دوشنبه 5 تير 1396 - 14:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

محمدعلي موظف‌رستمي

 

مسجد ، نماد وحدت

 

  «فرم ، معنا ، كاركرد»

    بطور قطع و يقين مي توان اذعان نمود كه در ميان معابد و مراكز عبادي اديان الهي،مسجد تنها مكاني است كه تمام عناصر و اجزاء آن  وحدت آفرين بوده و نمادي از يگانگي ، انسجام و وحدت در آن نمود يافته است. مسجد هم به لحاظ شكلي و ظاهري كه در قالب اجزاء و عناصر مختلف شكل يافته است و هم از نظر محتوايي و ماهوي داراي كاركردهاي افعالي و اعمالي است كه غايت آنها ايجاد وحدت و يگانگي است.در اين مقال سعي بر آن است كه در ابتدا اجزاء وعناصر وحدت آفرين مسجد در قالب شكلي آن و سپس مؤلفه هاي ماهوي وكاركردهاي آن در ايجاد وحدت مورد كنكاش قرار گيرد.

پديده مسجد:

    در دين مبيين اسلام محور و كانون تمامي فعاليتها به مسجد ختم مي شود و هيچ فعاليت و فعلي را نمي توان پيدا كرد كه در آميختگي و ارتباط با دين باشد ، ولي به مسجد ختم نشده ،يا مرتبط با مسجد نباشد،اين امر مهم نشان از جايگاه و اهميت محوري است كه مسجد دارد. مسجد اولين پديده جغرافيايي است كه به محض فتح سرزمينهاي كفر توسط سپاه اسلام به عنوان نماد يگانگي،توحيد و مبارزه با شرك و بت پرستي در سرزمينهاي تصرف شده بنا شد. پيامبر اسلام(ص) نيز در هجرت  به مدينه اولين مكاني را كه براي استقرار آيين اسلام بنا كرد مسجد قبا بود ؛ تا مردم در حول محور اين مكان مقدس به كسب فضايل انساني و آموزه هاي ديني بپردازند.

    مسجد تنها مكاني بود كه مسلمانان در آن دوشادوش هم يكرنگ و يكدل اجتماع مي كردند و اين اجتماع  به مصداق "يد الله مع الجماعه" همواره منشاء خير و بركات معنوي زيادي براي آنان بود.

   بر همين منوال در فضاي كالبدي شهرها و روستاهاي كشورهاي اسلامي"مساجد" همواره قلب تپنده و جوشان آن بوده اند، نه تنها همه شبكه راههاي ظاهري و بلكه ارتباط دروني و قلبي اهالي آن نيز به مسجد ختم مي شود.

    مسجد يادآور استمرار وحدت بين مسلمين است كه اين يادآوري در روز سه ،ياپنج نوبت با نداي الله اكبر و حضور مسلمانان در مسجد جهت اقامه نمازانجام ميگيرد و دائماً به آنها لزوم حفظ اين وحدت را گوشزد مي كند.

    در هر منطقه جغرافيايي كه مسجد حضوري فعال دارد،درآن نقطه شعاع نوراني وحدت در فضا آكنده شده  و اجتماعي آرام بدون تنش و اختلاف قابل مشاهده است.

     با توجه به اينكه امسال از سوي مقام معظم رهبري (دام عزه) سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي نامگذاري شده است، واز سويي ديگر همانطور كه اشاره شد، در ميان معابد و اماكن مذهبي اديان زنده دنيا مسجد تنها عبادتگاهي است كه هم از نظر شكل وفرم ، معنا و محتوا و عملكرد ظاهر و باطن آنچنان از ظرفيّت و پتانسيل گسترده و بالايي برخوردار است كه مي تواند به عنوان نماد وحدت و انسجام معرفي گردد. علل عمده و نيز توجيهات عقلي و علمي اين مهم وجود مؤلفه ها و مكانيسم هاي فراواني است كه درارتباط با وحدت در آن امكان طرح مسئله وجود دارد.

در اين نوشتارمؤلفه هاي وحدت آفرين مسجد،از حيث فرم، معنا وكاركرد به اختصار براي تبيين و تدقيق بيشتر ارايه مي گردد :

الف) مؤلفه هاي فرم (شكل و ظاهر مسجد) :

    وقتي بحث ازفرم و ظاهر مسجد به ميان مي آيد، منظور تمام ابعاد و اضلاع ظاهري و شكلي مسجد است و مراد ساختار فيزيكي و سازه اي و ظاهر آن به عنوان يك كالبد و ساختمان در فضاي دروني روستاها و شهرهاست .اين پيكره مقدس هم به عنوان يك واحد مستقل مذهبي، در فضاي مسكوني و زندگي اجتماعي و هم به لحاظ عناصر و اجزاء تشكيل دهنده و مكمل آن، زمينه هاي وحدت آفرين و انسجام بخش را در ذهن تداعي مي كند كه در ابتدا نمادهاي وحدت به صورت يك پيكره مجزا و مستقل روستايي و شهري مسجد مورد بررسي قرار گرفته و در ادامه اجزاء و عناصر مرتبط با آن نيز مورد كنكاش قرارمي گيرد :

1- ساختمان مسجد :

 زماني كه بافت و شاكله يك محدوده جغرافيايي اسلامي را مورد بررسي و بازشناسي نظري قرار دهيم ،خواهيم ديد كه مساجد چه به لحاظ ساختار دروني و چه از بُعد طول وعرض جغرافيايي در ارتباط با ساير عناصر محيط خود از ويژگي و مكانيسم دگرگوني برخوردار مي باشد:

- نخستين بُعد ؛ بعد مذهبي و دين محوري و ايجاد فضاي وحدت بخش و معنوي  است      

  - بُعد دوم؛ برجستگي و نمود ظاهري و فيزيكي مكان مسجد در فضاي مادي مي باشد. جالب اينجاست كه حتي تحقق عيني و مادي مسجد نيز انگاره ها وتصوراتي معنوي در دل خود نهفته دارد به گونه اي كه اولين چيزي كه درذهن ما از منظر مادي تداعي مي شود، حضور يك انسان متعبّد و در حال دعا و نيايش است. گنبد مسجد بسان سر انسان و دو مناره ، همانند دستان او است كه در حال نياز بسوي درگاه احديت بلند شده است. اين انسان عابد در فضاي پر ازدحام زندگي و ساختمانهاي برافراشته اطراف و هياهوي مادي، بدون هيچ توجه به اطراف در كمال آرامش و طمأنينه در حال سير در احوالات كمال گونه خويش است و آنچنان ارتباط محكم واستواري ، با خداي خويش برقرار نموده است كه ناخودآگاه ديگران را نيز به تفكر و تدبر وا مي دارد.

2- مسجد مركز ثقل فضاي شهري :

        مسجد در محيط زندگي نه تنها جامعه بشري را به وحدت و همسويي فرا مي خواند بلكه نوع ساختار فضاي روستايي و شهري را با حضور خود چنان شكل مي دهد كه همانند نقطه ثقل وگرانيگاه، ديگر مكانها ومناطق مسكوني ، تجاري ، فرهنگي و عبادي را نيز به سمت خويش متمركز مي سازد.جايي كه مسجد حضور معنوي دارد، دركنار و جوار آن مراكز خدمات عمومي و عام المنفعه شكل مي گيرد واين نوعي زمينه سازي جهت ايجاد همگرايي در اين جوامع است. مراكز آموزشي – مدرسه -  حوزه علميه و دانشگاه نزديكترين مراكز فرهنگي و ديني به مسجد مي باشند و پس از آن بازارشكل مي گيرد.اگر نگاهي به حجره هاي بازار جوار مسجد، با ديگر مغازه هاي شهري داشته باشيم، ميزان بهره مندي و تأثيرپذيري روحي و ذهني و قداست خاص آن را نسبت به ديگر مراكز مشابه آن در خواهيم يافت .اين حجره ها از نظر شكل شباهتهاي بسياري نسبت به مساجد دارند، به همين خاطر با تأثير پذيري از فضاي معنوي مسجد، بسياري از مدارس و بازارها به سبك و سياق آن ساخته مي شدند(بهره گيري از معماري و قالبهاي هنري به كار گرفته شده در مسجد) و غالب اين مراكز نوعي وحدت و هماهنگي را از نظر شكل ظاهري با مسجد نشان مي دهند. بر اساس روايات وارده ،پيشوايان دين، مساجد را« بيو ت الله» مي خوانند؛ يعني خانه هاي خدا در روي زمين.«خانه خدا همان خانه مردم است و اگر نمونه كوچكي از خانه اي بزرگ  بنام شهر باشد، منطقاً مي بايست تناسبات و فرمهاي آن در شهر پياده گردد.اصولاً شهر اسلامي مي بايست بر اساس فرم خانه خدا بنيان و بنياد گيرد؛ حال ببنيم درمسجد چه فرمي وجود دارد كه بكار گرفتن آن در فضاي شهري ، شهر اسلامي را به مثابه خانه بزرگ خدا قرار داده و مفهوم دارالمؤمنين را تداعي مي كند. مسجد بالذّات مكاني براي عبادت است،هويت واحد خانه و خانه بزرگ مردم (شهر) الزام مي كند كه تمامي افعالي كه در خانه بزرگ انجام مي شود، حاوي همان هويت و جهتي باشد كه درخانه خدا وجود دارد؛ شايد از اين زاويه بتوان سهل ترفهميد كه چرا قرآن تلاش براي كسب روزي حلال ، تجارت و كسب علم را در برخي روايات بزرگترين عبادت ها دانسته است.همچون :«الكاسب حبيب الله» و نيز روايتي از امام صادق (ع) كه : «تلاش براي كسب روزي حلال چون جهاد در راه خداست» دقيقاً به همين دليل است كه در بنياد گذاري شهر اسلامي بازار از لحاظ فرم معماري، همچون مسجد ساخته مي شود. قوس ها ، مقرنس ها و نقوش اسليمي به همان صورت كه در مسجد مورد استفاده بود، در بازار بكار گرفته مي شد، تا فضايي خلق كند كه شخص خود را بيگانه از فضاي عبادي مسجد نينگارد و به همين دليل فعل خود را عبادت بداند.در همين جا تأكيد مي شود،اين نوع نگرش به شهر كه خانه بزرگتر خدا محسوب مي شود ، در معماري شهري اسلام ، فرمهاي هماهنگ و واحدي خلق كرده است كه اين وحدت، خود از اركان افعال و اعمال در اسلام است.از سوي ديگرچون مسجد محل تعليم و تعلم نيز بود، آنگاه كه افزايش متعلمان ايجاب مي كرد مكانهايي مستقل براي تعليم و تعلم فراهم آيد، باز بنا به هويت واحد عبادت و كسب علم ، مدارس نيز در صورت معماري خودهويتي مسجد گونه يافتند.» 1

3- تأثيرپذيري بسياري از خانه هاي مسكوني از مسجد:

الگو پذيري غالب خانه هاي ساخته شده، در ادوار گذشته از فرم و نماي مسجد در راستاي همگون سازي و وحدت در خانه هاي عادي مردم، با خانه هاي خدا در روي زمين بوده است و در واقع خانه هاي مردم در ادامه فضاي معنوي و فيزيكي مساجد شكل يافته كه اين امر از اصل وحدت رويه در توسعه فضاي مسجد به درون اجتماع مردم تأثير پذيرفته است.

4- مسجد محل پيوند زمين به آسمان :

«معماران جهان اسلام ، عشق و احترام را از مؤلفه هاي اصلي زيباشناسانه مساجد ذكر نموده اند،اگر نماز معراج مؤمن است كه هست پس مساجد اسلامي بايد محل پيوند زمين به آسمان بهشتي باشند. اين نگرش خواسته يا ناخواسته در معماري مساجد ،‌ مجال بروز و ظهور مي يابد؛ بويژه وقتي در نظر داشته باشيم كه اصلي ترين كارفرماي ساخت و ساز مساجد در طول تاريخ ، اهتمام قلبي و احترام معنوي خود مؤمنان بوده است. بيشتر مساجد اسلامي را مردم عادي كوچه و بازار با امكانات مادي و معنوي خود بنيان نهاده و ساخته اند. چه بسيار معماران و كارگران ساده ساختماني كه به صورت رايگان ،يا با حداقل دستمزد در بناي مساجد كار كرده اند. در چنين حالتي آنكه متولي و كارفرماي ساخت مساجد است ، دل مؤمن است؛ چرا كه مسجد خانه خداست و كسي كه به ساختن مسجد اهتمام مي ورزد، درخشت خشت بنا به خداوند مي انديشد و براي رضاي او كار مي كند. پس بندرت معماري را مي توان سراغ گرفت كه در طرح و ساخت مسجد ازتمام نبوع و توانايي خود مايه نگذارد او در تمام مراحل به اجراخروي مي انديشد كه چيزي جز بهشت نيست. بي شك تصوير و تصّور بهشت بر ضمير پنهان روح معمار تأثير نهاده و در بناي مسجد خود را آشكار مي كند. اگر به دواير گنبد مسجد از درون نگاه كنيم ، ‌هر كس در هر كجا كه نشسته باشد، به نوعي زير مركز يك دايره قرار دارد(وحدت نظر در هدف ونقطه غايي ). گنبد دايره وار و كروي شكل از درون مسجد، ضمن آنكه به آسمان اشاره مي كند، اهل مسجد را به تجمع و گردهمايي در اطراف يكديگر دعوت مي كند.»2 اما در نگاهي وسيعتر مي توان گفت: « تمام طراحي شهر با مسجد مرتبط است و اين امر افزون بر نقش مركزي مسجد در فرآيند بروز شهر ، بگونه اي بسيار دقيقتر از اصل وحدت و انسجام سرچشمه ميگ يرد كه بر همه اجزا و اركان شهر پرتو افكن است.اسلام و هنر در مسجد ، پرشكوهترين تقارن ممكن را با يكديگر دارند. خداي اسلام، الله تعالي نه فقط رحيم و حكيم بلكه جميل هم هست ؛ لذا دوستدار جمال براي همين است.»3

5- مسجد و وحدت در پيروي ازكعبه:

 تمامي مساجد موجود در كرة خاكي از حيث سمت و جهت قرا رگيري داراي وحدت جهت و انسجام مي باشند.سمت و سوي همگي آنها به سوي كعبه، اولين خانه خداپرستي و توحيد است. هيچ مسجدي را نمي توان يافت كه جهت و زاويه اي غير از اين داشته باشد و اين ساختمان ظاهري مسجد است كه تمامي مسلمانان را نيز جهت مي دهد و مسير آنها را تنها به يك نقطه واحد منتهي مي كند، نقطه اي كه كمال و سعادت انسان تنها در حركت در اين مسير روشن تعيين و تبيين مي گردد.

6- مسجد و وحدت در جهت دهي به ظواهر شهري :

با توجه به اينكه مسجد ازتقدّس مكاني و معنوي بالايي در ميان عامه مردم برخوردار است و خود مسجد نيز سمت و جهت توحيد را از نظر ظاهري (قبله) و نيز خداپرستي در باطن خويش به همراه دارد؛ همين امر موجب شده است،تا در فضاي روستايي و شهري با الگو قرار دادن جهت و سمت گيري مسجد، بسياري از ديگر سازه ها و ساختمانها با آن هم جهت شوند و نوعي وحدت و همگرايي را درفضاي شهري بوجود آورند؛ چون مردم با اعتقاد قلبي كه نسبت به آموزه هاي ديني دارند و طبق اين آموزه ها هم جهت شدن فرد در انجام امور روزمره با مباني ديني و حتي هنگام خواب(رو به قبله ) در ثواب و اجر اخروي مؤثرخواهد بود. به همين خاطر جهت استقرارمسجد به عنوان مبنا و اصل در ساخت و ساز قرار مي گيرد و در نتيجه فضاي شهري به گونه اي شكل مي گيرد كه اكثريت قريب به اتفاق مردم تا جايي كه ممكن است خود را هم جهت و هم سوي با مسجد قرار مي دهند. شايد يكي از دلايل تغيير قبله مسلمين از مسجد الاقصي، به كعبه ايجاد وحدت خاص در بين مسلمانان و هماهنگ نبودن آنها با قبله ديگر اديان بوده است.

7- مسجد سيماي وحدت شهري :

«در طول تاريخ تمدن اسلامي ، رابطه اي عميق و معني داري بين مساجد و ساير كاربري هاي شهري و شهروندان مسلمان برقرار بوده و همچنان برقرار مي باشد. اگر نقشه پراكندگي مساجد را در كليه شهرها تهيه كنيم، ملاحظه مي شود كه مساجد با داشتن نظمي طبيعي و ارگانيك (نظمي پيجده تر ، انعطاف پذيرتر و منطقي تر از نظم خشك و هندسي)، در سر تا سر شهرها مستقر شده اند ، بگونه اي كه پاسخگوي نياز شهروندان مي باشند.مسجد يك نشانه شهري قوي تلقي ميشود ، نشانه اي فيزيكي و كالبدي ، نشانه اي ذهني ، نشانه ايمان و معنويت ، نشانه پيوند و وحدت مسلمانان و نشانه اي كه جهت آن ، رو به سوي قبله مسلمانان و توحيد است.پس در آن رمزي و گنجي نهفته است. يك ارزش والاست و مظهر رشد ، سازندگي و تعالي شهروندان مي باشد.سيماي كلي مساجد بگونه اي است كه با مشاهده آنها از دور بخصوص مناره ها و گنبد و مشاهده تغييرات كاملاً محسوس آنها از نظر ارتفاع،فرم و حجم رنگ و جنس مصالح بكار رفته نسبت به ساير كاربري هاي اطراف آن ، داراي جاذبه بسيار قوي مي باشند و انسانها را به سمت خود جذب مي كنند. فرم بكار رفته در سر در ورودي مساجد ميل به دعوت و فراخوان عمومي به داخل آن را در اذهان مردم تداعي مي كند.»4

   8- مسجد و وحدت در اعلام اوقات شرعي :

آنگاه كه انسان غرق در زندگي روزمره و انجام امور معيشت و حيات مادي مي گردد. ناگهان يك سروش آسماني در اين هياهو همچون تلنگري بر اذهان مي كوبد و همگان را از اين فضاي مادي براي رجعت و عزيمت معنوي به سراي ديگري مي خواند. پخش اذان از مأذنه تمامي مساجد آنچنان هماهنگ است كه تمامي آنها در يك وقت مشترك و واحد شرعي نداي الله اكبر سر مي دهند. «صوت دلنشين مؤذن و پيام عميق و رساي اذان ، دعوت كننده مسلمانان به نماز جماعت است كه در هر شبانه روز سه يا پنج بار در اوقات صبحگاهان ، نيمروز و شامگاهان به گوش مردم كاملاً آشنا مي باشد،اين وقت شناسي و دعوت ، جزئي از فرهنگ جامعه اسلامي تلقي مي شود، در صورتي كه در غير از اين ساعات اگر از مسجدي صداي اذان شنيده شود، به ذهن مردم عجيب بنظر مي رسد  »5

صداي اذان و اوقات شرعي بگونه اي است كه آني و لحظه اي درگستره كره زمين قطع نمي گردد. زيرا در هر لحظه هر موقعيت جغرافيايي واجد يك وقت شرعي در اوقات پنج گانه نماز است كه بصورت مستمر و واحد و باانسجامي ناگسستني،هيچگونه خلل و يا وقفه اي در برآوردن بانگ توحيد ايجاد نمي گردد و دائماً صداي سروش آسماني اذان در دايره زمين ،از سوي نباتات و جمادات و موجودات زنده به آسمان بلند است («يسبح لله ما في السموات و ما في الارض الملك القدوس العزيزالحكيم.»قرآن كريم، سوره جمعه ،آيه 1.) و همه را به وحدانيت و دوري از شرك و بت پرستي دعوت مي كند( اشهد ان لا اله الا الله).

9- مسجد و وحدت در چشم انداز معماري فضاي زندگي:

«وقتي از معماري ايراني در چشم انداز تاريخي آن ياد مي شود. همه چيز ابتدا در چند انگاره كلي مثل:« تواضع » ، « تزئين » ، « مقياس » ، « هندسه » و « وحدت » و .... متعين و آنگاه بي مقدمه در ارتباط با دين و دنيا به سنجش در مي آيد. درقياس و تطبيق با معماري متكلف غرب ،‌ كه اغلب درگير نسبت هاي تأليفي و سامانه هاي ژئومتريك بوده است.اين توجه بسيار به تفكر ماورايي و اين تغيير خوانش ماهيت خاكي معماري به ساحتي افلاكي و آسماني،تاآنجا پيش مي رود كه گاه بطور كلي از مسأله مهم ساختمان دور مي ماند و كمتر از قواعد و ضوابط اقليمي و فرهنگي و محيطي و حرفه اي حرفي به ميان مي آيد.دراينكه بسياري از مبادي و مفاهيم زندگي ما ايراني ها ، ‌حداقل در گستره تاريخي آن ، تبيين رابطه خلق و خالق بوده و گرد اين دايره مي گشته ، ترديدي نيست.»6

10- مسجد و وحدت در رنگ و نماي ظاهري :

در تمامي مساجد موجود در جهان اسلام،مشاهده مي شود كه همگي آنها در بكارگيري رنگهاي متنوع از چارچوب وحدت گونه اي پيروي مي كنند استفاده از رنگهاي سبز ، فيروزه اي و آبي، بسيارمعمول و فراگير مي باشد.«از ويژگيهاي بهشت كه در مساجد اسلامي نيز جلوه نمايي مي كند ، رنگ و روشنايي توصيف شده آن در احاديث است. مي گويند: در بهشت طلوع و غروب نيست.گويي هميشه ساعات اول صبح است رنگ آب لاجوردي و آبي فيروزه اي از عمده ترين رنگهاي زمينه اي ديوارها ، كاشي ها ، محراب و گنبد و صحن و شبستان و .... مساجد است.اين رنگ آبي ، رنگ اختصاصي ساعات بامداد است ؛ طيفي از رنگهاي آبي و سبز نزديك به هم تداعي گر آسمان ، بيكرانگي و بي نهايت ، قدرت و وسعت است و سبز ، رنگ رويش و صلح و آرامش و بركت.از ديگر ويژگيهاي معماري مساجد حضور و تجلي دو مؤلفه تكرار و تداوم است ؛ تكرار و تداومي كه كاملاً بر مباني زيباشناسي بنا نهاده شده و تداعي گر عنصر جاودانگي در بهشت است.تكراري كه كاملاً بر تازگي و تنوع تأكيد مي كند ، نه خستگي و ملال خاطر ، از تكرار اجزاي مقرنس ها گرفته،تا تكرار گلبرگها و خطوط و نقوش اسليمي و حتي تكرار عناصر و فضاهاي معماري كلي مساجد.»7

10- وحدت در پذيرش مكان عبادت:

 مساجددر ميان تمام مذاهب و فرق مختلف اسلامي، از جايگاه ويژه اي برخوردار بوده و همگي بر منزلت و شأن اين مكان الهي و قدسي اتفاق نظر دارند و از اين نظر نيز مسجد از صدر اسلام تاكنون نه تنها هيچ تغييري از نظر شكلي و ماهوي كه به اصل، بنيان و شأن آن خدشه اي وارد سازد ايجاد نشده ، بلكه در طول تاريخ،تنها همين مكان بعنوان محوريت وحدت از منظر و بعد مكاني روز به روز به نقش و كاركردهاي آن افزوده شده و شاهد افزايش نقش آفريني آن نيز بوده ايم و هيچ مكاني جايگزين كه بتواند نقش مسجد را ايفاء كند، تاكنون در هيچيك از فرق و مذاهب اسلامي مشاهده نشده است.

11- مسجد و انسجام ادواري هنر و معماري اسلامي :

سير تكوين هنر و معماري اسلامي در طي دوره هاي مختلف و تطور زماني در مسجد نمود و ظهور پيدا كرده است. بسياري از مساجد تاريخي و بزرگ فعلي موجود در جهان اسلام در ابتداي ساخت و شكل گيري بسيار ساده بودند؛ اما در طي ساليان متمادي و درطول تاريخ، بسياري از هنرهاي نوين كه برخاسته از ذوق و قريحه ذاتي هنرمندان مسلمان بود، در اين مساجد شكل گرفت و تكامل يافت و در هر عصري هنر و معماري تازه ابداع شد. به همين خاطر اگر بخواهيم به هنر گذشته معماري اسلامي بپردازيم و آن را مورد مطالعه قرار دهيم، با نوعي انسجام و وحدت نسلي و سلسله مراتب تاريخي در هنرهاي بكار گرفته شده، درمساجد مواجه خواهيم شد. در واقع اين مساجد بودند كه وحدتي بين آثار و هنر گذشتگان طي نسلهاي متمادي قبل و بعد ايجاد كرده اند و گسستي در اين زمينه در آن ديده نمي شود ؛ ازطرفي در بروز و ظهور استعدادهاي هنري در مساجد نوعي وحدت رويه در بين همه هنرمندان برقرار بوده است.تمامي سبكها و قالبهاي مختلف هنري در مساجد رشد و نمو يافته اند.(قالبهايي كه با اصل اسلام و ارزشهاي الهي و قدسي در تناقص و تضاد نبودند.)

12- مسجد موضوعي وحدت آفرين :

 يكي از موضوعاتي كه مورد اتفاق نظر همه مسلمانان است و مي تواند محور فعاليتها،برنامه ها وكارهاي پژوهشي وتحقيقاتي قرار گيرد، موضوع مسجد است. در طول تاريخ اسلام رويدادها و حوادث بسياري پيرامون جايگاه مسجد رقم خورده است كه در هر موضوعي به تناسب مي تواند سر لوحه ومنشاء  برنامه ريزي در حال حاضر قرار گيرد.(يك نمونه ازآن را مي توان به نامگذاري هفته جهاني مسجد، به مناسبت به آتش كشيده شدن مسجد الاقصي ،در 31 اگوست نام برد كه توسط سفراي كشورهاي اسلامي در اجلاس وزراي خارجه كشورهاي عضو سازمان كنفرانس اسلامي مورد تصويب قرار گرفت.)

ب) نمادهاي وحدت در اجزاء و عناصر مسجد :

 مسجد نه تنها در يك قالب كلي و پيكره ظاهري در محيط زندگي ما مي تواند به عنوان مكاني وحدت آفرين محسوب مي گردد، بلكه تك تك عناصر و اجزاء متشكله آن نيز در درون و ماهيت خود نمادي از مؤلفه هاي وحدت را آشكار مي سازند. منتهي در اين بخش استنباط مفاهيم وحدت به صورت زيركانه،ماهرانه و به شيوه اي هنرمندانه تجلي پيدا مي كند كه تنها اهل فن و متخصصان برجسته اين رشته هستند كه توانايي كشف راز و رمز و مصاديق اين وحدت را دارا مي باشند.«اجازه دهيد براي نمونه ، در اثبات اين مدعا از چند مورد نام ببريم:نخست اين كه مساجد اسلامي را مي توان مجموعه بي نظيري از انواع و اقسام هنرهاي اسلامي دانست. از طراحي بنا و معماري كلي ساختمان گرفته تا كاشيكاري و گچبري و آينه كاري و خوشنويسي و شعر و نجاري و منبت كاري و .... و حتي فرش هاي مساجد و اين يعني مجموعه اي تمام عياراز آثار هنري ! اين هنرهاي مختلف و گوناگون ، در عين تكثري كه دارند ، بايد نهايتاً اثر واحدي بنام مسجد را خلق كنند. نقش و نگاره هاي اسليمي ديوارها وخطوط كوفي و نستعليق اطراف محراب و گنبد دروني و برجستگي و فرورفتگي هاي مقرنس ها و نهايتاً قوس منحني حاكم بر كليت معماري مسجد ، بايد در كمال سازگاري و هماهنگي با يكديگر قرار گيرند.»8 اوج هماهنگي و وحدت ميان اعتقادات و باورهاي ديني مردم با مسجد اين پايگاه توحيدي را مي توان در آثار هنري و معماري خاص بكار رفته در آن كه نمود ظاهري پيدا كرد مشاهده نمود .قالبهاي هنري بكار رفته در مساجد هنري مقدس و پاك مي باشند. زيرا اين آثار هنري از قلبها ، سينه ها و دستهايي برخاسته كه همگي آنها پاك و طاهر بودند و در درون آنها ريا ، شرك و ثنويت جايگاهي نداشته بلكه تنها و تنها براي رضاي خداوند و ارضاء نياز معنوي و دروني خويش دست به ساخت آثاري ماندگار و گرانبها زدند. در نيّت آنها اگر شرك و ثنويت و دوگانگي وجود داشت يعني طلبها و خواسته هاي مادي با ذوق وسليقه هنري آنها ممزوج مي شد .هيچگاه آثار و برونداد هنري آنها با نيّات دروني پاك وخالص هم جهت نبود. بلكه چند گانگي درآثارآنان نيز مشاهده مي شد. (چرا كه از كوزه همان برون تراود كه در اوست). هنر الهي برخاسته از فطرت و نهاد انسان الهي ومؤمن است  اين هنر مقدس  منشاء الهي نيز دارد. چون ذات خداوند ذاتي يكتا و واحد است، در قالبهاي هنري ومعماري نيز اين وحدانيت و وحدت تجلي پيدا مي كند. «اين حضور الهي در  مساجد به صورتي يك دست سپيد و ساده درصدر اسلام كه فقر و سادگيشان يادآور غني مطلق است، جلوه گر مي نمود، كه اين امردر قالب نماها ، طاقها و گنبدهايي كه به طرز ماهرانه اي رنگ آميزي شده اند و در توازن و هماهنگي خود،گويي تجلي وحدت در كثرت و بازگشت كثرت به وحدت را بازگو مي كنند نمايان است.»9

   البته بايد اين نكته مهم را مد نظرقرار داد «كه هنر اسلامي خارج از متن خود نمي تواند بررسي شود. برخي تعاريف ، متن محور، برخي مؤلف محور و برخي هم محيط محوريا تاريخ محوراند. با وجود كثرت اين تعاريف ميتوان به يك وحدت نسبي رسيد. برخي تمدنها همانند تمدن مسيحي و تمدن يهودي هم از لحاظ جغرافيايي و هم از لحاظ فرهنگي به تمدن اسلامي بسيار نزديك بودند.تمدن اسلامي و هنر اسلامي براي مطرح شدن و نشان دادن خود مي بايست،از آن تمدنها فاصله مي گرفت.پس شروع به فاصله گذاري ميان خودش و تمدنهاي نزديكش كرد.از طرفي تمدنهاي خيلي دور ، مانند : چين ، مصر و هند بدليل « خيلي دور بودن » رابطه چنداني كه موجب تأثير زياد بر هنر اسلامي شود ، نداشتند در اين ميان تمدن ايراني « نه خيلي دور و نه خيلي نزديك » بود. نيز ايرانيان به وحدانيت اعتقاد داشتند.ولي وحدانيت متفاوت با وحدانيت اديان ابراهيمي ، (يهوديت ، مسيحيت و اسلام) اين امر باعث شده ، پيش متنهاي اسلامي بيشترين تأثير را از پيش متنهاي ايراني كه حاوي وحدانيت و يكتا پرستي است، داشته باشند.»10

   در همين راستا«نگاهي دقيقتر به اسناد و منابع مرتبط با هنر معماري از مساجد بدرستي نشان مي دهد،از طريق بررسي هنر معماري مساجد ميتوان به اهميت نقش و جايگاه آن در جامعه پي برد. گسترش كاركرد مساجد (بر خلاف بناهاي مذهبي ديگر اديان) ، اين بنا را به عنوان مبدأ و درعين حال مجمع مسلمانان ومحل وحدت وانس براي حل و فصل امور جاري قرار داد و بدين لحاظ طي صدها سال ، توجه حاكمان و اقبال مردم ، جايگاه ويژه اي براي آن از حيث اجتماعي رقم زده است. اشتياق هنرمندان براي نشان دادن هنر و خلاقيت خود در بناي مساجد ، به خلق شاهكارهاي هنر معماري در طول تاريخ ايران منجر شد كه تعالي آن را ميتوان در مساجد سلجوقي ، ايلخاني ، تيموري ، صفوي و تاحدودي قاجاريه مشاهده كرد...»11 «در بناي بسياري از مساجد در سرزمينهاي اسلامي هنرهاي گونه گون در انبوه اين خيزش سترگ بهم در آميخته و معماري در اين ميان نقش متوازن كننده و وحدت گوني را ايفا كرده است ؛ كاشيكاري ، نقاشي ، گچبري ، منبتكاري ، خوشنويسي و خطاطي كتيبه ها ، حتي صوت خوش و موسيقي دل انگيز در صداي مؤذن و قرائت كتاب الله. بيش از همه داخل مسجد داراي زيبايي شگفت انگيزي است كه شامل نقوش اسليمي ، اشكال هندسي و چنبره هايي با طرح كامل و يك شكل است.پروفسور پوپ،ايرانشناس و مستشرق معروف معاصر در كتاب «بررسي هنر ايران» مي نويسد : كوچكترين نقطه ضعفي در اين بنا ديده نمي شود.اندازه ها بسيار مناسبند ، نقشه آن بسيار قوي و زيبا و بطور خلاصه توافقي است بين يك دنيا شور و هيجان و يك سكوت و آرامش باشكوه كه نماينده ذوق سرشار زيباشناسي است و منبعي جز ايمان مذهبي و الهام آسماني نمي تواند داشته باشد.»12                                          

اسلام دين جامع وكاملي است وتعاليم اين دين آسماني «به نوعي در همه ابعاد زندگي متجلي مي شود.يكي ازخلاقيتهاي معمار ايراني اين است كه اين دو را بخوبي با هم تركيب مي كند.فنون و سنن ايراني را به ياد دارد، ولي همواره آنچه اسلام بيان مي دارد، به صورت حقيقتي زيبا در دل او رخنه كرده و افقهاي تازه اي در ديد او ايجاد كرده است ، همچون حركت از كثرت به وحدت ، تصوير بهشت و .... بصورت ديگر مي توان گفت:اسلام معماري ايران را چند بنياني ميك ند. يك اثر چند بنياني داراي دو دسته ارزش است ، يك دسته ارزشهاي ذاتي اثر است كه هنگام تولد با خود آورده و ديگري دسته اي ارزشهايي است كه طي سده ها با ارزشهاي اوليه ممزوج شده است. از زاويه نظام معنا كه بنگريم تأثيري كه اسلام بر ايران مي گذارد در واقع تزريق يك روح و حس دروني جديد به بناي ايراني است كه معمار ايراني كه درونش با اسلام ممزوج شده است ، با بكارگيري يكسري مفاهيم اسلامي همچون بازگشت به اصل كثرت به وحدت و ... و بكارگيري يكسري آرايه هاي نمادين ، چنين فضايي را خلق كرده است و به جرأت مي توان گفت كه معمار ايراني – اسلامي،در هنگام خلق بناهاي اين چنين همواره يك حقيقت با عنوان مبدأ آفرينش را با خود بهمراه داشته است و اين رمزپردازي در بناهاي اسلامي همان چيزي است كه معماري اسلامي ايران ناميده مي شود ؛ تركيب روح اسلام با يك معماري ديرينه.»13

مسجد از اجزاء وعناصر بسيار متفاوت ودر عين حال در راستا و مكمل همديگر تشكيل شده است كه همگي آنها در سوق دادن انسان به سوي كمال و فراهم ساختن فضاي مناسب معنوي و تؤام با آرامش، نقش به سزايي را ايفاء مي كنند. درادامه بحث مؤلفه ها و زمينه هاي وحدت آفرين اين عناصر به اختصار تبيين وتشريح مي گردد:

1- محراب :

محراب در لغت به معني  محل حرب و جنگ است.جنگ بين انسان و هواي نفس. محوري ترين بخش در معماري مسجد، محراب است. محراب در واقع نقطه ارتباط معنوي بين عبد و معبود و نقطه وحدت و ارتباط بين عالم ظاهر با عالم معنا و اتصال اين جهان مادي به جهان ماورايي است در محراب از طريق امام جماعت است كه اين وحدت شكل مي گيرد. عامل وحدت اجتماع نمازگزاران و هماهنگي در حركات جسماني و لساني با محوريت امام جماعت در مكاني مقدس،چون محراب شكل مي گيرد و محراب نقطه پرواز و عروج و نقطه اتصال زمين و آسمان از بعد معنوي مي باشد.«محراب نمايانگر قلب مسجد و موقعيت ديوار سمت قبله است.« اما اعتقاد عمومي بشكل ديگري است و براي آن كيفيت هاي خاصي را قائل هستند ، مثلاً آن را دروازه بهشت و مهبط اشراق الهي مي دانند.اين افكار را عناصر و  عواملي چون شكل قوس دار آن ، تعبيه چراغي در مركز آن و قاب بندي آن با كتيبه هاي قرآني از سوره نور دامن مي زنند» اما محراب نه تنها محل جهاد با نفس و وسوسه هايش ، كه پناهگاهي امن و قرارگاهي براي سكون جان و آسايش روح است و اين هنگامي است كه قرآن ، محراب را مفهومي فراتر از زاويه يا گوشه اي خاص (كه مبين جهت قبله باشد) مي داند. در آيات سوره مباركه آل عمران (آيات 37 الي 39) محراب ، تماميت يك مسجد يا معبد است.»14

2-گنبد :

اگر برقراري ارتباط را يكي از شاخصه هاي وحدت بدانيم كه گنبد خود پوسته اي است كه به شكل محدب و قرينه دار همچنانكه هم پوسته ها ، مغزها را در برمي گيرند ، پوسته گنبد نيز حضور انسان عابد را حفاظ شد و قبل از آنكه خود را به نمايش مستقل گذارد، به هسته انساني خود اشاره دارد.رنگهاي روشن ، صيقل يافته و شفاف گنبدها گويي خورشيد را در كمند خويش دارد.«از سوي ديگر سقف مساجد را گنبدي دايره وار و كروي شكل احاطه مي كند. اين گنبد از درون مسجد ضمن آنكه به آسمان اشاره مي كند ، اهل مسجد را به تجمع، وحدت و گردهمايي در اطراف يكديگر دعوت مي كند. اگر به دواير گنبد مسجداز درون نگاه كنيم ، هر كس در هر كجا كه نشسته باشد ، به نوعي زير مركز يك دايره قرار دارد.چون مي دانيم كه دواير كره گنبد فقط در يك جهت متكثر نشده اند. ميتوان بي نهايت دايره در زيرگنبد ترسيم و تصور كرد كه در جهات مختلف رسم شده اند.در بين خطوط هندسي نيز دايره ، نشانه وحدت و تجمع نقاط است. حتي خطوط منحني حاكم بر اكثر عناصر و مؤلفه هاي معماري مساجد اسلامي ، حالتي از مهرباني و جاذبه و انعطاف را القاء مي كند. خط منحني يعني انعطاف نسبت به محيط اطراف و دعوت ديگران به سمت خود و جا براي ديگران باز كردن است. همچنين گنبد كروي به فضاي صحن مسجد مركزيت خاصي مي دهد.در چنين فضاي معمارانه اي ، صدر و ذيل مجلس مؤمنان حاضر در مسجد ، تلطيف مي شود. صدر چنين مجلسي در مركز جماعت قرار دارد و صدرنشين اين مجلس ، گويي متواضعانه خود را بين جمعيت پنهان كرده و برتري او بر ديگران وجود ندارد. در اين فضا مي توان به هر تازه واردي احترام گذاشت و او را به هر سمتي راهنمايي كرد.»15

3-ايوان :

 يكي از عناصر فيزيكي مسجد ايوان ميباشد« ايوان نقش ارتباطي بين فضاي بيروني مسجد و داخل مسجد را برعهده دارد و سنگيني حجم پشت خود را براي ارتباط به صحن تاحدودي شكسته و تعديل مي كند،تا دسترسي به آن را مطلوب سازد. فضاي ايوان فضاي مكث و بحث مسلمين بعد از نماز ، تماشاي صحن و تفكر مؤمن در عالم خلقت است.»16 «يكي از مهمترين خصوصيات بارز ايوان « تقارن » است.تقارن يكي از مهمترين تمهيدات براي تأكيد بر « محور » تقارن است. تقارن بوجود آمده ، علاوه بر تأكيد قوي بر سر در،موجب ايجاد توازن و آرامش در فضاست. از ديگر خصوصيات ايوان تظاهر قوي در بيرون نسبت به تظاهر ورودي در بيرون مسجد بسيار شديد است؛زيرا جنبه دعوت كنندگي قويتري دارد؛ در حاليكه در حياط و داخل مسجد تظاهر بسيار خفيف است ، براي اينكه عبادت كنندگان را تحت تأثير خروج از مسجد قرار ندهد.17

4- جلوخان :

  «پيش فضايي محصور يا نيمه محصور است كه اولين مرحله از سلسله مراتب ورود به مسجد محسوب مي گردد. جلوخان با ايجاد مكث و اعلام تقدسي مكان ، فضايي اطلاع دهنده و دعوت كننده به درون فضاي اصلي است.از نطر مكان يابي جلوخان به علت دعوت كنندگي بيشتر در گره معابر محله يا بازار قرار مي گيرد.»18

5- مأذنه ، مناره :

  «مناره و يا گلدسته در معماري و شهرسازي اسلامي جايي است كه از آنجا «اذان» يا نور «كلمه الله » ساطع مي شود.تا مؤمنين را از طريق ذكر و ابلاغ مضامين اسلامي « دليل » و «راهنما» باشد؛پيامهايي كه مي تواند انسان را در بيكرانگي زمان و زمين از روياي نسيان و گمراهي برهانند.» 19 سير تحولات تاريخي و شكل گيري مناره از آغاز طلوع خورشيد اسلام كه بلال بر ديوارخانه پيامبر اذان مي گفت، تاكنون كه انواع و اقسام آن در گستره مساجد جهان اسلام پراكنده شده اند؛ همگي آنها در يك چيز وحدت رويه و اشتراك دارند و آن نداي وحدانيت و يگانگي خداوند دعوت همه به توحيد و دوري از شرك بوده است . دعوت به وحدت و انسجام در شعارپرچم لااله الا الله مي باشد. اگر چه گلدسته هاي مساجد عمدتاً دوگانه هستند، ولي هر دوي آنها در عين وحدت در درون، سمت و سويي آسماني و ماورايي دارند و همگان را به عالم بالا و معنا سوق مي دهند. تكراري كه در درون خود به يك نقطه و كلمه واحد مي رسد.مناره ، نماد دعوت از عموم براي اجتماع و وحدت در عين كثرت مي باشد. وقتي منادي از بالاي آن اذان سر مي دهد،مردم را دعوت به نماز و عبوديت مي كند.يعني نوعي پيوند و وحدت بين اذان و نماز.

6- صحن :

صحن مسجد محلي است امن و «حصاري است حصين براي نمازگزاران و مكاني است براي كسي كه در آن موقع از همه بريده و به تنها اتكاي خود ، يعني خداوند پناه برده و قصد خلوت با خداي خود را دارد اين صحن داراي شش وجه مي باشد.يعني چهار وجه جغرافيايي ، وجه زمين و وجه آسماني لايتناهي.خالي از هر گونه اشرافي است كه روحانيت و خلوت الهي صحن مسجد خدشه دار نمي شود حياط با فضاي باز مسجد از مهمترين عناصري است كه در قرون متمادي و در مساجد بنا شده و در گستره ممالك اسلامي ، چه آنهايي كه توسط خلفا و سلاطين ساخته شده و چه مساجد محلي كه در نهايت سادگي بدست مردم ايجاد ميشود ضمن هويت بخشيدن به مسجد،تجلي وحدت آنها بوده است.»20 در واقع صحن مسجد عامل وحدت و انسجام بين تمام وجوه فوق الاشاره مي باشد.

7- رواق :

 يكي از عناصري كه بعد از شكل گيري مساجد در ابتدا به عنوان «زياده» به اين مكان مقدس عبادي افزوده شده، رواق مي باشد. هدف اوليه از افزودن رواق به مسجد احداث مكان و سرپناهي براي اجتماع مسلمانان بود. رواق محل اجتماع و انسجام اوليه مسلمانان براي اداي نماز و يا تجمع پاياني براي بحث و بررسي امور مسلمين بعد از نماز بوده و گروهي كه در رواق گرد هم جمع مي آمدند، همواره با روحيه اخوت ، برادري و وحدت اُنس داشته و فضاي فيزيكي و محيطي رواق، زمينه ساز وحدت معنوي و يكدلي مسلمانان بوده است.

8- آب نما يا حوض :

 عنصرحوض در مساجد براي ايجاد وحدت و هماهنگي معنايي و ماورايي بين محيط درون و دل انسان و فضاي معنوي حاكم بر مسجد است.اگر چه در ظاهر بايد عمل تطهير و پاكي درون فرد با گرفتن وضو مهيا گردد.شرط پاكي دروني با طهارت و پاكي ظاهري انسان فراهم مي گردد.اگر رجوعي به احكام مسجد داشته باشيم، براي ورود و هماهنگي با فضاي درون مسجد مقدماتي لازم است كه بخشي از آن بوسيله حوض و آب نما صورت مي گيرد. اگر اين وحدت و هماهنگي صورت نگيرد، نوعي تناقص و ثنويت و دوگاني فضاي دروني فرد،با مسجدايجاد مي شود و اين عدم يكرنگي نه تنها در اعمال ظاهر بلكه در ديگراعمال باطني نيز رخ خواهد داد. قبل از اينكه وحدت معنوي بين فرد و مسجد صورت گيرد. ضروري است، وحدت معنايي در درون و برون فرد انجام پذيرد. اين وحدت مقدمه وحدت اصلي خواهد بود.

 از قديم الايام اين سنت حسنه جاري بود كه آب «قنات و يا چشمه را كه مظهر پاكي و طهارت بود، حتماً وبه هر شكل ممكن از داخل مسجد عبور مي دادند. اين آب در واقع همانند: رگي عامل پيوند شهر با مسجد و موجد وحدت در كالبد روستا و يا شهر بوده است.»21

9- شبستان :

 شبستان،اصلي ترين فضاي تجمع،انسجام و تمركز مسجد محسوب مي گردد و در واقع نقطه گرانيگاه و اصلي تجمعات عبادي مي باشد و ديگراجتماعات در ديگر عناصر مسجد مثل رواق به اين جمع بزرگ ختم مي گردد.شبستان مسجد در يك قالب كلي عامل وحدت و پيوند دهنده ستونها و محورهاي اصلي و فرعي مسجد مي باشد. در شبستان بسياري از حركات و برنامه هاي وحدت آفرين در آن شكل مي گيرد و در واقع قلب تپنده وحركتهاي وحدت زا و توحيدي به شمار مي رود .وجود ستونهاي متعدد با تجمع و حلقه هاي متفاوت (ستون قضاوت،ستون آموزش ، ستون امارت ،حكمفرمايي و ستون پرستاري) همه اين ستونها در اهداف عالي مسجد كه از طريق انجام عبادت دسته جمعي نماز و مناسك عبادي در شبستان انجام مي گيرد؛ داراي وحدت و هماهنگي هستند وحدت تجمعات در عين تكثر جمعها.

10- منبر:

 منبر يكي از تجليگاههاي هنر اسلامي است كه مورد توجه و وحدت نظرغالب هنرمندان و معماران مساجد واقع شده و به ابداع منابر بسيار جالبي با انواع تزئينات همچون كنده كاري ، منبت كاري ، خاتم كاري و با استفاده از وسايلي همچون چوب ، عاج ، فولاد ، سنگهاي قيمتي،مينا و فلز انجاميد. ماهيت منبر در مسجد ماهيتي وحدت آفرين است. وقتي امام مسجد،يا خطيب با وعظ و خطابه و با شرح احكام بر بالاي منبر مي رود،يك هسته اي مردمي با محوريت ايشان شكل مي گيرد كه اين جمع و اجتماع ضمن ارتباط دلهاي آنان به يكديگر همه در استماع بيانات سخنران وحدت نظر دارند. از طرفي ديگر محتوا و ترجمان مفاهيم و آموزه هايي كه توسط ايشان بكار گرفته مي شود و يا ايراد مي شود ابياتي سراسر وحدت و انسجام خيزاست، زيرا كه اصل و اساس دين و رسالت نبي مكرم اسلام حضرت محمد (ص) بر اساس موّدت ،دوستي و برادري شكل گرفته و همگان را به اين امرمهم دعوت مي نموده است.(انما المؤمنين اخوه).چون ماهيّت و ذات دين اسلام مبتني بر وحدت و يگانگي است و شرك و ثنويت در آن جاي ندارد.پس تمامي تعاليم و آموزه هايي كه توسط پيامبر گرامي اسلام(ص) و پيشوايان(ع) چه بصورت مستقيم و چه از طريق واعظان،خطباء و مبلغان بصورت غيرمستقيم بيان مي گردد در درون و شالوده خويش، ماهيّتي انسجام بخش و وحدت گونه دارد، چرا كه اگرغير ازاين باشد، با اصل و اساس دين اسلام در تنافص و تضاد مي باشد.اگر به سراسر تعاليم انبياء و اوصياء نظر افكنيم، جز در راستاي ايجاد محيط اخوت و وحدت و برادري سخن ديگري به ميان نياورده اند.

11- دكه يا كرسي :

يكي ديگر از عناصر بكار رفته در مسجد دكه يا كرسي مي باشد كه فردي كه در بالاي آن قرار مي گيرد، به عنوان مكبّر، وظيفه هماهنگي ، انسجام و وحدت صوري و شكلي نمازگزاران با امام جماعت را به عهده دارد، به خصوص در مساجدي كه تجمع عظيمي از نمازگزاران براي نماز شكل مي گيرد، نيازمند كسي است كه بتواند هماهنگي در حركات و اعمال عبادي نماز را ايجاد كند. وقتي يك نفر بر روي دكه كه به فاصله كمي بلندتر از زمين شبستان است،قرار گيرد، بر تمام اضلاع و زواياي شبستان و نيز نمازگزاران اشراف و احاطه پيدا مي كند و از صف اول نماز تا صف آخر آن با اداي كلمات و جملات وحدت و انسجام ايجاد مي كند.

12- مسجد و قرآن :

 قرآن كريم كتاب مشترك همه فرق و مذاهب اسلامي است و همه آنها اين گنجينه ارزشمند را كه حاوي وحي الهي و كلام خداوندي است، با جان ودل قبول دارند. قرآن كريم،اولين كتابي بود كه وارد مسجد شد. در تمامي مساجد قرآن كريم وجود دارد. با ورود قرآن به مسجد بود كه زمينه تأسيس و توسعه كتابخانه هاي مسجد رونق پيدا كرد و به دنبال حضور قرآن،ديگر كتب ادعيه و مرجع و منبع براي مسلمانان به اين كتابخانه ها افزوده شد . نكته وحدت آفرين درارتباط با جايگاه قرآن كريم در مسجد ، اين است كه اين امر در ميان مسلمانان از وحدت نظر بالايي برخوردار است.

ج- كاركردهاي وحدت آفرين مسجد:

 مساجد داراي كاركردهاي بسيار متنوع و متعددي مي باشد. تمامي اين كاركردها در عين تعدّد. در راستاي هم و در يك خط معنوي واحد قرار دارند. در واقع نوعي انسجام و وحدت  نانوشته، درتمامي اين نقشها وجود دارد كه همه آنها نسبت به هم همپوشي داشته و تقويت كننده يكديگر هستند؛ چون هدف نهايي وغايي تمامي آنها در «كلمه الّله» و كمال انسان تبيين شده است و آنچنان از تجانس و انسجامي برخوردار هستند كه هيچيك از كاركردها در تناقص يا نفي ديگركاركردها، عمل نمي كنند؛ بلكه همه آنها در راستاي اتحاد و همبستگي براي عروج و كمال انسان قدم مي گذارند.همه منابع موجود انساني در مسجد در هدف، وحدت نظر دارند. هدف نمازگزاران،امام جماعت، هيات امناء، خادم، باني و واقف و... همه يكي است و ابعاد معنوي سرلوحه اعمال و افعال آنان در مسجد است.

1- پيمان عقد و اخوت:

هنوز چند ماهي از حضورپيامبر گرامي اسلام (ص) در مدينه نگذشته بود كه در مسجد النبي، با هدف ايجاد وحدت،تأليف قلوب و افزايش دوستي بين ياران و اصحاب و انصار و مهاجرين پيمان عقد اخوت را بين آنها منعقد نمودند و خود آن حضرت نيز با حضرت علي (ع) پيمان برادري بست. اگر چه آن حضرت به دفعات و در مناسبتهاي مختلف اين سنت حسنه را انجام دادند.(اين روز تاريخي مصادف با دوازدهم ماه مبارك رمضان سال اول هجرت بوده است) با توجه به نقش وحدت آفرين مسجد،از آن پس، بسياري از اختلافها و درگيريهاي قومي، قبيله اي ، طايفه اي و حتي خانوادگي رفع گرديد و سرانجام بسياري از دشمني ها به دوستي و مؤدت انجاميد.

2- مسجد و انسجام خانواده :

يكي از سنتهاي بسيار نيكوي پيامبر اسلام (ص) انجام مراسم عقد ازدواج حضرت فاطمه (س) و حضرت علي (ع) در مسجد بوده است. با عنايت به اينكه پيامبر گرامي اسلام(ص) بسياري از رفتارها را با هدف الگو سازي براي امت اسلامي انجام مي دادند،يكي از بهترين ابتكاراتي بود كه به افزايش نقش آفريني مسجد كمك شاياني مي نمود. اگر چه اين سنت،امروزه كمتر در كشور ما صورت مي گيرد(ضرورت احياء اين سنت پسنديده با توجه به افزايش روز افزون هزينه ازدواج با هدف افزايش پيوند خانوادگي كه در راستاي انسجام جامعه وارزشهاي اسلامي صورت مي گيرد، لازم به نظر مي رسد.) اما ديگر كشورهاي اسلامي اين سنت حسنه را جاري مي نمايند. «نقل شد كه به دستور پيامبر گرامي اسلام (ص) سفره وسيعي در مسجد گستردند و بسياري از زنان و مردان مسلمان اطعام شدند وآنگاه عروس و داماد را به مسجد فرا خواندند و دست حضرت فاطمه (س) را در دست حضرت علي (ع) گذاشتند و براي آن دو دعا كردند »22

3- مسجد و جماعت :

يكي از نمادهاي وحدت و انسجام و اجتماع در سطح جوامع اسلامي ، برگزاري نماز جماعت بصورت 3 يا 5 وعده در هر شبانه روز است. اسلام نه تنها به اهميت اجتماع در مقياس كوچك (نماز جماعت) اكتفا ننموده است، بلكه جايگاه وحدت خيز مسجد موجب شده است،تا نسبت به اجتماع بزرگتر در قالب نماز جمعه، يا نماز اعياد فطر و قربان در مقياس بزرگتر نيز عنايت خاص داشته و حتي به اين اجتماع در نگاه بين اللملي و امت واحد اسلامي نيزتوجه نموده و هر ساله در قالب حج تمتع و حج عمره ميليونها مسلمان در سراسر جهان اسلام  در اين اجتماع بزرگ، چگونگي وحدت و اخوت  و برادري را آموزش مي بينند و به صورت عملي چند روزي نيز تمرين مي كنند.

4- مسجد مظهر وحدت و يگانه پرستي :

اصل و بناي اسلام بر توحيد و وحدانيت است و اين وحدت در مسجد،ظهور و بروز مي يابد. همه مردمي كه موحد و يگانه پرست هستند از هر نژاد،قبيله ، طايفه،گروه،جناح و حزب در موقع نماز وحدت عملي و كاملاً راستين دارند و يك شعار و يك عمل را به صورت هماهنگ انجام مي دهند و اگر هم احياناً داراي اختلاف سليقه يا نظر باشند، دراصل نماز و انجام غالب احكام وآداب وحدت دارند.چون صاحبخانه و ميزبان واحد است، پس در نوع ارتباط  وحدت در پذيرايي از ميهمانان وجود دارد،از همه مردم يك نوع پذيرايي مي كنند و بين پير و جوان ، پولدار و فقير، زن و مرد و... فرقي نيست.

5- كاركرد ارتباطي مساجد:

مساجد را مي توان به منزله يك مركز تجمع ياد كرد.«تجمع كاركردهاي گوناگون در عين وحدت در مسجد باعث گرديده است،تا اين مؤسسه اجتماعي- ديني يكي از مهمترين حلقه هاي ارتباطي در جوامع اسلامي باشد. بدين ترتيب اگر مساجد را محور شكل گيري ارتباطات در جامعه اسلامي چه شهري و چه روستايي بدانيم سخني به گزاف نگفته ايم.محوريت مسجد در جهان اسلام حتي در جايگاه جغرافيايي آن نيز نأثير داشته است.از اين نظر مساجد در قلب اجتماعات اسلامي قرار داشته اند.» 23

6- مسجد و وحي :

 وحي و كلام الهي يعني آنچه كه بوسيله جبرئيل امين از سوي خداوند متعال به حضرت محمد(ص) نازل شده است. از بعد صحت وسلامت و بدون تحريف بودن آن مورد اتفاق نظر همه مسلمانان مي باشد. در واقع، نقطه اتكاء و وحدت همه مسلمانان در درجه اول كلام الهي مي باشد. در قرآن كريم جمعاً 28 بار كلمات مسجد ،مسجداً و مساجد بكار رفته است كه از اين بين، بيش از 15 بار كلمه مسجد، با الحرام تركيب شده و 9 مورد مربوط به حج مي باشد. مسجد الحرام و حج كه بيش از نيمي از آيات مسجد در ارتباط با آن مي باشد، از مكانها و مناسكي هستند كه زمينه ساز وحدت و بستري مناسب براي انسجام مسلمانان به شمار مي روند.

7- مسجد و امام جماعت  :

 جايگاه رفيع امامت مسجد توسط ائمه جماعات، يكي ديگر از محورهاي وحدت آفرين مسجد مي باشد بر اساس نص صريح ‌روايتي از رسول گرامي اسلام (ص) امام جماعت نفر اول مسجد است. اين اصل اساسي مورد پذيرش تمامي فرق و مذاهب اسلامي مي باشد و امامت مسجد ضمن برخورداري از شأن ويژه در بين نمازگزاران و مؤمنين از محوريت خاص نيز برخوردار است كه مي تواند با حضورش ضمن زمينه سازي براي انجام بهترامور معنوي و مناسكي نقش اساس را در ايحاد انسجام و همبستگي بين آنان برقراركند: «افضل الناس في المسجد الامام»24

8- مسجد و نماز:

 در ميان اعمال و افعال عبادي كه در مسجد انجام مي شود، نماز مهمترين و اصلي ترين عبادت است كه از اتفاق نظر واحدي در بين تمام جوامع اسلامي برخوردار است.درمسئله نفس نماز و فلسفه وجودي ونيز اركان آن هيچ نقطه مبهمي وجود ندارد و همگي بر اصل اين عبادت تأكيد دارند. شايد اختلاف جزيي در بعضي از افعالي است كه جزء اركان نماز نمي باشد. نماز ، عبادت مشترك در ميان همه مسلمانان مي باشد.نه تنها ماهيّت نماز وحدت آفرين است، بلكه شكل انجام اين عبادت نيز انسجام بخش مي باشد.يكي از آداب اقامه نماز كنار هم قرار گرفتن نمازگزاران بدون فاصله است و حتي قرار گرفتن بسيار نزديك و دوش به دوش به هم، سنتي است كه مورد تأكيد پيشوايان بوده است. يكي ديگر از فرائض نماز دريك رديف منظم و وحدت گونه كنار هم قرار گرفتن مي باشد؛ آنچنان كه هيچگونه بي نظمي را در ايجاد صف نماز جايز ندانسته اند. مسئله بعدي كه نشانه وحدت در نماز مي باشد نظم و ترتيب حركات در پيروي از امام جماعت مي باشد.يعني مأموين آنچنان بايد در حركات نماز با امام جماعت هماهنگ باشند كه كل جماعت، مانند:«يَدِ واحده»، اين عبادت معنوي را انجام دهند.در نماز جماعت بايد از امام جماعت پيروي محض نمود؛ درغير اين صورت اگر عمداً حركتي برخلاف و يا تعجيل و تأخير در اعمال توسط مأموم صورت پذيرد، نماز دچار اشكال خواهد شد.

9- مسجد و ثواب :

يكي از مهمترين ويژگيهاي دين مبيين اسلام، عدم تبعيض در دادن ثواب در قبال انجام عبادت براي تمامي مسلمانان مي باشد فرقي بين عرب و عجم، ترك، غني و گدا و ... وجود ندارد هيچيك در برابر اعمالي كه انجام مي دهند، از اين بابت نسبت به همديگر برتري ندارند (الا درتقوا) ثواب حضور در مسجد براي همه اقوام و ملل و نژاد يك اندازه است و از اين منظر مي توان ثواب حضور در مسجد را از نكات وحدت آفرين دانست ؛ چرا كه اگر غير اين بود، نوعي اختلاف و سرخوردگي در بين اقوام مختلف مسلمانان ايجاد مي شد.

درمسجد حق و حقوقي را كه در نظر مي گيرند، براي همه يكسان است و اين موضوع از وحدت رويه اي خاص پيروي مي كند. معيار و ميزان كسب ثواب براي كساني كه در آن حضور پيدا مي كنند، نيّت افراد شركت كننده  است كه به حوزه ذهني خود فرد مربوط مي شود.

10- مسجد و وحدت در برنامه هاي مناسكي و عبادي :

مسجد مكاني است كه از ابعاد معنوي بالايي برخوردار است و تمامي برنامه ها و مناسكي كه درآن انجام مي گيرد جنبه معنوي دارد و نگاه ماديگرانه  و دنيايي در آن جايي ندارد و از اين منظر داراي وحدت معنوي است.تقريباً تمامي مسلمانان در غالب احكام مسجد و بايدها و نبايدها وانجام فعل هاي مكروه و حرام ومستحب،از وحدت نظر برخوردار بوده وفقهاي اسلامي در اين زمينه به يك ميزان در امور مسجد و احكام و آداب آن متفق القولند.سه مؤلفه مشترك ، مثلث وحدت مسلمانان را تكميل مي كند:

- قرآن كريم.

- پيامبرگرامي اسلام (ص).

- مسجد به عنوان ، بستر اين مثلث.

همچنين محور سخنراني وتبليغ ائمه جماعات نيز برمحور وحدت و دوستي قرار دارد.همچنانكه خداوند در قرآن كريم مي فرمايد:« "اي رسول ما به امت " بگو من از شما اجر رسالت جز اين نمي خواهم كه مودت و محبت مرا در حق خويشاوندانم منظور داريد»( قل لا اسئلكم عليه اجرا الا الموده في القربي ... سوره شورا، آيه 23.)

11- مسجد محل اُنس و آشنايي مؤمنان :

پيش زمينه ايجاد وحدت ملي و انسجام اسلامي،فراهم آوردن زمينه و بستر مناسب جهت ايجاد فضاي دوستي و آشنايي بين مؤمنين مي باشد.مسجد مكاني است كه چنين فضاي مثبت را براي مؤمنان فراهم آورده،تا آنان بتوانند: باحضور در مسجد دراوقات مختلف شبانه روز، ضمن آگاهي از وضعيت همديگر زمينه اُنس و آشنايي و رفاقت بيشتر را در بين خود فراهم سازند.

12- مسجد النبي(ص)، سنگ بناي اوليه وحدت مسلمين:

 همزمان با ورود پيامبر گرامي اسلام (ص) ،از مكه به مدينه آن هنگام كه طوايف قبايل و افراد ذي نفوذ و حتي افراد عادي و فقير جامعه مدينه از ايشان خواستند كه در منزل آنان سكونت نمايد،تا جايي كه اين موضوع زمينه ساز نوعي افتراق را سبب شده بود.پيامبر گرامي اسلام (ص)، با تصميمي بسيار مدبّرانه و وحدت ساز از همان آغاز، سنگ بناي وحدت را با انتخاب خانه دو يتيم (كه شتر پيامبر (ص) درآنجا نشسته بود.) فراهم ساخت و با تأسيس مسجد در اين مكان، اساس و بنيان وحدت و انسجام مسلمين را بنا نهاد.

13- مسجد ضرار و وحدت اسلامي :

 پيامبر گرامي اسلام (ص)، همچنان كه اصل و اساس بناي مسجد را بر پايه وحدت و انسجام بنا نمود، در مقابل، دستور دادند مسجدي را كه براي ايجاد شرارت و تفرقه بين مسلمين احداث شده بود تخريب گردد.مسجد ضرار يكي از مساجد ملعونه ونفاق افكن بود كه به دستور پيامبراكرم(ص) اين مسجد از ميان برداشته شد و آن حضرت،اين كار را بيشتر براي پاكسازي و الگوسازي براي آيندگان انجام داد، تا نقش اصلي مسجد كه وحدت آفرين است، دستخوش شيطنت هاي تفرقه افكنانه نشود.

14- مسجد وآيات وحدت آفرين:

قرآن كريم به عنوان محور اصلي  انسجام و وحدت در بين جوامع اسلامي به شمار مي آيد.گر چه آيات بي شماري در موضوع وحدت در اين مصحف شزيف و عظيم وجود دارد ،

ولي به جهت موضوع اين نوشتار سعي شده است آياتي  را كه در ارتباط مستقيم با مسجد و انسجام  و وحدت هستند جهت تبيين بيشتر جايگاه اين دو مؤلفه مهم انتخاب و ذيلاً ارائه گردد:

- سوره بقره آيه 114

  وَ مَنْ اَظْلَمُ مِمَّنْ مَنَعَ مَساجِدَ اللَّهِ اَنْ يُذْكَرَ فيهَا اسْمُهُ وَ سَعى‏ فى خَرابِهآ اوُلئِكَ ما كانَ لَهُمْ اَنْ يَّدْخُلُوهآ اِلاَّ خآئِفينَ لَهُمْ فِى الدُّنْيا خِزْىٌ وَّلَهُمْ فِى اْلاخِرَةِ عَذابٌ عَظيمٌ‏.ترجمه: و كيست ستمكارتر از آنكه مردم را در مساجد از ذكر نام خدا باز دارد و در خرابى آن بكوشد. چنين گروهى در مساجد مسلمانان در نيايند جز آنكه بر خود «از اعمال زشت خويش» ترسان باشند اين گروه را در دنيا ذلّت و خوارى نصيب است و در آخرت عذابى بسيار سخت.

 - سوره بقره آيه 144

  قَدْ نَرى‏ تَقَلُّبَ وَجْهِكَ فِى‏السَّمآءِ فَلَنُوَلِّيَنَّكَ قِبْلَةً تَرْضها فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ماكُنْتُمْ فَوَلّوُا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ وَاِنَّ الَّذينَ اُوتُوا الْكِتابَ لَيَعْلَمُونَ اَنَّهُ الْحَقُّ مِنْ رَّبِّهِمْ وَمَااللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّايَعْمَلُونَ.ترجمه: ما توجه تو را بر آسمان در انتظار وحى و تغيير قبله بنگريم و البته روى تو را به قبله‏اى كه خشنودت سازد بگردانيم پس روى كن بسوى مسجد الحرام و شما مسلمانان نيز در هر كجاباشيد گاه نماز روى بدان جانب كنيد و گروه اهل كتاب بخوبى مى‏دانند اين تغيير قبله به حق و راستى از جانب خداست و خدا از كردار آنها «كه مطيع و نيكوكارند و يا منافق و زشت‏رفتارند» غافل نيست.

-  سوره بقره آيه 149

  وَ مِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَاِنَّهُ لَلْحَقُّ مِنْ رَبِّكَ وَمَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ.ترجمه: و از هر كجا و به سوى هر ديار كه بيرون شدى «اى پيغمبر» روى كن به طرف كعبه چون اين دستور قبله بر وجه صواب و به امر خداست و خدا غافل نيست از آنچه مى‏كنيد.

- سوره بقره آيه 150

  وَمِنْ حَيْثُ خَرَجْتَ فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَحَيْثُ ما كُنْتُمْ فَوَلّوُا وُجُوهَكُمْ شَطْرَهُ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَيْكُمْ حُجَّةٌ اِلاَّ الَّذينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ فَلاتَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنى‏ وَ ِلاُتِمَّ نِعْمَتى‏ عَلَيْكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ.ترجمه: و«اى رسول» از هر جا و هر ديار كه بيرون شدى رو به سوى كعبه كن و شما مسلمانان نيز هر كجا بوديد روى بدان جانب كنيد تا مردم به حجّت و مجادله بر شما زبان نگشايند جز گروه ستمكار و معاند با اسلام كه از جدل و گفتگوى آنان هم نينديشيد و از نافرمانى من بترسيد و به فرمان من باشيد تا نعمت و رحمتم را براى شما به حدّ كمال برسانم و باشد كه به طريق حق و ثواب راه يابيد.

-   سوره اعراف آيه 29

  قُلْ اَمَرَ رَبّى بِالْقِسْطِ وَ اَقيمُوا وُجُوهَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ وَّ ادْعُوهُ مُخْلِصينَ لَهُ الدِّينَ كَما بَدَاَكُمْ تَعُودُونَ.ترجمه‏: بگو اى رسول ما پروردگار من شما را به عدل و درستى امر كرده نيز فرموده در هر عبادت روى به حضرت او آوريد و خدا را از سَرِ اخلاص بخوانيد كه چنانكه شما را در اول آفريد ديگر بار به سويش باز آئيد.

- سوره انفال آيه 34

  وَ ما لَهُمْ اَلاَّ يُعَذِّبَهُمُ اللَّهُ وَهُمْ يَصُدُّونَ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ وَما كانُوا اَوْلِيآءَهُ اِنْ اَوْلِيآؤُهُ اِلاَّ الْمُتَّقُونَ وَلكِنَّ اَكْثَرَهُمْ لا يَعْلَمُونَ.ترجمه: و آنها «مُعاندان اسلام»، چه كردند كه خدا عذابشان نكند «و چگونه مستحق عذاب نباشند؟» در صورتيكه راه مسجدالحرام را به روى بندگان خدا مى‏بندند و «اگر دعوى دوستى خدا كنند كذب است» آنها را هيچ رابطه دوستى با خدا نيست كه دوستان خدا جز اهل تقوى نباشند ولكن اكثر مردم از اين مطلب آگاه نيستند.

-  سوره توبه آيه 7

  كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكينَ عَهْدٌ عِنْدَاللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ اِلاَّ الَّذينَ عاهَدْتُّمْ عِنْدَالْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقيمُوا لَهُمْ اِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقينَ.ترجمه: چگونه با مشركان كه عهد خدا و رسول شكستند خدا و رسولش عهد آنان نگهدارند «البته با عهدشكن نبايد عهد نگه داشت»، ليكن با آن مشركان كه در مسجدالحرام عهد بسته‏ايد تا زمانى كه آنها بر عهد خود پايدارند شما هم بر عهد آنان بيائيد كه خدا پرهيزكاران را «كه به عهد وفا مى‏كنند» دوست دارد.

-  سوره توبه آيه 17

  ما كانَ لِلْمُشْرِكينَ أَنْ يَّعْمُرُوا مَساجِدَ اللَّهِ شاهِدينَ عَلى‏ اَنْفُسِهِمْ بِالْكُفْرِ اُولئِكَ حَبِطَتْ اَعْمالُهُمْ وَ فِى النَّارِ هُمْ خالِدُونَ‏.ترجمه:مشركان را نرسد كه مساجد خدا را تعمير كنند در صورتى كه به كفر خود شهادت مى‏دهند خدا اعمالشان را نابود گردانيد و در آتش دوزخ آنها جاويد معذّب خواهند بود.

- سوره توبه آيه 18

  اِنَّما يَعْمُرُ مَساجِدَاللَّهِ مَنْ امَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ اْلاخِرِ وَ اَقامَ الصَّلوةَ وَ اتَى الزَّكوةَ وَ لَمْ يَخْشَ اِلاَّاللَّهَ فَعَسى اُولئِكَ اَنْ يَّكُونُوا مِنَ الْمُهْتَدينَ‏.ترجمه: منحصراً تعمير مساجد خدا به دست كسانى است كه به خدا و روز قيامت ايمان آورده و نماز «پنجگانه» به پا دارند و زكات مال خود بدهند و از غير خدا نترسند آنها اميدوار باشند كه از هدايت يافتگان هستند.

- سوره توبه آيه 107

  وَّ الَّذينَ اتَّخَذُوا مَسْجِدًا ضِرارًا وَّ كُفْرًا وَّ تَفْريقًا بَيْنَ الْمُؤْمِنينَ وَ اِرْصاداً لِّمَنْ حارَبَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ مِنْ قَبْلُ وَ لَيَحْلِفُنَّ اِنْ اَرَدْنآ اِلاَّ الْحُسْنى‏ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ اِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ‏.  ترجمه‏:آن گروه منافقى كه مسجدى براى زيان اسلام برپا كردند «كه خلق به مسجد پيغمبر و نماز او حاضر نشوند» و مقصودشان كفر و عناد و ايجاد تفرقه كلمه بين مسلمانان و مساعدت با دشمنان ديرينه خدا و رسول بود و با اين همه قسمهاى مؤكّد ياد مى‏كنند كه «در بناى اين مسجد» جز قصد خير و توسعه اسلام نداريم خدا گواهى مى‏دهد كه محقّقاً دروغ مى‏گويند.

- سوره توبه آيه 108

  لا تَقُمْ فيهِ اَبَداً لَّمَسْجِدٌ اُسِّسَ عَلَى التَّقْوى‏ مِنْ اَوَّلِ يَوْمٍ اَحَقُّ اَنْ تَقُومَ فيهِ فيهِ رِجالٌ يُّحِبُّونَ اَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُطَّهِّرينَ‏.ترجمه: تو اى رسول ما هرگز در مسجد آنها قدم نگذار و همان مسجد «قبا» كه بنيانش از اول بر پايه تقوى محكم بنا گرديده بر اينكه در آن اقامه نماز كنى سزاوارتر است كه در آن مسجد مردان پاكى كه مشتاق تهذيب نفوس خودند در آيند و خدا مردان پاك و مهذب را دوست دارد.

-  سوره اسرى‏ آيه 1

   سُبْحانَ الَّذى اَسْرى بِعَبْدِه‏ لَيْلًا مِّنَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ اِلَى الْمَسْجِدِ الْاَقْصَا الَّذى‏ بارَكْنا حَوْلَهُ لِنُرِيَهُ مِنْ اياتِنآ اِنَّهُ هُوَ السَّميعُ الْبَصيرُ.ترجمه: پاك و منزّه است خدايى كه در «مبارك» شبى بنده خود «محمّد(ص)» را از مسجدالحرام به مسجد الاقصى كه پيرامونش را «به قدوم خاصّان خود، مُبارك و پر نعمت ساخت سير داد تا آيات و اسرار غيب خود را به او بنمايد كه خدا به حقيقت شنوا و به اُمور عالم غيب و شهود بيناست.

- سوره جن آيه 18

  وَ اَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ اَحَدًا.ترجمه: و مساجد مخصوص «پرستش ذات يكتاى» خداست پس نبايد با خدا احدى غير او را پرستش كنيد.(مستدرك الوسائل ، ج3، ص 389)



1-  روزنامه همشهري ، ضميمه هفتگي انديشه ، شماره 77 ، دوم آذر 84.

2- سعيدي  نعمت  ، روزنامه جام جم ، مورخه چهارم شهريور 85..

3- باونديان عليرضا ، سايت باشگاه انديشه

4- هاشمي سيدابوالقاسم و كنگاوري   معصومه ، تأثير بناها و فضاهاي مذهبي در جامعه اسلامي.

 5- همان منبع.

6- هگمتانه  محمد  ،  ضميمه قرآني روزنامه ايران ، روز دوم آبان 84.

7- سعيدي  نعمت  ، روزنامه جام جم ، مورخه چهارم شهريور 85..

8- ناموري مطلق  بهمن ، روزنامه ايران  ، سال سيزدهم ، شماره 3758

9- معيني محسن ، سايت باشگاه انديشه.

10- ناموري مطلق  بهمن ، روزنامه ايران  ، سال سيزدهم ، شماره 3758.

11- عباسي مهدي، روزنامه همشهري مورخه 30/5/84 .

12- همان منبع.

13- رنجبر احسان ، پيچ و تاب اسليمي، روزنامه همشهري ، مورخه14/4/86.

14- روزنامه همشهري ، ضميمه هفتگي انديشه ، شماره 77 ، دوم آذر 84..

15- سعيدي  نعمت  ، روزنامه جام جم ، مورخه چهارم شهريور 85..

16- موظف رستمي  محمد علي   ، آيين مسجد جلد سوم ص 89.

17- همان منبع ، ص 89.

18- همان منبع، ص90.

19- همان منبع  ، ص93.

20- همان منبع  ، ص100.

21- همان منبع  ، 106.

22- بحارالانوار – ج 43 ص 114 - 120

23- مجله مسجد شماره 116 – ص 44.

24- موظف رستمي  محمد علي   ، آيين مسجد ، جلد اول ، ص 156.

 

 

 

                                                                

 

شنبه 30 مرداد 1389 - 12:41


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری