سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 9:50
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

رو‌ در رو با گذشته

 

نگاهي به فيلم بيداري روياها (محمدعلي باشه‌آهنگر)

 

فرزند خاك فيلم قبلي باشه آهنگر حضور موفقي در جشنواره فجر و جشن خانه سينما داشت. او از دو سال پيش براي گرفتن پروانه ساخت فيلم جديدش بيداري روياها تلاش خود را آغاز كرد. اما صدور مجوز آن قدر به تأخير افتاد كه در نهايت از ساخت فيلم نااميد و منصرف شد و به تحقيق درباره فيلمي با موضوع نفت پرداخت. در همين هنگام علي آشتياني‌پور (تهيه‌كننده) توانست پروانه ساخت بيداري روياها را بگيرد.

بيداري روياها يكي از ده فيلمنامه‌اي است كه قرار بود در سال 1378 در قالب مجموعه‌اي تلويزيوني ساخته شود اما به دلايلي اجازه ساخت و امكان توليد پيدا نكرد. بعدها يكي از ده فيلمنامه تبديل شد به فيلم فرزند خاك و پس از آن يكي ديگر از فيلمنامه‌ها در قالب فيلم بيداري روياها ساخته شد. البته در اين فاصله زماني فيلم‌نامه تغييرات زيادي به خود ديد. فيلمنامه بيداري روياها بر اساس ايده‌اي از باشه‌ آهنگر توسط محمدرضا گوهري به نگارش درآمده است.

محمدعلي باشه‌آهنگر درباره بيداري روياها مي‌گويد: «تلاش كرديم بافت تراژيك داستان را حفظ كنيم و شخصيت‌ها را در پايان فيلم به تطهير و بازشناسي برسانيم، ولي از ملودرام پرهيز كرده‌ايم. نمي‌خواستم فيلمي در ستايش شكست بسازم.» علي آشتياني‌پور تهيه‌كننده فيلم درباره روند توليد فيلم مي‌گويد: «باشه ‌آهنگر را از سال 1365 مي‌شناختم. يادگار دوران جنگ بود. او كارش را درست از زماني كه شعله‌هاي خشم را تهيه كردم، شروع كرد. دستيار اول فيلم بود.

هنگامي كه جايزه‌اش را تازه از جشنواره فجر 1386 دريافت كرده بود، به او تبريك گفتم و از او براي همراهي دعوت كردم. كم‌كم گفت‌‌وگوها ادامه يافت تا صحبت تهيه فيلم رسيد. فيلمنامه داود و رخشانه را كه حدود ده سال از تاريخ نگارشش مي‌گذشت، خواندم. فيلمنامه خوبي بود، اما اصرار داشتيم با توجه به كپي‌برداري بعضي از دوستان كم استعداد دوباره‌نويسي شود. شش ماه كار گروهي بي‌وقفه روي فيلمنامه با ظرافت‌هايي كه در او و محمدرضا گوهري به عنوان نويسنده سراغ داشتم اميدوارم كرد. دوست بزرگواري هم دارم كه مرا به ادامه راه اميدوار كرد. وقتي فيلمنامه را خواندم، ديدم روايتي نو از صبر و استقامت اسيران و زندانيان بي‌گناه است. شگفت‌زده شدم. تمام حرف‌هاي آن مرد معنوي در فيلمنامه بود.

رو به آسمان كردم و به لطف خدا گريستم. او مرا مي‌ديد. بنده‌اش بودم و تحفه‌اي در شأن خدايي‌اش به من ارزاني داشت، صبر و اميد. با انرژي و انگيزه زياد تصميم گرفتم تحت هر شرايطي فيلم را توليد كنم. متأسفانه همان نگاه‌هاي عقب‌مانده، قريب يك سال وقت من و باشه‌آهنگر را گرفت، اما ما تصميم گرفته بوديم صبر داشته باشيم و ايوب‌وار به مقابله با كژانديشي برويم. وقتي ارشاد و فارابي و... آب پاكي روي دستمان ريختند، خنديديم و گفتيم آقايان فكر مي‌كنند رزق و خير ما دست آنان است. به لطف خدا حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي پيش قدم شد و انصافاً سنگ تمام گذاشت. بي‌هيچ فشاري اجازه كار دادند و تا همين امروز همراه نيكي براي فيلم بودند. اميدوارم خير اين فيلم شامل آقاي بنيانيان و آقاي نيرومند شود. در مسير توليد فيلم هر آن چه نياز فيلمنامه بود برايش فراهم كرديم و حاصلش فيلمي شد كه از خدا مي خواهم تا به دل تماشاگر بنشيند، چرا كه از دل برآمده است.»

فيلم روايتگر داستان ايوب رزمنده‌اي است كه 22 سال پيش مفقودالاثر اعلام شده بود و 18 سال پيش خبر شهادت و پيكر سوخته‌اش را به خانواده‌اش داده بودند، او در راه بازگشت به ايران است، اين خبر باعث آشوبي در خانواده‌ او مي‌شود و همه را به هم مي‌ريزد.

وقتي خلاصه داستان فيلم را مرور مي‌كنيم متوجه مي‌شويم چه ايده تازه و جذابي دارد. «بيداري روياها» درامي تراژيك و تلخ است در فيلم بيداري روياها با اقدام ايثارگرانه، رزمنده‌اي رو به رو هستيم كه پس از سال‌ها دوري از وطن، خود را از زندگي همسر و برادرش كنار مي‌كشد تا آرامش آن‌ها را بر هم نزند.

اما با اينكه در قالب كلمات و جملات، ايده فيلم و پايان آن جذاب به نظر مي‌رسد ولي در اجرا ما خلاف اين مسئله را شاهد هستيم. فيلم، معماي بازگشت شخصي را پس از سال‌ها به وطن خود تصوير مي‌كند در حالي كه در گذشته‌اي نزديك همه گمان مي‌كردند كه او در قيد حيات نيست و جذابيت فيلم به حل تدريجي اين پازل است. اما در طول فيلم هر نكته جديدي كه مطرح مي‌شود به جاي آنكه بخشي از پازل را حل كند تنها تماشاگر را به اشتباه مي‌اندازد و درام و معماي فيلم را مخدوش مي‌كند. اينكه ابتدا صحبت از پناهنده شدن ايوب مي‌شود و سپس گفته شود اين شخص اصلاً ايوب نيست و يك فرد عراقي است كه تغيير هويت داده، فقط تماشاگر را گيج و مبهوت مي‌كند. بنابراين اقدام ايثارگرانه پاياني ايوب به دليل همين كدهاي منحرف‌كننده و متناقض، بي‌رمق و اصولاً لوث مي‌شود و تأخير چنداني بر تماشاگر نمي‌گذارد. از اواسط فيلم، باشه‌آهنگر گويي مصالح داستاني كم مي‌آورد و به جاي پرداخت خلاقانه و دراماتيك داستان انواع واكنش‌هاي مستأصل و غمگين خانواده ايوب را به تصوير مي‌كشد كه اين صحنه‌ها آنقدر متعدد و مشابه هستند كه تماشاگر را خسته و دلزده مي‌كنند.

برخي از خطوط فرعي داستان مثل جريان تصميم به سقط بچه در درام زايد است و هيچ نقش مثبتي ندارد و خود مي‌تواند داستان يك فيلم ديگر باشد و به راحتي از فيلم قابل حذف است.

فرزند خاك فيلم قبلي باشه‌آهنگر برخلاف اين فيلم درامي قدرتمند بود كه هم ايده و مضمون جذابي داشت و هم از پرداخت مؤثر و هنرمندانه‌اي سود مي‌برد. در فرزند خاك پايان‌بندي مؤثر فيلم نقش كليدي در موفقيت فيلم داشت در حالي كه در بيداري روياها با پايان‌بندي خنثي و كم‌اثري روبه‌رو هستيم.

فيلمبرداري «بيداري روياها» از نقاط قوت اثر است. تورج منصوري مدير فيلمبرداري بيداري روياها در گفت‌وگو با صنعت سينما مي‌گويد: «بيداري روياها فيلمنام خيلي خاص داشت كه ما تمام تلاش خود را به كار بستيم. تا فيلم هم برگردان تصويري از همان فيلمنامه باشد. واقعيت اين است كه همكاري در يك فيلم به اين صورت شكل مي‌گيرد كه دو نفر يكي به عنوان كارگردان و ديگري را به عنوان مدير فيلمبرداري دعوت مي‌كند كه در وهله اول بتواند با نظر به فيلمنامه، به تفاهم برسند. در نهايت اين تفاهم در مسير طراحي اجرا و توليد به وسيله اين آدم‌ها پخته مي‌شود. در همه كارهاي سينمايي اين اتفاق مي‌افتد، به همين علت در هيچ فيلم خوبي ديده نمي‌شود كه يك فيلمبردار براي خودش سازي خارج از دستگاه موسيقايي فيلمنامه و خارج از رهبري اركستر كه همان كارگردان است، بزند چرا كه هر فيلم خوب حاصل اين همنوازي است. در مرحله بعد هر آدمي با بوي خودش مي‌تواند رنگ احساسات و عواطف خودش را با توجه به برداشتي كه از فيلمنامه دارد به كار اضافه كند كه اين قسمت كار هنرمندانه است. اگر فيلم را به مثابه يك ساختار موسيقايي در نظر بگريم، بخش اول صحبت من به رياضي موسيقي ارتباط پيدا مي‌كند و بخش دوم به هنر آن فكر مي‌كنم كه هر يك از ما موفق شده باشيم كه تمام خودخواهي‌هايمان را از كار جدا كرده و نگذاشته باشيم كه روي آن تأثير گذاشته و آن را مخدوش كرده باشد، ما كارمان را به خوبي انجام داده‌ايم. اين شكلي بود كه ما با فيلمنامه بيداري روياها مواجه شديم. من در اينجا سعي كردم بيشتر كشف كنم تا ابداع، و مهم اين است كه چقدر موفق شده باشم تا زواياي نامرئي فيلمنامه كه احساسات و عواطف موجود در فضاي آن است را صيد كنم.»

در مجموع «بيداري روياها» با فيلم خوبي چون «فرزند خاك» فاصله زيادي دارد. فيلم بعدي باشه‌آهنگر مي‌تواند راهگشا باشد. تا نشان دهد كه موفقيت «فرزند خاك» تصادفي نبوده است.

«نگاهي به بازيگري فيلم و بازيگرها»:

«رخشانه» (هنگامه قاضياني): هنگامي قاضياني در نقش رخشانه همان بازي فيلم «به همين سادگي» را البته در سطحي پايين‌تر تكرار مي‌كند. او همان زن ساكت و صبور هميشگي است كه بايد در هر شرايطي آرامش خانه را حفظ كند حتي اگر اين به قيمت رفتن او از خانه تمام شود. قاضياني در بيداري روياها در برخي از صحنه‌ها كمتر از حد انتظار ظاهر شده است. بازي او وقتي جلوي پاي مادرشوهرش بلند مي‌شود خشك و كم‌انعطاف است. چهره و بازي قاضياني در ابتداي رسيدن خبر زنده بودن ايوب شوهر سابقش متناسب با زني نيست كه يك چالش جدي در زندگي‌اش رخ داده است وقتي هم كه خاطراتش را بازگو مي‌كند و اشك مي‌ريزد. گريه‌اش تأثيرگذار نيست و چندان جلب توجه نمي‌كند.

برادر ايوب (امين حيايي): امين حيايي نقش متفاوتي در فيلم ايفا مي‌كند. كارگري ساده و زحمتكش كه دچار موقعيت بغرنجي شده، حيايي سعي كرده، از تيپ‌هاي هميشگي‌اش فاصله بگيرد. اما او در نقش يك كارگر نكته جديدي براي ارائه ندارد. حيايي با وجود كانديد شدن براي بهتري بازيگر نقش اول مرد در جشنواره بازي معمولي‌اي دارد.

او همان كارگر هميشگي فيلم‌هاست كه البته گاه ظرافت‌هايي در بازي‌اش ديده مي‌شود مثل صحنه‌اي كه در كارخانه شيشه‌سازي مثل يك كارگر حرفه‌اي با شيشه كار مي‌كند و گاه مثل صحنه‌اي كه پشت فرمان ماشين گريه مي‌كند، بازي‌اش با اغراق در بروز احساسات شكل‌ گرفته و از واقعيت فاصله مي‌گيرد و ملودرام‌هاي معمول سينماي ايران را به ياد مي‌آورد.

«مأمور بنياد شهيد» (حبيب دهقان‌نسب): حبيب دهقان‌نسب كه او را در فيلم‌هاي دفاع مقدس به ياد مي‌آوريم همان بازي هميشگي‌اش را ارائه مي‌كند. همان شخصيتي كه در هنگام دشواري‌هاي رفتاري با صلابت و شجاعانه دارد و در هنگامي كه بايد مدارا كند، همدلانه و پرعطوفت برخورد مي‌كند. دهقان‌نسب در قالب شخصيت كارمند بنياد شهيد همان رزمنده هميشگي است كه الان گويي به داخل شهر منتقل شده است. اي كاش دهقان‌نسب اندك نقش‌هاي متفاوتي كه بازي كرده با جديت بيشتري دنبال كند و نگذارد بازي‌اش در يك نقش خاص كليشه شود.

 

 

چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 15:20


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری