شنبه 29 مهر 1396 - 15:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

به دور از ابتذال

 

نگاهي به فيلم پسر آدم، دختر حوا (رامبد جوان)

 

«درباره فيلم»:

رامبد جوان فعاليت‌هاي هنري را بيشتر در تلويزيون دنبال مي‌كند. او در تلويزيون نسبت به سينما عملكرد بهتر و قابل قبول‌تري دارد. او در زمينه كارگرداني هم تجربه همكاري با تلويزيون را داشته كه تازه‌ترين آن، مجموعه طنز شبانه مسافران بود. اسپاگتي در هشت دقيقه فيلم قبلي و اولين تجربه كارگرداني او در سينما نه تبديل به اثري پرفروش شد و نه نظر منتقدان را به خود جلب كرد. شايد همين مسئله باعث شد او سال‌ها از سينما دور بماند.

پسر آدم، دختر حوا، داستان دو وكيل جوان است كه به دليل مسائل مالي مجبور هستند در دفتري مشترك، با هم كار كنند. دو وكيل كه به دليل اختلاف سليقه و ديدگاه‌شان با هم بحث و جدل مي‌كنند و درگير موقعيت‌هاي عجيب و پرتنش مي‌شوند. مينا بزرگمهر (مهناز افشار) و فرهود زندي (حامد كميلي) اين دو وكيل هستند.

پسر آدم، دختر حوا آذر 1387 در تهران كليد خورد و بهمن ماه فيلمبرداري طبق برنامه‌ريزي‌ها انجام شده و به پايان رسيد. قرار بود عليرضا زرين دست فيلمبردار پروژه باشد، اما با انصراف او، فرج حيدري جايگزين زرين دست شد.

تهيه‌كننده فيلم سعيد حاجي‌ميري است كه مثل هميشه چند مسئوليت را عهده‌دار شده، او علاوه بر تهيه‌كنندگي در نگارش فيلمنامه و تدوين نيز حضور دارد. حاجي ميري درباره همكاري‌اش با رامبد جوان در اين فيلم مي‌گويد: «فيلمنامه پسر آدم، دختر حوا مثل اغلب كمدي‌هايي كه در سال‌هاي اخير ساخته شده فقط به قصد سرگرمي و خنداندن مخاطب نوشته نشده است. جنس شوخي و طنز در پسر آدم، دختر حوا به گونه‌اي نيست كه به گروه و شغلي توهين كند. اين نوع نگاه با جنس كار رامبد جوان همخواني دارد و در فيلم، فضاي شاد و مفرحي حاكم است كه با شخصيت طناز و جذاب باشد و در عين حال تجربه‌اي متفاوت در كارنامه‌ام شود و مرا يك گام به پيش ببرد، لذت مي‌برم. پسر آدم، دختر حوا تجربه‌اي تازه در كارنامه من است. فيلمي كه مانند آثار قبلي، بر اساس دغدغه‌هاي فرهنگي‌اي ساخته شده، اما در قالب كمدي. اميدوارم مخاطب با فيلم ارتباط برقرار كند.»

مثل فيلم اسپاگتي در هشت دقيقه در پسر آدم، دختر حوا هم اغلب صحنه‌هاي فيلم داخلي است. گروه سازنده فيلم در بخشي از ساختمان سبحان فيلم، دكورهايي ساختند تا فيلمبرداري راحت‌تر انجام شود. اين دكورها شامل نماي بيرون دفتر مينا و فرهود، فضاهاي داخلي دفتر، آشپزخانه، راهرو، آسانسور و اين اتاق است. براي ساخت اين فضا، 25 روز زمان صرف شده است.

رامبد جوان درباره پسر آدم، دختر حوا مي‌گويد: «ديالوگ‌ها، بازي‌ها، موقعيت‌ها، داستان و عناصر فيلم كمدي است و وجه كميك فيلم از تركيب همه اين‌ها با هم ايجاد مي‌شود. هر چند داستان خيلي شلوغي ندارد و همه چيز حول رقابت دو وكيل تازه كار بر سر تصاحب و حفظ يك دفتر كار خوب شكل مي‌گيرد.» رامبد جوان مي‌افزايد: «اين فيلم با اسپاگتي در هشت دقيقه تفاوت دارد، فانتزي نيست و فضايي واقعي دارد. جنس شوخي‌هاي، بافت قصه و لحظه‌هاي مفرحي كه در آن وجود دارد، برايم جذاب است.» اين بازيگر و كارگردان درباره انتخاب حامد كميلي براي بازي در نقش اول فيلمش به استعداد و توانايي او اشاره مي‌كند: «حامد جوان با استعداد و با انگيزه‌اي است و در اين فيلم، توانايي او در بازي كمدي هم ديده مي‌شود. من هميشه دوست داشته‌ام با بازيگر حرفه‌اي همكاري كنم. در اين فيلم هم اين اتفاق افتاده و از بازي‌ها راضي هستم.» جوان از علاقه‌اش به قصه‌گويي در سينما مي‌گويد: «براي من كارگرداني جذاب‌تر از بازيگري است. قصه گفتن براي مخاطب را دوست دارم. شما در نقش كارگردان اين قدرت را داريد كه قصه‌اي را كه دوست داريد، آن‌طور كه مايليد براي ديگران روايت و آن‌ها را در لذت اين روايت سهيم كنيد.»

فرج حيدري در مورد همكاري‌اش به عنوان مدير فيلمبرداري در فيلم پسر آدم، دختر حوا مي‌گويد: «سينما حاصل يك كار گروهي است. جوان‌ترها بايد از تجربه افراد باسابقه و حرفه‌اي استفاده كنند و حرفه‌اي‌ها به ابتكار و خلاقيت جوان‌ها اعتماد كنند. با اين نگاه در پسر آدم، دختر حوا حضور پيدا كردم. آقاي عليرضا زرين‌دست كه به توانايي حرفه‌اي او ايمان دارم، به دلايلي نتوانستند در اين فيلم همكاري كنند، با خواست و توافق او به اين پروژه پيوستم و اين موضوع،‌ حساسيت، تعهد و مسئوليتم را براي انجام يك كار خوب بيشتر مي‌كند.»

پسر آدم، دختر حوا يك كمدي رمانتيك عامه‌پسند است كه سعي مي‌كند به ورطه سطحي‌نگري و لودگي كمدي‌هاي مشابه نيفتد و البته موفق مي‌شود تا حدود زيادي به هدف خود برسد. هر چند شوخي‌هايي كه براي فيلم نوشته شده چندان تأثيرگذار و موفق نيست و لحظات كميك فيلم با بازي بازيگران فيلم قابل تحمل شده‌اند. به همين دليل پسر آدم، دختر حوا در حد يك كمدي متوسط و البته سالم و به دور از ابتذال باقي مي‌ماند.

«نگاهي به بازيگرها و بازيگري فيلم»:

«مينا بزرگمهر» (مهناز افشار): مهناز افشار تجربه خوبي از بازي در كمدي رمانتيك‌ها دارد و او چشن را در فيلم آتش‌بس ديده‌ايم در پسر آدم، دختر حوا در مجموع بازي‌ قابل قبولي دارد. او نشان مي‌دهد كه در نقش‌هاي كمدي كه با بازي موش و گربه همراه مي‌شود به تجربه قابل توجهي رسيده است. افشار در پسر آدم، دختر حوا مانند آتش‌بس از عهده نقش كميك خود برآمده، او استعداد قابل توجهي در بازي جدل‌آميز و انتقام‌جويانه به نحوي كميك دارد. حالت و احساسات تلافي‌جويانه را به خوبي و به نحوي كميك در چهره و بازي‌اش منعكس مي‌كند. و وقتي به هدف خود مي‌رسد چهره فاتحانه او ديدني است. مثلاً مي‌توان به بازي تأثيرگذار افشار در صحنه‌اي اشاره كرد كه توسط ليواني كه داخلش دندان مصنوعي بوده به كميلي رو دست مي‌زند. هر چند گاه كه افشاري مي‌خواهد از اين شيوه بازي فاصله بگيرد و مثلاً در صحنه تصادف سعي كرده كاريكاتورگونه بازي كند موفق نيست و بازي‌اش غير كميك و كم‌اثر است.

«فرهود زندي» (حامد كميلي): كميلي با ورودش به سينما با فيلم «ترديد» (واروژ كريم مسيحي) خود را به عنوان يك بازيگر با استعداد معرفي كرد. او در پسر آدم، دختر حوا ثابت مي‌كند كه در زمينه كمدي هم در بازيگر حرف‌هايي براي گرفتن دارد.

او نشان مي‌دهد كه اغراق‌ در بازيگري اگر به جا و طراحي شده باشد مي‌تواند به منبعي براي خلق كمدي تبديل شود.

كميلي با اين شيوه اغراق‌آميز يك بازي كاريكاتورگونه را تجسم بخشيده است. به ياد بياوريم وقتي از بزرگواري افشار در كافي‌شاپ سخن مي‌گويد و دستش را روي دهانش مي‌گذارد اغراقش چقدر كميك است. يا وقتي با ربايندگان كيف درگير مي‌شود همين اغراق چقدر بازي‌اش را كاريكاتورگونه و موفق مي‌كند. ولي گاه هم كميلي كنترل اغراق در بازي‌اش را از دست مي‌دهد و در صحنه‌اي كه با افشار شمشيربازي مي‌كند موفق نمي‌شود حس كمدي را منتقل كند.

«محبوبه» (شيلا خداداد): خداداد در نقش زني مظلوم كه به تدريج تصميم به مبارزه مي‌گيرد نقش مشابه خود در چند فيلم را تكرار مي‌كند. همان آه كشيدن‌ها و افسوس خوردن‌ها يا نگاه غمگين و هراسان او به شوهرش و وكيل او در دادگاه وقتي دير رسيده، كه اغراق‌آميز و غيرواقعي است و احساس ناراحتي‌اي كه اصولاً در بازي‌اش درنيامده است و...

 در صحنه‌هاي كميك هم خداداد موفق نيست از جمله دعواي ساختگي با كميلي براي منحرف كردن ذهن او از اتاقي كه افشار در آن پنهان شده، كه به فريادهايي آزاردهنده و جدي تبديل شده، كه اصولاً ربطي به مقوله كمدي ندارد.

«ناصر» (رامبد جوان): جوان كه در سريال‌هاي تلويزيوني توانايي‌اش را در نقش‌هاي كمدي ديده‌ايم. اما اينجا تا نزديك به اواخر فيلم او نقش كاملاً جدي دارد. رگه‌هاي طنازانه بازي او مثل اصرار به پنهان ماندن و توي چشم نبودن، اختلافات او و همسرش، كم‌اثر هستند. البته وقتي در پايان فيلم او هيجان‌زده مي‌خواهد با همسرش آشتي كند و در ضمن كميلي به افشار نزديك كند بازي‌اش كمي انرژيك و تأثيرگذار مي‌شود.

 

يكشنبه 28 شهريور 1389 - 8:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری