دوشنبه 25 آذر 1398 - 2:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

جست‌وجوي معنا

 

جست‌وجوي معنا (دفتر اول)

مجموعه مقالات پيرامون هنرهاي سنتي

دكتر حسين ياوري

پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي

چاپ اول: 1389

مجموعه حاضر، عنوان كتابي مشتمل بر سي‌وهشت مقاله از دكتر حسين ياوري پژوهشگر و نويسنده نام‌آشناي هنرهاي ايراني است.

مجموعه مقالات مذكور، منتخبي از سخنراني‌ها و مقالات نامبرده، طي دهه‌هاي 70 و 80 هجري شمسي و معرف نقطه‌نظرها و ديدگاه‌هاي نويسنده در زمينه مباحث فرهنگي، هنري، اقتصادي، اجتماعي، بازرگاني، مديريتي و نقد و بررسي كتاب‌هاي منتشر در خصوص هنرهاي سنتي و صنايع‌دستي ايران و جهان است كه طي سال‌هاي مذكور در كنفرانس‌ها و نشست‌هاي بين‌المللي و داخلي ايراد شده و يا در نشريات معتبر كشورمان به چاپ رسيده است.

اين مجموعه در هفت فصل تهيه و تنظيم شده است كه اولين مبحث آن در خصوص بررسي امكانات بالقوه صنايع دستي استان‌ها مي‌باشد.

مواردي كه در اين فصل به آن‌ها اشاره شده است عبارتند از: نگرشي به صنايع دستي استان گيلان، امكانات بالقوه، وضع موجود، مسائل و مشكلات و راه‌حل‌ها و پيشنهادات، نگرشي بر «سوماك ورني»، آشنايي با «شيركي پيچ» (يكي از زيراندازهاي سنتي و ارزشمند كشور)، مليله‌كاري زنجان، نگاهي به وضع موجود همراه با بررسي قابليت‌هاي رشد توليد و توسعه صادرات آن و نگرشي بر سفال‌سازي در لاله‌جين همدان.

به نقل از كتاب حاضر، در ميان زيراندازهاي سنتي و به ويژه انواع گليم ها «سوماك» جايگاه خاصي دارد. امروزه اگر چه در كشورمان «سوماك‌هاي مختلفي نظير، شيريكي پيچ، رندي و... توليد و عرضه مي‌شود اما سوماك وزني كه از آن به نام (سوماك ال‌سون) ياد مي‌شود و گاه آن را گليم سوزني نيز ناميده‌اند، مشهورترين سوماك شناخته شد در ايران است.»

از بررسي نظرات محققات و صاحب‌نظراني كه در كتاب‌ها و مقالات خود به «ورني» پرداخته‌اند يا به آن اشاراتي داشته‌اند اين نكته مستفاد مي‌شود كه بافت ورني در ايران منحصر به مناطقي از استان‌ها آذربايجان شرقي و اردبيل بوده و اين زيرانداز جالب و استثنايي كشورمان به سوماك‌هايي كه در منطقه قفقاز توليد مي‌شود نيز شباهت دارد.

نويسنده در ادامه به خصوصيات بافت و ابعاد و اندازه‌ها و مواد اوليه و ابزار كار و مناطق توليد و ظرفيت آن‌ها و همچنين شيوه‌هاي عرضه و بازارهاي مصرف در داخل و خارج، هر كدام به تفصيل پرداخته است.

همچنين مسائل و مشكلات و راه‌حل‌ها و پيشنهاداتي نيز در آخر اين بخش ارائه گرديده ست كه: عدم ثبات و بالا بودن قيمت مواد اوليه مصرفي، عدم دسترسي بافندگان به مواد اوليه مرغوب، فعال نبودن تعاوني‌هاي توليدي و... از آن جمله‌اند.

نويسنده در ادامه به موضوع سفال و سفال‌سازي مي‌پردازد و مي‌نويسد: «سفال و سفالگري از ديرباز مظهر هنر صنايع‌دستي مردم شهرها و روستاهاي ايران به شمار مي‌رود. توليدات سفال امروزه در چهار نقطه از كشور ايران رواج دارد كه مهم‌ترين آن سفال‌هاي منطقه‌ لاله‌جين همدان است.»

گفتني ست دستاورهاي اين منطقه كه حداقل حدود هفت سده سابقه توليد سفال را در فرهنگ بومي و سنتي خود به ثبت رسانده، همراه با ذوقي آكنده از آثار و سير تحول فرهنگ و تمدن ايراني است و در عين حال تحول شگرفي را در صنعت سفال‌سازي به همراه دارد.

مقاله‌اي كه در اين زمينه آورده شده است با هدف توسعه بنياني اين صنعت و ايفاي نقش اقتصادي آن در سطح استان، خواستار تحول زيربنايي در اين صنعت ديرپاي ايراني است.

معرفي و نقد كتاب موضوع فصل بعدي مجموعه حاضر است كه در اين بخش كتاب‌هاي «فرش نائين» نوشته شيرين صوراسرافيل، «نگرشي بر هنر ايران و جهان»، نوشته پرويز مرزبان، «اصفهان تصوير بهشت» نوشته هانري استيرلن، «پوشاك باستاني ايرانيان» نوشته جليل‌ ضياءپور، «بيست سال تلاش» نوشته سيروس پرهام و «هنر عروسكي» نوشته بيل‌برد معرفي شده و مورد بررسي و ارزيابي قرار مي‌گيرند.

مبحث بعدي كتاب حاضر، فرش است كه در آن به مواردي از قبيل: جايگاه فرش در هنر، فرهنگ، اقتصاد و صنعت ايران و نقش فرش در زندگي اقتصادي و حيات فرنگي ايران پرداخته مي‌شود.

آشنايي با اصول و مباني زيبايي‌شناسي فرش ايران، فرش و آسيب‌شناسي ناشي از تغيير ماهيت و كاربردهاي غيرمتعارف آن، قالي و قالي‌بافي در عصر صفويه و بالاخره گليم‌‌هاي اردبيل و گليم‌بافي از ديگر موارد اين بخش از كتاب مي‌باشد.

در ابتدا اين مبحث مي‌خوانيم: فرش را از نظر لغوي به هر چيز گستردني، اعم از نمد، حصير، قالي و... معنا كرده‌‌اند. فرش‌ها يا زيراندازهاي سنتي كه قديمي‌ترين آن‌ها حصير و تكامل يافته‌ترينشان قالي است، داراي طيف گسترده‌اي از حصير، انواع گليم، زيلو، پلاس، گبه و سرانجام قالي است ضمن آنكه در طبقه‌بندي ديگري انواع گليم‌، زيلو، پلاس، گبه‌ و قالي را كه تماماً بر روي چهار چوبه‌اي به نام دار بافته مي‌شود «بافته‌هاي داري» دانسته‌اند.

اصول، مباني، مبادي و نقد هنرهاي سنتي از موضوعاتي است كه در فصل بعدي كتاب حاضر به آن پرداخته شده است. عناوين اين بخش عبارتند از هنر اسلامي به عنوان تجربه‌اي زيباشناختي از وحدت و كثرت، بررسي ريشه‌هاي معرفت و معنويت در صنايع دستي ايران، آموزش معنويت و هنرهاي سنتي، تجلي نور در هنرهاي سنتي ايران، تجلي قرآن كريم در هنرهاي سنتي، هنرهاي سنتي، مضامين قرآن و هنرمند ايراني، بررسي سير تحول و تطور مديريت در هنرهاي ملي ايران، نقد هنرهاي سنتي و شيوه‌هاي مناسب نقد هنرهاي سنتي. اين عناوين از سوي نويسنده كتاب به تفصيل مورد بررسي و ارزيابي قرار گرفته است. نويسنده در اين بخش براي تعيين معياري براي تعريف هنرهاي سنتي به تعريف فرهنگستان هنر اشاره مي‌كند و مي‌نويسد:

«در خصوص هنرهاي سنتي اگر آخرين تعريف را كه توسط گروه هنرهاي سنتي فرهنگستان هنر ارائه شده و به تصويب شوراي عالي انقلاب فرهنگي رسيده است ملاك قرار دهيم يعني آنكه بپذيريم: هنرهاي سنتي، «هنرها و صنايع بديعي است كه جوهر آن برگرفته از مبدأ وحياني بوده و داراي صورتي متناسب با آن گوهر است و تأسيس آن به نحوي به اولياي دين و يا تجليات باطني هنرمندان مربوط مي‌شود و طي قرون متمادي از طريق هنرمندان و هنروران با حفظ آداب معنوي، سينه به سينه به عنوان ميراثي گران‌قدر به ما رسيده است.»

همچنين مبحث بعدي اين نوشتار در زمينه امكانات بالقوه صنايع دستي و ابعاد فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي آن است.

اين مبحث به موضوعاتي مشتمل بر صنايع‌دستي و امكانات بالقوه آن، اثرات اقتصادي و اجتماعي صنايع‌دستي، نگرشي به ابعاد فرهنگي و هنري صنايع دستي، تأثيرات متقابل گردشگري و صنايع دستي، راهكارهايي براي پيوند بيشتر صنايع دستي و گردشگري، صنايع دستي استان مازندران، بررسي تطبيقي صنايع دستي استان‌هاي مازندران، گيلان،  اردبيل و گلستان با صنايع دستي كشورهاي تاجيكستان، ازبكستان، ارمنستان، تركيه و... اشاره دارد.

به نقل از كتاب حاضر، در تازه‌ترين تعريف: صنايع دستي به بخشي از هنر و صنعت گفته مي‌شود كه با بهره‌گيري از مواد اوليه بومي و انجام كار اساسي به كمك دست و ابزار دستي در مراحل مختلف توليد، منجر به ساخت محصولاتي شود كه هر واحد از اين محصولات به شكلي ذوق هنري و خلاقيت فكري سازنده آن را به نمايش بگذارد. به طوري كه اين ويژگي وجه تمايز اصلي اين نوع محصولات از محصولات مشابه ماشين ساخت و يا كارخانه‌اي باشد.

ضمن تعريف صنايع دستي در ادامه اين موضوع نويسنده نگاهي كوتاه دارد به تاريخچه صنايع دستي ايران و لزوم حفاظت و حمايت از صنايع‌دستي.

نكته جالب توجه اينكه: امروزه صنايع‌دستي ايران به رغم فراز و نشيب‌هاي فراوان و حتي با توجه به دوران‌هاي سراسر بي‌مهري و بي‌توجهي كه پشت سرنهاده است توانسته  در زمره با ارزش‌ترين هنر كاربردي جامعه مطرح باشد و نه تنها از جنبه‌هاي فرهنگي بلكه از جهات اقتصادي و اجتماعي نيز شايسته احترام و در خور توجه و عنايت كافي باشد.

گفتني است بيشتر صاحب‌نظران، ايران را يكي از سه قطب مهم صنايع‌دستي آسيا و جهان مي‌دانند و از نظر تنوع شايد در صدر تمامي كشورها قرار داشته باشد.

همچنين در بحث اثرات اقتصادي و اجتماعي صنايع‌دستي، نويسنده به بررسي و ارزيابي، نقش صنايع دستي در بالا بردن سطح اشتغال، و ازدياد درآمد سرانه و توليد ملي و توسعه صادرات پرداخته است. و از منظر فرهنگي از صنايع دستي به عنوان هنري ديني، دنيوي ياد كرده و به نقش اين صنايع در توسعه گردشگري و مبادلات فرهنگي، مي‌پردازد.

نظر به اينكه هر فرآورده دستي بازگوكننده خصوصيات تاريخي، اجتماعي و فرهنگي كشور محل توليد است، مي‌تواند هم عامل مهمي در شناساندن فرهگ و تمدن به حساب آيد و هم آنكه موجبي براي جلب و جذب گردشگران قلمداد شود.

در بخش آخر اين مجموعه كه عنوان آن «ساير هنرهاي صناعي» مي‌باشد به موضوعاتي نظير جلوه‌ها و ويژگي‌هاي لباس‌هاي بومي، سنتي و تاريخي ايران، رودوزي‌ها در جهان و ايران، صحافي سنتي به عنوان هنري اصيل كه در گذر زمان فراموش مي‌شود و روايت‌هاي استاد علي‌اكبر بهزاديان از نازك‌كاري چوب ايران، پرداخته مي‌شود.

مؤلف در خصوص پوشاك آورده است: از آنجا كه بخشي از فرهنگ مردم يك جامعه و ذوق، سليقه و رويكردهاي آنان در لباس و پوشاك تجلي مي‌يابد، ترديدي نمي‌توان داشت كه پوشش‌هاي محلي، سنتي و تاريخ زنان و مردان ايراني نيز كه در انطباق كامل با پيشينه تاريخي، اعتقادات ديني، وضعيت اقليمي و هنرهاي بومي پديد آمده است بر همين اساس و معيارها، به وجود آمده، تحول يافته و با مقتضيات فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي وفق داده شده است. نويسنده همچنين در خصوص «رودوزي» آورده است اين واژه‌ يا واژه روكاري كه مترادف آن است به هنري گفته مي‌شود كه طي آن، نقش‌هاي گوناگون روي پارچه‌‌هاي بدون نقش يا بعضاً پارچه‌هاي نقشدار، از طريق دوختن و يا كشيدن قسمتي از نخ‌هاي تار و پود پارچه به وجود مي‌آيد.

وي ضمن اين تعريف به طبقه‌بندي رودوزي‌هاي ايراني، مواد اوليه و ابزار رودوزي‌هاي ايراني و اقسام آن و همچنين تاريخچه اين هنر سنتي در ايران و جهان، اشاره مي‌كند.

مؤلف در خصوص صحافي كه موضوع‌‌ بعدي اين بخش از كتاب است. آورده.: صحافي در فرهنگ سنتي ما عبارت است از حرفه و هنري كه صاحب آن ، كتاب بي‌جلد را تجليد، كتاب معيوب را وصالي و مرمت و شيرازه‌دوزي و كاغذ كتابت را جدول‌كشي كرده، همچنين اوراق موش‌خورده، كرم‌زده و آتش ديده را به وسيله متن و حاشيه كردن حيات تازه‌اي ببخشد.

و در اين زمينه به تاريخچه و مواد و مصالح كار و ابزار كار و اهميت صحافي اشاره شده است.

گفتني است بررسي نمونه‌هاي با ارزش صحافي كه از روزگاران دير و دور گذشته به جاي مانده و همچنان چون روز اول محكم و بادوام است ارزش كار صحافان سنتي را مي‌نماياند. بديهي است صحافي سنتي جز در مواردي كه منحصر به اثري هنري مي‌شود نمي‌تواند چون گذشته كارساز باشد ولي ارزش كار صحافان هنرمند همچنان پابرجاست و دقت و ظرافت، صبر و حوصله و ممارست و تجربه و تخصص همچنان اساس و پايه كار آن‌هاست.

مجموعه حاضر كه در واقع دفتر اول از مجموعه مقالات دكتر حسين ياوري است ضمناً هفتمين كتابي است كه از همين نويسنده توسط مؤسسه سوره مهر چاپ و انتشار مي‌يابد.

 

 

يكشنبه 31 مرداد 1389 - 14:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری