دوشنبه 5 تير 1396 - 14:56
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

صديقه مقدس پور

 

عوامل بروز جنگ تحميلي عراق عليه ايران

 

 

- روابط ايران و امريكا

سالروزجنگ تحميلي عراق عليه ايران بار ديگر صحنه‌هاي حماسي و ماندگار فرزندان امام خميني (ره) و تربيت يافتگان مكتب اهل بيت (عليهم السلام ) را در اذهان زنده مي كند.

انقلاب اسلامي با سرنگون ساختن رژيم شاهنشاهي که دست پرورده غرب بود، از يک سو و اتخاذ سياستي كه غرب آن را مخالف خود به حساب مي‌آورد، از سويي ديگر، ايادي استكبار و غربي ها را به خشم آورده بود.

تسخير لانه جاسوسي امريکا ، دستگيري و زنداني كردن تمامي كارمندان سفارت به عنوان گروگان اتفاق ديگري بود که ابهت امريکا را در اذهان ايرانياني که سالها در زير يوق اين استعمارگري كه خود را به ناحق منادي صلح معرفي
مي کرد رنج مي برد و نيز موجب قطع روابط بين جمهوري اسلامي نوپا، اما پويا و مصمم با آمريكا شد.

دلايل ديگري نيز علاوه بر بازداشت گروگان‌هاي سفارت امريکا در تهران وجود داشت. از جمله اين واقعيت كه ايران يك كشور نفت‌خيز است و شايد امريکا اميدوار بود كه پس از جنگ، رژيمي در ايران روي كار آيد تا در صورتي كه شرايط ايجاب نمايد بتواند خلأ نفت اعراب در خاورميانه را پر كند! و اين حقيقت وجود دارد كه وقتي شاه معدوم ايران نقش پليس منطقه را از جانب امريکا عهده دار شد، واشنگتن سلاح‌هاي فراواني در اختيار اوقرار داد و چه بسا يكي از آرزوهاي سياستمداران امريکايي اين بود كه اين سلاح‌ها نابود شوند.

- ماهيت وجودي رژيم عراق

ماهيت رژيم بعث عراق و چگونگي ظهور و بروز اين حزب حکايت از توسعه‌طلبي حزبي داشت که روي کار آمدن فردي چون صدام در رأس آن زمينه‌هاي بروز جنگ تحميلي را آسان تركرد. در آغاز جنگ، روابط غرب با بغداد توسعه يافت و نقش بغداد در سياست‌هاي منطقه‌اي به ويژه مسائل مربوط به مناقشه اعراب و رژيم صهيونيستي حائز اهميت بود.

بنابراين واشنگتن مانعي در اين نمي ديد كه جنگ طولاني شده و خسارت‌هاي ناشي از آن نيز افزايش يابد. در آن زمان، تحليل اين بود كه طولاني شدن جنگ و افزايش خسارت هاي آن حتي اگر عراق پيروز ميدان باشد ، موجب محدود شدن نقش منطقه اي عراق نيز خواهد شد و اين تنها ،‌ نظر واشنگتن و بقيه متحدان غربي آن نبود، بلكه چنين تفكري حتي در ميان تعدادي از همسايگان عرب عراق و ايران نيز وجود داشت .امريکا از اينكه مي ديد، دو دشمن او درگير شده اند، خوشحال بود. ضمن اين كه براي كشورهاي ثروتمند منطقه خليج فارس از نظر مالي و فقير از نظر تعداد جمعيت، نيز مناسب بود كه همسايگان قوي آنها مشغول جنگ و درگيري باشند که در نهايت به تضعيف آنان منجر شود.

شخصيت هاي بسياري در جهان اسلام و غرب با تعجب و حيرت زده مي‌پرسيدند، «آيا غربي ها در مقابل كشتارهاي موجود ميان عراق و ايران آن طور كه ظواهر امر نشان مي‌دهد بي‌تفاوت بوده و هيچ دخالتي نخواهند نمود ؟»

يا در پس پرده اهداف و مقاصدي وجود دارد؟ اين سؤال را مي‌توان به عبارتي روشن‌تر چنين مطرح كرد: آيا جنگ واقعاً يك امر تصادفي است كه فرصت‌هايي را براي بهره برداري برخي ايجاد مي كند ؟ آيا نمي توان گفت طراحي و برنامه ريزي براي جنگ را با كساني است كه از ان سود مي برند؟ براي همه آشكار بود كه سرچشمه آن همت و نشاطي كه طرفين براي استقبال از جنگ از خود نشان دادند، نمي‌تواند منشأيي جز اين داشته باشد كه هر يك از طرفين براي اين امر ضرورت‌هايي را در نظر داشتند كه آنها را به ميدان نبرد كشاند. اين مسئله در كليه شئون انساني يك قاعده آميخته با ضد و نقيض هايي است. به عبارت ديگر براي درگيري ميان ايران و عراق دلايلي وجود داشته، از طرف ديگر آشكار است كه محافل دشمن با طرفين درگير جنگ، براي خود منافعي را رصد نموده و براي دستيابي به آنها از هيچ تلاشي فروگذار ننمودند. گفته هنري كسينجر در اين باره شنيدني است : «اين اولين جنگ در تاريخ است كه اميدواريم طرف پيروزي نداشته باشد، بلكه هر يك از طرفين شكست خورده از آن خارج شوند.»

در اوايل جنگ موضع امريکا به عراق خيلي نزديك شد.زيرا در ابتداي جنگ، ايران همچنان58 نفر از اعضاي سفارت امريکا در تهران را به عنوان گروگان بازداشت كرده بودكه پس از گذشت444 روز آزاد شدند. آزادي اين افراد مصادف شد با آخرين روز دوره رياست جمهوري جيمي كارتر. امريکا نمي خواست نه حكومت ناسيوناليستي فعالي وجود داشته باشد و نه يك دولت اسلامي پر جنب و جوش در منطقه ، و اين براي امريکا مناسب بود كه جنگ ميان دو كشور واقع شود . امريكا نه تنها به خاطر ملاحظاتي در تدارك جنگ و فتنه بلكه در استمرار آن نيز مشاركت داشت.

صدام، رئيس‌جمهور عراق، شخصاً در نامه‌اي كه خطاب به رئيس جمهور وقت ايران در21آوريل1990 فرستاد، دو مرتبه به احتمالات «فتنه» اشاره كرد؛ در نامه مذكور آمده است: از جمله احتمالاتي كه بر وضع موجود مترتب است اين است كه قدرت هاي دست اندركار فتنه‌اي كه ميان ايران و عراق واقع شد، بار ديگر براي شروع جنگ به نحوي كه صلح را از دو كشور دور سازد، تلاش مي‌كنند. در همان نامه مجدداً مي گويد: اين نيروهاي شرور كه اميدواريم به ياري خداوند آرزوهايشان نقش برآب شود و تيرهايشان به خطا رود، حتماً براي ازسرگيري ستيز مسلحانه وخونين ميان ايران و عراق خواهند كوشيد.

صدام در اين نامه به قدرت‌هايي كه در فتنه دست داشتند به طور آشكار اشاره نموده اما چرا خود متوجه نشد که به چه دليلي ملت عراق را با اطلاعات غلطي که از ايران ، نيروهاي مسلح، محبوبيت و مشروعيت نظام اسلامي داشته ، درگير جنگي طولاني آن هم با تصور فتح يك هفته اي و سرنگوني نظام نوپاي اسلامي كرد ، او هيچگاه از خود نپرسيد چرا امريکا در اين اهداف با او همنوا شده است؟

- ماهيت استکبارستيزي انقلاب اسلامي

پيام انقلاب اسلامي ايران در درجه اول متوجه شيعيان بود. عراق نيز از نظر تاريخي كشوري است كه عقايد شيعه در آن متولد شده و حدود 65 درصد مردم آن را شيعيان تشكيل مي دهند و به همين دليل اين كشور همواره صحنه درگيري بوده است. بنابراين زمينه صدور انقلاب ايران به عراق آماده بود و چه بسا پيام انقلاب ايران به گوش آنان
مي رسيد و اگر اين پذيرش به نهايت خود مي رسيد، باعث از هم پاشيدن اركان حكومت ناسيوناليستي در عراق
مي شد.

رئيس جمهور وقت امريکا ،جيمي كارتر عمق تأثير سقوط شاه و از بين رفتن نفوذ امريکا در ايران را بر منافع بسيار بزرگ امريکا در منطقه خليج فارس درك مي‌كرد. بسياري از تحليلگران سياسي در امريکا پيروزي انقلاب اسلامي دشمن با امريکا را در سال1978 با روي كار آمدن كمونيست‌ها در چين در سال 1948 مقايسه مي‌كردند و بيشتر ارزيابي‌ها و تحليل‌ها بر اين اساس بود كه شكست سياسي امريکا در سقوط شاه ايران از شكست اين كشور در ويتنام خطرناكتر است.

كارتر تلاش مي كرد تا منافع بيشتري را در منطقه خاورميانه کسب کند از اين رو بعد از گذشت2 ماه ازپناهندگي شاه به مصر در مارس1979 تصميم گرفت خودش به منطقه آمده و در تأمين و حفظ اين منافع بکوشد. هدف كارتر، حل بعضي از مشكلات موجود ميان مصر و رژيم صهيونيستي بود كه تا آن زمان مانع امضاي قرارداد صلح ميان دو كشور شده بود. كارتر به قاهره آمد ، سپس به قدس رفت و مجدداً به قاهره بازگشت، اما حوادث ايران بيشتر از قرارداد صلح ميان مصر و رژيم صهيونيستي، مورد توجه او بود. بدين ترتيب مي‌بايست، سياست جديدي در قبال ايران اتخاذ كرد كه بتوان از هر فرصتي استفاده نمود.

او نمي‌خواست تنها به شيوه‌هاي غيرمستقيم تكيه كند، زيرا اين شيوه‌ها كاملاً تضمين شده نبودند، كما اينكه تحت كنترل دائمي امريکا هم قرار نداشتند. بنابراين در واشنگتن توجه به ضرورت ايجاد يك نظريه صريح امنيتي از جانب امريکا درباره منطقه خليج فارس شكل گرفت. سپس «اصل» كارتر كه شامل دو قسمت مي‌شد، مطرح گرديد.

1-«هرگونه اقدامي از جانب هر نيرويي براي دستيابي به مركز اعصاب منطقه خليج فارس، از نظر امريکا به عنوان تهاجم به مصالح حياتي اين كشور محسوب خواهد شد و پاسخ اين اقدام با تمام وسايل از جمله قدرت نظامي داده خواهد شد.»

2- تشكيل نيروهاي موسوم به واكنش سريع

- براندازي نظام جمهوري اسلامي

امريكا و دولت‌هاي استكباري از همان روزهاي اول پيروزي انقلاب اسلامي در ايران احساس خطر كرده و تحقير امريكا در اشغال لانه جاسوسي و شكست قدرت پوشالي شيطان بزرگ ، موجب بسيج آنها عليه انقلاب اسلامي شد.

در اين ميان صدام كه قصد داشت به جاي شاه مخلوع ايران ژاندارمي منطقه را در دست بگيرد، خود را براي نبردي كه نتيجه آن سرنگون كردن نظام جمهوري اسلامي ايران بود آماده كرد.

در حقيقت هدف اصلي تجاوز رژيم عراق سرنگون كردن نظام جمهوري اسلامي بود.

طه ياسين رمضان معاون نخست وزير عراق طي مصاحبه‌اي در 7 مهر 1359 تأكيد مي‌كند« اين جنگ به دليل قرارداد 1975 و يا چند صد كيلومتر خاك و يا نصف شط‌العرب نيست، اين جنگ براي سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي است.» در واقع درخواست لغو قرارداد 1975 صرفاً بهانه‌اي براي آغاز تهاجم به ايران بوده و برقراري سلطه عراق بر شط العرب و خوزستان و سرنگوني رژيم نظام جمهوري اسلامي از اهداف اصلي تهاجم عراق به شمار مي‌رود.

امريکا پس از اين که مهره اي چون شاه را از دست داد به فکر انتخاب جايگزيني مؤثر افتاد. خصلت‌هاي فردي، روحيه برتري‌طلبي و تماميت خواهي صدام او را براي انتخاب بهترين گزينه به جاي شاه مناسب مي‌نمود. صدام نيز از ايفاي چنين نقشي بدش نمي‌آمد و دوست داشت که به عنوان رهبر اعراب مطرح شود.

صدام براي تثبيت نقش خود به عنوان ژاندارم خليج فارس در بهمن ماه 1358 به انتشار منشور ملي اقدام كرد.

وي مي گويد: «به عقيده ما تعهد كشورهاي خليج فارس به اين منشور به عنوان تعيين كننده چارچوب كلي روابط فيمابين، امنيت خليج فارس را تأمين مي‌كند. نگهبان امنيت خليج فارس، فرزندان خليج فارس و كشورهاي آن مي‌باشند.» او تجاوز عراق به ايران را دفاع از ملت عرب، كشورهاي خليج‌فارس و حفظ ويژگي عربي بودن خليج‌فارس عنوان مي‌كرد. وي در سخنراني راديويي خود در 28سپتامبر 1980 گفت: «اين جنگ تنها براي ما نيست بلكه بيشتر براي تمام اعراب و نيز ويژگي عربي بودن خليج فارس است.»

نتيجه :

در باره علل و ريشه هاي بروز جنگ تحميلي تنها نمي توان به برخي مؤلفه ها بسنده و از بقيه آن ها صرفنظر نمود. تحقيقات انجام شده در دوران پس از جنگ نشان از اين مهم دارد که

- اختلافات ريشه‌اي ميان دو کشور

-  ماهيت استکبارستيزي جمهوري اسلامي ايران

- پيدايش خلأ قدرت در منطقه

- به هم خوردن توازن قوا پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران ،

- روي کارآمدن حزب بعث و تماميت طلبي عراق و ...

در تحميل اين جنگ به ايران نقش داشته و آن را اجتناب‌ناپذير کرده است.

دوران دفاع مقدس نمادي جاويد و به ياد ماندني از وحدت تمام اقشار مردم به رهبري امام خميني (ره) در دفاع از تماميت ارضي كشور ، پاسداري از ارزش هاي دين مبين اسلام و انقلاب است. خلق اين حماسه عظيم حاصل جانفشاني ها و دلاور مردي بهترين جوانان اين سرزمين عاشورايي بود.

انشاالله آرمان هاي شهيدان را پاس داريم و در عمل به وصاياي آنان كه تبعيت از امام و ولايت فقيه ،
حفظ حجاب و دستاوردهاي اين دفاع است بكوشيم.

 

يكشنبه 28 شهريور 1389 - 8:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری