سه‌شنبه 31 مرداد 1396 - 17:42
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

شاعري در تصرف شعر

 

 

 

 گفتگو با علي موسوي گرمارودي

اشاره : علي موسوي گرمارودي جداي از آنکه براي اهالي شعر و شاعري در ايران شاعري شناخته شده است براي بسياري از مخاطبان عام شعر هم چهره اي آشناست. اين دو آشنايي اما تا حدود زيادي با هم تفاوت دارد، چه اينکه گروه دوم او را با سروده هاي آئيني گرمارودي مي شناسند و گروه اول او را در مقام استادي و شاعري صاحب سبک مي دانند.صاحب سبکي او اما به سالهاي دور برمي گردد، آن زمان که اين شاعر پيشکسوت ، جواني جوياي نام بود. 41 سال پيش که براي اولين بار شعر آئيني را در قالب شعر نو سرود و بسيار مورد توجه اهالي شعر و ادب قرار گرفت.از اين شاعر در ماه هاي اخير ، دو عنوان کتاب « آغاز روشنايي آينه » و « گوشواره عرش » ، که اولي ترکيب بند عاشورايي و ديگري مجموعه شعر هاي آئيني اوست توسط سوره مهر منتشر شده است.اين روزها هم 5 عنوان کتاب ديگر از اين شاعر در دست انتشار است که در نمايشگاه کتاب تهران ارائه خواهد شد.به بهانه انتشار اين آثار و نيز درباره وضعيت شعر و شاعري امروز با موسوي گرمارودي گفت و گو کرده ايم که مي خوانيد.

 

 

به عنوان سوال اول درباره آثاري که در سوره مهر در دست انتشار داريد کمي توضيح بدهيد؟

سوره مهر امسال ٧ كتاب از مجموعه شعرهاي من را در دست چاپ قرار داد كه ٢ عنوان از آن ها به نام «آغاز روشنايي آيينه» ؛ترکيب بند عاشورايي و «گوشواره عرش» كه مجموعه شعرهاي آييني ام را شامل مي‌شود منتشر شده است. كتاب سوم با نام «خواب ارغواني» درباره شهداي جنگ تحميلي و شهداي زمان انقلاب و است.مجموعه غزل‌ها در يك كتاب با نام «برآشفتن گيسوي تاك» منتشر مي‌شود. مجموعه مثنوي‌ها در كتاب ديگر با نام «تا محراب آن دو ابرو»، مجموعة شعرهاي چكامه (قصيده) و قطعه با نام «سفر به فطرت گلسنگ»، و چهارمي هم شامل شعرهاي نيمايي و سفيد با نام «پيوند زيتون بر شاخه ترنج»منتشر خواهد شد. مجموعه‌اي هم از چهار مجموعه شعر من که شامل چهار کتاب بالاست به صورت يک بسته منتشر مي شود.

در اين بسته دو کتاب «گوشواره عرش» و «خواب ارغواني» وجود ندارند ولي ممكن است برخي شعرها در اين بسته آمده باشد. در اين کتاب ها شعرهايي كه تاكنون چاپ نشده فراوان هست و تكراري هم اگر

هست فقط در «گوشواره عرش» و «خواب ارغواني» ممكن است تكرار شده باشد.

 

در شعرهاي آييني شما سواي سروده‌ها در مورد ائمه اطهار، سروده‌هايي هم در مورد ياران و اصحاب آمده است،اين اشعار به چه صورت است؟

هر كدام از اين شعرها در ارتباط موضوعي با آن امام قرار دارند. مثل حضرت معصومه(س) در ذيل حضرت موسي بن جعفر(ع) چون دختر ايشان است. حضرت زينب در ذيل امام حسين(ع) آمده چون خواهر ايشان است و سه تا چهار شعر در مورد حضرت ابوالفضل سروده‌ام كه در ذيل امام حسين آمده است.

 

علما چطور؟

در ارتباط با علما هم همين طور است. مثلا‌‌ً علامه اميني چون در ارتباط با الغدير شعر سروده‌ام در ذيل حضرت علي(ع) آمده است. و شيح مفيد جز اقمار امام مهدي آمده و دليل آن هم اين است كه حضرت به شيخ مفيد توجه داشتند.

 

آيا مي توانيم ميان شعر آييني و قالب شعري رابطه اي برقرار کنيم؟

خير، اصلا‌ً رابطه‌اي وجود ندارد.

 

بين شعر آييني و سبك شعري چطور؟

ما بايد ببينيم تلقي‌مان از شعر چيست؟ به صورت خلاصه، اصولا‌ً ديدگاه خود من اين است كه شعر واقعي و حقيقي را شاعر به سراغش نمي‌رود و اين شعر است که به سراغ شاعر مي‌آيد. مي‌توان گفت شعر يك نوع الهام است. شاعر دو زندگي دارد؛ يكي زندگي معمول و يكي زندگي در پرتو شعر و هنگامي كه شعر مي‌آيد. شاعر فقط مي‌تواند به سراغ دانشهاي شعري برود. آن وقت اين مي‌شود نظم و سخنوري. شاعر بزرگي مثل مولوي مي‌گويد: «تو نه پندار كه من شعر به خود مي‌گويم. تا كه هشيارم و بيدار يكي دم نزنم». يعني تا وقتي من هشيار و بيدار هستم دم از شعر نمي‌توانم بزنم. پس مثنوي مولوي آن قسمت‌هايي كه اوج مي‌گيرد در واقع آن قسمت‌هايي است كه شعر به سراغ مولوي آمده است و آن قسمت‌هايي كه معمولي است مولوي به سراغ شعر رفته است. اين قضيه در تمام شاعران صدق مي‌كند. مثلا‌ً سعدي وقتي شعر به سراغش مي‌آيد شعري مي‌گويد كه يك ديد و نگرش ديگر دارد. مي‌توان گفت تز جوششي و كوششي در شعر است كه اتفاقا تز خودم است يعني آن بخشي كه جوششي است عنايت الهي است. قريحه است و طنين و طناز آن دست خداست. مثلا‌ً استاد شجريان هيچ منتي در اكتساب خود در زيبايي صدايش ندارد. هر چيزي كه دارد در تشخيص‌هاي بعدي است كه كوشش كرده نت‌خواني ياد گرفته، رديف‌هاي آوازي ايراني را ياد گرفته و در اين قسمت‌ها مي‌تواند بگويد من كوشش كرده‌ام. اما در قسمتي كه ما از آواز او لذت مي‌بريم و از طنين صداي او، اين دست خداست. كه به او سينه‌اي داده كه غير از صداي من و شماست. و اينجا كوشش معني ندارد.

وقتي سعدي مي‌گويد: «راستي كن كه راستان رستند، در جهان راستان قوي دستند».اين شعر نيست. ولو مال سعدي باشد. و اينجا يقينا‌ً سعدي به سراغ شعر رفته است ولي آنجا كه مي‌‌گويد «چوب را آب مي‌نبرد، داني چيست؟شرم دارد ز فرو بردن پروردة خويش». اينجا شعر به سراغ شعر آمده است. ديد ما حداكثر ديد علمي است،‌حتي سعدي تا وقتي شعر به سراغش نيامده، نمي‌تواند شعر خوب بسرايد.

 

سوال قبل را از اين منظر مطرح کردم که كمتر شعرآييني وجود دارد كه در قالب نيمايي سروده شده باشد؟اما در سروده هاي آئيني شما بسيار ديده مي شود، کمي در اين باره توضيح مي دهيد؟

در تاريخ ادبيات معاصر ما از جمله مرحوم حقوقي، كافي، شمس لنگرودي، گفته‌اند كه گرمارودي تنها كسي است كه شعرهاي آييني را درقالب شعر سفيد و نيمايي سروده است. ولي اين تعمدي نيست و اين شعر بوده كه به سراغ من آمده، اين گونه شعر گفتن براي اولين بار در حدود بيش از 40 سال پيش برايم پيش آمد؛شعر «خاستگاه نور». مجله يغما سال ٤٧ به مناسبت آغاز ١٥ قرن بعثت پيامبر (ص) يك مسابقه‌اي برگزار كرد.من شعر «خاستگاه نور» را فرستادم. اصلا مي توان گفت آغاز شهرت شعري من از آنجا بود ، چرا که اين شعر و اينکه من يک شعر آئيني را در قالبي نيمايي سروده بودم بسيار مورد توجه اهالي ادبيات قرار گرفت ، حتي گروه و محافل روشنفکري هم به جهت نيمايي بودن قالب شعر ، بسيار به آن توجه کردند. بعدها هم که شعر «خط خون» دربارة امام حسين(ع) را در قالب سپيد سرودم. اين شعر را در حالتي اشك‌آلود و حالتي خاص در خانه سرودم و مي‌توان گفت اين شعر از من جوشيد و من در آن حالت شعر مي گفتم که: «درختان را دوست مي‌دارم، كه به احترام تو قيام كرده‌اند...» و چنانکه اهل منزل آن شعر را ضبط نکرده بودند چيزي از آن وجود نداشت.

 

در گذشته که با شما گفت و گو کردم عنوان کرديد که شاعران جوان ما از اسلاف خود پيشي مي‌گيرند! بعد از آن گفت و گو اين موضوع تا حدي در جشنواره شعر فجر هم که شما دبيري آن را عهده دار بوديد ديده شد، کمي در اينباره صحبت کنيد.

هنوز هم همان باور را دارم، مثلا من درباره سه گانه شعري فاضل نظري يک متن ٤٧ صفحه اي مفصلي را نوشته‌ام ، آنجا به تفصيل گفته‌ام كه شعر در درجه اول قريحه است و اصل همان جوشش است البته كوشش‌ هم مؤثر است. مثلا اينكه حافظ به بزرگترين غزلسراي فارسي تبديل مي شود ، بخشي به کوشش او ربط دارد، اينکه او قرآن را از حفظ بوده، سال‌ها تحصيل علم كرده و حتي کتاب «كشاف» از زمخشري كه تفسير ادبي قرآن است را تدريس مي‌كرده است. ولي اصل جوشش است. جوشش در جوانان ما در همه حوزه ها بالا است.

 

پس تعهد در شعر چه مي شود ؟ به اين صورت که شما مي فرمائيد صفت تعهد در شعر را بايد ناديده گرفت ، چرا که در جوشش نمي توان به تعهد توجه داشت؟

وقتي جوشش باشد ، اگر شعر واقعي باشد ، يعني شاعر در تصرف شعر باشد نه شعر در تصرف شاعر ، قالب‌ها خود به خود انتخاب و آماده مي‌شود. تعهد و التزام صفت شاعر است نه صفت شعر، يعني اگر كسي متعهد بود اين تعهد به شعر او هم نشت مي‌كند.در اين باره مثالي مي زنم ؛آنچه فردوسي را از سعدي جدا مي‌كند روحيه حماسي است نه وزن حماسي. چون وزن شاهنامه و بوستان، وزن متقارب است. اما آنچه تفاوت مي‌‌گذارد روحيه حماسي فردوسي است. فردوسي حتي وقتي ناله مي‌كند با روحيه حماسي مي‌نالد: «تهي دستي و سال نيرو گرفت، دو دست و دو پاي من آهو گرفت» نمي‌گويد من بدبخت و ضعيف شدم. چرا که او داراي روحيه حماسي بوده است ، اما سعدي اين روحيه را نداشته و روح حماسي در شعرهاي او ديده نمي شود.تعهد هم به اينگونه است که بايد در درون شاعر باشد تا به شعر هم سرايت کند.

 

برگرديم به سوره مهر و مجموعه هاي شعري منتشر شده توسط اين ناشر ، چند سالي است سوره مهر به شاعران جوان توجه كرده، نگاه شما چيست؟

من متأسفانه غير از كارهاي فاضل نظري با بقيه كارها آشنا نيستم . فاضل نظري پيشنهاد داده‌ كه در چاپ‌هاي بعدي كتاب‌هايش، مطلبي كه من نوشته‌ام را به عنوان مقدمه كتاب‌هايش بياورد كه خوشحال مي‌شوم.

 

مثلا نمي دانيد که شعرهايي که از آقاي حبيبي کسبي در جشنواره شعر فجر رتبه اول در بخش شعرهاي سنتي را به دست آورد توسط سوره مهر منتشر شده است؟

نه واقعا نمي دانستم ، اين موضوع جاي خوشحالي دارد.

 

گمانم اين بود که به دليل آشنايي تان با اهتمام سوره مهر در انتشار مجموعه هاي شعر و کتاب هايي با موضوع شعر شناسي ، آثار خود را به اين ناشر سپرده ايد.

نه ، سوره مهر از من دعوت كرد تا كتاب‌هايم را چاپ كند، بنده هم استقبال كردم.

 

 

دوشنبه 22 شهريور 1389 - 8:51


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری