پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 6:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

چت روم، بلوتوث، جنگ نرم

 

گفت و گو با حجت الاسلام نعمت اللهي، مدير کل تبليغات اسلامي استان بوشهر

 

 حجت الاسلام نعمت اللهي مدير کل تبليغات اسلامي استان بوشهر است؛ اما به دليل علاقه ايشان به ادب و هنر در سالهاي اخير، سالن اداره تحت مديريت خود را همواره در اختيار نهادهاي فرهنگي و ادبي استان بوشهر نهاده است. علاقه شخصي نعمت‌اللهي باعث شده تا بارها ايشان نه به عنوان اجاره دهنده سالن اجتماعات که در قالب ميزبان شاعران مطرح امروز کشور، همچون محمدعلي بهمني ظاهر شود و خود از ابتدا تا انتهاي شب شعر در کنار بهمني بنشيند و از شعر شاعران غزلسرا لذت ببرد و به خلسه‌اي فرهنگي فرو رود. شيخ هر چند که شاعر است اما ترجيح مي‌دهد که در جامعه ادبي استان بروز شاعرانه نداشته باشد. با اين حال هميشه در کنار اهل شعر و غزل است.

   نعمت اللهي در يک خانواده مذهبي به دنيا آمد. در دوران کودکي خود در اليگودرز با شيخ پيري بنام آيت الله شيخ فضل الله بربرودي که از شاگردان آقا شيخ عبدالکريم حائري (ره) بود آشنا شد. وقتي آيت الله بربرودي در مسجدي که در خيابان محل زندگي نعمت اللهي نماز مي خواند شيخ امروز بسيار کودک بود. مي گويد آيت الله بربرودي نيم ساعت قبل از نماز بچه ها را دور خودش جمع مي کرده و به آنها شکلات مي داده و برايشان قصه هاي قرآني تعريف مي کرده است. رفتار آيت الله بربرودي و شيوه وضوي ارتماسي ايشان در حوض زيباي مسجد براي هميشه در ذهن علي نعمت اللهي نقش مي بندد. به نحوي که تا سالها بعد و شايد تا امروز ايشان روحاني را از زاويه آيت الله شيخ بربرودي مي بيند.

در دبيرستان به اشتياق طبيب شدن به رشته تجربي رفت اما سر از حوزه علميه اليگودرز و سپس حوزه علميه قم درآورد تا طبابت روح را آغاز کند. خود اما مي گويد که شرايط انقلاب و تغيير بنيادين نگرش عمومي مردم در اثر تاثير پذيري از انقلاب در تحصيلات ايشان در حوزه علميه بسيار موثر بود است. در آستانه جواني با آثار دکتر شريعتي و شهيد مطهري آشنا شد و به شدت جذب آثار شهيد مطهري شد.

در دوران تحصيل در قم از محضر اساتيدي همچون آيت الله ستوده، وحيد خراساني، ميرزا جواد تبريزي و جوادي آملي بهره برد و در سال 1378 از حوزه علميه قم خداحافظي کرد. نعمت اللهي همچنين تحصيلات دانشگاهي را در دانشگاه تهران در رشته حقوق دنبال کرد و فارغ التحصيل کارشناسي ارشد حقوق عمومي است. وي در سال 1372 ازدواج کرد و صاحب دو فرزند بنامهاي محمد و حامد است. مي گويد که محمد اخيراً به او گفته که مي خواهد رشته رياضي فيزيک را رها کند و به حوزه برود و ... اينها همه برشي از بخشي از زندگي کسي است که در سالهاي اخير مديريت تبليغات اسلامي استان را بر عهده دارد و علاقه مند حافظ و مولوي و شاعران نسل بعد از نيما است.

 

  

به عنوان سوال اول مي خواستم بدانم که آيا براي تبليغ دين اسلام از روش هاي جديد مثل بلوتوث و يا ساختن آهنگ هاي مذهبي براي زنگ موبايل ها هم استفاده مي کنيد؟

خير ! در اين رابطه کمتر کار کرده ايم.

 

چرا؟ فکر نمي کنيد آهنگ هاي اروپايي همچون کريس تي برگ و التون جان يا ساير خوانندگان به راحتي در موبايل نسل امروز جاي مي گيرد اما در ايران اين اتفاق نمي افتد؟

براي اين موضوع نبايد خيلي سريع قضاوت کنيم و براي همه يک نسخه واحد بپيچيم. در اين رابطه بايد پيام دهنده و پيام گيرنده و محتواي پيام و ابزار پيام را هم مد نظر قرار دهيم.

 

بيشتر توضيح دهيد.

در يک نگاه علمي خيلي مهم است که چه کسي پيام مي دهد. در آموزه هاي ديني به ما ياد داده اند که شرايط شخصي فردي که مي خواهد پيام را منتقل کند را هم در نظر داشته باشيم و موقعيت فکري او برايمان مهم باشد. جنبه کاريزماتيکي پيام دهنده و تاثيرگذاري او بر مخاطب بسيار مهم است. راز و رمز پيروزي همه انبيا و اولياء الهي از همين شخصيت کاريزماتيک آنها نشات مي گرفته است. به دليل شخصيت کاريزماتيک اين بزرگواران بود که کلامشان بر روح و روان مردم رسوخ مي کرد. حتي بر روح و روان افرادي که آن بزرگواران را نديده بودند. وقتي پيامبر اسلام پيام خود را ابلاغ مي کند، اويس قرني نديده جذب پيام رسول الله و عاشق او مي شود.

همه کساني که عاشق انبياء الهي شدند نتوانسته بودند که آن بزرگواران را ببينيد اما به دليل تاثير گوينده بر روح و روان خود جذب گفته هاي پيامبران مي شدند. و لذا در ادبيات گفته مي شود که هر سخن از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند.

 

در امور مادي چطور؟

امروز مي بينيم که از بهترين امکانات استفاده مي شود، يعني کسي را عطر و عبير مي زنند و جلو بهترين و پيشرفته‌ترين امکانات مي نشانند و پيامي غير معنوي را از او منتقل مي کنند. در رابطه با مسائلي که به امور مادي باز مي گردد، تمامي موارد سمعي و بصري را لحاظ مي کنند. البته اين گونه تبليغي الزاماً نمي تواند در امور معنوي تاثيرگذار باشد. امروز در شبکه هاي ماهواره اي، تبليغ مسيحيت و يا ديدگاههاي مذهبي ديده مي شود که اتفاقاً گاهي هم در کارشان موفق مي شوند.

 

به نظر شما چرا وقتي از امکانات تبليغ مادي به نفع تبليغ معنوي استفاده مي کنند، موفق مي شوند؟ در صورتي که مي بايست علي القاعده طبق ديدگاه شما موفق نشوند.

به نظر من در اين رابطه، وجود معنويت در موفقيت آنها موثر است؛ هر چند که اين شبکه ها اصل و اساس معنويت را رها کرده اند و تنها کف معنويت را گرفته اند و در واقع اقدام به ارائه يک دين ساندويچي به مردم کرده اند، اما به هر حال موقيت هايي داشته اند. يعني در واقع در اين دين ساندويچي هم خدا هست و هم خرما. شايد به همين دليل نيز در کوتاه مدت موفقيت نسبي کسب مي کنند.

 

برگرديم به پيام گيرنده که دومين عامل تبليغ جديد است.

بله! پيام گيرنده هم بسيار مهم است. هر چه پيام گيرنده قوي تر باشد، مي‌تواند پيام را بهتر جذب کند. امروز مخاطب شناسي به يک علم تبديل شده است. اگر مخاطب گم شود، پيام ناقص خواهد ماند. بايد بدانيم که براي چه گروه سني و چه تيپ افرادي و براي چه نگرشهايي مي خواهيم پيام توليد کنيم. اشکال مهم ما اين است که مخاطب شناسي مان ضعيف است. لذا گاهي وقتها مي‌خواهيم همه را به يک شکل و در يک اندازه ببينيم که اين كار قطعاً اشتباه است. بايد مخاطب را شناخت و پيام را به درستي به او منتقل کرد. در غير اين صورت آسيب خواهيم ديد و نخواهيم توانست کاري را از پيش ببريم.

 

حالا مي‌خواهيم چه چيزي را به مخاطب منتقل کنيم؟

اتفاقاً مهم است که بدانيم محتواي پيام توليدي ما چيست. همانطور که ابزار پيام هم بسيار مهم است. امروز ابزار حرف اول را در دنيا مي‌زند. امروز شاهد انفجار اطلاعات (information) در جهان هستيم. دنيا به شدت متحول شده است. اگر يک زمان دنيار را دهکده جهاني (global village) مي‌دانستند، من معتقدم جهان امروز تبديل به جيب جهاني ( global paket) شده است.

 

چرا جيب جهاني؟

وقتي شما موبايل در جيبتان باشد، با همه جهان در ارتباط خواهيد بود. از کشورهايي شبيه ايران بگذريم که هنوز در حال استفاده از نسل اوليه موبايل هستند، در کشورهاي پيشرفته ديده مي‌شود که موبايل در حال ارائه خدمات اينترنتي و شبکه هاي ماهواره‌اي به مردم است. تکنولوژي و صنعت، تحولي را در دنيا ايجاد کرده‌ است که مي‌بايست از آن براي انتقال پيام استفاده کنيم.

 

پس ماهواره و اينترنت في ذاته تهديدي براي جامعه ما نيست؟

بستگي به نوع استفاده ما دارد. بالاخره بايد پذيرفت كه مرزها شکسته شده است. اگر زماني خرده فرهنگها توان مقاومت بسيار بالا در برابر فرهنگهاي حاکم بر جوامع بشري داشته اند، امروز شکنندگي آنها افزايش يافته و توان مقاومت بسيار اندکي دارند؛ زيرا حريم ها و مرزها شکسته شده است. امروز هم اگر از اين ابزارها دير استفاده کنيم، معلوم نيست که چه خواهد شد.

اخيراً در يکي از سايتهاي علمي مي خواندم که در آينده اي نه چندان دور (شايد در دهه آينده) نرم افزارها را روي مغز انسان دانلود خواهند کرد. اگر اين اتفاق بيفتد، تحول بسيار حيرت انگيزي در جهان رخ خواهد داد. بدون ترديد با اين تحول، سيستم آموزشي دنيا دگرگون خواهد شد. البته من معتقدم که امروز هم اين اتفاق در سيستمهاي اطلاعاتي و امنيتي و جاسوسي دنيا افتاده است. امروز وقتي كسي را به نحوي شستشوي ذهني مي دهند که به شکلي حرف مي زند که از او خواسته اند، پيداست که اين خروجي حاصل وروديي است که به او داده اند؛ زيرا هميشه ورودي به هر چيز از جمله مغز، خروجي متناسبي را حاصل خواهد کرد. به همين دليل اگر دير بجنبيم، نمي‌توانيم موفق باشيم.

 

آيا زبان نسل سوم که زبان چت روم هاست هم مي تواند زبان دين پذيري باشد؟

اين بحث يک بحث هم روانشناسي است و هم بحثي جامعه شناسي. اما فاصله گرفتن نسل سوم انقلاب از نسل هاي دوم و اول به دليل تغيير و تحولاتي است که در جامعه بشري رخ داده است. تحولاتي اتفاق افتاد و مرزهايي شکسته شد که در بخش اول صحبتهايم به آنها اشاره کردم. به نظر من اقبال به معنويت در جامعه در حال رشد يافتن است. البته اين تاثير از زمان بروز انقلاب اسلامي در جامعه بشري آغاز شده و به نسل سوم هم خلاصه نمي‌شود.

 

بيشتر توضيح دهيد.

انقلاب اسلامي تحولي اساسي را در دنيا ايجاد کرد. اين تحول از اين منظر بايد مورد بررسي قرار گيرد که معنويت از زندگي بشر رخت بر بسته بود و اين امر محصول تلاش حداقل 5 قرن قبل بود. بشر در نيمه دوم قرن چهاردهم ميلادي شاهد جريان پروتستانيزم بوده است. اين جريان بعدها و در قرن پانزدهم منجر به رنسانس شد. بعد از رنسانس در قرن هفدهم انقلاب صنعتي اتفاق افتاد که تحولي را در زندگي بشر بوجود آورد. در قرن هجده ميلادي جريان ليبرال پروتستانيزم در جهان بوجود مي آيد که از دل اين جريان ايسم هاي فراواني بيرون آمد. همه ايسم هايي که يکي بعد از ديگري از دل ليبرال پروتستانيزم بوجود آمد و متولد شد، داعيه اين را داشت که مي خواهد بشر را به راه جديدي ببرد. انقلاب اسلامي در فضاي توليد ايسم هاي دروغيني که زندگي بشر را متحول کرده بود، شکل گرفت و حرکت کرد.

اگر يادتان باشد حضرت امام (ره) در نامه خود به آقاي گروباچف نوشت که مشکل شما در تکنولوژي و صنعت نيست؛ مشکل شما اين است که خدا را از زندگي تان حذف کرده ايد. انقلاب اسلامي خدا را به زندگي بازگرداند. دنيا از همين موضوع نگران شد و مباحثي مثل جنگ نرم شكل گرفت.

 

دنيا از وجود امام نگران شد؟

بله! دنيا ديد که يک رهبر کاريزماتيک و معنوي و روحاني از گوشه حوزه علميه بلند مي شود و تحولي در دنيا ايجاد مي کند که در دنيا بي سابقه بوده است. مي دانيد که امام درس پلوتيک و سياست را در منچستر و يا هاروارد يا برکلي يا آکسفورد نخوانده بود. امام درس پلوتيک را در دانشگاه امام صادق (ع) خوانده بود. و نسلي در زمان امام شکل گرفت و تربيت شد توسط امام كه نسل جبهه و جنگ و شهيد و شهادت بود.  اين مقدمه را گفتم تا بدانيم که غرب از امام احساس خطر مي کرد و از همه توان خود براي آسيب زدن به نهضت ايشان استفاده كرد. در نتيجه وقتي غرب ديد که از تهاجم نظامي و سياسي نمي‌تواند به اهداف خود برسد، اقدام به تهاجم فرهنگي كرد. اما متاسفانه خيلي ها حتي زماني که مقام معظم رهبري بحث تهاجم فرهنگي را مطرح کردند، اين بحث را جدي نگرفتند. در حالي که جهان غرب خيلي از کشورها را بر مبناي تهاجم فرهنگي تسخير کرد.

 

کشورها را با تهاجم فرهنگي گرفتند؟

بله. آندلس را نگاه کنيد. مگر بخش اعظم جامعه اسپانيا مسلمان نبود؟ چه شد که يک مرتبه دگرگون شد؟ غير از اين بود که از دريچه فرهنگ وارد شدند؟ بعد از تهاجم فرهنگي، به تعبير مقام معظم رهبري بحث شبيخون فرهنگي و ناتوي فرهنگي و در آخر هم جنگ نرم پيش مي آيد که حاصلي جز فاصله گيري نسلهاي مختلف انقلاب با هم ندارد. الان هم دارند از همه ابزارها براي ضربه زدن بر پيکره انقلاب استفاده مي کنند. ديديم که اگر از منظر تهاجم فرهنگي به قضيه نگاه کنيم به جنگ نرم خواهيم رسيد.

 

اگر از منظر ديگر هم به قضيه نگاه کنيم بد نيست.

چه منظري؟

 

خواسته هاي نسل جوان و به روزگار جواني چنان كه افتد و داني.

بله! خوب است. بالاخره نسل جوان خواسته هايي دارد. گاهي در امور معنوي خيلي به جوانان سخت مي گيريم. به دليل ظرفيتهايي که در دنيا ايجاد شده است نسل سوم از نسلهاي قبل کمي فاصله مي گيرد. البته نوع ديدگاه عمومي هم نسبت به حوزه فرهنگ متفاوت و متنوع است. عده اي علايق خاص با سمت و سويي خاص در اين زمينه دارند که عموماً هم سمت و سويشان مادي است. عده اي هم تعاملشان با حوزه فرهنگ، عزلت نشيني و گوشه نشيني است. اين افراد اگر جوان باشند دنبال کار خودشان هستند و اگر هم پير باشند عزلت نشين مي شوند. عده ديگري هم هستند که فقط منفي نگر هستند و اصلاً نيمه پر ليوان را نمي بينند و عموماً فقط فريادگر هستند و راه حلي ارائه نمي‌دهند. هر سه گروه براي جامعه مثبت نيستند. فقط يک بخش مي‌ماند که شامل انسانهاي فعال و خلاق مي شوند که تاثير گذار هستند.

 

بالاخره نسل جوان ما فاصله گرفته يا نه؟  اگر بله، چکار کنيم که برگردند؟ بهتر نيست که خودمان به سمت آنها برويم؟

بله فاصله گرفته اند. اما اگر قرار باشد دين را عصري کرد که خيلي شلوغ کاري مي شود. بايد عصر ديني باشد. اما اگر دين عصري شود، همه چيزي در دين جاي خواهد گرفت. آن وقت حتي تسامح و تساهل هم کم مي آورد.

 

  بين صحبتهايتان به شبکه هاي ماهواره اي هم اشاره داشتيد. آيا اين شبکه ها تهديد محسوب مي شوند يا خير؟

من اين شبکه ها را فرصت مي دانم. اگر از اين شبکه ها درست و بخوبي استفاده کنيم فرصت هستند.

 

چرا؟

چون اقبال به معنويت زياد شده است. مولانا مي گويد : خوب وردي را بدست آورده اي/ ليک سوراخ دعا گم کرده اي. اگر جوانان امروز به سمت آيين‌هاي کنفوسيوسي شرق آسيا مي‌روند يا به آيين‌هاي هند باستان و يا به سمت مسيحيت و زرتشتي‌گري مي‌روند يا حتي اگر به سمت آيين‌هاي منحرفي چون شيطان پرستي مي‌روند، دليلش اين است که خواهان معنويت هستند. جستجوي معنويت وجه مشترک افرادي است که به اين آيين ها گرايش مي‌يابند. حتي اگر به قضيه هشت پا و جام جهاني هم نگاهي بيندازيم مي‌بينيم که رد پاي جستجوي معنويت بشر در آن به عينه مشاهده مي شود.

 

چطور به اين نتيجه رسيديد؟

خيلي ساده است. داستان هشت پا يک تلنگري به دنيا زد. کاري به اين موضوع ندارم که خيلي ها سعي کردند به جامعه بگويند که اين هشت پا را آموزش داده اند و يا با رنگها آشنايش کرده اند و يا طبق نظريه پاولوف اين اتفاق افتاده و ... چيز مهمي در پشت اين قضيه وجود دارد و آن موضوع ماوراء الطبيعه است که در بشر زنده شده است. يعني در اوج پشرفت و صنعت و پسامدرن، هنوز براي بشر، ماوراء الطبيعه مطرح است. اگر من اين شبکه ها را فرصت مي دانم از اين دريچه است. اگر در دنياي امروز معنويت به سمت مسيحيت گردش دارد يا زرتشتي‌گري يا ... نشان مي‌دهد که اقبال به معنويت در اين جهان زياد شده است. امروز دنيا به اين نتيجه رسيده که به بي راهه رفته. امروز بشر به اين نتيجه رسيده که نيمه گمشده او معنويت است و آن را يافته است. بشر به اين نتيجه رسيده که در طي قرنهاي اخير هر چه توليد کرده خواسته هاي مادي و نفساني خود را پوشش داده، اما نتوانسته خواسته هاي معنوي خود را پوشش دهد.  ما بايد از اين فرصت استفاده کنيم. ما بايد مسئل ديني و مذهبي مان را به گونه اي به جوانان معرفي کنيم که جوانان بپذيرند.

 

آيا اسلام گريزي امروز بين جوانان هم فرصت است؟

اسلام گريزي اتفاق نمي افتد. از قديم گفته اند که اسلام به ذات خود ندارد عيبي/ هر عيب که هست از مسلماني ماست. گاهي وقتها سخت گيري، بيش از حد است. با يک مثال روشن مي کنم. امر به معروف و نهي از منکر يک پديده مترقي اجتماعي است که مورد تاکيد بسيار اسلام و ساير اديان الهي است. در همه آيات قرآن هم امر به معروف مقدم بر نهي از منکر است. در هيچ جاي قرآن نمي بينيم که نهي از منکر بر امر به معروف مقدم دانسته شده باشد. اين موضوع خيلي مهم است. اصل هشتم قانون اساسي ما هم مستقيماً به اين موضوع اشاره دارد. اما هيچ راهکار اجرايي براي آن در قانون اساسي نيامده است.

براي اينکه به تاثير مهم و حياتي امر به معروف و نهي از منکر پي ببريم خوب است که از رمان معروف «ويکتور هوگو»ياد کنيم. زماني که «ژان والژان »شب در کليسا ماند و تعدادي از شمع هاي کليسا را دزديد و فرداي آن شب توسط داروغه دستگير شد، داروغه‌ها او را به کليسا نزد پدر روحاني بردند تا شمع‌ها را پس بدهد. وقتي پدر روحاني «ژان والژان» را ديد که در دست داروغه ها بازداشت است، به او گفت که پسرم دوتا ديگر از شمع‌ها را فراموش کردي با خودت ببري. بيا و اين ها را هم بگير و ببر. همين برخورد روي «ژان والژان »بسيار تاثير مي‌گذارد و او را شديداً تحت تاثير قرار مي‌دهد و متحول مي‌کند و او را تا شهردار شدن يک شهر پيش مي‌برد.

خيلي از ما معروف را نمي شناسيم. منکر را هم نمي شناسيم. نه ليستي از معروف داريم و نه ليستي از منکر. فقط يک سري از ليستهاي مشهور مانند گناهان کبيره و صغيره داريم. اما امروز به دليل تحولات بزرگ اجتماعي كه در جامعه صورت گرفته، بايد حوزه معروف‌ها و منكرات را گسترش دهيم.

 

مي شود يك مثال بزنيد؟

بله! مثلاً در حوزه راهنمايي و رانندگي، بوق زدن زياد در خيابان به عقيده همه مردم جزو منكرات محسوب مي شود. خيلي از چيزها در اين رابطه با امر به معروف و نهي از منكر ليست نشده اند. اگر پديده عفاف و حجاب را بر زاويه امر به معروف و نهي از منكر، آن هم به شكل صحيح و منطقي، ترسيم كنيم، مورد پذيرش گسترده عمومي قرار خواهد گرفت.

 

يعني كار فرهنگي شود؟

بله! آقاي رييس جمهور هم گفت كه بايد در اين زمينه كار فرهنگي صورت بگيرد. به نظر مي رسد كه ما در يك سري از سختگيري‌ها به صورت سليقه اي عمل كرده‌ايم؛ چون برخي از معروفات در حوزه شخصي تعريف مي‌شود. وقتي عده اي از افراد درك درستي از معروف و منكر اجتماعي ندارند، بايد با آنها چگونه برخورد كرد؟ اگر ما براي آنكه اين افراد را مجاب كنيم كه كارشان معروف نبوده و منكر بوده برخورد سلبي كنيم، چه مي شود؟ ساده است؛ آن فرد زده مي شود و به راه ديگري مي‌رود و جايگزين ديگري براي خود پيدا مي‌كند. كافي است يك جوان با يك برخورد ما از همه چيز زده شود. عكس اين قضيه هم مي تواند پيش بيايد.

 

 براي خودتان هم پيش آمده؟

كه كسي را از معروفات ديني زده كنم؟

 

بله!

نه اما عكس قضيه پيش آمده. سالها قبل براي تبليغ به شهرستاني رفته بودم. در آن شهر جواني بود كه نه اهل نماز بود و نه روزه. دوستان وي و کساني که او را مي شناختند به من گفتند كه اين جوان اصلاً سر به راه نمي شود. از علائق او پرسيدم و گفتند كه او عاشق موسيقي است. از آنها خواستم كه جوان را نزدم بياورند تا او را ببينم. من از منظر موسيقي با آن جوان صحبت كردم. يادم مي آيد كه موسيقي پاپ تازه باب شده بود و آقاي شادمهر عقيلي در ايران كاست جديد مسافر را خوانده بود. من از اين توليدات اطلاع داشتم. تا پسر جوان نزدم آمد، به او گفتم مثل اينكه كاست شادمهر عقيلي هم به بازار آمده. اين جوان از اين جمله خوشش آمد. به همه گفته بود كه اين آخوند با بقيه آخوندها فرق مي كنه و خيلي آدم باحاليه. من با او كاري كردم كه قبل از همه وضو مي‌گرفت و صف اول نماز جماعت مي‌نشست.

 

در حوزه تبليغ روحانيت ما متوجه مي شويم كه همه مبلغان با اقبال عمومي مواجه نمي شوند. چطور است كه يك سر موفقيت در بازرگان و شريعتي و مطهري است و سر ديگر آن در كافي و دانشمند؟ چرا همه روحانيون نمي توانند با اقبال عمومي مواجه شوند؟

نمي توان اين گونه نتيجه گيري كرد. بالاخره هر كالايي مشتري خاص خود را دارد. معناي مخاطب گسترده شريعتي و مطهري و يا دانشمند يا ... اين نيست كه بقيه افراد موفق نيستند و مخاطب ندارند. دكتر رفيعي هم كلي مخاطب دارد. اين كه ما فكر كنيم فقط تعداد خاصي از انديشمندان ديني در حوزه مخاطب پذيري قرار مي‌گيرند، اشتباه است.

 

مخاطب روشنفكر مهم است. اين كه دين مداران جذب آقايي شوند، كار بزرگي صورت نگرفته. شكل برخورد اجتماعي در طبقه روشنفكر مهم است به نظر من. اگر مي گويم كه بقيه موفق نمي شوند، صرفاً از اين منظر است. چه عواملي دست به دست هم مي دهد كه كسي مورد پسند اجتماعي طبقه روشنفكر قرار مي‌گيرد؟ چرا تعداد اين افراد اين اندازه كم است؟

البته به نظر من كم نيستند. افراد زيادي هستند كه از حوزه عمومي به دين نگاه مي كنند. بالاخره نگرش يك فيلسوف به دين با نگرش يك عارف بسيار متفاوت است. اگر افرادي همچون مجتهد شبستري يا بازرگان در حوزه روشنفكري غير مذهبي جايگاهي به دست مي آورند، نبايد فكر كرد كه موفق ترين افراد بوده اند؛ بلكه بايد در نظر داشت كه حوزه ورود و دريچه ورود اين افراد به دين با علايق روشنفكران هم پهلو است. امروز چون ابزار و امكانات زياد است، اين اتفاق مي افتد. هميشه در عصر مدرن نگاه روشنفكرانه به دين وجود دارد. به همين دليل يكي شبيه بازرگان به دين نگاه مي كند و يكي هم مثل شريعتي به اين حوزه مي نگرد ... هر كس از زاويه نگاه خود به اين موضوع نگاه مي‌كند. البته امروز نمي‌توان صرفاً به اين موضوع از دريچه دين نگاه كرد، زيرا اين موضوع حوزه سياست را هم متاثر مي‌كند.

مشكل جامعه ما از ديرباز اين بوده كه نه روشنفكر حوزه دين را درك كرده و نه عموم دينداران، روشنفكران را درك كرده‌اند. به همين دليل هميشه نزاع روشنفكران و دينداران در جامعه ما وجود داشته است. امروز ما بيشتر به روشنفكر ديندار نياز داريم تا روشنفكر خالص و يا ديندار خالص. به قول امام (ره) نه متحجرين را مي خواهيم و نه روشنفكراني كه در طول تاريخ به قول آل احمد خيانت هايي داشته اند. جامعه ما هميشه رنج برده از اين وضعيت. هميشه روشنفکران دينداري همچون شهيد بهشتي ها و شهيد مطهري ها كم بوده اند تا بيايند و بگويند که براي كمونيستهاي معتقد هم، به اندازه طلبه ها كرسي دانشگاهي بدهند تا در آنجا با هم به بحث بنشينند و با مباني ديني خود و تفكري آنها با هم به بحث بنشينند.

 

منبع : هفته نامه پيام عسلويه

 

 

چهارشنبه 31 شهريور 1389 - 9:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری