با حاشيه‌هاي فراواني همراه بود. فيلمبرداري طي مدت دو سال در دو مقطع زماني انجام شد. حبيب‌الله كاسه‌ساز، تهيه‌كننده و كارگردان فيلم درباره چگونگي توليد فيلم به «صنعت سينما» گفت: «اين پروژه را من انتخاب نكردم، براي آن انتخاب شدم. سال 1386 زماني كه آقاي رضا اعظميان به دفتر ما آمد براي تحقيقات، آمد كه كمك كنيم فيلمنامه شكل بگيرد. با ناجي هنر و آقاي منبتي نشستي داشتيم و ناجي هنر در تحقيقات اين فيلم كمك كرد. بعد از اين ديگر ما پروژه را رها كرديم. يك سال گذشت و روزي آقايان اعظميان و شرف‌الدين به دفتر من آمدند. آقاي شرف‌الدين پيشنهاد داد من تهيه كننده شوم و گفت پنجاه درصد سرمايه را ناجي هنر داده و پنجاه درصد بقيه را آقاي اعظميان فراهم مي‌كند. من گفتم در حال توليد دو پروژه هستم و نمي‌توانم در كار ديگري مشاركت كنم، اما چون از موضوع خوشم آمده، دوست دارم اين فيلم ساخته شود. با ناجي هنر مذاكره كرديم و پنجاه درصد از سرمايه فراهم شد و با آقاي اعظميان براي هفتاد روز فيلمبرداري برنامه‌ريزي كرديم. قراردادها را بستيم و در مورد يك بازيگر كه رقم بالايي داشت به آقاي اعظميان تذكر دادم و او گفت من از سهم خودم اين دستمزد را مي‌پردازم. كار شروع شد و ما در زمان فيلمبرداري مدام مي‌پرسيديم كه «آقاي اعظميان، سهم شما چه شد؟ چرا بودجه به فيلم تزريق نمي‌شود؟» و او وعده روزهاي بعد را مي‌داد. براي توليد فيلم در مرحله اول 240 ميليون تومان برآورد هزينه داشتيم كه 120 ميليون تومان آن را ناجي هنر پرداخت كرد و بقيه سهم آقاي اعظميان بود. وقتي كه چك‌هاي عوامل دچار مشكل شد، فهميديم كه تعهد ايشان چندان درست نيست. مشكل من و ايشان اين بود كه قرار داد نداشتيم و كلامي توافق كرده بوديم كه براي نويسندگي، كارگرداني و سرمايه‌گذاري از سهمي كه ايشان وارد پروژه مي‌كند دستمزدش را بدهيم. من احساس مي‌كردم كه ايشان خيلي هاليوودي كار مي‌كرد و اگر مشكلي سر صحنه بود كار را تعطيل مي‌كرد و متوجه زمان و كمبود نقدينگي نبود. شصت روز فيلمبرداري كرديم و بحران مالي شروع شد، هم پول ناجي هنر خرج شده بود هم پول وارد پروژه كرديم. اما تنها پنجاه جلسه فيلمبرداري شده و كار عقب بود.»

كاسه‌ساز در مورد اينكه چه زماني متوجه شده كه اعظميان نمي‌تواند به تعهدش عمل كند، گفت: «ايشان بعد از شصت روز آمد سر پروژه و گفت نمي‌توانم پول فراهم كنم و شما تهيه‌كننده‌اي و بايد كار را تمام كني. گفتم ما براي هفتاد روز توافق كرديم و شما ده روز وقت داري تا كار را تمام كني. ايشان رفت و براي 29 جلسه برنامه‌‌ريزي كرد. من موافق نبودم، چون مي‌دانستم سه ماه طول مي‌كشد از او خواستم فيلمنامه را تصحيح و كم كند اما گفت نمي‌تواند يك پلان حذف كند. با اين شرايط تصميم گرفتم فيلمبرداري را متوقف و تدوين را شروع كنم به اين نيت كه پلان‌هاي بيشتري فيلمبرداري نكنيم. وقتي تدوين شروع شد ديدم بعد از شصت روز كار تنها چهل درصد از فيلم، فيلمبرداري شده و اين فاجعه بود. آقاي موئيني زحمت كشيد و تدوين را قبول كرد. شش ماه گذشت و آقاي موئيني مي‌گفت براي تدوين بايد همه راش‌ها را داشته باشد، اما آقاي اعظميان همچنان مصر بود 29 جلسه ديگر لازم دارد. يك سال گذشت و با سازمان فرهنگي و هنري شهرداري تهران مذاكره كرديم تا در فيلم شريك شوند. اما نزديك عيد بود و سازمان گفت نقدينگي نيست. تا بعد از تعطيلات، ما پيش‌توليد را شروع كرده بوديم و موضوع را با آقاي اعظميان مطرح كردم و گفت اگر هفدهم فروردين بشود هجدهم من كار را شروع نمي‌كنم، چون فصل عوض شده و راكورد صحنه‌ها رعايت نمي‌شود. فيلم دوباره متوقف شد، او يك روز پيش من آمد و گفت مي‌خواهم پروانه ساخت بگيرم، اگر مي‌شود نامه‌اي به اداره كل بنويسيد و قراردادي هم امضا كنيد تا به تهيه‌كننده فيلم تازه‌ام بدهم. به او گفتم كه اين قرارداد صوري است و او هم تأييد كرد و رفت. ده روز بعد خانه سينما من را براي شكايت ايشان احضار كرد. شكايت براي اينكه دستمزد او را نداده‌ام. ماجراي اين پروژه را توضيح دادم. اما در نهايت مجبور شدم بعد از هشت جلسه تعهد كنم كه دستمزد او را مي‌دهم. بعد از اين ماجرا ديگر نمي‌خواستم با او كار كنم. زماني گذشت و دستمزد او را دادم و من ماندم با يك پروژه نيمه‌كاره.»

كاسه‌ساز درباره چگونگي ادامه كار، گفت: با كارگردان‌هاي مختلفي صحبت كردم، اما معمولاً كارگردان‌ها كار نيمه تمام همكارشان را انجام نمي‌دهند. مي‌توانستم از برادرم جواد بخواهم فيلم را تمام كند، اما نخواستم حاشيه‌ها بيشتر شود. در اين شرايط تنها گزينه خودم بودم. ابتدا با فرامرز قريبيان تماس گرفتم او گفت يك ماه وقت دارم و برنامه‌ام پر است. گروه را جمع و فيلمبرداري را شروع كردم. متعهد به فيلمنامه شدم و همه پلان‌ها را گرفتم. تنها پلان آخر را دوباره فيلمبرداري كردم در پاياني كه آقاي اعظميان گرفته بود وزارت اطلاعات و نيروهاي انتظامي درگير مي‌شدند و روي هم اسلحه مي‌كشيدند و قاتل زنده مي‌ماند اما من پايان را عوض كردم و بعد از هفده روز فيلمبرداري تمام شد. فيلم را دادم براي تدوين به پيشنهاد آقاي موئيني، آقاي آرش معيريان تدوين را شروع كرد. بقيه كارهاي فني هم زير نظر من انجام شد. بعد از تدوين فيلم مشخص شد آقاي اعظميان 40 دقيقه از فيلم را گرفته بود و من 62 دقيقه.»

كاسه‌ساز درباره موضوع فيلم، مي‌گويد: «موضوع به نظرم تازه و جذاب بود، پرداختن به ناهنجاري‌هاي اجتماعي از دغدغه‌هاي من است. من فكر مي‌كردم كه كارناوال مرگ فيلم پليسي خوبي مي‌شود، اما از ابتدا قصد تهيه‌كنندگي آن را نداشتم. در مجموع فيلمي كه ساخته شده قصه‌گو و جذاب است، مهم‌تر از اين، يك ناهنجاري‌ اجتماعي را مطرح مي‌كند و مي‌تواند براي مخاطب آگاهي‌دهنده باشد.»

كاسه‌ساز درباره همكاري با فرامرز قريبيان و الناز شاكردوست، مي‌گويد: «فرامرز قريبيان را با آقاي اعظميان انتخاب كرديم و من از حضورش راضي‌ام. نقش خانم شاكردوست قرار بود زني چهل‌ساله باشد، اما آقاي اعظميان اصرار داشت از خانم شاكردوست استفاده كنيم و گفت از ايشان بازي مناسب نقش را مي‌گيرد.»

كاسه‌ساز در مورد گنگ‌بودن شخصيت زن (شاكردوست) در فيلم‌ مي‌گويد: «اين به دليل تغييرهايي است كه من در فيلمنامه داده‌ام. در قصه اين زن با مأموران همكاري مي‌كند و ارجاع‌هايي در فيلم هست كه اين رابطه را نشان مي‌دهد، اما من اين نگاه را دوست نداشتم. حالا اين شخصيت مكمل و پررنگ‌كننده شخصيت پليس (فرامرز قريبيان) است.»

كاسه‌ساز درباره همكاري با بهرام رادان هم گفت: «بهرام رادان فيلمنامه را كه خواند خوشش آمد. من هم به او گفتم با اين كه نقشت كوتاه است، اما همه فيلم درباره اين آدم صحبت مي‌شود و تماشاگر دوست دارد ببيند اين آدم كيست و چه سلوكي دارد. او نقشش را خوب و با قدرت بازي كرده است. من هم در گريم او تغيير دادم، آقاي اعظميان نظرش اين بود كه اين مرد دو سال بعد از مرگ همسرش تارك دنيا شده، ريشش بلند شده و به خودش نمي‌رسد و بعد از دو سال قتل را شروع مي‌كند، اما به نظرم او به عنوان يك نخبه خيلي زود راه انتقام گرفتن را ياد مي‌گيرد و تغيير ظاهر و ريش مي‌تواند تمهيدي براي پنهان شدن، او باشد.»

كاسه‌ساز در مورد اميد به موفقيت فيلم در اكران مي‌گويد: «هر تهيه‌كننده‌اي اميدوار است با برنامه‌ريزي ‌هايي كه مي‌كند وضعيت مطلوبي براي فيلمش در اكران به وجود بيايد. من هم از اين قاعده مستثناء نيستم. روي تيزر و عكس‌هاي سردر و... كار كرده‌ايم و اميدوارم فيلم خوب معرفي شود. در جشنواره يك نفر موقع نمايش فيلم از سالن بيرون نرفت و به نظرم كارناوال مرگ آن قدر جذاب است كه مي‌تواند مخاطب را با خود همراه كند.»

كارناوال مرگ يك تريلر جنايي معمولي است. گره داستان پس از اينكه پليس نزد روانشناس مي‌رود به راحتي قابل حدس زدن است. فيلم چندان در ايجاد تعليق موفق نيست. كارناوال مرگ، مسئله كارناوال‌هاي عروسي را كه مواردي كم‌شمار هستند يك مسئله عمومي و چون رسمي فراگير در عروسي ايرانيان نشان مي‌دهد كه چنين رويكردي اغراق‌آميز است.

«نگاهي به بازيگري فيلم و بازيگرها»:

سرگرد حسيني (فرامرز قريبيان): مأموريت سرگرد حسيني شناسايي و دستگيري يك قاتل زنجيره‌اي است كه كاروان‌هاي عروسي را مورد هدف قرار مي‌دهد. قريبيان در نقش يك مأمور جدي و منضبط پليس كه وجدان بيداري دارد، بازي قابل قبولي ارائه مي‌كند. نگاه‌هاي خيره و سرد او نشان نگرانيش از اقدامات آينده يك قاتل زنجيره‌اي دارد.

سروان محمدي (ميرطاهر مظلومي): ميرطاهر مظلومي در نقش دستيار قريبيان بازي هميشگي خود را ارائه مي‌كند. بازي او آميخته با طنز است. حتي اگر صحنه مربوط به فريب خوردن توسط يك زن باشد در بازي او رگه‌هايي از طنز را مي‌بينيم. حالتي كه جديت و تأثيرگذاري صحنه را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

 

دوشنبه 5 مهر 1389 - 16:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری