سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 17:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

سير تحول و تطور نثر فارسي در رابطه با عاشورا

 

 

 گفتگو با مهدي الماسي ؛ نويسنده کتاب «روايت گل سرخ»

 

 درست از روزي که واقعه دلخراش عاشورا به وقوع پيوست و يزيديان با تمام لشکريان کفر خاندان نبي مکرم اسلام را در صحراي کربلا به شهادت رساندند،از همان زمان هر نويسنده اي که به نوعي به آزادي و آزادگي شهره بود از ادبيان و شاعران گرفته تا فاضلان و تاريخ نويسان و عارفان هر کدام به نوعي اين واقعه را روايت کردند و سعي کردند با زباني به وقوع اين حادثه و بيان اين واقعيت بپردازند.اگر بخواهيم تک تک متون کهني را که به نوعي به عاشورا و امام حسين (ع) اشاره کرده اند بياوريم از صدها کتاب بيشتر مي شود.يکي از اين نويسندگان با خلاقيت خودش تصميم به جمع آوري حکايت هاي مرتبط با واقعه عاشورا و امام حسين(ع) درمتون کهن گرفته و بيش از 300 حکايت را در کتابي با عنوان «روايت گل سرخ »گرد آورد. مهدي الماسي نويسنده اين کتاب است.کتابي که اولين بار در سال 1382 توسط سوره مهر منتشر شد و به تازگي تجديد چاپ شده است. تجديد چاپ «روايت گل سرخ » بهانه گفت و گو با مهدي الماسي بود.

 

چه شد که تصميم گرفتيد حکايت هاي مربوط به واقعه عاشورا را گردآوري و تدوين کنيد؟  

اين کتاب در واقع يک کار تحقيقي براي يکي از موسسات فرهنگي که در رابطه با واقعه عاشورا فعاليت تخصصي و متمرکزي دارد،است.ابتداء قرار نبود به صورت مشخص به صورت کتاب تدوين شود و قصد اين بود که کل حکايات و حتي اشاراتي که به صورت داستاني در متون کهن به واقعه عاشورا و امام حسين (ع) شده جمع آوري شود که بصورت بانک اطلاعات موسسه براي داستان نويسان و کساني که مي خواهند درباره عاشورا تحقيق کنند قابل استفاده باشد.

 

اين کار را از کي شروع کرديد؟

از سال 80 جمع آوري اين متون را شروع کردم سال 82 بود که اين کتاب را براي انتشار در اختيار سوره مهر قرار دادم.

 

در ابتدا چند عنوان کتاب مورد توجه شما بود؟

ما حدود 100 عنوان کتاب شامل کتب تاريخي،روايي،تفسيري کتاب هاي ادبي،حکاياتي که در تاريخ ادبيات کهن ما هست را انتخاب کرديم و اين کتاب ها مورد بررسي قرار گرفت و هر چه حکايت درباره امام حسين (ع) بود را جدا کرديم ، اين مرحله اول کار بود.

 

تا اين جاي کار هنوز تصميم نداشتيد که به صورت کتاب اين حکايت ها را تدوين کنيد؟

بله ، تازه اينجاي کار بود که تصميم گرفته شد يک مجموعه مدون از حکايت ها تدوين شود. لذا حکايت هايي که از جهت روايي صحت و سقم آنها مشخص بود و از جهت زيبايي متن به لحاظ ادبي شاخص بود انتخاب شد. در مرحله بعد ، دوباره اين کتاب ها بررسي شدند وحکايت ها از حدود 40 عنوان کتاب که بصورت عمده مطالب داشتند استخراج شد.البته بنا را بر اين گذاشتيم حکايت هاي تکراري نداشته باشيم،مثلا حکايتي که هم در تاريخ بيهقي آمده بودند و مثلا در کتاب حبيب السير هم تکرار شده بود را تنها يک بار آورديم و سعي کرديم تا حد ممکن حکايت هاي تکراري را کم کنيم که البته صد در صد نشد.

 

بعدا در پاورقي يا آخر کتاب به اين حکايت ها اشاره کرديد؟

نه چون بيشتر بحث گزيده مطرح بود و حجم کتاب هم زياد مي شد اگر مي خواستيم به تک تک آنها اشاره شود حجم کتاب زياد مي شد....

 

چون در ابتدا هدف شما تدوين کتاب نبود اين سوال را مطرح کردم.

نه،ولي اين کتاب خيلي جاي کار دارد.مثلا همين کتاب را مي شود دوباره مورد بررسي پژوهشي قرار داد و اين حکايت ها که در کتاب هاي مختلف آمده را هم از جهت زبان، هم از جهت فرم و روايت با هم مقايسه کرد و مقالاتي در اين باره استخراج کرد که ما مجال و فرصت براي اين کار نداشتيم.

 

کلا چند عنوان حکايت را در اين کتاب گردآوري کرده ايد؟

اين کتاب حدود 300 حکايت را در خود جاي داده و اگر محققي بخواهد مي تواند با همين گزيده ، کار پژوهشي درباره نحوه روايت ها،درباره مسائلي که درباره امام حسين مطرح شده را از بعد ادبيات داستاني و نيز توجه به موضوعات و مضامين در حکايت ها که چه مضاميني درروايت شان مدنظر بوده را بررسي کند.البته براي اين کتاب يک مقدمه مفصل در حدود 25 صفحه نوشته شده که در آن به مواردي که لازم بوده اشاره شده است.

 

مثلا  چه موضوعاتي اشاره کرده ايد؟

اول اينکه از کارهايي که درباره عاشورا از بعد از واقعه عاشورا تا به امروز انجام شده گزارشي مجمل دادم. بعد در مرحله دوم رويکردهايي که به مسئله عاشورا شده را بررسي کردم...

 

منظورتان از رويکرد چيست؟

عرض مي کنم.اولين رويکرد،رويکرد اسطوره اي به واقعه عاشورا است.دوم رويکرد تاريخي و سوم هم رويکرد عرفاني است.....

 

اينها به چه صورت آمده است؟

در رويکرد اسطوره اي حکايت نويس و رواي زياد در بند اين مسئله نيست که بخواهد عين تاريخ و واقعيت را بيان کند و اصلا واقعيت اهميتي ندارد.اينها از خيال پردازي براي جلب بعد عاطفي مخاطب استفاده مي کنند.در اين رويکرد بعد اغراق آميز بودن، خارق العاده بودن و کرامات و اين گونه مسائل تا حد ممکن با آب و تاب شرح داده مي شود و بزرگ نمايي صورت مي گيرد.مثلا اينکه امام حسين در روز نبرد اين قدر از لشکر دشمن کشت که خون تا زانوي اسب آن حضرت بالا آمد که معلوم است که واقعيت ندارد و يا اينکه موکلان و فرشتگان به نزد امام حسين آمدند و گفتند که قتال را پايان دهيد چون بيم آن مي رود که نسل بشر در روي زمين منقرض شود.منتها اين خيال پردازي ها يک کارکردهايي داشته است ولي چون ما امروز با ديدگاه علمي به مسائل نگاه مي کنيم اين مسائل را رد مي کنيم. ولي بايد بدانيم که اسطوره کارکردهايي داشته است که يکي از آنها بعد عاطفي آنهاست.

 

البته همين الان هم اين خيال پردازي در سينما و تلويزيون و جاهاي ديگر ديده مي شود.

بله اين راويان مي خواستند مثل سينماگران امروزي که از صحنه آرايي و تخيل براي پرمخاطب کردن فيلم ها استفاده مي کنند به اين شيوه به جلب مخاطب بپردازند.بالاخره يک جور شگرد بوده است. چون اغلب هم اينها با يک خلوص نيتي وارد اين کار مي شدند. بخصوص وقتي بحث نوشتن متون پيش مي آيد اينها اغلب آدم هاي فاضلي بودند، منشي يا نويسنده بودند و از عوام نبودند و اين شيوه به هرحال يک نوع نگاه بوده است.مثل نوع نگاه هايي که در فيلم هايي سينمايي هست.

 

البته به نوعي مي توان گفت اين مسئله به مخاطب اين ها هم بر مي گردد بالاخره کساني که اين متون را مي خوانند عوام بودند و شايد عوام از اين نوع رويکرد استقبال مي کرده اند.

همينطور است،اين رويکرد اسطوره اي پر از رمز و کنايه است که شايد روايت علمي نمي توانست اين بيان را داشته باشد، بخصوص وقتي مخاطب عوام باشد.البته انتقادات زيادي به اين رويکرد وارد است هم از جهت مسئله تحريف واقعه عاشورا،تحريف خود تاريخ و بعضي جاها هم حرفهاي موهني زده مي شد که مايه آبروريزي بود.

 

در رويکرد دوم چگونه به واقعه عاشورا نگاه مي شد؟

رويکرد دوم،رويکرد تعقلي و تحليلي به مسئله عاشورا بوده است که اين قضيه مربوط به همين 100 سال اخير است که به واقعه عاشورا يک نگاه علمي تاريخي مي شود. در اين رويکرد خواسته شده که حواشي و زوايد از مسئله عاشورا زدوده و بررسي شود که واقعيت قضيه و هدف امام حسين(ع) چه بوده است؟از بعد سياسي،جامعه شناختي، مذهبي و ابعاد ولايي اين واقعه مورد بررسي قرار مي گرفته که از زمان قاجار شروع مي شود و با وقوع انقلاب اسلامي به اوج خود مي رسد.از جمله کارهايي دکتر سيد جعفر شهيدي،آثار شهيد مرتضي مطهري،دکتر شريعتي و ...که همه انها در اين کتاب آمده است.

 

رويکرد سوم چطور؟

رويکرد سوم هم رويکرد عرفاني است که در اين رويکرد واقعه عاشورا با نگاهي عرفاني مي آمد.مشهورترين کسي که در حوزه عرفاني کار کرده عمان ساماني است که در منظومه شعري مثنوي «گنجينه الاسرار» واقعه عاشورا را به صورت عرفاني ديده است.حتي قهرمانان عاشورا مثل حضرت ابوالفضل يا حضرت زينب را در وادي عرفان تفسير کرده است.يا منظومه «زبده الاسرار» از صفي علي شاه است که او هم با رويکرد عرفاني به واقعه عاشورا نگاه کرده است.

 

يعني تمام حکايت ها بر همين سه گونه روايت استوار است؟

بله مثلا در تاريخ طبري بيشتر بعد تاريخي قضيه مطرح است.خيلي اغراق و غلو در آن نيست.چون تاريخ نويس است خيلي روشن و شفاف واقعه عاشورا را بيان کرده است.از کرامتهاي امام حسين آورده، منتها مثل بقيه کتاب ها نياورده است.

 

به نظر خودتان ويژگي برجسته اي که اين کتاب دارد چيست؟

خوبي که اين کتاب دارد از بعد ادبيات اين است که ما مي توانيم سير تحول و تطور در نثر فارسي در طول تاريخ را در رابطه با عاشورا ببينيم. اين کتاب مي تواند براي دانشجوها و محققاني که بخواهند در مورد امام حسين و مسئله عاشورا تحقيق کنند مفيد است.

 

 

يكشنبه 28 شهريور 1389 - 9:14


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری