دوشنبه 4 شهريور 1398 - 13:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ريحانه فتحي ثاني

 

گفته‌هاي اهالي نقد از كتاب خاطرات شهيداكرمي

 

 کتاب "خاطرات سيد کاظم اکرمي"، سي‌ونهمين اثر از مجموعه کتاب‌هاي خاطره دفتر ادبيات انقلاب حوزه هنري وابسته به سازمان تبليغات اسلامي است که در 5 فصل؛ تحصيل و ازدواج، مبارزات سياسي، دستگيري و زندان، همراهي با انقلاب اسلامي و از آموزش و پرورش تا رياست دانشگاه،  به‌دست جمعي از تدوين‌گران نوشته شده است.

البته تدوين‌گران اين كتاب بنا به گفته رئوف گوهريان تلاش كرده‌اند در نگارش کتاب به سبک و زبان راوي وفادار بمانند كه اين تلاش بسيار آن‌ها را از مهندسي تاريخي و فصل بندي و طبقه بندي اثر غافل نگاه داشته و اثر را به زندگينامه نزديك‌تر كرده است.

به‌گزارش روابط‌عمومي سازمان تبليغات‌اسلامي، ‌از اين كتاب انتظار مي‌رفت در آغاز مقدمه‌اي تواناتر و در پايان هم داراي آرشيو اسناد معتبرو بيشتري در مقايسه با ساير آثار همتراز خود داشته باشد.

دراين راستا، اکبر خوش‌زاد معتقداست كه  عدم وجود مقدمه‌اي کامل و همچنين ضعف هاي وارد بر پاورقي ها، نقدهايي است که مي توان بر نحوه گردآوري کتاب وارد کرد.  به اعتقاد او راوي در بيان خاطرات خود طفره رفته و تفکرات خود را کامل بيان نکرده و با احتياط حرف زده است تا جايي که پس از مطالعه کتاب مطلب جديدي ارائه نمي شود.

 شايد بنا به گفته محمدقبادي هم، راوي به شدت خود سانسوري کرده و ارتباط با برخي افراد نهضت آزادي و ديگر احزاب و سازمان ها را مشخص و تکليف ما را روشن نكرده است. گويي مصاحبه کننده، شنونده صِرف است و تنها در حد يک ضبط صوت عمل کرده و کتاب مانند فيلمي است که صدا ندارد، يعني عکس و سند ندارد و در متن اثرهم درباره فعاليت هاي فرهنگي راوي در جريان انقلاب اسلامي هيچ اطلاعاتي داده نشده است.

مرتضي سرهنگي درباره اين ايراد که کتاب سند مکتوب ندارد، هم معتقد است برخي افراد منحصر به فرد هستند و آنچه مي‌گويند در حکم سند است و نيازي به سند کتبي نداريم.

سعيد الله بداشتي از مصاحبه گران دفتر ادبيات انقلاب اسلامي درباره اين اثر مي‌گويد: انتخاب ايشان بسيار شايسته و به حق است چرا که از رجال سياسي موثر در عصر حاضر هستند و دانستن از وي بسياري از کاوشگران را تشنه مي کند اما اين مجموعه مرا سيراب نکرد.

.سرپرست کتابخانه تخصصي انقلاب اسلامي و تاريخ معاصر ايران در حوزه هم درباره اين كتاب معتقد است: بسياري از ارجاعات و پاورقي ها بدون ذکر منبع و طولاني هستند در صورتي که پاورقي و ارجاع بايد کامل، کوتاه و خلاصه باشند.

سعيد منزه يکي از مشکلات اساسي کتاب را عدم وجود محوري ثابت در جريان کتاب مي‌داند چراكه در کتاب يک محور و جريان ثابت وجود ندارد، قطع کتاب و طرح جلد نيز بايد به گونه اي باشد که با مخاطب ارتباط برقرار کند.

مرتضي سرهنگي درباره اين اثر بر اين باور است كه  در اين کتاب زبان به درستي از مبدا به مقصد منتقل نشده و ناقص به دست تدوين گران رسيده و مشکل از مصاحبه بوده است. مصاحبه کننده بايد ابتکار عمل را به دست خود مي‌گرفت و مسير مصاحبه را کنترل مي‌کرد تا بتواند از کودکي فرد تا سرانجام کار را تحت کنترل خويش راه ببرد.

جواد کامور بخشايش  يکي از تدوين گران کتاب نيز اعتقاد دارد: فاصله طولاني بين مصاحبه و تدوين آن ما را دچار مشکل کرده است، علاوه بر اين راوي هر بار که کتاب را براي تاييد مي فرستاديم مطالب تازه اي به آن مي افزود و در آخر مهندسي کتاب به هم مي خورد و کار تبديل به يک گزارش- خاطره شد.

كامور تاكيد دارد كه اگر تدوين گر خود مصاحبه را انجام مي داد، شيوه تدوين و زاويه ديد راوي متفاوت مي‌شد که البته براي رفع اين نقيضه مصاحبه هاي تکميلي را براي ياري تدوين گر، انجام مي‌دهيم که رواي به‌دليل برخي مسائل، حاضر به بازگويي خاطرات پيشين خود نبود.

شهيد اکرمي متولد سال 1319 در همدان است و از سال 42 با شروع نهضت امام‌خميني (ره) و به دنبال ملاقات با ايشان به عنوان نماينده دانش‌سراي عالي، فعاليت‌هاي سياسي خود را آغاز و مدت 52 ماه در زندان‌هاي سنندج، همدان و کميته مشترک (قصر، اوين و قزل قلعه)، به سر برده است و سال 58 با راي مردم همدان به عنوان نماينده مجلس خبرگان تدوين قانون اساسي انتخاب و بعد از 2 ماه معاونت و رياست دانش‌سراي راهنماي تحصيلي همدان را به عهده گرفت و در همين روزها با حکم شهيد علي رجايي مدير کل آموزش و پرورش همدان شد.

اکرمي سال 1363 به عنوان وزير آموزش و پرورش به مجلس معرفي شد و تا سال 67 اين مسووليت را به عهده داشت. از سال 76 تاکنون نيز در دانشگاه‌هاي مختلف تهران مشغول به تدريس بوده و اکنون رياست مجتمع عالي ارشاد دماوند را برعهده دارد.

اين شهيد، در دي ماه 51، به دليل اجراي نمايشي با عنوان "جرقه در آتش"، توسط ساواک دستگير شد. اکرمي در توضيح شکنجه‌هاي اين دستگيري در کميته مشترک گفته است؛ "يک روز مرا با عجله به اتاق شکنجه بردند و به تخت بستند و به شدت شکنجه کردند. از من اسلحه و مکان مخفي کردن آن‌ها را خواستند. من هم در حالي که از درد به خود مي‌پيچيدم، گفتم اهل مبارزه مسلحانه نبودم. حرف زده‌ام. اعلاميه خوانده و پخش کردم. آن‌ها زير بار نرفتند. شايد خدا ترحمي کرد. يک بار شلاق به چشمم خورد و خونريزي کرد. آن‌ها به محض ديدن خون شکنجه را قطع کردند."

گفتني‌است، کتاب "خاطرات سيد کاظم اکرمي"، سي‌ونهمين اثر از مجموعه کتاب‌هاي خاطره دفتر ادبيات انقلاب حوزه هنري وابسته به سازمان تبليغات اسلامي است كه در نوع خود نشانگر تلاش حاضران اين عرصه و عوامل نشر اين كتاب است.

 

سه‌شنبه 2 شهريور 1389 - 10:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری