پنجشنبه 8 تير 1396 - 18:51
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

آيت الله طالقاني در روايتي کوتاه

 

 

بحث و بررسي پيرامون داستان تک درختي در کوير

تک درختي در کوير شرحي است بر زندگي پر بار آيت الله طالقاني  که بصورت خلاصه و در روايتي داستاني به بيان گوشه هايي از زندگي و مبارزات آيت الله طالقاني مي پردازد.  اين اثر نهمين داستان از سلسله آثار قهرمانان انقلاب است که به قلم زهرا حيدري به رشته تحرير درآمده است.

تک درختي در کوير به نسبت شخصيتي که به معرفي آن در قالب داستان مي پردازد بسيار خلاصه است و دليل اين موضوع حجم فعاليت هاي آيت الله طالقاني است که با وجود داشتن صفحات بيشتر اين اثر نسبت به هم نوعان اش باز هم بسياري از زواياي زندگي آيت الله طالقاني از ديد داستان دور مانده است. مختص بودن اين اثر به گروه سني کودک و نوجوان نيز مزيد بر علت شده است که نويسنده تواند بيش از اين به شماره صفحات کتاب بيفزايد و سعي در بيان موجر و مختصر در حجمي مشخص بنمايد. در اين بررسي نگاهي داريم به ساختار کلي داستان و شخصيت هاي شکل گرفته در آن و همچنين نکاتي را به صرت موردي يادآوري مي کنيم.

اين اثر در پانزده فصل شماره دار تقسيم بندي شده است که تنها نقش جدا کننده مطالب از يکديگر را دارد و کاربرد فصل بندي داستاني را به صورتي که بايد، از خود نشان نمي دهد. در واقع به نظر مي رسد اين تنها مزيت اينگونه فصل بندي اثري چنين مختصر در ترتيب دادن به خوانده هاي مخاطب است و فصول آنچنان مرز مشخصي را به نمايش نمي گذارند. نويسنده کوشيده با قرار دادن نوجواني امروزي به عنوان راوي داستان و ساخت موقعيتي فرضي ( ساخت فيلمي از زندگي آيت الله طالقاني ) بريا بيان مايه ي اصلي داستان مخاطب نوجوان اثر را به آن جلب نمايد. اين ويژگي در کليت داستان نيز موفق عمل کرده است و به خوبي توانسته آب و تاب لازم را به ماجراي اصلي اثر بدهد. کليت اثر را از نظر روايت بايد به دو دسته تقسيم کرد. قسمت هايي که راوي نوجوان به بيان موضوعات ديده و شنيده و خوانده در مورد شخصيت آيت الله طالقاني و اطرافيانش مي پردازد که شيوه اي ساده و معمول در روايت است و  در اين بخش نويسنده با به کار بردن ادبياتي ساده و در عين حال برخوردار از ويژگي روزآمد بودن و زبان حال مخاطب بودن کوشيده بياني سليس و روان و بدون حشو و زوائد را به مخاطب ارائه دهد. اما شکل دوم روايت بخش هايي را شامل مي شود که راوي نوجوان به همراه اطرافيانش که شخصيت هاي فرعي داستان را تشکيل مي دهند به تماشاي فيلم ساخته شده مي پردازند و در واقع نويسنده مخاطب اثر را با فيلمنامه بخش هايي از فيلم ساخته شده روبرو مي کند. اين بخش ها همان طور که انتظار مي رود با تکنيک فيلمنامه نويسي نوشته شده است و نويسنده با شکل دادن ديالوگ هايي در قالب داستان بين شخصيت هاي مختلف قسمتي از بار روايت گري را بر عهده گرفته است. همچنين نويسنده در بخش هايي براي طبيعي تر جلوه دادن ماجراي ساخت فيلم و همچنين رعايت حداقلي اصول فيلمنامه نويسي، اشاراتي نيز به زاويه دوربين و نور و لوکشين فيلمبرداري و... کرده است که تا حدودي نيز در رسيدن به هدف خود مثمر ثمر واقع گشته. تفاوتي نيز در محتواي اين دو شکل روايت وجود دارد به صورتي که روايت راوي نوجوان داستان بيشتر به موضعات فرعي مي پردازد و سعي در ايجاد زمينه و فضايي براي روايت اصلي دادرد و ديالوگ هاي فيلمنامه وار بيشتر به موضوعات اصلي اثر مي پردازد و در وبار اصلي روايت را بر دوش دارد و هدف نهايي داستان را تامين مي کند. در ناهيت نيز نويسنده اين دو شکل روايت را در دو زمينه متفاوت قرار داده است و با استفاده از ادبياتي متفاوت سعي در ايجاد دو شکل روايت نموذه است. به اين صورت که در شکل اول همان ظور که ذکر شد روايت ساده تر و در شکل دوم بدليل بازگشتي که به گذشته ايجاد مي شود روايت داراي زباني قديمي تر و داراي کلماتي سنگين تر است. البته لازم به ياد آوري است که در هر دو شکل روايت بخصوص در شکل دوم اشکالات کوچکي مشاهده مي شود و به نظر مي رسد که نويسنده به نسبت تسلط کمتري در نوشتن شکل دوم داشته است. در کل آنچه از ساختار کلي اثر به دهن متبادر مي شود داستاني ساده و روان است که با استفاده از دو فرمول کلي و بدون استفاده از ويژگي هايي مانند برگشت به عقب يا حرکت به آينده به روايت زندگينامه آيت الله طالقاني مي پردازد.

در ادامه به بررسي شخصيت هاي خلق شده در طول روايت مي پردازيم و سعي مي کنيم با اشاراتي ويژگي هاي هريک از آن ها را مختصرا  بر شمريم. در دسته بندي شخصيت ها نيز مي توان آن ها را به دو گروه تقسيم کرد. گروه اول شخصيت هايي که به پيشبرد ماجراي ابداعي نويسنده کمک مي کنند و پشتيباني کننده ماجراي اصلي هستند. از اين دست شخصيت ها مي توان به راوي نوجوان داستان، دايي بهروز، مادر بزرگ، پروانه و مادر راوي اشاره کرد. شخصيت راوي نوجواني است با ويژگي هاي معمولي که در طي داستان آنچنان به ويژگي هاي خصيتي اش پرداخته نمي شود و تنها دليل حضورش روايت گري مي باشد. از اين رو هرپند که در جاي جاي قصه حضوري ممتد و پر رنگ دارد اما در نهايت داستان چيز زيادي در مورد او به ما نمي گويد و به نظر مي رسد نويسنده او را تنها براي بازگو کردن قصه آفريده است. شخصيت دايي بهروز نيز داراي همين نکات است و به عنوان يک شخصيت کمکي که نقش کارگردان فيلم و همچنين دايي راوي را بازي مي کند داراي نکات پيچيده اي نيست. البته گاهي در لابلاي کلمات نويسنده با اشاراتي مثل نوع پوشش او، کافه نشيني اش و... سعي در خلق شخصيتي متمايز از او را دارد و همچنين به اين وسيله ويژگي هاي مورد نياز يک کارگردان را به او مي بخشد. دايي بهروز به عنوان کارگردان فيلم فرضي داستان نقش موثري در جلو بردن قصه ايفا مي کند و حضور مستمر اما کوتاه و مناسبي را در روايت داراست.

شخصيت سوم اين گروه مادر بزرگ است. شخصيت مادر بزرگ راوي اگرچه به صورت مرتب در داستان حضور دارد؛ اما اين حضور بسيار کم رنگ است و همچنين نقش خاصي در پيش برد ماجرا ندارد. حضور او را مي توان در راستاي ايجاد فضاي خانوادگي و طبيعي شدن زمينه رخ دادن ماجرا ها برشمرد و البته در داستاني چنين کوتاه نيز انتظار بيشتري از يک شخصيت دسته چندم فرعي نمي رود.

آخرين شخصيت مورد اشراه در گروه اول نيز شخصيت پروانه است. پروانه به عنوان خواهر راوي نيز دقيقا کارکرد شخصيت مادربزرگ را ايفا مي کند و نمي توان او را مهره مستقلي در جهت پيشبرد قصه ناميد و به نظر مي رسد هدف نويسنده از آوردن شخصيت پروانه و مادر بزرگ ايجاد خطي طبيعي بين شخصيت هاي مختلف داستان باشد.

اما گروه دوم شخصيت ها نيز شخصيت هايي هستند که در روايت اصلي اثر حضور دارند. شخصيت هايي واقعي که از دل تاريخ بيرون آمده اند و بار اصلي روايت گري را بر دوش دارند. آن ها هستند که به مسير حوادث شکل مي دهند و وقايع را يک به يک جلو مي برند. در خلق آن ها تنها هنر نويسنده وجود ندارد، بله بخشي از آن نيز به دنياي واقع بر مي گردد و نويسنده کوشيده تا جاي ممکن شخصيت آن ها را نزديک به واقع بسازد تا اصول زندگي نامه نويسي را نيز رعايت کرده باشد و لطمه و يا انحرافي در شحصيت هايي آن ها ايجاد نکرده باشد. اصلي ترين شخصت در اين گروه آيت الله طالقاني است. همچنين شخصيت ابوالحسن خان نيز در اين گروه نقشي اساسي ايفا مي کند. ساير شخصيت ها نيز در کنار اين دو شخصيت و به فراخور حضور کوتاهي دارند.

شخصيت آيت الله طالقاني به عنوان محور اساسي داستان همان طور که انتظار مي رود تا حدود زيادي برگرفته از شخصيت واقعي اوست و نويسنده کوشيده تا جاي ممکن شمايي از او را به مخاطب ارائه کند که نزدک به واقع باشد و مخاطب با آشنايي با آن در واقع به شناخت نسبي از آيت الله طالقاني برسد. معرفي ويژگي هاي اصلي آيت الله طالقاني مثل امروزي بودن و علاقه او به نو آوري ها و امور جديد و همچنين نمايش او به عنوان يک روحاني روشنفکر از ويژگي هايي است که نويسنده به طور بارز بسيار بر روي آن ها تمرکز ککرده است. همچنين ويژگي ديگر اين شخصيت بيان خصوصيات ان به زباني ساده و غير مستقيم و در دل داستان است؛ که تا جاي ممکن مورد طبع نظر مخاطب نوجوان اثر قرار گيرد. اشاره به خصوصياتي از آيت الله طالقاني که براي قشر نوجوان قابليت درک و فهم بهتري را دارد و همچنين از جذابيت بيتري برخوردار است،  نيز از اموري است که در ساخت مناسب ششخصيت آيت الله طالقاني بسيار موثر بوده است. در کل مي توان شخصيت آيت الله طالقاني را شخصيت مناسب چارچوب قصه دانست که به خوبي پرداخته شده و حشو و زوائد آن گرفته شده است و در نهايت مي توان به اين شخصت نمره قبولي داد.

شخصيت دوم اين دسته ابوالحسن خان است. ابوالحسن خان پدر آيت الله طالقاني است که خود نيز داراي سابقه مبارزاتي بسياري در دوران مشروطه و در معيت سيد حسن مدرس مي باشد. بخش بزرگي از شرح دوران کودکي آيت الله طالقاني در واقع به شرح پدر بزرگوار ايشان مي پردازد و با بيان ويژگي هاي شخصيتي او، به ويژه شکل رفتارش با آيت الله طالقاني معرفي دو سويه اي از اين پدر و پسر بزرگوار دارد. البته نبايد از نظر دور داشت اشاره به شخصيت ابوالحسن خان نيز هرچند خود داراي ويژگي هاي بسياري است و در واقع مي توانست محور يک قصه قرار گيرد؛ اما در راستاي معرفي بهتر شخصيت محوري يعني آيت الله طالقاني است.

در طول داستان شخصيت هاي ديگري نيز در قصه رفت و آمد دارند که آن ها را هم مي توان به دو قسمت تقسيم کرد. دسته اي که در مقابل دوربين کارگردان ( دايي بهروز ) قرار مي گيرند و از خاطرات خود درباره آيت الله طالقاني مي گويند. افرادي مثل همسر اول آيت الله طالقاني، پسرش، دخترش و خواهرش و... از اين جمله اند. اين شخصيت ها نيز کاملا در خدمت شخصيت محوري داستان قرار دارند و ويژگي هايي قابل ذکر در مورد آن ها وجود ندارد. تنها چيز که در مورد ان ها مي توان گفت مزيت نسبي آن ها در وجود رابطه اي بين آن ها با آيت الله طالقاني است که باعث موجه شدن حضوران در متن قصه مي شود.

گروه دوم نيز افرادي هستند که به صورت تاريخي در کنار شخصيت هاي داستان حضور دارند. اعضاي اصلي جبهه مبارزاتي آيت الله طالقاني و افرادي که در طول مبارزه و زندان شاهنشاهي با وي همراه و همکار وبده اند از اين دست هستند که به داستان شکلي واقعي مي دهند. نام هايي چون مهندس بازرگان، دکتر سحابي و... از اين دست هستند. اين شخصيت ها را نيز نمي توان شخصيت هايي خلق شده توسط نيسنده دانست و در واقع بايد آن ها را تنها به عنوان رابطه هايي اجتناب ناپدير در طول داستان در نظر گرفت.

هرچند که داستان خالي از اشکال نباشد و به عنوان مثال اشاره به نکاتي در مورد کتاب هاي آيت الله طالقاني و موضوع آن ها ممکن  است بيشتر از حد دانش گروه سني کودک و نوجوان باشد و يا اشاراتي مثل سيگار کشيدن آيت الله طالقاني و دايي بهروز آنچنان اهميت و موضعيتي نداشته باشد ( و چه بهتر بود که در داستاني براي اين گروه سني به آن پرداخته نمي شد. )؛ کليت اثر را مي توان مثبت تشخيص داد و نمره قبولي را به آن اعطا کرد. تک درختي در کيور به خوبي توانسه در قالب داستاني با جذابيت هاي نوجوانانه و ايجاد کشش مناسب در مخاطب خويش به بازگو کردن خاطرات زندگي و مبارزاتي آيت الله طالقاني بپردازد و اين امر را از ابتداي تولد و تا انتهاي حيات به پيش ببرد. اهميت اين جامعيت در اين است که اينموضوع باعث کامل شدن و در نتيجه قابل تکيه شدن اثر ده است. در واق مخاطب اثر با مطالعه آن تنها با بخش کوچکي از زندگي آيت الله طالقاني آشنا نمي شود؛ بلکه شمايي کلي از ان را مي تواند در داستاني مختصر مطالعه کند.

در پايان بايد گقت بسيار جاي تشکر است تهيه و تاليف چنين آثاري در باره زندگي قهرمانان انقلاب، اما بايد در نظر داشت که شخصيت هاي مختلف داراي داستاني مشابه نيستند و نبايد محدوديت هايي را براي ارائه آثاري يک دست براي مولفان اين آثار ايجاد کرد. به عنوان مثال همانطور که در ابتداي بحث ذکر شد اين اثر با صفحات بيشتر نسبت به هم رده هايش باز هم به نسبت شخصيت مورد معرفي بسيار مختصر مي نماييد و در مقابل آثاري کوچک تر اما مفصل تر نيزز در مجموعه قهرمانان انقلاب به چشم مي خورد. چه بهتر که مولفان آثار توجه بيشتر به بررداشتن محدوديت هايي از اين دست داشته باشند و آنچنان داستان هاي مجموعه قهرمانان انقلاب را وابسته به يکديگر نبينند که مجبور به رعايت ويژگي هايي مشابه و گاه دست و پا گير شوند.

با آرزوي توفيق روز افزون براي نويسنده اثر و دفتر ادبيات کودک و نوجوان حوزه هنري سازمان تبيلغات اسلمي در تهيه و تدوين آثار ديگري از اين دست.

 

 

چهارشنبه 24 شهريور 1389 - 9:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری