شنبه 3 تير 1396 - 8:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

اكرم اماني

 

در سفرنامه ام تصاوير حج را با جبهه تطبيق داده ام

 

 

گفت‌وگو با گلعلي بابايي، نويسنده سفرنامه غوغاي غبار

 

ابتدا درباره سفرنامه توضيحاتي براي ما ارائه دهيد. اينكه سفرنامه چه ويژگي‌هايي دارد؟

سفرنامه‌نويسي هم در فرهنگ ايراني‌ها و هم در فرهنگ اروپائيان وجود دارد و كساني كه بيشتر به سفر مي‌رفتند به اين امر مي‌پرداختند و بيشتر جنبه تاريخي و سياحتي دارد. بعد از قضايايي كه در ايران اتفاق افتاد مانند جنگ و انقلاب سفرنامه‌نويسي بيشتر گسترش پيدا كرد و من هم چون قبلاً خاطراتم را مي‌نوشتم به سفرنامه‌نويسي نيز روي آوردم.

در مورد سؤال دوم نمي‌توان گفت ويژگي سفرنامه، بلكه بايد يك ديد خاصي نسبت به آن داشت، كسي كه سفرنامه مي‌نويسد نگاهش به اطراف خود با ديگران فرق مي‌كند. شايد چيزهايي را كه او مي‌بيند و به آن حساس است ديگران اصلاً به آن عكس‌العملي نشان نمي‌دهند و برايشان مهم نيست. اما كسي كه سفرنامه مي‌نويسد بايد به كوچكترين وقايع اطراف خود اهميت بدهد و بايد از تمام مشاهدات خود يادداشت بردارد.

به نظر شما آيا در نوشتن سفرنامه نويسنده بايد نسبت به هر آنچه كه مي‌بيند وفادار باشد و آن‌ها را عيناً نقل كند؟

البته سفرنامه به شكل آن خيالپردازي كه در رمان و قصه وجود دارد نيست. معمولاً در نوشتن سفرنامه اين لازم كه نويسنده بايد ديدگاه‌هايش را در مورد وقايعي كه مي‌بيند بيان كند. ممكن است گاهي هم مثل مرحوم جلال آل‌احمد باشد كه در سفرنامه‌هايش به ريزترين چيزها توجه دارد و گاهي هم ممكن است فقط اتفاقاتي را كه به چشم مي‌آيد بيان كند.

آيا پيش از اين هم به سفر حج رفته بوديد؟

خير. اين اولين سفرم بود.

شما فرموديد كه ماجراي رفتنتان به سفر حج جالب و ويژه بوده است اگر ممكن است آن را تعريف كنيد.

اين سفر را هديه شهدا مي‌دانم، همانطور كه در مقدمه كتاب هم آوردم اصلاً قرار نبود كه ما به اين سفر برويم و ثبت‌نام هم نكرده بوديم و بعد هم گفتند كساني كه هم ثبت‌نام كردند تا 18 سال قرعه‌كشي شده و نوبت‌بندي هم شده است. ما هر سال 14 تير در سالگرد حاج‌آقا احمد متوسليان فرمانده 28 لشكر محمد رسول‌الله مراسمي مي‌گيريم. سال 87 مراسم را در تالار وزارت كشور گرفتيم و همه مسئولين لشگري و كشوري آمده بودند و من هم كارهاي اجرايي را انجام مي‌‌دادم. همچنان كه مشغول انجام كارها بوديم، دوستي به نام آقاي قاسم صادقي داريم، كه وقتي فرمانده سپاه علي جعفري تشريف آوردند رفت كنار ايشان نشست و گفت اين آقاي بابايي كتاب نوشته و مقام معظم رهبري خواندند و خوششان آمده است، شما نمي‌خواهيد ايشان را كه نيروي شما است تشويق كنيد! گفت: «خب چه كارش كنيم.» گفت: ايشان نزديك 50 سال دارند و هنوز مكه نرفته است، بنويسيد كه به مكه برود. و فرمانده سپاه هم نوشت. اين دوستمان گفت پس خانمش چي؟ گفتند: «اين آقا كتاب نوشته خانمش چه كار كرده است!» گفت: به هر حال يك فضا و امنيتي ايجاد شده از طرف همسرشان كه ايشان توانسته كتاب بنويسد و اين كار را بكنند و ايشان هم بزرگواري مي‌كنند و براي خانم من هم مي‌نويسند. من از اين قضيه خبر نداشتم وقتي قاسم صادقي در لابي اين خبر را به من داد نگاه من به عكس حاج احمد بود و گفتم «حاج احمد نذاشتي عرق ما خشك بشه و براي اين كار سريع مزد ما را دادي» و من اين را لطف خدا، شهدا و عنايت رهبر معظم‌ انقلاب و نگاه اديبانه‌اي كه ايشان نسبت به كتاب و مسائل فرهنگي دارند، مي‌دانم.

سفرنامه‌نويسي خصوصاً درباره سفر پرهيجان و بزرگ حج يك رويه رايج و ديرينه است. چه انگيزه‌اي در شما باعث شد كه در خصوص سفرتان به خانه خدا سفرنامه بنويسيد؟

چون اين سفر خوش غيرمترقبه و دور از انتظار بود، زماني كه قرار شد به اين سفر برويم، از همان اولين جلسه توجيهي كه براي سفر حج مي‌گذارند شروع به نوشتن كردم و از همان ابتدا تمام وقايع را سطر به سطر نوشتم و از ابتدا نيز قصد نگارش اين سفرنامه را داشتم.

قبل از سفر حج چه تصوري از اين سفر معنوي داشتيد؟

من فقط عكس و فيلم از مكه ديده بودم و تصور و ذهنيت خاصي نداشتم، چون تا زماني كه انسان خودش لمس نكند و آن را از نزديك نبيند و حس نكند برايش ملموس نيست و براي من هم به همين صورت بود.

چه ويژگي‌هاي برجسته‌اي در اين سفر وجود دارد كه نويسندگان را ترغيب به نوشتن درباره آن مي‌كند؟

آدابي كه در سفر حج وجود دارد به نوعي به اين قضيه تعبير مي‌شود كه انسان تولدي دوباره مي‌يابد. و از يك دنيايي خارج مي‌شود و وارد دنياي جديدي مي‌شود و وقتي كه برمي‌گردد بايد يك انسان ديگري شده باشد اين قاعده حج است كه البته ممكن است درباره همه افراد صدق نكند.

يعني در همه انسان‌ها اين تحول عظيم رخ مي‌دهد؟

البته اين چيزي است كه بايد اتفاق بيفتد ولي عموميت ندارد. اين سفر از ابتدا تا انتها همه چيز به خلقت و خليفه‌اللهي انسان بستگي دارد. و انسان در هر گامي از اين سفر مراحلي از انسانيت و ارتقاي معنوي را طي مي‌كند و بر همين اساس يك سفر ويژه است.

آيا تمام مشاهدات خود از سفر حج را در كتاب «غوغاي غبار» آورده‌ايد؟

من در سفر يادداشت‌برداري كردم و همانطور كه عرض كردم شروع نوشته‌هايم از ايران بود. و چارچوبي را كه در ذهنم براي خود مشخص كرده بودم اين بود كه با اين سفر يك نقبي به جبهه و سابقه‌اي كه در جنگ داشتم بزنم.

بر اين اصل از ابتداي كار يعني از روزي كه آموزش شروع شد من اين آموزش را با آموزش زماني كه قرار بود به جبهه برويم تطبيق دادم كه تصادفاً آموزش حج و آموزش جبهه رفتن ما هر دو در ماه مبارك رمضان بود. و سعي كردم هر جا كه مي‌روم و مطلبي را مي‌نويسم نشاني از آن‌ سال‌ها و سابقه جبهه در آن باشد. به طور مثال يكي از مستحبات سفر حج اين است كه وقتي شما همه كارها را به پايان رساندي بايد يك وصيت‌نامه بنويسي چون اين سفر، خروج از دنياي مادي و ورود به دنياي معنوي است. و اين نوشتن وصيت‌نامه را با نوشتن وصيت در شب‌هاي عمليات تطبيق دادم.

پس احساس مي‌كنيد كه بين اين سفر معنوي و حضور در جبهه مشابهت‌ها و ويژگي‌هاي مشتركي وجود داشته است؟

بله. براي من اين‌چنين بود. هر جا كه مي‌رفتم احساس مي‌كردم همان چيزي است كه قبلاً در جنگ ديده بودم. و براي دوستاني كه كتاب را خوانده‌اند اين تطبيق دادن تصاوير حج و جبهه تازگي و جذابيت داشت و مي‌گفتند تطبيق به جا و معقولي است.

در كتاب- غوغاي غبار- به ملاقات خود با رهبر معظم انقلاب پيش از سفر اشاره كرده‌ايد و بيانات ايشان در خصوص كارهاي شما، آيا اين فرمايشات در تصميم‌ شما و نگارش كتاب هم نقشي داشته است؟

صددرصد. چون وقتي ديدم كه ايشان كتاب قطوري مثل ردپاي صاعقه را سطر به سطر خوانده‌اند احساس كردم كاري كه انجام شده، كاري ارجمند است. سفرنامه‌هاي حجي كه من قبلاً ديده بودم نيز براي مقام معظم رهبري خيلي جذابيت داشت، بر اين اصل جداي از علاقه شخصي خودم من يك وظيفه و ديني مي‌دانستم كه بايد اين كار را انجام بدهم.

اينطور به نظر مي‌رسد كه برخي از آثار شما همچون «همپاي صاعقه» و «ضربت متقابل» مورد توجه رهبر معظم انقلاب قرار گرفته است. فكر مي‌كنيد آثار شما داراي چه ويژگي‌هايي است كه مورد قبول ايشان قرار گرفته است؟

جا دارد اينجا از همكار صميمي و عزيزم آقاي حسين بهزاد ياد كنم. كارهايي كه من به اتفاق آقاي بهزاد انجام داديم، هيچكدام از خودمان نيست و هر چه هست روايت ديگران است البته ديگراني كه 80 درصد آن‌ها ديگر زنده نيستند و ما آن‌ها را از بين نوارها و اسناد و آرشيو آن‌ها را بيرون آورديم و با يك نثر قابل قبول و پرجاذبه ارائه بدهيم. اگر جاذبه و كششي است از صداقت گفتار آن عزيزان است.

در ميان سفرنامه‌هايي كه تاكنون در اين زمينه منتشر شده است چه آثاري را مطالعه كرده‌ايد و آيا از اين آثار نيز تأثير گرفته‌ايد؟

سفرنامه جلال آل احمد و دكتر شريعتي و از بين سفرنامه‌هاي معاصر، سفرنامه آقاي بهبودي و آقاي ناصري را مطالعه كرده‌ام. به نظر مي‌رسد كه سفرنامه من بيشتر شبيه و تحت تأثير سفرنامه‌هاي جلال آل احمد باشد.

در نگارش سفرنامه‌هاي مصنوعي معنوي خصوصاً سفرنامه حج چه توصيه‌هايي به نويسندگان جوان داريد؟

به نظر من بهترين روش در نگارش چنين آثاري همان صداقت در نگارش و وفاداري به اصل اتفاقي كه افتاده و قرار است كه روايت شود، مي‌باشد.

و اين اصلي است كه اگر رعايت شود، آن سفرنامه و خاطره جذاب و دلنشين مي‌شود. ضمن اينكه بايد يكسري ظرافت‌ها را هم در نظر گرفت. شبيه‌سازي و ارجاع خواننده به يك جاي نزديك‌تر از جاذبه‌هاي اين سفرنامه‌ها مي‌تواند باشد.

فكر مي‌كنيد بين رمان و سفرنامه، تأثيرپذيري كداميك براي خواننده بيشتر است؟

بايد ببينيم قشري كه قرار است آن را بخواند از كدام قشر است. قشري است كه علاقمند به رمان است چون قلم در رمان خيلي راحت مي‌چرخد و نويسنده مي‌تواند هر چيزي را كه در ذهنش پرورش داده و وجود خارجي هم ندارد در رمان بياورد. اما در سفرنامه به چيزهايي كه مشاهده كرده‌ايد محدود هستيد و نمي‌توان هر چيزي را كه بخواهيم بنويسيم، بر اين اصل به نظر مي‌رسد جذابيت رمان بيشتر است. اما صداقت گفتار در سفرنامه دليل جذب مخاطبان اين سفرنامه‌ها مي‌شود.

حرف آخر.

چيزي كه براي من اتفاق افتاد و برايم جالب بود، اين بود كه يكي از دوستان قديمي كه با هم بچه يك محل بوديم و در جبهه هم باهم بوديم نامه‌اي را در همان سربرگ‌هاي نامه جبهه براي من نوشت و در آن يكسري تذكرات و يادي از يكسري وقايع و دوستان شهيد كرد كه براي من تلنگري بود كه وقتي به دستم رسيد آن را به عنوان سندي كه وظيفه دارم آن را با خودم به حج و صحن طواف ببرم، همراهم بردم و به نيابت 100 شهيد در آن جا طواف كردم و به نظرم يكي از زيباترين طواف‌هاي من در اين سفر معنوي بود.

 

 

يكشنبه 4 مهر 1389 - 14:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری