سه‌شنبه 21 آبان 1398 - 2:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

تفسير روز (جلد دوم)

 

تفسير روز (جلد دوم)

(تفسير عقلي، كاربردي قرآن كريم با توجه به مسائل روز)

مؤلف: سيديحيي يثربي

چاپ اول: 1388

تفسير روز جلد دوم از اين مجموعه است كه تلاش دارد به شكلي كاربردي به تفسير عقلي قرآن بپردازد. نويسنده مي‌كوشد تا در اين اثر برتري‌هاي تعاليم قرآن را با توجه به مسائل و مشكلات امروز بشر نشان دهد و در اين مجموعه به ارتباط موضوعات مبتلا به جامعه با دستورات خداوند به تفسير آيات مي‌پردازد.

اسلام دين همه انسان در همه دوران‌هاست. به همين دليل بايد معجزه‌هاي روشن خود را براي همه انسان‌ها و همه دوران‌ها داشته باشد. از اين جاست كه اين تفسير بر اساس مسأله‌ها و نيازهاي امروز انسان بنا شده است.

از نظر اين مفسر، قرآن نيز همانند طبيعت است كه هر چه آگاهانه‌تر و با راه و روش درست‌تر پژوهش شود، نتيجه‌هاي بزرگتر مي‌دهد.

در اين تفسير با راه و روش جديد، مسائل امروز بشر به قرآن عرضه شده است مسائل بزرگي همانند: اعتبار انسان، حقوق اساسي فردي و اجتماعي او، اصالت و اعتبار عقل و انديشه انسان، روش درست‌انديشي، دين درست، اديان و مذاهب باطل و خرافي، خداشناسي، پيامبرشناسي، رابطه انسان و خدا، سياست اسلامي، مشكلات علما و مديران جامعه، مشكلات جهان و جهان اسلام و صدها مسأله مهم ديگر.

به نقل از مؤلف، بي‌ترديد، پاسخ‌ها و راه حل‌هاي قرآن را، در برابر اين مشكلات و مسائل، چنان برتر و كارآمدتر خواهيم يافت كه هيچ مكتب و ديني، حريف آن معجزه‌ها نباشد.

به باور وي در اين تفسير براي مديريت جامعه اسلامي خودمان نيز، هشدارها و آموزه‌هاي بنيادين و كارساز خواهيم يافت. در اين مجموعه تفسير سوره‌هاي آل عمران، نساء و مائده، همراه با آيات و ترجمه آن‌ها آورده شده است.

از آنجا كه قرآن كتابي است جاودانه و در كنار آن بعثت جديد، يا رهبري معصوم وجود ندارد، پس بايد چاره‌ تحريف و انحراف نيز در انتظار بعثت جديد، يا امامت معصوم نمانده، بلكه در خود قرآن، راه حل آن مشكل و زمينه اصلاح خطاها وجود داشته باشد آيه‌هاي محكم قرآن براي انسان، حل اين مشكلات و اصلاح خطاها را پشتيباني مي‌كند.

بنابراين اگر گروهي راه خطا در پيش گيرد، در برابر خطاي خود مسئول بوده و كيفر مي‌بينند، زيرا از نظر قرآن، مشكلي در كار نيست بلكه همه مشكلات، از انسان و هواپرستي و جهالت او پديد مي‌آيند.

در اين اثر درباره محكم و متشابه و معنا و مفهوم اين دو واژه آمده است، محكمات ام‌الكتاب‌اند. يعني تكيه‌گاه قرآن و فهم ما از قرآن همين محكمات‌اند و اما متشابهات هم يك صفت برجسته‌ دارند و آن اينكه مردم در برابر آن دچار اختلاف مي‌شوند و عده‌اي به خاطر اغراض و امراضي كه دارند، به بيراهه رفته و گروهي از مردم را نيز به بيراهه مي‌كشانند.

به اعتقاد مؤلف، مسئله محكم و متشابه و تأويل متشابهات چندان پيچيده به نظر نمي‌رسد از اين رو وي به بررسي و نقد ديدگاه مفسران مي‌پردازد. در اين راستا مي‌خوانيم: مفسران چنين پنداشته و فرض كرده‌اند كه خداوند با اراده خودش، كلام خود را به دو صورت محكم و متشابه ادا كرده است آن‌گاه به باور وي طبعاً اين تصوير پيش مي‌آيد كه فايده كلام متشابه چيست؟ و در پاسخ اين سؤال چنين پاسخ مي‌دهند كه متشابهات باعث زحمت افراد مي‌شود و زحمت و درد سر افراد نيز باعث كسب ثواب بيشتر مي‌گردد.

وي در ادامه مي‌نويسد: به نظر من چنين فرضي درست نيست و پاسخ نيز چندان معقول به نظر نمي‌رسد اگر اين پاسخ درست باشد در آن صورت بايد بسياري از جاهاي ديگر نيز، خداوند ما را به زحمت بيندازد تا ثواب بيشتري به ما برساند، در صورتي كه در خود قرآن كريم، برخلاف اين فرض به اين نكته تأكيد شده است كه خداوند هرگز نمي‌خواهد بر زحمت بندگان بيفزايد.

در واقع متشابهات داراي معاني باطني هستند و تأويل، تعيين اين معناهاست، يعني تعيين برداشت‌ها و معاني كلي و همه‌جانبه كه با قطع نظر از قرائن موجود از قرآن برداشت مي‌شود و با شرايط زمان‌ها و مكان‌هاي مختلف قابل تطبيق است. همين برداشت‌هاي كلي و جهان شمول است كه قرآن را براي هميشه، زنده و اثرگذار نگه مي‌دارند.

عقيده نويسنده اين است كه خدا بيان خود را به دو صورت محكم و متشابه ادا نكرده است اما چون در زبان وحي، كه زباني است كاملاً عرفي و در خور فهم مردم و به اصطلاح چون لسان وحي، به هر پيامبري، لسان قوم آن پيامبر است، طبعاً وحي آسماني نيز همانند همه متن‌هاي ديگر، اگر چه در قسمتي، غيرقابل دخل و تصرف ديگران است اما طبعاً در قسمتي از آن مي‌توان به گونه‌اي دخل و تصرف كرد.

اما مسئله جانشيني پيامبر و حاكميت براي جامعه اسلامي، اين‌ها از مسائلي هستند كه دخل و تصرف در آن‌ها اجتناب‌ناپذير است. گفتني است كه در قرآن كريم، در يكجا همه آيات قرآن را محكم ناميده است و در جاي ديگر همه آيات قرآن را متشابه ناميده است. اما اينكه كل آيات قرآن محكم باشند معناي آن روشن است زيرا هر آيه‌ متشابهي با ارجاع آن به آيه‌هاي محكم، حالت محكم پيدا مي‌كند.

در قسمتي از اين نوشتار در بابا هواپرستان و دنيادوستان آيه‌هايي آورده شده است در اين آيه‌ها خداوند، انسان‌ها را به طور كلي در برابر جاذبه‌هاي مادي قرار مي‌دهد. سپس آنان را در عمل به دو گروه تقسيم مي‌كند گروهي كه در برابر اين جاذبه‌ها تسليم مي‌شوند و گروهي كه حقيقت را به خاطر اين جاذبه‌ها زير پا نمي‌گذارند. اما از آنجا كه عادي‌ترين شرائط براي انسان‌ها، تبعيت از اين جاذبه‌هاست، قرآن كريم بيشتر به اوصاف و آثار و نتايج كار كساني مي‌پردازد كه در برابر اين جاذبه‌ها خود را نمي‌بازند و از تقوا و پرهيز، دست برنمي‌دارند.

در اينكه چرا رويكرد آيه، به مردان است نه زنان، و زنان را به عنوان يكي از جاذبه‌هاي دنيوي مطرح كرده است، در صورتي كه زن نيز مانند مرد مكلف است و همانند او مي‌تواند فريفته لذت‌هاي مادي گردد زيرا طبيعت انساني در مرد و زن يكسان است پس چرا قرآن كريم، فقط مردان را مورد خطاب قرار داده است بعضي از مفسران، در پاسخ اين پرسش گفته‌اند كه مردان، در اين گونه موارد، پيش‌قدم‌اند و زنان معمولاً به ندرت به شهوت‌راني و خوش‌گذراني اقدام مي‌كنند.

اما به اعتقاد نگارنده اين تحليل درست نيست زيرا تنها اينجا نيست كه خطاب قرآن متوجه مردان است. و از طرفي زبان قرآن، زبان قوم است و در زبان جامعه آن روز مخاطب اصلي مردان بوده‌اند، اگر چه حكم شامل زنان هم مي‌شده...

بخشي از كتاب به بحث «تقيه» اختصاص يافته است كه در اين باره آمده است: «تقيه» عبارت از آن است كه انسان در جايي كه از طرف دشمن در تهديد باشد، با مخالفان در حد ضرورت اظهار همفكري و همراهي كند. خداوند به مستضعفان چنين اجازه‌اي داده است متضعفاني كه كاري از دستشان ساخته نيست و راه‌ رهايي ندارند.

در بخشي از كتاب نكته‌هاي تفسيري در باب آيه‌هاي مربوط به هشدار به مؤمنان با تعيين وظاهيف آنان آمده است. در قسمتي از اين آيه‌ها به مسلمانان هشدار داده شده و آنان را با ضرورت‌ها و تكاليف و وظايف‌شان آشنا مي‌سازد و درجاي ديگري از اين آيه‌ها با خطاب به مؤمنان از آنان مي‌خواهد كه چنان كه بايد و شايد از خدا پروا داشته و بر آن كوشند كه جز با دين اسلام از دنيا نروند بي‌ترديد قسمت عمده و اساسي آموزه‌هاي اسلام در قالب يك نظام ديني قرار دارد بنابراين يك مسلمان، بيش از آنكه مسئوليت فردي داشته باشد، مسئوليت سياسي و اجتماعي دارد.

به اعتقاد مؤلف، شايد اين نكته را در دوران گذشته، به صورت جدي مورد توجه قرار نمي‌دادند اما در دوراني كه ما زندگي مي‌كنيم، اگر مسلمانان تنها به انجام وظايف فردي بپردازند، و وظيفه و تكليف اجتماعي و سياسي خود را از ياد ببرند روز به روز بيشتر گرفتار خواهند شد.

آيه‌هايي كه در خصوص اهل كتاب است به مانع اصلي پيشرفت اسلام اشاره دارد، مخصوصاً يهوديان. اما همه يهوديان در اين ممانعت و مزاحمت يكسان نبودند بلكه برخي از آن‌ها اهل ايمان بودند اگر چه برخي ديگر بر كفر خود پا مي‌فشردند.

در قسمتي از اين آيه‌ها اين نكته را يادآور مي‌شود كه نبايد در مورد همه اهل كتاب، يكسان داوري كرد بلكه گروهي از آنان مردماني هستند كه به راه راست مي‌روند و شب‌ها به تلاوت كلام خدا مي‌پردازند و سر به سجده مي‌گذارند و به پرستش خداي يگانه مي‌پردازند.

سپس در آيه بعد به توصيف آن‌ها ادامه مي‌دهد و در آيه بعد نيز آمده است كه خداوند از كار نيك اين پرهيزكاران كه با رفتار بدشان آن‌ها را تخريب و نابود نكرده باشند، آگاه است.

و در آيه پس از اين از گروه كافران اهل كتاب سخن مي‌گويد كه اين كافران، اولاً گروه مؤمنان را تحقير كرده و به انان مي‌گفتند مشتي آدم‌هاي بد هستند كه از دين خود دست برداشته و به رسول خدا پيوسته‌اند. ثانياً به جاه و مال خود در باربر مؤمنان افتخار مي‌كردند.

سپس در آيه‌اي ديگر ضمن آنكه تلاش‌هاي آنان را مخصوصاً از نظر هزينه كردن قسمتي از اموالشان براي جلوگيري از ايمان يهوديان ساده‌لوح مطرح مي‌كند، به اين نكته تأكيد مي‌ورزد كه مبادا چنين پندارند كه خداوند به آنان ستم كرده است. آنان خودشان بر خود ستم كرده‌اند. آنكه به راه راست نرود، نتيجه كار خود را خواهد ديد و گرفتاري‌هايش حاصل رفتار خودش خواهد بود، نه تقدير خداوند.

در ادامه مؤلف ضمن يادآوري اين نكته كه نظام اسلامي در فكر رهايي همه انسان‌هاست و با كسي دشمني ندارد، به موضوع ذلت صهيونيست‌ها مي‌پردازد كه با سيطره جهاني آنان بر قدرت و ثروت، و رسانه‌ها، ظاهراً متناقض به نظر مي‌رسند.

وي در توضيح اين مطلب مي‌نويسد: ذلت يهوديان (صهيونيست‌ها) با موقعيتي كه دارند در تضاد نمي‌باشد زيرا ذلت آنان بر اساس كفر و بدرفتاري آنان است. اينان قومي هستند كه اولاً به خاطر كفر و بدرفتاري در برابر تعاليم آسماني و پيامبران خدا و بدخواهي و توطئه‌چيني بر ضد مردم دنيا، هميشه در نظر مردم تحقير شده‌اند و با همه اقتداري كه دارند مدام در ذلت و نگراني به سر مي‌برند ثانياً هم‌اكنون نيز سقوط و نابودي در كمين آنان است و هر لحظه با تغيير در سياست امريكا و اروپا فروپاشي و نابودي كشور اشغال كرده را پيش چشم خود مي‌بينند.

صهيونيست‌ها در سايه ستم آشكاري كه به فلسطينيان كرده‌اند سرافكنده بوده و احساس شرم و حقارت دارند.

علاوه بر اين‌ها، قدرت يهود بر باطل استوار است و باطل محكوم به فناست يهوديان قدرت خود را از دو منبع به دست آورده‌اند، همدستي توطئه‌گرانه با قدرت‌هاي غارتگر از طرفي و ضعف و پراكندگي مسلمانان از طرف ديگر.

بي‌ترديد در آينده‌اي نه چندان دور، اين دو منبع اقتدار يهوديان دوام نخواهد داشت. در ادامه آيه‌هايي نيز در خصوص احسان و انفاق آمده است كه در نكته‌هاي تفسيري اين آيه‌ها مي‌خوانيم: خداوند در اين آيه‌ها از مردم مي‌خواهد كه از دارايي خود، در راه جامعه و در مصالح مردم هزينه كنند يعني كساني كه ثروتمندان بايد قسمتي از ثروت خود را به نيازمندان بدهند خداوند در بخشيدن قسمتي از ثروت به نيازمندان، نيازمندان جامعه را از نظر نزديكي به شخص ثروتمند و نيز از نظ اولويت آنان براي دريافت كمك طبقه‌بندي مي‌كند سپس توانگران را كه در فكر نيازمندان نيستند مورد نكوهش قرار مي‌دهد و نيز رياكاران را سرزنش مي‌كند و در پايان به هدايت و راهنمايي آنان مي‌پردازد.

يكي از اين آيه‌ها، مسئله ثروتمنداني را مطرح مي‌كند كه برخلاف گروه پيشين كه امساك مي‌كردند و انفاق نمي‌كردند، انفاق مي‌كنند اما اين انفاق براي خدا و روز قيامت نيست، بلكه به خاطر خودنمايي در ميان مردم است. از كاري كه اين گروه مي‌كنند هدفي جز جلب توجه مردم و ستايش آنان ندارند بدون آنكه به خدا و روز بازپسين ايمان داشته باشند.

به نظر نگارنده اثر حاضر، مخالف اسلام با ريا سه دليل اصلي دارد. يكي اينكه هر كاري كه انسان مي‌كند، بايد به گونه‌اي انجام پذيرد كه به تكامل معنوي و رشد روحي او ياري رساند... ديگر اينكه انسان رياكار عملاً در كارهايش به غير خدا توجه مي‌كند و اين توجه به غير خدا به گونه‌اي شرك است و اما دليل آخر اينكه رياكاران هميشه از مردم انتظار توجه و سپاسگذاري دارند.

در تداوم اين مطالب آياتي نيز در باب احكام نماز آمده است كه در اين خصوص به وضو و غسل نيز اشاره شده است. وضو و غسل، به گونه‌اي تمرين دست كشيدن از جهان مادي و روي كردن به سوي خداست.

انسان چون به پيشگاه بزرگي مي‌رود، با آمادگي‌هاي خاصي مي‌رود و به پيشگاه خدا هم كه مي‌رود بايد خود را تا حدودي از دنيا و لذت‌ها و كارهاي دنيوي كنار بكشد. وضو يا غسل، در حقيقت دست شستن يا تن شستن اوست از درگيري با دنيا.

در قرآن كريم در زمينه كفر و ايمان نيز آيات متعددي ذكر شده‌اند كه در اين آيات خداوند نتيجه كار كافران و مؤمنان را بار ديگر مورد تأكيد قرار مي‌دهد تا نيرنگ‌بازان به خود آيند و از آينده خود بيمناك باشند.

يكي از اين آيه‌هاي مباركه مي‌گويد: كساني كه به آيه‌هاي ما كفر ورزند، آنان را در آتش قرار مي‌دهيم و هر چه پوست بدنشان بسوزد، به جاي آن، پوست ديگر ايجاد مي‌كنيم تا براي هميشه در آتش دوزخ بسوزند كه خداوند توانا و رازدان است.

در ادامه كتاب در راستاي جنگ و جهاد به ترجمه و تفسير آياتي اشاره شده است كه در اين آيه‌ها درباره جهاد و عكس‌العمل مردم در برابر آن، و صفت جهادگران و نكته‌هاي ديگر بحث مي‌شود.

گفتني است جهاد در دين اسلام، عبارت است از تلاشي كه نه به خاطر كسب قدرت يا ثروت انجام مي‌پذيرد، بلكه تلاشي است كه براي باز كردن راه آموزش مردم و توسعه فكر و فرهنگ آنان و هدايت آنان به راه راست.

درباره منافقان آيات و تفاسير آنان در قسمتي از اين اثر، ذكر شده است كه در اين آيه‌ها، قرآن كريم، باز هم درباره منافقان به مسلمانان هشدار مي‌دهد كه در برابر آنان، هوشيار باشند و در تصميم خود براي مقابله با آنان دچار اختلاف نشوند و از مبارزه با آنان غفلت نكنند.

و از آنان انتظار هدايت نداشته باشند، بلكه آنان بر اين مي‌كوشند تا مسلمانان را دوباره به كفر و شرك برگردانند چنين گروهي سزاوار يك مبارزه بي‌امان‌اند «مگر آن دسته از آنان كه با برخي از شماها هم‌پيمان باشند يا در حال و هواي جنگ با شما نباشند.»

همچنين در زمينه قتل نفس نيز مطالبي در اين مجموعه، آمده است در اين راستا مي‌خوانيم: اسلام براي جان انسان، ارج و اعتبار ويژه‌اي قائل است. خون انسان نبايد به ناحق ريخته شود.

مؤلف در تفسير آيه‌اي در همين خصوص مي‌نويسد: «هيچ مؤمني حق آن را ندارد كه مؤمن ديگر را بكشد. در تعبير «حق ندارد» اشاره لطيفي وجود دارد كه اختيار جان ديگران در دست هيچ‌كس ديگر نيست و تنها خدا مي‌تواند حكم قتل يك نفر را بدهد. اين در مورد قتلي است كه عمدي باشد اما اگر كسي از روي خطا، مؤمني را بكشد، اين ديگر در اختيار آن شخص نيست.

سپس اين آيه شريفه خون‌بها را مطرح مي‌كند كه اگر مؤمني مؤمن ديگر را به خطا كشت، بايد در مقابل كار خلافي كه كرده است يك برده مؤمن را آزاد كند و خون‌بهاي معين نيز به خانواده مقتول بپردازد، مگر آن كه خانواده مقتول، از دريافت خون‌بها صرف‌نظر كند.

در ادامه در نكته‌هاي تفسيري در باب آياتي كه در زمينه هجرت آمده است، مي‌خوانيم: براي همه كساني كه توانايي هجرت داشته باشند واجب مي‌دانند كه خود را از سرزمين كفر و شركت جدا كرده و به قلمرو توحيد و ايمان بپيوندد. به اينان در برابر ترس از گرفتاري‌هاي هجرت وعده مي‌دهد كه نگران گرفتاري نباشيد بلكه شما با اين هجرت به فراخي و آسايش مي‌رسيد و داراي قدرت و عزت مي‌گرديد.

خلاصه آنكه هجرت چيزي جز تلاش براي انتقال از محيط آلوده كفر و شرك به فضاي روشن توحيد و ايمان نيست هجرت هيچ هدفي ندارد جز آنكه عده‌اي بتوانند دست در دست هم نهاده با كفر و شرك و ستم و نابرابري مبارزه كنند.

مؤلف در خصوص آيات مربوط به مشركان مي‌نويسد: خداوند در اين آيه‌ها باز هم به شرح و توصيف رفتار مشركان مي‌پردازد و باز هم اعلام مي‌كند كه خداوند گناه شرك را از كسي نمي‌پذيرد.

اين آيه در ادامه به اين نكته اشاره مي‌كند كه مشركان دنبال‌رو شيطانند و كساني كه دنباله‌رو شيطانند با خطرهاي گوناگون روبه‌رو هستند و در پايان به سرانجام اهل شركت اشاره مي‌كند و نيز آينده نيك و فرجام خوش‌ اهل ايمان را يادآور مي‌شود.

خداوند مي‌فرمايد: هر كس به خدا شرك ورزد، سخت به بيراهه رفته است. اين تعبير قرآن بر اين اساس است كه گمراهي شرك يك گمراهي بنيادي است كه مي‌تواند اساس صدها گمراهي ديگر گردد.

نويسنده در پايان يادآور مي‌شود كه پيشوايان ما از جمله امام صادق(ع) هشدار داده‌اند كه متوليات دروغين اديان و حاكمان ستمكار، هرگز مردم را وادار نمي‌كنند كه آن‌ها را مانند خدا بپرستند، بلكه مردم را به گونه‌اي تربيت مي‌كنند كه گفته‌هاي آنان و راه و رسم آنان را بپذيرند و به كار بندند.

همچنين در باب وظايف اهل ايمان به تفسير آياتي پرداخته شده كه در اين آيه‌ها وحي به وظايف اهل ايمان پرداخته است و چند مورد از وظايف آنان را مورد تأكيد قرار گرفته است. يكي از اين وظيفه‌ها آن است كه مسلمانان بايد نظام عدل و داد را در جهان سامان بخشيده و گواهان و الگوهاي خداوند باشند در ميان انسان‌ها، حق و حقيقت را پايمال نكنند هر چند كه به زيان خود و پدر و مادر و خويشاوندان آن‌ها باشد.

اسلام يك دين بر حق است و خدا و پيامبر اسلام هدف جز حمايت انسان‌ها ندارند، ايشان پيش از آخرت دنياي انسان‌ها را مطرح مي‌كنند چنان كه در قرآن كريم از زبان مؤمنان راستين چنين مي‌گويد كه: پروردگارا ما را در دنيا نيكي و سعادت كرامت كن و در آخرت نيز نيك سعادت بخش.

در استمرار اين مطالب آياتي در باب منافقان ذكر شده است كه خداوند در اين آيه‌ها باز هم به مسلمانان در برابر دسيسه‌هاي منافقان هشدار مي‌دهد و عملكرد منافقان را با نتيجه كار آنان مورد بحث قرار مي‌دهد.

نويسنده در ادامه مي‌نويسد دشمن اگر دشمن بيروني باشد جامعه را تهديد مي‌كند اما تهديد او به كليت جامعه متوجه مي‌شود و به اصطلاح امروز تهديد براندازي است.

نگارنده اعتقاد دارد كه هم‌اكنون در جامعه اسلامي ايران نيز، ما نبايد از دشمن خارجي نگراني زيادي داشته باشيم بايد بيش از امريكا و اسرائيل از كساني نگران باشيم كه دين اسلام و آيين‌هاي معنوي اسلام را ابزار دستيابي به قدرت و ثروت جامعه قرار داده‌اند.

در دنباله مي‌خوانيم: كه خداوند در روز قيامت در مورد آنان داوري خواهد كرد و هرگز كافران را بر مؤمنان چيره نخواهد ساخت. با ذكر اين نكته به مؤمنان هشدار داده مي‌شود كه نسبت به پيروزي حق بر باطل اطمينان داشته باشند.

ظمناً به منافقان نيز اعلام مي‌كند كه شما مطمئن باشيد كه كافران سرانجامي ندارند، پيروزي نهايي به حق و حقيقت تعلق دارد و اگر جامعه اسلامي شكست ببيند به خاطر آن است كه مسلمانان چنان كه بايد و شايد به وظيفه خود عمل نمي‌كنند وگرنه ترديدي نيست كه در همه ميدان‌ها و صحنه‌ها حق بر باطل پيروز خواهد شد.

همچنين در زمينه بدگويي به دو آيه برمي‌خوريم كه در اين دو آيه خداوند در ارتباط با رفتار بد ديگران، به مسلمانان درس مي‌دهد و نكته مي‌آموزد. از آنجا كه همه انسان‌ها به گونه‌اي اخلاق بد و رفتار نادرست دارند، خداوند نمي‌خواهد كه ارج و اعتبار آن‌ها به سادگي از دست برود و آبروي آنان بر باد رود، لذا دستور مي‌دهد كه مردم نسبت به يكديگر پرده‌دري نكنند و آبروي يكديگر را نبرند.

نوشتني است معمولاً افراد ديندار چنان مي‌پندارند كه پرده‌دري آنان از گناهكاران به خاطر خداست، اما خداوند با بيان روشن از مردم مي‌خواهد كه عيب ديگران را پرده‌پوشي كنند كه خداوند شنوا و بيناست و نيز بخشنده و تواناست.

در آيه‌اي از قرآن كريم بدون توجه به عقايد و افكار اقوام و ملل مختلف، از جمله اهل كتاب عموم مردم را مخاطب قرار داده و مي‌گويد: در حقيقت اين فرستاده ما از سوي خداوند به دعوت شما مأمور شده است. اين دعوت براي نجات شما است. زيرا خداوند از ايمان و كفر شما بي‌نياز است.

در خصوص اين آيه نويسنده معتقد است يكي از روشن‌ترين نشان‌هاي حقانيت يك دعوت آن است كه متوليات آن دعوت از مردم بهره‌كشي نكنند و تنها هدفشان حمايت و پشتيباني مردم باشد.

سوره ديگري از قرآن كه در بخش بعدي به ترجمه و تفسير آن پرداخته شده است سوره مائده است اين سوره در مدينه نازل شده است و 120 آيه دارد برابر با روايتي همه اين سوره در جريان حج رسول خدا و در ميان مكه و مدينه نازل شده است. اين سوره مسائل و موضوعات متعددي را مطرح مي‌كند. مسائل مربوط به نظام اسلامي، شرك و توحيد، حلال و حرام، مقدمات نماز و سابقه اهل كتاب.

مفسران گفته‌اند كه اين سوره آخرين سوره طولاني بود كه در اواخر زندگي رسول خدا (ص) نازل شد مي‌گويند كه اين سوره آيه ناسخ دارد اما منسوخ ندارد.

بنابراين در اين سوره به مفاهيم و موضوع‌هاي ويژه‌اي تأكيد شده است كه در زندگي مسلمانان داراي اهميت است.

در ادامه آياتي درباره محاربان نيز آمده است كه نويسنده به ترجمه و تفسير آن اهتمام نموده است.

در اين آيات خداوند به موضوع كيفر كساني مي‌پردازد كه با حق و حقيقت و امن و عدالت به ستيز برمي‌خيزند. خداوند براي پاسداري از جان و زندگي انسان‌ها و جلوگيري از ستم و تجاوز تبهكاران كيفرهايي را معين كرده است.

به نظر مي‌رسد كه همه كساني كه با سلاح و كشتار و ارعاب، مال و جان مسلمانان را به خطر بياندازند محارب به شمار مي‌آيند.

اما به باور نويسنده مهمتر از همه آن‌ها آنجاست كه كساني نظام الهي را به خطر انداخته و براي بر هم زدن نظام الهي و برپا داشتن نظام استكباري تلاش كنند. آنان كه به خاطر هوا و هوس خود و چنگ انداختن به ثروت و قدرت از هر راهي كه ممكن باشد وارد شده و آموزه وحي را زير پا مي‌گذارند، از بارزترين نمونه‌هاي ستيزگران با خداوند هستند. زيرا هيچ‌گونه راهزني و ايجاد آشوب، به اندازه ايجاد تغيير در نظام الهي به انسان‌ها آسيب‌ نمي‌زند. از اين جاست كه سخت‌گيري خداوند درباره اين تبهكاران به اوج مي‌رسد.

در بخش آخر اين مجموعه در آيه‌هايي بخش ديگر از بهانه‌جويي و كارشكني‌هاي اهل كتاب مطرح مي‌شوند و بيش از همه شركت مسيحيان و نيز مخالفت آنان با دين اسلام و رسول خدا(ص) مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد.

در يكي از آيات اين سوره يك دستور كلي مي‌دهد كه اهل كتاب نبايد در دينشان دچار زياده‌روي شوند و نبايد از هوا و هوس كساني پيروي كنند كه پيش از آنان دچار زياده‌روي و شرك و غلو شدند در اين آيه دو نكته است كه مورد توجه قرار گرفته است: يكي مسئله غلو، ديگري مسئله سابقه شركت و غلو، كه در قسمت بعدي اين مجموعه به ماهيت غلو، انگيزه‌ غلو و اقسام آن و راه و روش مبارزه با آن اشاره شده است.

غلو در حقيقت نوعي تحريف و انحراف از آموزه‌هاي دين است كه در آن اشخاص يا چيزهايي را بيش از حد آن‌ها اعتبار داده و به آن‌ها رنگ خدايي يا خداگونگي مي‌بخشند.

به عقيده مؤلف دشمنان و هواپرستان در مورد جايگاه رسول خدا و امامان شيعه از طرف دشمنان تشيع حديث جعل كرده و غلو را ترويج مي‌كردند تا شيعه را به صورت يك گروه منحرف جلوه دهند و تكفير كنند و پيشوايان شيعه را در افكار عمومي آسيب بزنند. اكنون نيز مخالفان تندرو تشيع در كمين نشسته‌اند تا از زبان عاشقان اهل‌بيت سخن غلوآميز بشنوند و آن‌ را بهانه‌اي سازند براي تكفير شيعه.

ديدگاه مؤلف اثر حاضر، درباره راه و روش پرهيز از غلو آن است كه: معرف خود را در توحيد خدا گسترش دهيم و صفات و ذات و كار خدا را بي‌شريك بدانيم و در پرستش و اطاعت و انگيزه، غير خدا را دخالت ندهيم.

در اين كتاب درباره سابقه شرك و غلو مي‌خوانيم: اين يكي از معجزه‌هاي قرآن است كه در يك نگرش تحليلي پيشينه غلو را مطرح مي‌كند و اهل كتاب را در انحراف و تحريفي كه دچار شده‌اند، از آن سابقه و پيشينه اثرپذير مي‌داند. قرآن نه تنها به اهل كتاب اعلام مي‌كند كه دچار شرك شده‌اند بلكه حتي سرچشمه و سابقه اين شرك را نيز معرفي مي‌كند.

آياتي در زمينه تفاوت يهود و نصاري در بخش انتهايي كتاب حاضر آمده است در تفسير اين آيات آمده است اين آيه‌ها ميان رفتار مسيحيان و يهوديان در برابر اسلام و مسلمانان فرق مي‌گذارد انگيزه و عامل اصلي اين تفاوت را هم در آن مي‌داند كه گروهي از پيشوايان مسيحيان به دنبال حق و حقيقت هستند و اسير غرور و خودخواهي نيستند.

در شأن نزول اين آيه‌ها نوشته‌اند كه رسول خدا(ص) عمربن اميه را با نامه‌اي به نزد نجاشي پادشاه حبشه فرستاد. نجاشي نامه رسول خدا(ص) را خواند. سپس جعفربن ابي‌طالب و مهاجران ديگر را فراخواند. عده‌اي از عالمان و پرهيزگاران مسيحي را نيز به آن مجلس دعوت كرد، آنگاه به جعفر دستور داد كه براي آنان قرآن بخواند جعفر سوره مريم را خواند و آنان در حالي كه اشك مي‌ريختند ايمان آوردند و اين آيه‌ها نازل شدند.

دكتر سيديحيي يثربي استاد و پژوهشگري كه هميشه بر آن مي‌كوشد تا به نكته‌اي نو در فلسفه، عرفان، سياست و مسائل اجتماعي دست يابد، در اين اثر نيز كوشيده است تا در زمينه تفسير قرآن كريم، راه جديدي در پيش گيرد.

 

                   

 

چهارشنبه 27 مرداد 1389 - 13:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری