چهارشنبه 2 مرداد 1398 - 8:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

نظرها و نظريه‌هاي ترجمه

 

نظرها و نظريه‌هاي ترجمه

نادر حقاني (عضو هيئت علمي دانشگاه تهران)

انتشارات اميركبير

نوبت چاپ: اول 1386

نوشته حاضر با هدف تشريح نظرها و نظريه‌هاي ترجمه به طور عام و بيان مفاهيم و مسائل ترجمه‌شناسي و معرفي پژوهش‌هاي مربوط در كشورهاي آلماني زبان در چهارچوب فعاليت‌هاي مركز پژوهشي آموزش زبان خارجي دانشگاه تهران نگارش يافته و تلاش شده است تا موضوعات عمده و مباحث اصلي حوزه ترجمه‌شناسي را در بر داشته باشد مطالب اين كتاب بيشتر با استناد به منابع آلماني تدوين يافته است.

به باور نگارنده چنانچه افراد متخصص و مسلط به زبان‌هاي مختلف بتوانند با كنكاش موضوعات و تحقيقات مربوط به آن زبان آنچه را كه شايسته بيان كردن  است به رشته تحرير درآورند. خدمتي شايان در آشنايي مخاطبان با موضوعات و مفاهيم حوزه ترجمه در زبان‌ها و فرهنگ‌هاي گوناگون كرده‌اند و بدين صورت نقش بسزايي در شكل‌گيري تفكري نوين و يا باز كردن دريچه‌اي جديد به حوزه بين رشته‌اي ترجمه‌شناسي دارند.

كتاب حاضر در چهار فصل تنظيم شده است كه فصل اول آن درآمدي است بر اين امر. در ابتداي اين فصل آمده است: ترجمه به عنوان تلاش و فعاليتي هدفمند جهت رفع موانع زباني و فرهنگي و زمينه‌اي براي برقراري و گسترش روابط در سطوح مختلف، از ديرباز مورد توجه بشر قرار داشته است.

به اعتقاد نويسنده، نياز به ترجمه در زمان‌هاي مختلف و در بين اقوام و ملل گوناگون به صورت‌هاي متفاوتي نمود يافته است. گاه كسب علم و دانش از اقوام ديگر و گاه تمايل به آشنايي با فرهنگ و ادبيات ساير ملل، نياز به ترجمه را تشكيل داده‌اند. در مواردي نيز غنا بخشيدن به زبان و ادبيات بومي، انگيزه‌اي براي ترجمه از ديگر زبان‌ها و فرهنگ‌ها را بدست داده است. بر اين اساس ترجمه يك ضرورت گريزناپذير بشري است.

در قسمت ديگر از اين فصل آمده است: «شايد قديم‌ترين اثري كه به نقش مترجم و اهميت ترجمه اشاره دارد كتيبه‌اي است كه در آرامگاه «هارم هاب» در ممفيس مصر به دست آمده است. در اين كتيبه، مترجم به عنوان رابط بين دو فرهنگ و زبان مختلف در قالب دو نقش متفاوت نشان داده شده است. در حالت اول وي در مقام شنونده و در حالي كه به سوي نماينده فرعون روي كرده است. دستورات فرعون را از وي دريافت مي‌دارد و سپس همزمان دستورات فرعون را به خارجيان ابلاغ مي‌كند.

نويسنده در ادامه نيز ضمن بيان اين مطلب كه قديمي‌ترين منابع قابل استناد كه از نظر علمي و تاريخي امكان مطالعه در خصوص ترجمه را براي علاقه‌مندان به ترجمه‌شناسي فراهم نموده‌اند، به دوران روم باستان برمي‌گردند، مي‌نويسد: توجه به ترجمه به عنوان عاملي جهت غناي زبان و فرهنگ، خاص دوران روم باستان نبود، با آغاز قرن هشتم ميلادي و نيز در سده‌هاي پس از آن آلماني‌ها با روي آوردن به ترجمه آثار مذهبي، فلسفي و ادبي لايتني اقدام به غناي زبان و فرهنگ خويش كردند كه در اين فصل به تفصيل به آن پرداخته شده است.

نكته قابل توجه اينكه، ترجمه در دنياي اسلام و به خصوص ايران نيز از سابقه طولاني برخوردار است. طبق اسناد موجود، آغاز نهضت ترجمه در جهان اسلام به قرن اول هجري قمري برمي‌گردد. در اين دوران به صورتي پراكنده، آثاري از زبان و فرهنگ‌هاي غني آن دوران به زبان عربي ترجمه شد.

مواردي كه در اين فصل به آن‌ها پرداخته مي‌شود: مبدأ يا مقصد در ترجمه و مفهوم ترجمه است كه غالباً در منابع مربوط به ترجمه و ترجمه‌شناسي، بخشي از مباحث نظري به «نظريه ترجمه» اختصاص مي‌يابد.

در اين راستا تلاش شده است تا ضمن بررسي انواع نظريه‌هاي ترجمه و همچنين خاستگاه تكوين آن‌ها، تعريفي مشخص و جامع از نظريه ترجمه و نيز اهداف آن ارائه شود.

از ديدگاه تاريخي، تكوين زبان‌شناسي نوين در قرن بيستم از جمله عوامل مؤثر در شكل‌گيري و رواج اصطلاح نظريه ترجمه است.

گفتني است نظريه ترجمه، به نظريه‌اي اطلاق مي‌شود كه به توصيف نظام‌مند روابط بين متغيرهاي ترجمه مي‌پردازد و در اين رهگذر تأثير هر يك از متغيرها را بر معلول يعني متن ترجمه شده بررسي مي‌كند.

زبان‌شناسي و ترجمه، عنواني است كه در فصل دوم بررسي و ارزيابي مي‌شود كه در قسمتي از ابتداي اين فصل مي‌خوانيم: ترجمه‌شناسي در نيمه اول قرن بيستم و حتي تا اوايل دهه 1970، به طور مشخص متأثر از نظرياتي است كه در حوزه زبان‌شناسي در باب زبان و مطالعات زباني مطرح شده‌اند. اگر چه اغلب نظريه‌پردازان حوزه زبان‌شناسي به طور مستقيم به بحث و ارائه نظر و يا نظريه در خصوص ترجمه نپرداخته‌اند، اما مباحث نظري آن‌ها، بعدها سرمنشأ تحولات عمده‌اي در عرصه ترجمه‌شناسي شد.

در ادامه اين فصل نيز ضمن اشاره به تأثير زبان‌شناسي بر ترجمه‌شناسي، آن‌ها را از دو منظر مورد بررسي قرار مي‌دهد: حوزه زبان‌شناسي نظري و حوزه زبان‌شناسي كاربردي كه در حوزه زبان‌شناسي نظري، حوزه‌هاي نحو، معناشناسي، واج‌شناسي، نشانه‌شناسي و كاربردشناسي بيشترين تأثير را بر ترجمه‌شناسي بر جاي گذارده‌اند.

نكته قابل توجه اينكه در مباحث جديد ترجمه‌شناسي، قواعد ساختاري موضوع مطالعه قرار نمي‌گيرد، چرا كه از ديدگاه متخصصان، مترجم بايد به اين قواعد احاطه داشته باشد. حال آنكه قواعد كاربردي به دليل ارتباط با كاركرد متن و هدف كلام بايد مد نظر مترجم قرار داشته باشد.

همچنين در اين فصل زبان‌شناسي از ديدگان اين فلاسفه مورد بحث و بررسي قرار گرفته است و كاربرد آن در ترجمه مورد مداقه.

در اين خصوص مي‌خوانيم: «زبان‌شناسي قرن بيستم به نوعي بازگشت به زبان‌شناسي دكارتي و تجديد حيات دوره عقلگرايي قرون 17 و 18 محسوب مي‌شود چرا كه در اين دوران بار ديگر آراء و عقايد فلاسفه اين دوران چون دكارت، لايب نيتس و هومبولت در خصوص ماهيت زبان و ذهن مورد توجه زبان‌شناسان قرار گرفت.

نكته بعدي اينكه با توجه به حساسيت فوق‌العاده‌اي كه متون مذهبي براي ترجمه دارند به طوري كه گاه متون مذهبي ترجمه شده فاقد توانايي انتقال صحيح مفاهيم و مضامين الهي به مخاطبان بوده‌اند، با آغاز دهه 1960 نگرشي جديد در خصوص ترجمه انجيل از سوي «نيدا» سرپرست ترجمه انجيل در آمريكا مطرح شد كه در همين فصل به طور مفصل، به آن پرداخته شده است كه قسمتي از آن را مرور مي‌كنيم: «از ديدگاه جديد، مترجمان كتاب مقدس نبايد منتقل شدن پيام را فرض مسلم بنگارند چنان كه پيش از اين چنين بود. بلكه بايد زمينه آن را فراهم سازند و در اين راه بايد از تمام امكانات نظريه زبان و تفهيم و تفهم سود جست تا به هدف رسيد.»

مواردي كه در زبان‌شناسي كاربردي آمده است نظير: زبان‌شناسي رايانه‌اي، زبان‌شناسي متن، علوم شناختي، مواردي هستند كه از منظر ترجمه‌شناسي مبتني بر زبان‌شناسي كاربردي، در همين فصل مورد بررسي قرار گرفته‌اند.

به نقل از نويسنده، از ديدگاه ترجمه‌شناسي، قابليت رايانه در تبديل واحدهاي زباني به كدهاي خاص و خوانش و ارائه مجدد آن‌ها در قالب واحدهاي همان زبان، امكان استفاده از اين ابزار را در فرآيند ترجمه به عنوان حالتي خاص از رمزگذاري و رمزگشايي بين دو زبان مختلف فراهم مي‌ساخت. در اين راستا مكتب لايپزيك و ايده ترجمه‌ ماشيني يعني ترجمه به وسيله رايانه مطرح مي گردد كه در ادامه همين نوشتار به بررسي آن پرداخته شده است.

از ديدگاه مكتب لايپزيك، هر متني در زبان مبدأ با حفظ محتواي خود و بدون آنكه خدشه‌اي به كاركرد آن يعني برقراري ارتباط با مخاطب وارد آيد، قابليت برگردان به زباني ديگر يعني زبان مقصد و باز توليد در قالب متني منطبق با اصول و قواعد آن زبان را دارد.

گفتني است مكتب لايپزيك، نتيجه آراء و نظرهايي است كه در نيمه اول دهه 1960 از سوي «كاد نويبرت» و «يگر» در خصوص ترجمه و در شهر لايپزيك آلمان، مطرح شد.

نويسنده در ادامه نيز ضمن توضيح مفصل زبان‌شناسي متن به رده‌شناسي متن از ديدگاه ترجمه پرداخته است و اشاره مي‌كند تفاوت زبان‌هاي مختلف در بيان مطالب، خود يكي از مشكلات ترجمه را تشكيل مي‌دهد.

نكته‌اي كه در اين راستا وجود دارد اينكه در اين حالت متن ترجمه شده منطبق با معيارهاي زبان مقصد نخواهد بود و به عبارتي مورد پذيرش مخاطب جامعه زبان مقصد قرار نخواهد گرفت. از اين رو، از ديدگاه زبان‌شناسي متن، ترجمه هر متن از يك زبان (زبان مبدأ) به زبان ديگر (زبان مقصد) علاوه بر تسلط مترجم به دانش‌ زبان مقصد و شناخت كافي وي نسبت به مقولات فرهنگي آن، آگاهي در خصوص انواع متن و ساختار مخصوص به آن‌ها در هر جامعه زباني را نيز مي‌طلبد.

در زمينه علوم‌شناسي به مواردي از قبيل: فرآيند ترجمه و مكتب پاريس، اشاره شده است. نكته قابل توجه در خصوص مكتب پاريس اينكه، در مدل ارائه شده از طرف مكتب پاريس، درك مفهوم، شروع ترجمه محسوب مي‌شود. در اين مرحله مترجم بدون تأكيد بي‌مورد بر استخراج معناي هر يك از واژگان متن و نيز معاني متعدد يك واژه، اصل مطلب را از بطن ساختارهاي زباني استخراج مي‌كند كه اصل مطلب مجموعه‌اي از واحدهاي مفهومي است كه در پس عبارات زباني نهفته‌اند.

در خصوص مكتب پاريس گفتني است، تقريباً همزمان با مباحث مربوط به روان‌شناسي و عصب‌شناسي زبان و همچنين علوم شناختي، تفكرات ديگري در حوزه ترجمه‌شناسي در كشور فرانسه و تحت عنوان مكتب پاريس در دهه‌هاي 1980 و 1990 شكل گرفت.

يكي ديگر از موارد زبان‌شناسي و ترجمه، زبان‌شناسي تطبيقي است كه توجه زبان‌شناسي به بررسي تفاوت‌ها و تشابهات موجود بين زبان‌هاي مختلف، موجب شكل‌گيري تحقيقات و مطالعات جديدي در اين حوزه شد.

نويسنده در ادامه ضمن بحث و بررسي در زمينه زبان‌شناسي تطبيقي، به شيوه‌هاي ترجمه اشاره كرده و مواردي از قبيل: واژه‌ عاريه‌اي، گرته‌برداري، ترجمه‌ تحت اللفظي و تبديل را مورد بحث و مداقه قرار مي‌دهد.

به نقل از كتاب حاضر، در ترجمه تحت‌الفظي، عناصر سازنده جمله در زبان مبدأ با معادل‌هاي معنايي خود در زبان مقصد جايگزين مي‌شوند. در اين حالت ساختار نحوي جمله مبدأ در قالب جمله مقصد نمود مي‌يابد.

گفتني است شيوه تبديل زماني مورد استفاده قرار مي‌گيرد كه امكان ترجمه تحت‌اللفظي وجود نداشته باشد.

فصل سوم از مجموعه حاضر به ادبيات تطبيقي و ترجمه پرداخته است و در اين راستا به دوران كلاسيك و قرن بيستم اشاره كرده و از منظر اين دوران، موضوع را بررسي مي‌كند.

همچنين در اين فصل در زمينه ترجمه ادبي به دو چهره شاخص اشاره شده است كه از جمله متخصصاني كه به ارائه نظرهايي در اين زمينه پرداخته‌اند. گوته و شلايرماخر مي‌باشند. به نقل از كتاب حاضر، شلاير ماخر، دانشمند معاصر گوته در رساله‌اش تحت عنوان در باب شيوه‌هاي مختلف ترجمه به طرح نظرهاي خود در اين زمينه پرداخته است.

از نكات قابل توجه در اين رساله، تعريفي است كه اين دانشمند در خصوص ترجمه ارائه داده است. بر اساس اين تعريف، ترجمه برخلاف آنچه كه معمولاً عنوان مي‌شود، صرفاً ارتباطي بين زباني محسوب نمي‌شود بلكه به گونه‌اي است كه گاه اين ارتباط در يك زبان صورت مي‌گيرد و...

در ادامه نيز نگارنده به تفصيل به اين موضوع مي‌پردازد كه چگونه با آغاز قرن بيستم مباحث مربوط به ترجمه ادبي تا اواسط نيمه دوم اين قرن با ركود نسبي مواجه شد كه در اين راستا به مواردي نظير: مطالعات ترجمه، فرهنگ و جامعه اشاره مي‌كند.

از نكات قابل توجه در رابطه با فرهنگ و جامعه اينكه اهميت فرهنگ و نقش آن در ترجمه، تعريفي جديد از اصطلاحات رايج در حوزه ترجمه‌شناسي را در پي داشته است به عنوان مثال، چنانچه انتقال محتوا صرفاً در سطح زبان و بدون در نظر گرفتن ابعاد فرهنگي جوامع مبدأ و مقصد صورت پذيرد، در اين صورت عمل مذكور، «برگردان» نام خواهد داشت.

گفتني است، برگردان در واقع متن ترجمه است كه محوريت آن را از نظرهاي مبتني بر زبان‌شناسي صرف تشكيل مي‌دهد.

فلسفه و ترجمه، عنوان فصل چهارم است كه در قسمتي از مقدمه آن مي‌خوانيم: ترجمه‌شناسي در طول تاريخ خود صرفاً در حوزه‌هاي زبان‌شناسي، ادبيات و فرهنگ مورد بررسي قرار نگرفته است. ساير حوزه‌هاي علوم انساني از جمله فلسفه نيز به مطالعه در خصوص ترجمه و ارائه نظرهايي در اين مورد پرداخته‌اند. فلسفه به واسطه ويژگي‌ و طبيعت خود، گستره متنوعي از موضوعات را در بر مي‌گيرد كه زبان و متن نيز در زمره آن‌ها واقع مي‌شوند.

از آنجا كه زبان و متن با ترجمه‌شناسي نيز در ارتباط نزديك قرار دارند، از اين رو، موضوعات مذكور به فصل مشترك بين حوزه‌هاي فلسفه و ترجمه‌شناسي تبديل مي‌شوند.

هرمنوتيك، ساختارشكني، نظريه شناخت و فلسفه و زبان از حوزه‌هاي متعدد فلسفي است كه بر حوزه ترجمه‌شناسي تأثير گذاشته‌اند كه در ادامه به تفصيل به آن‌ها پرداخته شده است.

نظريه شناخت كه يكي از حوزه‌هاي فلسفي است به نوبه خود بر حوزه ترجمه‌شناسي تأثير گذارده است. اين نظريه كه در قرون 18 و 19 به عنوان حوزه جديد در فلسفه شكل گرفت به موضوعاتي از قبيل موجوديت و حد و گستره تشخيص در انسان مي‌پردازد پرسش‌هايي از قبيل اينكه انسان اصولاً قادر به تشخيص چه چيزي است و آيا تشخيص انسان تا چه حد با واقعيات جهان خارج تناسب دارد، از موضوعات اساسي اين حوزه هستند.

با بررسي ترجمه و ترجمه كردن و از طريق تكيه بر پژوهش نظام‌مند و پرسش‌گري و جمع‌آوري داده‌هاي قابل استفاده و سنجش آن‌ها در حوزه ترجمه‌شناسي قادر هستيم به تشريح، تحليل و اظهارنظر و يا نظريه‌پردازي در خصوص تمام آنچه كه به نوعي در فرآيند ترجمه دخالت دارد، بپردازيم و ابعاد عملي و نظري ترجمه را هر چه بيشتر و گسترده‌تر نوآورانه واكاوي كنيم و فرآيند ترجمه را در جهت كمي و كيفي، تسريع و يا بهبود بخشيم.

دست يافتن به اين مهم، مستلزم آشنايي با نظرها و نظريه‌هايي است كه يا از سوي مترجمان در حوزه عمل و يا از سوي متخصصان در حوزه نظر، با خاستگاه و اهداف گوناگون عنوان شده است.

نگارنده كتاب نادر حقاني، داراي دكتراي رشته آموزش زبان آلماني در بستر مجازي از دانشگاه بيله‌فلد آلمان است. وي در كنار رشته اصلي به تحصيلات موازي در دوره‌هاي ترجمه‌شناسي، زبان‌شناسي، تاريخ آلمان و انفورماتيك در دانشگاه‌هاي زارلند و بادربون پرداخته است وي هم اينك استاديار دانشكده زبان‌هاي خارجي دانشگاه تهران مي‌باشد.

 

 

سه‌شنبه 9 شهريور 1389 - 11:35


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری