شنبه 25 آذر 1396 - 4:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

در ستايش اخلاقي پهلواني

 

درباره سريال در مسير زاينده‌رود ساخته حسن فتحي

 

پخش سريال «در مسير زاينده‌رود» با حاشيه‌هاي فراواني همراه بود. اين سريال پس از پخش چند قسمت با انتقاداتي از سوي مردم اصفهان مواجه شد، در ادامه اظهار نظرهاي برخي اهالي فوتبال را هم به همراه داشت. سازندگان در مسير زاينده‌رود در مصاحبه‌هايي جداگانه بر اهداف سريال كه همان پرداختن به اصفهان با تمام ويژگي‌هاي فرهنگي، هنري و تاريخي‌اش تأكيد كردند و حتي تا مرز عذرخواهي به دليل در نيامدن درست لهجه اصفهاني پيش رفتند، اما اعتراضات به سريال فتحي ادامه پيدا كرد تا جايي كه حذف قسمت‌هايي از اين سريال را موجب شد.

اما با وجود همه اين مشكلات و اينكه گاه تحمل لهجه اغراق‌آميز نادرست اصفهاني سريال عذاب‌آور مي‌شود. سريال در مسير زاينده‌رود داستان جذابي دارد و تماشاگر را به دنبال خود مي‌كشاند كه اين امتياز كوچكي نيست. در مجموعه منتقدان نظر مثبتي به اين سريال داشتند.

سعيده نيك‌اختر (منتقد) درباره در مسير زاينده‌رود مي‌نويسد: «چندي است كه دغدغه اخذ رضايت خانواده قاتل از خانواده مقتول، دامن حسن فتحي كارگردان كاربلد سريال‌هاي تلويزيوني محبوب مردم را گرفته و بعد از فيلم سينمايي «كيفر» به ماه رمضان امسال نيز كشيده شده است. هوشمندي فتحي را مي‌رساند كه مي‌داند در دل چنين موقعيت دشواري چه مايه‌هاي غني و بكري براي پردازش درام وجود دارد. خانواده‌اي كه مرگ و زندگي عزيزشان در دست يك خانواده ديگر است و هيچ چيز جز رضايت آن‌ها نمي‌تواند عزيزشان را نجات دهد؛ نه پول و ثروت، نه زور و قدرت. داستان در مسير زاينده رود در فضايي سنتي و دلنشين شروع مي‌شود و به نظر مي‌رسد مشكلي دامنگير شخصيت‌ها نيست تا اينكه بعد از حدود پنج قسمت زخم‌هاي قصه يكي يكي رو مي‌شود و بيننده را درگير مي‌كند. البته بايد به اين نكته هم اشاره كرد كه فتحي قصه‌اش را خيلي دير شروع مي‌كند و چند قسمت ابتداي سريالش را به مقدمه‌چيني و شكل‌دادن به موقعيت‌هاي درام اختصاص مي‌دهد. شايد اين تأخير در گره‌افكني ايراد مهمي نباشد، اما بايد پذيرفت كه در مقايسه با ديگر سريال‌هاي ماه رمضان براي جذب مخاطب اندكي دير شروع كرده و به نظر مي‌رسد عجله‌اي براي درگير كردن مخاطب ندارد. كارگردان در مسير زاينده‌رود ترجيح داده ابتدا شخصيت‌ها و موقعيت‌هاي داستانش را قوام دهد و سپس به ماجراي كشمكش دو خانواده بپردازد.

در يك نگاه اجمالي به كارگردان‌هاي سريال‌ساز چند دهه اخير، دو خصوصيت بارز است كه حسن فتحي را از ديگر كارگردان‌ها متمايز مي‌كند: 1- فتحي استاد پيچيدگي‌هاست. نگاه نكته‌بيني دارد و در پرداخت داستان و شخصيت‌ها و دراماتيزه‌ كردن آن‌ها بسيار چيره‌دست عمل مي‌كند. 2- او توجه زيادي به جزئيات دارد و هر نكته كوچكي را با دقت و وسواس زياد سر جاي خودش قرار مي‌دهد. مثلاً شخصيت پرطمطراق مهران سارنگ (اشكان خطيبي) را در نظر بگيريد كه با سر و صدا و شور و هيجان وارد داستان مي‌شود. مهران يك فوتباليست موفق و يك شخصيت درجه يك محترم و بي‌غم معرفي مي‌شود كه حرف از ميلياردها مي‌زند و با داشتن بهترين اتومبيل و نامزدي با تنها دختر تاجر متمول اصفهاني، به نظر مي‌رسد هيچ مشكلي در زندگي ندارد. ولي با گذشت سه قسمت شخصيت مهران چنان كله‌پا مي‌شود و از اوج به حفيض مي‌رسد كه بيننده انگشت به دهان مي‌ماند. مهران كه تا ديروز خود را تك‌ستاره فوتبال ايران مي‌ديد، امروز با سر تراشيده و دستبند به دست كشان‌كشان به سمت ماشين پليس برده مي‌شود و با صداي لرزان به مادرش التماس مي‌كند. فريادها و عربده‌هاي خودخواهانه مهران به التماس و ناله تبديل شده، بدون آنكه كسي با او احساس همدلي كند. او ديگر قهرمان نيست. فتحي از كلي‌گويي پرهيز مي‌كند و انتقال مفهوم اصلي داستان را دقيقاً بر روي مسائل جزئي قرار مي‌دهد. از اين طريق تأثيرگذاري و باورپذيري را به طور مستقيم انجام مي‌دهد و باعث مي‌شود داستان خود به خود بدون شعار دادن به دل بيننده بنشيند. نمونه‌اش در اين سريال، تمهيد بسيار جالبي كه در بيان كمرنگ شدن اخلاق و جوانمردي در نسل جوان امروزي، توسط تقابل بين دو رشته ورزشي صورت گرفته است. مهران پرمدعاي خالي از اخلاق را در كسوت و لباس ورزشي كه چندي است وارد كشور شده و از اصالتي برخوردار نيست، مي‌بينيم. فتحي در مقابلش حاج بهزاد مصيب (مهدي سلطاني، بازيگر و مدرس تئاتر) را كه نمونه كامل اخلاق در خانواده و اجتماع است و تمثيل صبر و جوانمردي، در كسوت كشتي‌گيري بازنشسته قرار مي‌دهد. كشتي ورزشي اصيل ايراني است و اولين چيزي را كه در ذهن مردم يادآور مي‌شود اخلاق و مروت و جوانمردي است كه نسبت به قهرماني اهميت و اولويت بيشتري دارد. فتحي با هوشياري و ظرافت بار ديگر ثابت مي‌كند كه شايد قهرمانان بميرند، ولي پهلوانان هرگز نمي‌ميرند.»

هادي معيري‌نژاد (منتقد) هم درباره در مسير زاينده رود مي‌نويسد: «قابل تأمل‌ترين سريال رمضان امسال در مسير زاينده‌رود است. حسن فتحي در اين سريال نشان داده است كه با پافشاري در خلق مفاهيم و شاخصه‌هاي آشنا، هم مي‌تواند سريالي مناسبتي و اخلاقي توليد كرد و هم امضاي خود را پاي اثر باقي گذاشت. فتحي با سريال‌هايش نشان داده كه شيفته دو بن‌مايه‌ مفهومي در سريال‌سازي است، باز هم اين دو بن‌مايه را به كار گرفته است؛ شيفتگي وي به اخلاق پهلواني فرهنگ عياري اين‌بار در قالب تقابل با بي‌اخلاقي‌هاي ورزشي حرفه‌اي خيلي خوب و امروزي از كار درآمده است. ضمن آنكه عشق هم به عنوان مفهوم دوم در اين سريال حضور زيرپوستي دارد و توجيه‌كننده پاره‌اي از كنش‌هاي شخصيت‌ها در داستان است. در حقيقت فتحي مفاهيم مورد نظر را در الگوي تقابلي و ديالكتيكي بين اخلاق پهلواني و بي‌اخلاقي‌هاي مرشده در ساليان اخير را در بين ورزشكاران حرفه‌اي مي‌جويد و از دل اين تقابل است كه مفاهيم توليد شده و سريال شايستگي يك محصول مناسبتي را پيدا مي‌كند. فتحي باوسواس در استفاده از عوامل حرفه‌اي نشان داده است كه بيرون جستن از دايره محدود عوامل در سريال‌هاي اخير سيما تا چه اندازه مي‌تواند موفقيت و ماندگاري يك اثر را تضمين كند. شايد اگر بخواهيم يك نظرسنجي در مورد سريال‌هاي مناسبتي امسال انجام دهيم با يك پيش‌داوري احتمال دهيم در مسير زاينده رود بهترين سريال مناسبتي يا حتي بهترين سريال امسال بشود. اهتمام فتحي در ارائه هوشمندانه ظواهر فرهنگ، معماري، نقاشي و بالاخره شاخصه‌هاي فرهنگي شهر اصفهان، بازي‌هاي روان و حرفه‌اي علي‌الخصوص از طرف حسين محجوب و حتي بازيگران در نقش‌هاي فرعي مثل پرديس افكاري، مهرانه مهين‌ترابي و... باعث شده است كه مخاطب سريال‌هاي ماه رمضان در مسير زاينده‌ رود را در جايگاه ويژه‌اي قرار دهد.

 

چهارشنبه 31 شهريور 1389 - 15:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری