جمعه 2 تير 1396 - 11:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

جمال الدين بانج فروزش

 

علي(ع) کيست؟ (2)

 

 

زندگي حضرت علي (ع) با همه فراز و نشيب هايش ، سرشار از جلوه هاي گوناگون ساحت معنوي بشري و پربار از تجليات روح و صفات و مظاهر و فضايل والاي اخلاقي و ويژگيهاي سترگ انساني است . اين خصوصيات تاکنون ، با اين گستردگي در هيچ يک از فرزندان آدم مجال ظهور نيافته و در واقع يکي از عواملي که موجب حيرت و شگفتي مورخان و انديشمندان جهان بوده ، همين تنوع و تکثر جلوه هاي متعالي اخلاقي و انساني در وجود مبارک آن حضرت مي باشد که او را به شايستگي ابر مردي براي همه دوران ها و الگوي يک انسان کامل و برجسته در همه اعصار ساخته است .

حضرت رسول اکرم (ص) با توجه به اين واقعيت عظيم فرمودند :

« خداوند براي برادرم علي (ع) فضائل بيشماري قرار داده است ، هر کس يکي از اين فضايل را از روي اعتقاد بازگو کند، خداوند گناهان گذشته و حال او را بيامرزد و هر کس يکي از فضائل او را بنويسد و يا نشر دهد ، تا زماني که نقش از آن نوشته باقي است ، پيوسته فرشتگان براي او آمرزش مي طلبند و هر کس يکي از فضائل علي (ع) را گوش دهد ، خداوند گناهاني را که از راه گوش انجام شد ، ببخشد و هر کس نوشته اي از فضائل علي (ع) را بخواند ، خداوند گناهاني را که از راه چشم انجام پذيرفته است ببخشد . » *

انتشار بخش اول مقاله « فضايل و مناقب امام علي (ع) با عنوان : علي کيست ؟» که تشويق و حمايت مخاطبان را به ارمغان آورد  ما را بر آن داشت تا در بخش دوم اين مقاله نيز به 21 فضيلت ديگر از اقيانوس بي کران مناقب و کمالات اختصاصي آن امام همام (ع) که ايشان را از ساير ائمه هدي (ع) ممتاز مي سازد اشاره کنيم . اميد آنکه اين بضاعت اندک مقبول درگاه فيّاض احديت گرديده و همه ما را از دوستداران و مشفقان آن سرور و مولاي مومنان قرار دهد .

1-زيباترين ابلاغ

سال نهم هجرت در ماه ذي حجه خداوند برخي از موازين شرعي را بر پيامبر خدا (ص) نازل فرمود که موضوع آن در رابطه با مشرکان و پيمانهايي بود که با آنان منعقد کرده بود . بر اين اساس پيامبر (ص) ابوبکر را مأموريت داد تا با مسلمانان مراسم حج را به جاي آورد و سمت امير الحاجي را بر عهده داشته باشد . قرائت آيات نخستين سوره برائت نيز بر عهده او بود . اما ابوبکر هنوز از مدينه چندان دور نشده بود که جبرئيل بر رسول خدا (ص) نازل شد و فرمان خداوند را برخواند که بيزاري از مشرکان يا بايد توسط خود پيامبر (ص) و يا به وسيله کسي که از اوست ، ابلاغ گردد . بنابراين پيامبر (ص) حضرت علي (ع) را احضار کرد و او را با مرکب مخصوص خود به سوي مکه روانه کرد ، تا علاوه بر قرائت آيات سوره برائت مبني بر بيزاري از مشرکان قطعنامه چهار ماده اي را نيز به آنان ابلاغ نمايد . اين موارد عبارت بودند از :

الف)بت پرستان حق ندارند وارد خانه خدا شوند .

ب)طواف با بدن برهنه ممنوع مي باشد .

ج) بعد از اين هيچ بت پرستي حق حضور در مراسم حج را ندارد .

د) عهد و پيمان کساني که با پيامبر (ص) پيمان بسته اند و به آن وفادار بوده اند محترم است در غير اين صورت (مشرکاني که پيمان نبسته اند ، يا پيمان شکني کرده اند ) چهار ماه مهلت دارند که موضع خود را روشن کنند يا خداپرست شوند ، يا آماده جنگ با پيامبر (ص) باشند .

آنگونه که در « البدايه و النهايه » آمده است حضرت اميرالمومنين (ع) اين فضيلت را از آن خود ساخت که علاوه بر قرائت آيات الهي سوره برائت ، اين قطعنامه را نيز ابلاغ نمود . و لحن کلام آن حضرت ، تأثير شگفتي در افکار مشرکان داشت که به نقل روايتي هنوز چهار ماه از زمان سپري نشده بود که مشرکان گروه گروه به آيين توحيد گرويدند و در سال دهم هجرت ، بت پرستي در سراسر حجاز به کلي ريشه کن گرديد .

2-زيباترين امانتدار

شيخ کليني ، از امام صادق (ع) روايت مي کند که امام فرمود : راستي چه کسي پس از پيامبر امانت دار خدا و رسولش ، جز علي (ع) و فرزندانش مي تواند باشد که در رتبه ايمان و اخلاص ، علم و يقين ، جهاد و عمل ، عصمت و تقوي و ساير فضايل قابل قياس با آنان باشد ؟ فاني در حق و دلسوخته خلق باشد و نسبت به دين خدا و حقوق مسلمانان امانتداري کند ؟ حضرت اميرالمومنين (ع) با چنين خصائلي که کاملاً منحصر به فرد بوده و براي احدي پس از رسول خدا (ص) فراهم نيامد ، شايستگي اين فضيلت را يافت که امين حق در ميان خلق و حجت او بر همه خلائق باشد . بدين لحاظ يکي از القاب مشهور آن حضرت « امين الله » است و زيارتي با اين عنوان نيز در روايات وارد شده که در فرازي از آن مي خوانيم :

السلام عليک يا امين الله في ارضه و سفيره في خلقه و حجته البالغه علي عباده ... »

آري رفتار امام علي (ع) در حفظ و حراست و توزيع عادلانه بيت المال ، يکي از مصاديق مهم امانتداري آن حضرت است .

3-زيباترين اندرز

براء بن عازب به امام علي (ع) عرض کرد : اي اميرمومنان ! تو را به خدا و رسولش مي خوانم که برترين چيزي که پيامبر (ص) ويژه تو کرده و جبرئيل ويژه او ساخته و خداوند جبرئيل را به آن فرستاده در اختيارم بگذار . اميرالمومنين (ع) در پاسخ فرمودند : هنگاميکه مي خواهي خدا را به اسماي اعظمش بخواني ، از آغاز سوره حديد تا شش آيه بخوان و سپس چهار آيه آخر سوره حشر را قرائت کن ، آنگاه دستت را به سوي آسمان بلند کن و بگو اي خدايي که داراي اين صفات و اسماء هستي ! به حق اين نامها ، از تو مي خواهم که بر محمد (ص) درود بفرستي و اين نيازهايم را بر آوري . سوگند به خدايي که معبودي جز او نيست ، به حاجتت خواهي رسيد . «إن شاءالله »

و در روايتي ديگر مي فرمايد : چهار کتاب آسماني زبور ، تورات ، انجيل و قرآن را خواندم از ميان آيات آن چهار جمله را به عنوان سرمشق عملي و الگوي زندگي انتخاب کردم .

زبور : هر که قانع بود ، هميشه سير خواهد بود .

تورات ، هر که سکوت بجا کرد و به موقع سخن گفت نجات و رستگاري نصيب او خواهد شد .

انجيل : هر که ترک شهوت و اميال نفساني و زياده طلبي را مداومت نمود از آسيبهاي فردي و اجتماعي در امان خواهد ماند.

قرآن : هر که به خدا توکل کرده خدا او را کافي خواهد بود .

4-زيباترين اوقات فراغت

امام علي (ع) اوقات فراغت را به صورت توام با انفعال ، بي برنامگي و بيکاري را مذموم دانسته اما استراحت دادن جسم و تفريح و ورزش را امري مباح شمرده و در نهايت آنچه در اوقات فراغت مستحب و پسنديده دانسته شده فعاليتهاي هدفمند و برنامه داراست چنانکه فرموده اند : « مع الفراغ تکون الصبوه مراه » با بيکاري و فراغت ،  تمايل به خواسته هاي شيطاني حاصل مي شود .

آري آن حضرت بر طبق روايات بيشترين اوقات فراغت خود را علاوه بر عبادت و شب زنده داري به اموري چون : تفريح سالم ، مسافرت ، کمک به نيازمندان ، تحصيل و تدريس ، سرودن اشعار حکمت آميز ، قرائت قرآن کريم ، مباحثه ، تفکر در طبيعت ، ورزش و ... مي گذارند و آنچنان براي فرصت اهميت قائل است که در دعاهاي خويش نيز بدان اشاره نمود و آن را از خداوند درخواست نموده است . چنانکه در فرازي از دعاهاي خود مي فرمايد :

بار الهي ! براي رسيدن به هدفي که مرا براي آن خلق نمودي به من فراغت و فرصت عطا کن و مرا فقط به تکاليفي که امر کرده اي مشغول مساز ! محرومم نساز و حال آنکه من خواهان توام ، کيفرم مده ، در  حاليکه عذرخواه درگاهت هستم !

5-زيباترين امامت :

امامت به معني پيشوا و رهبر و مقتدا ، براي هر فرد انساني يک فضيلت است ، اما اين فضيلت تنها شامل حال کساني مي شود که به تأييد الهي ، شرف يافته و از لحاظ روحي به درجه اي از کمال رسيده اند که شايستگي رهبري ديگران را يافته اند . اين فضيلت هنگامي بيشتر روشن مي شود که مي بينيم حضرت ابراهيم علاوه بر مقام نبوت و رسالت به افتخار والاتري نائل شده و خداوند او را پس از قبول شدن در امتحانات مختلف بر مردم امام قرار مي دهد و مي فرمايد « قال اني جاعلک للناس اماماً » خداوند فرمود ، تو را بر مردم به عنوان امام و پيشوا برگزينم .

بديهي است حضرت اميرالمومنين (ع) داراي آنچنان فضيلتي است که به عنوان نخستين پيشوا و پدر يازده امام ديگر بعد از خود برگزيده و انتخاب شده است و تنها فردي مي تواند چنين فضيلتي را احراز نمايد که به درستي شايسته آن باشد . در اين خصوص از پيامبر اسلام (ص) روايت شد که :

« هنگاميکه به معراج رفتم ، به حجاب هاي نوري رسيدم ، پروردگارم جل و جلاله بامن سخن گفت و فرمود : يا محمّد ! سلام مرا به علي بن ابيطالب برسان و به او اعلام کن که بعد از تو حجت من بر بندگانم مي باشد . به وسيله او بندگانم را به باران سيرآب مي کنم و بدي را از آنها دور مي سازم و در قيامت که مرا ملاقات مي کنند با او بر آنها احتجاج ( دليل آوري ) مي کنم . پس فقط بايد از او پيروي کنند و از نهي او پرهيز نمايند ، تا آنها را نزد خود در جايگاه صدق قرار دهم .

6-زيباترين القاب :

حضرت علي (ع) داراي القاب چون « اميرالنحل » ، « انزع البطين » ، « سيد العرب » ، « نفس الرسول » ، « صاحب اللواء » ، « يعسوب الدين » ، « فاروق » ، « اميرالمومنين » ، « مرتضي » ، « حيدر » ، « ابوتراب » و ... در مورد هر يک از القاب فوق ، نکات و اشاره هايي در روايات وجود دارد که ذکر همه آنها مفصل خواهد بود . اما لقب ابوتراب از محبوب ترين القاب در نزد امام علي (ع) به شمار مي آيد.

شيخ علاءالدين سکتواري ، مي گويد : نخستين کسي که « ابوتراب » ناميده شد ، علي بن ابيطالب (ع) است ، اين لقب را رسول خدا (ص) زماني به مولا علي (ع) اطلاق فرمود که ملاحظه کرد آن حضرت سر بر بالين خاکي نهاده و آرميده است . پيامبر (ص) تحت تأثير صفا و بي ريايي علي (ع) قرار گرفته از روي لطف و مهرباني خطاب به او فرمود : برخيز اي ابوتراب !

سکتواري در ادامه اين روايت مي گويد : از آن پس به برکت نفس محمدي ، اين لقب کرامتي براي علي (ع) گرديد ، زيرا خاک خبرهايي گذشته و آينده را تا روز قيامت براي او باز مي گفت .

و در روايتي ديگر بلاذري گفته است : وقتي رسول خدا (ص) به علي (ع) لقب ابوتراب را داد ، آن حضرت فرمود : ابوتراب محبوبترين لقب من است .

7-زيباترين استجابت دعاها :

از خصوصيات و فضايل مهم امام علي (ع) مستجاب بودن دعاهاي آن حضرت است . به همين خاطر پيامبر اکرم (ص) در روز مباهله گفت : « من دعا مي کنم و تو آمين بگو ! »

در جريان « رد الشمس » حضرت علي (ع) دو نوبت دعا کرد و آفتاب برگشت تا نمازش قضا نگردد . در اين روايات هيچ شک و ريبي وجود ندارد .

روزي مردم از کمي باران به حضرت علي (ع) شکايت کردند ، حضرت ( از خدا ) طلب باران کرد . فوراً باران نازل گرديد ، به طوري که از زيادي آن به او شکايت کردند و باز دعا کرد ، تا از ميزان باران کم شد .

همچنين در مورد استجابت دعاهاي آن حضرت ، نقل شده است که در حق طلحه و زبير که به کمال ذلت و زشتي کشته شوند . اين دعا مستجاب گرديد و زبير را عمربن جرموز در وقت خواب به ضربت شمشير بکشت و جسدش را در خاک کرد . طلحه نيز توسط مروان بن حکم ، با تيري  که به رگ اکحلش ( رگ چهار اندام ) زده کشته شد و در ميان بيابان ، زير آفتاب سوزان به تدريج آنقدر خون از بدنش رفت ، تا مرد . خود طلحه هنگام مرگ مي گفت : هيچ مرد قريشي مثل من ، خويش ضايع نگشت .

نظير اين نفرين از حضرت علي (ع) در خصوص جريان حديث غدير از برخي صحابه ، طلب شهادت و گواهي کرد . همه آنها ، شهادت دادند که شنيده اند ، رسول خدا (ص) فرموده است « من کنت مولاه فهذا علي مولاه » مگر چند نفر که کتمان کردند . حضرت علي (ع) درحق آنان نفرين کرد . پس به دعاي آن حضرت به سزاي خود رسيدند . برخي کور شده و بعضي به بيماري برص ( لکه هاي سفيد روي پوست بدن ) مبتلا شدند و مزه عذاب الهي را در دنيا چشيدند از آن جمله : انس بن مالک ، يزيدبن وديعه ، عبدالرحمن مداح ، اناب الاشراف و ... هستند .

8-زيباترين احترام به ميهمان

در همه اديان ، به ويژه مکتب اسلام ، ميهمان از ارزش و احترام خاصي برخوردار است ، گرامي داشتن ميهمان در اسلام تا بدان حد است که پيامبر (ص) در حديثي ، ميهمان را راهنما و هدايت کننده به بهشت ، خوانده و از آن به عنوان يک هديه آسماني نام برده شده به طوري که پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد : هنگاميکه خداوند اراده کند نسبت به جمعيتي نيکي نمايد ، هديه گرانبهايي براي آنان مي فرستد .

در خصوص تکريم ميهمان از سوي حضرت اميرالمومنين (ع) از حضرت امام حسن عسکري (ع) نقل شده که :

« روزي يک پدر و پسر از ياران و دوستان آن حضرت ، بر او وارد شدند ، حضرت بنا بر رعايت آداب و سنن ديني از جا برخاست و آنها را احترام نمود و در صدر مجلس نشاند . سپس در مقابل آنان قرار گرفته و دستور داد برايشان غذا بياورند . پس از صرف غذا ، قنبر پيشکار آن حضرت ، ظرف آب و حوله اي آورد ، تا دستانشان را بشويند . ناگهان امير مومنان (ع) از جاي برخاست و ظرف آب را از دست قنبر گرفت . تا خود بر دست ميهمان آب بريزد . در اين هنگام مرد ميهمان سخت خجالت زده شد و به هيچ وجه حاضر نمي شد که امير مومنان (ع) بر دستان او آب بريزد ، از اين رو مدام مي گفت : اي امير مومنان ! خدا مرا چنين ببيند که تو بر دست من آب بريزي ! هرگز قبول نخواهم  کرد حضرت فرمود :

« بنشين تا آب بر دستت بريزم ، زيرا خداوند تو را در حالي مي بيند که برادرت هرگز بر تو امتيازي نداشته و برتر نبوده است . تو را خدمت مي کند و هدف او از اين خدمت ، داشتن ده برابر خدمتگزار از خداوند در بهشت        مي باشد » آن مرد با اصرار و پافشاري امام علي (ع) به جاي خود بازگشت و نشست . امام علي (ع) فرمود : به حق عظيمي که بر تو دارم و تو آن را نيز خوب مي داني و به آن فروتني که براي خدا ( در حق من ) مي کني که مرا بر آن داشته تا تو را خدمت نمايم ، سوگندت مي دهم که با کمال آرامش دست خود را بشويي همچنانکه اگر قنبر بود اين کار را مي کردي ، پس از شستن دست ميهمان حضرت ظرف آب را به دست محمدبن حنفيه داد تا دست فرزند ميهمان را بشويد و فرمود :

فرزندم ! اگر اين پسر خود به تنهايي به نزد من آمده بود ، همانا خودم بر دستش آب مي ريختم . اما خداوند ابا دارد از اينکه پدر و پسر را برابر کند . وقتي در جايي با هم جمع شوند بدين جهت بايد پدر بر دست پدر و پسر بر دست فرزند آب بريزد . محمدبن حنفيه به فرمان پدر عمل کرد و بر دست فرزند ميهمان آب ريخت .

9-زيباترين احاديث :

مورخين و محدثان مشهور شيعه و سني احاديث بيشماري ازپيامبر اکرم (ص) و ائمه (ع) نقل کرده يا نوشته اند که همگي آنان دلالت بر فضايل و مناقب امام علي (ع) دارد از جمله « حديث غدير » ، « ولايت » ، « وصايت » ، «  منزلت » ، « معرفت امام » ، « ثقلين » ، « مدينه علم » ، « علي مع الحق و الحق مع علي » ، « علي مني و انا من علي » ، « فاروق اعظم و صديق اکبر » ، « نور » ، « سد ابواب » ، « رد شمس » ، « اخوت » عشره مبشره » و ... که در اينجا به قطره اي از دريا بيکران به چند احاديث اشاره مي گردد .

رسول خدا (ص) : علي (ع) نزد خداوند بلند مرتبه ترين مردم است .

امام رضا (ع) از پدرانش نقل کرده که رسول خدا (ص) فرمود : من و علي از يک نور آفريده شده ايم .

رسول خدا (ص) فرمود : خداوند به من و علي پنج موهبت ارزاني داشته است : به من سخناني جامع و به علي (ع) دانشي جامع عطا کرده ، و مرا پيامبر و او را وصي قرار داده ، و به من کوثر و به او سلسبيل داده ، و مرا از وحي و او را از الهام برخوردار ساخته است ، و مرا شبانه به آسمان بردند و براي علي (ع) درهاي آسمان ها و حجاب ها گشوده شده است . و همچنين فرمود : اي علي ! به تو سه ويژگي داده شده که به من و هيچ کس ديگر داده نشده است : تو پدر همسري مانند من داري که من مانند آن را ندارم ، و تو همسري همچون صديقه دختر من داري که من مانند آن را ندارم ، و تو از صلب خود حسن و حسين را داري که من از صلب خود مانند آن دو را ندارم ، ولي همه شما از منيد و من از شما هستم .

10-زيباترين برترها

در رواياتي اميرالمومنين (ع) برترين افراد بشر دانسته شده زيرا از پيامبران اولوالعزم غير از خاتم الانبياء (ص) ، و همه افراد بشر در گذشته و آينده ، برتر شمرده شده است . در حقيقت آن حضرت مصداق واقعي « خير البريه » بهترين انسانها در اين آيه شريفه دانسته شد .

« ان الذين آمنوا و عملوا الصالحات اولئک هم خير البريه »

در روايت مشهوري که يکي از ياران آن حضرت به نام « صعصعه بن صوحان » نقل مي کند ، امام علي (ع) خود را از همه انبياء الهي ، بالاتر دانسته ، بديهي است که حضرت علي (ع) قصد خودستايي نداشته بلکه حقيقت ولايت آن حضرت اين فضيلت و برتري را به خوبي بيان مي کند .

صعصعه بن صوحان مي گويد : هنگاميکه امام علي (ع) ضربت خورده و مجروح بود ، نزد وي رفتم و عرض کردم : يا اميرالمومنين ! مدتي است که مسائلي خاطر مرا به خود مشغول داشته و مي خواستم از شما سوال کنم ، اما هر بار هيبت شما مانع مي شد که بپرسم ، اگر اجازه مي فرمايي اکنون بپرسم . حضرت فرمود : بپرس . صعصعه عرض کرد : يا اميرالمومنين ! آيا شما فاضل تر هستيد يا حضرت آدم ؟ حضرت فرمود : اي صعصعه ! « تزکيه المرء نفسه قبيح » خودستايي مرد ، زشت است اما چون سوال کردي ، پاسخ مي دهم : خداوند عزّوجل به حضرت آدم فرمود : تو و همسرت در بهشت اسکان نماييد . هر چه بخواهيد در آنجا به فراواني تناول کنيد ، ولي به اين درخت نزديک نشويد که از ستمکاران خواهيد شد .

پس شيطان آدم و حوا را فريفت و از ميوه ممنوعه خوراند و خداوند آنان را از بهشت بيرون راند و فرمود : « وعصي آدم ربه » آدم به پروردگار خود عصيان ورزيد . اما بسياري چيزها را بر من مباح کردند و من استفاده نکردم و گرد آن نگشتم و بدان نزديک نشدم « انما يريد اله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطحرکم تطهيرا »

از آن حضرت پرسيدم : آيا شما فاضل تر هستيد يا حضرت نوح ؟ حضرت در پاسخ فرمودند : نوح قوم خود را نفرين کرد و من نکردم و پسر نوح کافر بود و پسران من دو سيد جوان اهل بهشت هستند . عرض کردم : شما فاضل تري يا حضرت ابراهيم ؟ حضرت فرمود : قرآن در مورد حضرت ابراهيم مي فرمايد : « رب ارني کيف تحيي الموتي » خدايا بر من چگونگي زنده شدن مردگان را آشکار نما ! » خداوند در پاسخ ابراهيم فرمود : مگر ايمان نياوردي ؟ ابراهيم پاسخ داد : آري ايمان دارم ، اما مي خواهم دلم آرام گيرد . اما من معتقدم . « لو کشف الغطاء ما ازددت يقيناً » . اگر پرده هم کنار رود ، بر باور و يقين و ايمان من چيزي افزوده نخواهد شد !

سوال شد تو فاضل تري يا حضرت موسي ؟ فرمودند : خداوند متعال حضرت موسي را مأمور فرستاد تا به سوي فرعون و اطرافيان او برو و آنان را به سوي خداوند يکتا دعوت کند ، موسي گفت خدايا ! چون من يکي از فرعونيان را کشته ام مي ترسم که به سراغ آنان بروم . برادرم هارون را با من بفرست . ولي رسول اکرم (ص) به من مأوريت که سوره برائت بر اهل مکه خوانم با اينکه تعدادي از قريش را در جنگها کشته بودم . نترسيدم و برفتم و برايشان خواندم و تهديد و وعيدشان کردم . چنانکه قرآن هم مي فرمايد :

« و من الناس من يشتري نفسه ابتغاء مرضات الله و الله روف بالعباد » .

سوال شد تو فاضل تري يا حضرت عيسي (ع) ، فرمود : مادر عيسي ( مريم ) در بيت المقدس بود چون وضع حملش شد ، ندا آمد که برون رو که اين خانه عبادت است نه خانه ولادت و مادر من « فاطمه بنت اسد » هنگاميکه وضع حملش فرا رسيد ، ندا داد : که داخل کعبه شو . و من در داخل خانه کعبه زاده شدم . در پايان روايت آمده است که

صعصعه عرض کرد : راست گفتي يا اميرالمومنين !

11- زيباترين پدر

پدر بودن به تنهايي براي انسان نمي تواند ، يک فضيلت به شمار آيد ، اما اگر انسان فرزندان خوب و شايسته اي تربيت نمايد و به خصوص اگر فرزندان او صاحب کرامت ، فضيلت ، علم و دانش بوده و در جهان منشأ اثر گردند ، پدر بودن يک فضيلت بزرگ خواهد بود . در مورد حضرت اميرالمومنين (ع) اين صفت بزرگترين فضيلت است ، چرا که آن حضرت پدر اهل بيت عصمت و طهارت (ع) و پدر امت است و از او امام حسن (ع) و امام حسين (ع) دو سيد اهل بهشت تربيت يافتند و عباس (ع) ، جعفر ، عثمان و عبدالله ، چهار پسر او در سرزمين کربلا به شهادت رسيدند .

از معلّي بن خنيس نقل شده که از امام صادق (ع) شنيدم فرمود : « رسول خدا (ص) فرمودند : من يکي از دو پدر و علي ، پدر ديگر است . اين دو پدر را همه ، هنگام مرگ مشاهده خواهند کرد . و در روايت ديگري از پيامبر (ص) آمده است : « انا و علي ابواه هذه الامه » من و علي ، دو پدر اين امت هستيم .

و روايتي از حضرت زهرا (س) نقل شده است که فرمود : « محمد (ص) و علي (ع) دو پدران اين امتند که کژيهاي آنان را راست مي کنند . اگر از آن دو اطاعت کنند ، از عذاب هميشگي رهايشان مي بخشند و اگر با آن دو موافقت نمايند نعمت جاويد را در اختيارشان مي گذارند . »

12-زيباترين پيشگويي :

علم و دانش به تنهايي يک فضيلت است ، اما اگر اين علم و دانش به حدي فرا رود که زمان را در نوردد و از آينده نيز خبر دهد ، يک فضيلت بزرگتر و برجسته تر است . پيش گويي خاص اولياء الهي و از صفات مردان حق است و از فضايل مومنان راستين مي باشد . پس هر کسي که ارتباطي با حق نداشته باشد ، نمي تواند پيش بيني کند .

امير المومنين (ع) پيشگويي هاي فراواني داشته که بسياري محقق شده ÷و عينيت يافته و برخي از جمله اخبار ملاحم و فتن آخرالزمان (عج) هنوز تحقق نيافته است. بنابراين به طور کلي به دو نوع پيش بيني و پيشگويي حضرت مي توان اشاره کرد .

الف. محقق شده که به لحاظ معجزه بودن آن فضيلت بزرگ است .

ب. محقق نشده که مي دانيم قطعاً در آينده محقق مي شود .

اما از نوع اول بايد به پيش بيني شهادت فرزندش حسين بن علي (ع) در کربلا ، حکومت حجاج ، زير آب رفتن بصره ، تعداد دقيق کشتگان خوارج در جنگ نهروان ، سلطنت آل بويه و علويان و ... بسياري ديگر که در تاريخ نقل شده و اثبات گرديده است اشاره کرد .

اما از نوع دوم بسياري از پيشگويي هاي آن حضرت مربوط به ظهور حضرت مهدي (عج) مي باشد که در نهج البلاغه آمده است ، هر چند هنوز برخي از علائم آن ظاهر نشده و براي آن وقت نمي توان تعيين کرد ، اما به قرائن و شواهد بسياري مي دانيم که قطعاً عنقريب روزي به منصه ظهور خواهد رسيد . « إن شاءالله » در خطبه 100 نهج البلاغه مي فرمايد .

اي مردم بدانيد آن کسي که از طريق ما « مهدي موعود منتظر » به راز اين فتنه ها پي برد و آن روزگار را دريابد ، با مشعل فروزان هدايت ره بسپرد و به سيره و روش پاکان و نيکان ( پيامبر و امامان معصوم ) رفتار نمايد و تشکيلات کفر و ستم را بر هم زند و جدايي و تفرقه اسلام و مسلمانان را تبديل به يکپارچگي نموده و سامان بخشد و ...

ابن ابي الحديد ، شارح نهج البلاغه ، در ذيل اين حديث مي گويد : اين خبر از پيشگويي هايي مي باشد که امام علي (ع) در مورد ظهور حضرت مهدي (عج) آخر الزمان بيان فرموده است .

13-زيباترين پرهيز از دنيا :

نگاه حضرت علي (ع) به دنيا و روش برخورد آن حضرت با دنيا در نوع خود بي نظير است امام علي (ع) در خطبه 52 نهج البلاغه تعريفي از دنيا ارائه مي فرمايد که در نوع خود بديع و بسيار عبرت آموز است .

مي فرمايد : آگاه باشيد ! گويا دنيا پايان يافته ، و وداع خويش را اعلام نموده ، خوبي هايش ناشناخته ماند ، به سرعت پشت کرده مي گذرد ، ساکنان خود را به سوي نابودن شدن مي کشاند و همسايگان را به سوي مرگ مي راند ... » اين سخنان به خوبي نشانگر جنبه مذموم دنيا طلبي که باعث فساد و تباهي مي شود ، است . چنين دنيايي ، نبايد محل اعتنا و جذب کامل شدن به آن باشد ، زيرا محل عبور و مزرعه آخرت است و هيچ عاقلي از محل گذر و مزرعه را به عنوان هدف خود بر نمي گزيند .

و در خطبه 45 نيز در برخورد با دنيا چنين توصيه مي فرمايند : « دنيا خانه آرزوهايي است که زود نابود مي شود و کوچ کردن از وطن حتمي است . دنيا شيرين و خوش منظر است که با سرعت به سوي خواهانش مي رود و بيننده را مي فريبد ، سعي کنيد با بهترين زاد و توشه از آن کوچ کنيد و بيش از کفاف و نياز خود از آن نخواهيد و بيشتر از آنچه نياز داريد طلب نکنيد . »

آري اين نگرش انسان را از فريفتگي نسبت به دنيا و مفاسدي که بعد از آن به وجود مي آيد دور مي سازد و سر منشأ فضايل مي گردد . آن حضرت در زندگي خويش ، با پرهيز از دنيا ، زمينه شکل گيري فضايل الهي را در خود و جامعه خويش فراهم ساخت .

14- زيباترين ترس از خدا :

اميرالمومنين (ع) ترس از خدا را روش پرهيزکاران و لباس اهل عرفان دانسته و خداوند در قرآن کريم ترس از خود را صفت ويژه عالمان و دانشمندان واقعي خوانده است : « انما يخشي الله من عباده العلماء »

البته ترس که در لغت عرب « خوف » خوانده مي شود ، با « خشيت » که آن نيز به معناي ترس است ،يک تفاوت ظريف دارد و خشيت بيشتر به ترس همراه با تواضع ، فروتني و کُرنش اطلاق مي شود ، اما در قرآن « خوف » نيز به عنوان يک فضيلت مومنان ، مورد ستايش قرار گرفته : « و اما من خاف مقام ربه » .

آري طبق روايات اميرالمومنين (ع) سرآمد خدا ترسان است و اين فضيلت انساني – الهي ، در آن حضرت به نحو کاملتر ظهور يافته است . « ابي دردا » مي گويد : شبي علي (ع) را در نخلستان ديدم که به مناجات مشغول بود  از آخرت و عذاب الهي ياد مي کرد و با حالت گريان با خدا راز و نياز مي کرد . يک وقت متوجه شدم از آن حضرت صدايي بر نمي خيزد و حرکتي نمي کند . با خود گفتم : « انا لله و انا اليه راجعون » علي بن ابي طالب فوت کرده است . به منزل رفتم تا خانواده حضرت را با خبر سازم .

حضرت زهرا (س) در خانه پس از اطلاع از اين واقعه ، فرمود : « اي ابي دردا ، اين حالت بي هوشي که از علي (ع) مشاهده کردي ، از خوف و خشيت خداوند است . »

ابن عباس در ذيل آيه « فاطر 28 » مي گويد : علي (ع) شخصيتي بود که از خدا مي ترسيد و مراقب رضاي او بود و به فرايض و واجبات عمل مي کرد و در راه خدا مجاهدت مي نمود .

آري علي (ع) « اعبد ناس و عباد » بود عبادت و خدا ترسي هيچ کس به عبادت آن حضرت نمي رسيد « صائم النهار و قائم الليل » بود . روزها روزه مي گرفت و شب ها عبادت پروردگار را به جاي مي آورد .

و اينجا سخن مشهور آن حضرت را به ياد آوريم که مي فرمايد :

« بار خدايا من تو را نه از جهت ترس از آتش و نه از جهت رغبت به بهشت تو ، که از روي اشتياق و اينکه سزاوار پرستش يافتم ، عبادت مي کنم . »

15- زيباترين تقرّب :

بالاتر از مقام تقرب به خدا و پيامبر او ، جايگاه ، مقام و فضيلتي نيست . رسول گرامي اسلام (ص) خطاب به اميرالمومنين (ع) فرمود : « اي علي ! در آسمان فرشته هايي هستند که در انتظار ديدار تو به سر مي برند ، فضايل تو را ياد مي کنند ، به دليل شناختن تو ، بر اهل آسمان افتخار مي کنند و با معرفت تو انتظار ديدارت به خدا تقرب    مي جويند . تعداد آنها را جز خداوند کسي نمي داند . اي علي ! مقام هيچ کسي از پيشينيان از تو برتر نيست و هيچ کسي از آيندگان به مقام تو نخواهد رسيد . »

روايات فراواني در مورد اميرالمومنين علي (ع) نقل شده که دلالت بر تقرب آن حضرت با خدا و رسولش دارد. در اينگونه روايات ، تعبيرات مختلفي به کار رفته که مفهوم آن ، بر چيزي جز تقرب دلالت ندارد . مانند مفهوم « نور در اين روايت که از پيامبر اسلام (ص) نقل شده است : من و علي از يک نور هستيم و آنگاه که نور وجود آدم را خلق کرد ، نور ما را دو نيم کرد . »

و تعبير ديگري از اين تقرب « آرنج و بازو » است . مولا علي (ع) در اين باره مي فرمايد : « من و پيغمبر (ص) مانند دو نور منشعب از هم و يا دو نخل بهم پيوسته مانند آرنج و بازوي يکديگريم . »

آري از پيامبر اکرم (ص) در مورد فضيلت تقرب علي (ع) به خدا ، روايت شده است : اي علي ! فرشتگان به محبت و ولايت تو به خدا تقرب مي جويند ، به خدا سوگند ، دوستداران تو در آسمان بيشتر از دوستداران تو در زمين اند . »

16-زيباترين تشکر :

زندگي اميرالمومنين (ع) تابلوي هزار نقشي از موفقيت ها ، پيروزي ها و خدمات بزرگ به اسلام و مسلمين است که شکر و سپاس يکي از عوامل سازنده و برقراري يک ارتباط معقول ميان او و جهان هستي و همنوي از خويش مي باشد . در راه وصول به چنين مقام والا بديهي است مورد عنايت پروردگار و رسولش باشد که خداوند در دو موضوع از قرآن کريم از حضرت علي (ع) تشکر کرد .

و  فرمود : « سيجزي الله الشاکرين » و « و سنجزي الشاکرين » و همچنين نيز در جنگ احد زمانيکه همه نيروهاي اسلام فرار کردند امام اميرالمومنين (ع) ايستاد و از پيامبر (ص) دفاع کرد و حدود نود جراحت در بدن او ايجاد شد . پيامبر (ص) و ديگران به عيادت او آمدند و آن حضرت از ايشان تمجيد کرد . اميرالمومنين (ع) در برابر سخنان پيامبر (ص) گفت : « خدا را سپاس که مرا از فرار و پشت کردن به دشمن مصون داشت . »

17- زيباترين جوانمرد

در برخي روايات جوانمردي و فتوت جزء فضايل اميرالمومنين (ع) دانسته شده به طوري که ديگران نيز از آن استثناء شده اند ، بعضي جوانمردي خاص آن حضرت دانسته شده که اشاره به کمال ظهور اين صفت و فضيلت در روح اميرالمومنين (ع) دارد . پيامبر (ص) فرموده است : « لا فتي الا علي » جوانمردي نيست ، مگر علي (ع) » اين روايت نشان مي دهد که جوانمردي و فتوت ، يک صفت و فضيلت خاص است که خود شامل  مجموعه اي از صفات و فضايل متعدد مي باشد . لذا به کسي که بخشش يا ايثار و گذشت دارد به تنهايي جوانمرد گفته نمي شود ، اما اگر هم به دارنده هر يک از اين صفات ، جوانمرد اطلاق شود ، به خاطر اراده کمال آن صفت در فرد است ، به طوريکه گويي با بخشش زياد ، داراي صفات و فضايل ديگري نيز شده است .

در مورد جوانمردي اميرالمومنين (ع) روايتي نقل شده که هر چند اشاره به گوشه اي از جوانمردي آن حضرت دارد ، اما چون به طور مستقيم در آن اشاره به جوانمردي علي (ع) شده نقل به مضمون مي شود .

از عمار ياسر نقل شده که : « روزي امير مومنان علي (ع) جايي نشسته بود که کبوتري خود را به دامن آن حضرت انداخت و در همان حال با زبان حال گفت موقع پرواز ديدم بازي قصد شکار من را دارد ، فرار کردم و به شما پناهنده شدم ، تا مرا پناه دهد . حضرت علي (ع) آستين خود را باز کرد و کبوتر را پناه داد . ناگهان باز شکاري از راه رسيد و با زبان خود عرض کرد : صيد مرا رها کن .

حضرت فرمود : اين صيد به من پناه آورده و من آن را به دشمنش تحويل نمي دهم . باز گفت : من چهار روز گرسنه به سر برده ام و امروز که اين کبوتر را يافتم ، به تو پناه آورده است . حضرت فرمود : هر کس به من پناه آورد ، ممکن نيست او را پناه ندهم ، باز شکاري گفت : شکار رابه من بده ، يا مرا از گرسنگي سير نما . حضرت در اين فکر بود که چگونه باز را غذا دهد و کبوتر را نيز نجات بخشد که خود باز به فرياد آمد و گفت : دست نگهدار ! من جبرئيل هستم و آن کبوتر نيز برادرم ميکائيل است . امروز مي خواستيم تو را در جوانمردي و فتوت بيازماييم ، حقا که جوانمرد هستي ! »

البته جوانمردي اميرالمومنين (ع) در مقاطع مختلف زندگي آن حضرت اثبات شده است که مشهورترين آن جريان بستن آب فرات توسط معاويه بر لشکر علي (ع) و اجازه دادن استفاده از آب توسط آن حضرت ، به لشگر معاويه پس از تصرف آن رود است .

18-زيباترين مودت

مطابق بسياري از روايات ، محبت امير المومنين (ع) حسنه اي است که با هيچيک از اعمال برابري نمي کند ، سپري است که انسان را از آتش جهنم در امان مي دارد و مجوز عبور از پل صراط است . اين محبت از آن رو يک فضيلت براي محبّ است که او را به سوي عمل رهنمون مي سازدو از رفتار و اخلاق و سيره آن حضرت ، الگو برداري نموده و با عمل خويش جامعه خود را به سوي اخلاقي شدن و اسلامي شدن سوق مي دهد . چنانکه قرآن کريم مي فرمايد : « قل ان کنتم تحبون الله فاتبعوني يحبيکم الله » اي پيامبر ! بگو اگر خدا را دوست داريد ، از من پيروي کنيد تا خدا نيز شما را دوست بدار . »

از اين رو ، محبت بدون عمل و عمل بدون محبت خالي از فايده مي باشد . چنانکه پيامبر اسلام (ص) مي فرمايد : « سوگند بخدائي که مرا به حق پيامبر قرار داده است خداوند از بنده اي عمل خويش را قبول نمي کند ، مگر پس از آنکه از محبت علي (ع) سوال نمايد . » آري محبت علي ميزان ايمان و کفر نيز مي باشد . پيامبر اکرم (ص) فرموده است : « حب علي ايمان و بغضه کفر » محبت علي (ع) نشانه ايمان و دشمني با او کفر است .

و يکي از آياتي که خداوند در قرآن کريم در فضيلت اميرالمومنين (ع) و اهل بيت او نازل فرموده به آيه « مودت » مشهور است خداوند در اين آيه مي فرمايد : « قل لا اسلکم عليه اجرأ الا الموده في القربي » علامه اميني (ره) اين آيه را در الغدير ذکر کرده و از ابن عباس نقل نموده که گفت :

وقتي آيه مودت نازل شد به پيامبر (ص) عرض کردند : قربي ، چه کساني هستند که خداوند محبت آنها را واجب کرده است ؟ حضرت فرمود : « علي و فاطمه و دو فرزندش . »

و نيز فرمودند : « بدانيد که هر کس علي رادوست بدارد خدا او را با صديقان و شهيدان و صالحان در سايه عرشش جاي مي دهد و او را از ترس و وحشت بزرگ روز قيامت ايمن دارد . »

19- زيباترين حزب الله

« حزب اللهي » به معناي بودن در گروه خدا و پيامبر (ص) است . مهمترين ويژگي حزب اللهي ، وابستگي و اطاعت از خدا و پيامبر (ص) است که اميرالمومنين (ع) کاملاً واجد آن بوده است . در قرآن کريم آمده است « و من يتول الله و رسوله و الذين امنوا فان حزب الله هم الغالبون » کساني که ولايت خدا و پيامبر او و افراد با ايمان را بپذيرند ، پيروزند ، زيرا گروه حزب خدا پيروز است .

در اغلب تفاسير ذيل اين آيه روايتي از حضرت امام صادق (ع) نقل شده که مي فرمايد : طايفه اي از يهود مسلمان شدند ، از آن جمله عبدالله بن سلام ، ثعلبه ، ابن مامين و ... که همه خدمت رسول خدا (ص) آمدند و عرضد کردند : يا نبي الله ! حضرت موسي وصيت کرد به يوشع بن نون و او را جانشين خود قرار داد . پس وصي و جانشي شما کيست ؟ و بعد از توولي و سرپرست ما کيست ؟ در پاسخ اين سوال آيه شريفه 55 سوره مائده نازل شد که بر مبناي آن خداوند مي فرمايد : ولي خدا و رسولش و کساني که ايمان آوردند ، کساني هستند که نماز بپاي مي دارند و در حال رکوع و نماز زکات مي دهند . سپس پيامبر (ص) به آن تازه ايمان آورندگان فرمود : برخيزيد ! همه برخاسته و به مسجد آمدند . مردي فقير و سائل داشت از مسجد به طرف آن حضرت مي آمد ، حضرت فرمود : اي مرد ! آيا کسي به تو چيزي داده است ؟ عرض کرد : آري ، اين انگشتر را يک نفر هم اکنون به من داد . حضرت پرسيدند : چه کسي ؟ عرض کرد : آن مرد که در حال نماز است . حضرت پرسيد : در چه حال به تو داد ؟ عرض کرد : در حال رکوع . حضرت تکبير گفت و اهل مسجد هم همه تکبير گفتند : سپس پيامبر (ص) رو به آن مردم کرد و فرمود : پس از من علي (ع) ولي شماست . آنان نيز گفتند : ما به خداوندي خداي تعالي و به نبوت محمد (ص) و ولايت علي (ع) راضي و خشنوديم ، آنگاه آيه 56 سوره مائده « و من يتول الله و رسول و ا لذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون » نازل شد . و از سخنان گهربار اميرالمومنين (ع) است که مي فرمايد : همانا نجيبان اين امت ما اهل بيت هستيم . گروه و حزب ما ، حزب خدا و آن گروه که ستمگر است همان حزب شيطان است که هرگز با هم مساوي نيستند . پس هر که بين ما و حزب و گروه شيطان جدايي نبيند از ما نبوده ( و از احزاب شيطان محسوب خواهد گرديد . )

20-زيباترين حامي پيامبر (ص)

دفاع علي (ع) از پيامبر اسلام (ص) حقيقت انکار ناپذيري است که در تاريخ شيعه و اهل سنت ثبت و درج گرديده است که بعد از خداوند و جبرئيل امين ، برترين يار و ياور پيامبر اسلام در تمام طول عمر ، علي بن ابي طالب بود که دهها آيه و روايات پيرامون آن نقل شده که دلالت بر حضور امام علي (ع) در مواقع گوناگون ياور و حامي پيامبر (ص) بود . چونکه حق تعالي فرموده : « فان الله هو مولاه و جبريل و صالح المومنين » مولي در اينجا بمعني ناصر است و به اتفاق اغلب مفسرين ، مراد از « صالح المومنين » در اين آيه اميرالمومنين (ع) است .

آري مولا علي (ع) در جاي جاي خطبه ها و نامه هايش به اين مسأله با عنوان يک افتخار و احساس وظيفه اشاره   مي کند و در نامه اي که خطاب به عثمان بن حنيف نوشته تأکيد مي کند . « به خدا قسم اگر عرب و عجم بر من بشورند تا من از ياري پيغمبر (ص) دست بکشم ، هرگز چنين نخواهم کرد و اگر فرصت و زمينه وجود داشته باشد به پيکار با همه آنها خواهم شتافت . »

21- زيباترين حبيب رسول خدا (ص)

پيامبر خدا (ص) علي (ع) را عاشقانه دوست مي داشت که در کودکي عزيزترين فرزندان و افراد خانواده اش بود در جواني او را از همه ياران و پيروان محبوب تر مي داشت . مقامش نزد پيامبر (ص) از همه فراتر و صحبتش از همه برتر و رفاقتش با او از همه بيشتر و پيوستگي اش از همه شديدتر و مهرش بر دل پيغمبر (ص) از همه افزون تر بود .

ابوذر از بهترين ياران پيامبر (ص) سوگند به خدا ياد مي کند محبوب ترين کس نزد رسول خدا (ص) همان ابرمرد ، علي (ع) است که پيغمبر اکرم توجه خاص به ايشان داشت . محبتش را نسبت به علي (ع) به بهترين وجه در حالت مختلف نشان مي داد و براي نمونه وقتي علي (ع) بر پيغمبر (ص) وارد مي شد . به تمام قامت برمي خاست ، با او معانقه مي کرد ، و او را در طرف راست خود مي نشاند و در يک سفارش عمومي محبت علي (ع) را بر هر مسلماني تاکيد مي کند و مي فرمود : « علي حبيبي » علي دوست من است . با اينکه پيامبر (ص) همه اصحاب را دوست مي داشت هيچ کس را به القاب « حبيبي » صدا نکرد . تعبير پيامبر اکرم (ص) از علي (ع) به لفظ « حبيبي » ، « خليلي » نشان دهنده مقام و منزلت علي (ع) است که در حديثي مي فرمايد : « خليل من ، وزير من و خليفه من ، بهترين کسي که بعد از خود مي گذارم تا دينم را ادا کند و به وعده هايم وفا کند علي بن ابيطالب است . »

« ادامه دارد »

 

منابع

*مناقب خوارزمي – کفايت الطالب شافعي

1- سيره ابن هشام ، ج 2 - فروع کافي ، ج 1 – مستدرک الصحيحين ، ج 3 – جاذبه و دافعه استاد شهيد مرتضي مطهري .

2-مناقب مرتضوي ، 34  – بحارالانوار ، ج 40

3- بحارالانوار ، ج 3 و سيره ابن هشام – مناقب علي بن ابي طالب

4- مناقب آل ابي طالب  3 / 262 ، احقاق الحق ، مناقب خوارزمي و ارشاد القلوب 210

5- بحارالانوار ج 40 و 38 – کنزالفوائد 38  / 152 – احقاق الحق 15 / 75

6-مناقب علي (ع) ، کشف الغمه ، سيره ابن هشام ج 2 ، انساب الاشراف ج 1

7- منتهي الامال ص 300 ، المناقب ص 163 ، داستان معجزات و کرامات ص 17 ، دانشنامه جهان اسلام ، حداد عادل ج 3

8- بحارالانوار 75 / 455 و 453 و احياء العلوم ج 3

9- ميزان الحکمه ، مناقب ابن شهر آشوب و احقاق الحق ، شواهد النزيل حاکم حکاني  ج 2 – مناقب خوارزمي ص 129 – بحار ، الغدير  - عيون اخبار الرضا 2 / 58  الکافي 1  / 231 و روضه الواعظين

10-مناقب ابن شهر آشوب – تفسير در المنثور 6 / 379 – آيات 30 تا 33 سوره قصص و آيه خير البريه 7 بنيه

11- کمال الدين 261 – البحار 36  / 9 – احقاق الحق 15 / 518

12-نهج البلاغه خطبه 100 ، حديقه الشيعه و حکمت 1 و خطبه 128 و پيشگوئيهاي اميرالمومنين (ع) سيد محمد نجفي يزدي

13-نهج البلاغه – محمد دشتي و معجم المفهرس ، مديريت و فرماندهي در اسلام آيت اله مکارم شيرازي

14-مناقب ابن شهر آشوب ،منتهي الامال ، ذخاير العقبي – بحار الانوار ج 48

15- احقاق الحق 6 / 105 – امالي الصدوق 6 / 532 – مناقب علي بن ابي طالب 137 – بحار الانوار ج 40

16- اصول کافي ج 4 – نهج البلاغه خطبه 113 – حلية الاولياء 1 ، 106 – سوره آل عمران 144 ، 145 – مفاتيح الجنان و مشکاة الانوار

17- مناقب ابن شهر آشوب ، کافي جلد 32 و مکارم الاخلاق ص 86

18- تفسير نورالثقلين 5 ، 240 – امالي الصدق 276 – اسرار الشهاده 241 – بحار الانوار ج 39

19- تفسير الميزان ج3 – امالي صدوق 26 – احقاق الحق 5 ، 113 – سوره مائده آيه 56 ( حزب اله )

20-الغدير 291 ، مناقب خوارزمي ، الکافي ، احقاق الحق 5 ، 254 ، ارشاد القلوب ، مناقب آل ابي طالب

21-دخائر العقبي ص 72 – محب الدين شافعي – ارشاد القلوب 234 – احقاق الحق 15 ، 53 – اميرالمومنين (ع) در عهد پيامبر (ص) ، دکتر جمال الدين موسوي اصفهاني .

 

شنبه 6 شهريور 1389 - 12:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری