پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 22:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

نجيب از جنگ تحميلي مي‌گويد

 

 

نگاهي کوتاه به مجموعه داستان نجيب

مجموعه داستان نجيب را دفتر ادبيات و هنر مقاومت انتشارات سوره مهر وابسته به حوزه هنري با کوشش محمد جواد جزيني به چاپ رسانده است. پيش از اينکه به بررسي محتواي اثر بپردازيم چيزي که بيش از همه مورد توجه قرار مي گيرد شکل و حجم کتاب است. اين اثر در اندازه متوسط و  در سي و هفت صفحه منتشر شده است که اين ويژگي آن را در دسته بندي خاصي از کتاب ها قرار مي دهد. نام گذاري اين کتاب ها با عناوين کتاب هاي جيبي، کتاب هاي همراه و يا هر نام ديگر بيان کننده ويژگي هاي اين شکل از آثار است که مزيت ها و محدوديت هاي اين شکل از آثار را به نمايش مي گذارد. فارغ از محدوديت هاي اين شکل آثار که تا اندازه زيادي ملموس و قابل مشاهده هستند و درصد زيادي از آن نيز به دليل ايجاد مزيت هاي نسبي قابل اغماض هستند؛ بايد به مزيت هايي از قبيل سرعت در خوانده شدن اثر به دليل موجز و مختصر بودن و نيز توانايي مطالعه آن در هر موقعيتي اشاره کرد؛ که اين ويژگي ها در دنياي متلاطم و متغير امروز ويژگي مثبتي به شمار مي آيد و باعث خوانده شدن بيشتر اثر مي شود.همان طور که اشاره کرديم نجيب نيز از همين دست آثار است که مي تواند با توجه به كمي حجم صفحات خود مورد استفاده و توجه قرار گيرد.

نجيب مجموعه اي از هفت داستان کوتاه با موضوع خاطرات جنگ تحميلي هشت ساله است. در اينجا سعي بر آن داريم که هريک از اين آثار را به طور مختصر بررسي نماييم.

داستان اول مجموعه با نام کپه لرزان نوشته م.نصرآبادي است. داستان ماجراي قطع شدن سيم ارتباط و اضطرار وصل کردن آن در نيمه شب است و... . در اين داستان نويسنده به خوبي توانسته فضاي شکل گيري ماجرا را به تصوير بکشد و مي توان گفت در اين مورد داستان از زمينه مناسببي برخوردار است که ماجرا را براي مخاطب محسوس و واقعي مي کند. اط طرفي شخصيت هاي داستان حضور کمرنگي در اثر دارند و مسير ماجرا بر اساس بيان خاصي از شخصيت جلو نمي رود و مي توان گفت که نويسنده در کل به شخصيت پردازي براي داستان خود نپرداخته است.  اشاره ديگر اينکه کليت داستان بر اساس بيان خاطره، نتظيم شده است و در مواردي نويسنده با کمک گرفتن از ديالوگ نويسي سعي در راحت تر نشان دادن فضاي داستان داشته است. به اعتقاد نگارنده موضوعي که داستان تپه لرزان از آن رنج مي برد بي ماجرايي است. شايد تپه لرزان را بتوان بخشي از يک داستان بزرگ تر فرض کرد؛ شايد بتوان آن را يک خاطره ساده پنداشت؛ اما بي شک ويژگي هاي يک داستان کوتاه کامل را ندارد. به هر حال نمي توان کوتاهي را دليل موجه اي بر بي ماجرايي دانست. داستان تنها بيان کننده يک خاطره ساده است و آن طور که بايسته است نتوانسته مخاطب را به عکس العمل وا دارد. داشتن يک پايان خوب که بتواند مخاطب را در انتهاي داستان به چالش بکشد موضوعي است که با تمام سعي نويسنده در اوردن ماجراي مقبره سربازان عراقي به دليل پرداخت کم و نامناسب کارکرد خود را از دست داده است. البته نبايد از نظر دور داشت که اگر بخواهيم به نقد اين داستان ها از دريچه خاطره نويسي بپردازيم قطعا امتياز بيشتري را براي تپه لرزان قائل خواهيم شد.

داستان دوم مجموعه تحت عنوان نجيب، که عنوان کل مجموعه نيز از آن وام گرفته شده؛ توسط محمد جواد جزيني به رشته تحرير درآمده و به نظر مي رسد بر اساس ماجرايي واقعي از شهيد نجيب چرابه نوشته شده است. اولين نکته بارز داستان نجيب زاويه ديد انتخاب شده براي آن است که به خوبي کارکرد خود را نشان داده است و توانسته با بيان داستان از نگاه يک شاهد حاضر در محل وقوع بر جذابيت داستان و نيز باور پذيري آن بيفزايد. از طرفي همين راوي و شخصيت نجيب را مي توان دو شخصيت اصلي داستان دانست که نويسنده کوشيده ابعادي از شخصيت آنها را براي ارتباط موثرتر مخاطب با آن ها و داستان به نمايش بگذارد. در اين زمينه نيز به نظر مي رسد کوشش نويسنده مثمر ثمر بوده و شخصيت هاي داستان با وجود کوتاهي حضور، اما حضور موثري داشته اند. در کل مي توان گفت که داستان نجيب با وجود استفاده از تمي تکراري و داستاني که بارها به شکل هاي مختلف بارتعريف شده است، اما به خاطر داشتن نثري روان تر و متسجم تر و استفاده بهتر از ساخت هاي داستاني نسبت به ساير داستان هاي مجموعه از موقعيت بهتري برخوردار است و چارچوب مستحکم تري را از يک داستان کوتاه به نمايش مي گذارد و روايت خود را مي تواند کامل و مستقل نمايد.

سومين داستان مجموعه با عنوان چوب بي صدا را محمد بکايي به رشته تحرير در آورده است. اين داستان را مي توان روايتي ديالوگ محور دانست؛ که نويسنده کوشيده با استفاده از اين حربه علاوه بر روايت داستان در يک زمينه داستاني مختصر، بتواند به شخصيت هاي موجود در روايت نيز شکل داده و مخاطب را با ان ها همراه نمايد. از نظر موضوعي، محتواي اين داستان را نيز بارها به صورت هاي مختلف مشاهده کرده ايم و داستان از اين نظر حرف تازه اي براي گفتن ندارد. و همانطور که در مورد داستان اول مجموعه نيز ذکر شد، داستان چوب بي صدا هم تا حدودي مي توانست به عنوان بخش کوچکي از يک مجموعه بزرگتر خودنمايي کند و در چنين شرايطي با وجود از دست دادن استقلال خود، از نظر مفهومي کارکرد بيشتري داشته باشد. آخزين نکته در مورد داستان چوب خداف پايان بندي نهايي است که به نظر مي رسد کمي عجولانه نوشته شده و يک دست بودن متن را دچار خدشه کرده است و مخاطب را با پايان بندي مناسبي از نظر ساختاري مواجه نمي کند.  هرچند که از نظر موضوعي اين قابليت را براي کشيدن کارکرد بيشتر در اختيار نويسنده قرار داده است.

يک شب خودماني چهارمين داستان مجموعه است که علي اکبر عسکري آن را به رشته تحرير درآورده است. موضوع داستان به يکي از شوخي ها و سرگرمي هاي رزمندگان در جبهه هاي جنگ مي پردازد و با نثري ساده تنها روايت گر همين قضيه است. داستان نمي خواهد از اين ماجراي ساده و هميشگي در راستاي وقوع حوادثي ديگر استفاده کند و نويسنده کوشيده با ابتدايي ترين شکل و استفاده کمتر از ديالوگ که مي تواند شکل دهنده شخصيت هاي داستان باشد؛ تنها به روايتي يک طرفه از ماجرا مي پردازد. در مقابل به نظر مي رسد نويسنده کوشيده با شرح جزئيات محل وقوع حوادث داستان و پرداختن به آن ها روايت را محسوس تر و در ذهن مخاطب به واقع نزديک تر نمايد. به عنوان مثال جاي نشتسن افراد و شکل وقع ماجرا در سنگر به خوبي پرداخت شده و مخاطب مي تواند با آن ارتباط مناسبي برقرار نمايد.

فصل گلابي-الف پنجمين داستان مجموعه است که محمد جواد جزيني به روايت آن پرداخته و آن را به شهيد علي شريفيان تقديم کرده است. اين داستان را نيز مي توان جز داستان هاي جذاب تر مجموعه برشمرد. استفاده از ماجرايي به نسبت جديد تر و کمتر قلمي شده، در کنار نثري روان و زيبا توانسته داستاني با ويژگي هاي لازم را پديد آورد. در اين داستان نويسنده توانسته در يک زمينه مناسب و با استفاده از شيوه خاطره نويسي علاوه بر تسهيل کردن بيان ماجرا به خلق شخصيت اصلي داستان نيز بپردازد. شخصيت غلام هرچند بسيار کوتاه اما به اندازه کافي تاثيرگذار آفريده شده و مخاطب نتنها وجود او را به خوبي در داستان حس مي کند و با او ارتباط مي گيرد؛ بلکه به دليل جذابيت ايجاد شده در شخصيت غلام قوت همزات پنداري را نيز مي توان براي آن متصور شد. در کل بايد گفت فصل گلابي-الف تواسته يک داستان کوتاه واقعي و کامل را به مخاطب عرضه کند.

ششمين داستان مجموعه با عنوان دوست کوچک من نوشته رضا بهرامي است. اين داستان نسبت به ساير داستان هاي مجموعه در زمينه متفاوت تري روايت مي شود و وقايع در محيط جغرافيايي جديد رخ مي دهد.  همچنين نثر داستان به نسبت نثر متفاوت تري است و نويسنده کوشيده با استفاده از فاکتورهاي احساسي و کلمات مرتبط و پرداختن به بيان احساس و درونيات شخصيت ها نثر خود را تاثيرگذار تر و حتي شاعرانه تر نمايد. اين موضوع باعث شده که زمينه داستان بر پايه شخصيت هاي موجود در روايت و احساسات بيان شده آن ها استوار گردد و همچنين نثر روايت را به سبک نمايشنامه نويسي نزديک کند. به نظر مي رسد نويسنده در زمينه بيان حالات شخصيت ها موفق بوده است و توانسته به انتقال پيام مورد نياز بپردازد. همچنين موضوع داستان هرچند موضوعي کامل نيست و مي توانست بخشي از يک روايت طولاني تر باشد، اما قدرت استقلال خود را نيز حفظ کرده است و به عنوان يک داستان کوتاه کامل قابل توجه است. در کل داستان دوست کوچک من را مي توان به خاطر تفاوت هايش نسبت به ساير داستان هاي مجموعه داراي امتيازي مناسب دانست.

هفتمين و آخرين داستان مجموعه،کوتاه ترين داستان اين مجموعه نيز به شمار مي رود. داستان سرلشکر عراقي را اسماعيل رمضانيان در کمتر از دو صفحه به رشته تحرير درآورده است. اين داستان هم نسبتا دراري روايت جذابي است و مهمترين نکته آن اين است که نويسنده نخواسته با شاخ و برگ بي دليل دادن به اصل ماجرا که خاطره اي کوتاه و جالب است به تحرير روايتي طولاني بپردزاد. به اعتقاد نگارنده نويسنده در بيان اين داستان به خوبي مي دانسته که ماجرا را در کجا تمام کرده و ديگر ادامه ندهد و همين کوتاهي امتيازي است که داستان سرلشکر عراقي نسبت به ساير روايات مجموعه از آن برخوردار است.

در انتهاي برسي موردي هفت داستان کوتاه مجموعه کوچک و مختصر نجيب بايد گفت اين مجموعه در يک نگاه کلي به تماميت اثر داراي مزايا و نيز معايبي است. هرچند که در جايي از اثر اشاره نشده اما به نظر مي رسد اين مجموعه مناسب گروه سني کودک و نوجوان و با در نظر گرفتن اين گروه سني جمع آوري شده است. با اين فرض مي توان مجموعه را در کل مجموعه مناسبي دانست که توانسته در هفته داستان کوتاه و مختصر فضاي مناسبي از جبهه هاي جنگ را به نمايش بگذراد. هرچند همانطور که ذکر شده تک تک داستان هاي مجموعه به نظر تکراري مي آيند؛ اما کليت اثر در معرفي فضاي جبهه ها به نسل نوجوان مثمر ثمر است و چه بسا بعضي از رواات نيز براي اين گروه سني هنوز از جذابيت هاي کافي برخوردار باشد. همچنين بايد بار ديگر به حجم کم کتاب به عنوان يک امتياز اشاره کرد که مطمئنا در افزايش علاقه مخاطبان کودک و نوجوان براي مطالعه اثر، تاثيري مثبت دارد. نبايد از نظر دور داشت که يک کتاب هرچقدر هم خوب بايد با توجه به نياز هاي جامعه هدف نوشته شود و در اين زمينه مجموعه نجيب مي تواند جامعه هدف مناسبي از کودکان و نوجوانان براي خود دست و پا کند.

از طرفي نجيب بدون در نظر گرفتن فرض قبلي، در مقايسه با ساير آثار مشابه که در زمينه ادبيات مقاومت منتشر شده اند؛ از جايگاه مستحکمي برخوردار نيست. هرچند مقايسه اين اثر با آثار بزرگي مثل دا و بابانظر کاري عبث و بيهوده است؛ اما نبايد از نظر دور داشت که در همين بضاعت کم هم توليد و نشر اثري مناسب تر و در خور تر به راحتي ممکن مي نمود. يک دست نبودن آثار از نظر قدرت قلم نويسندگان، تکراري بودن ماجرا هاي نقل شده و ضعف نويسندگان در برگردان يک خاطره به داستان کوتاه از مشکلاتي است که به نظر مي رسد به کليت اثر لطمه زده است.

در نهايت بايد گفت مجموعه داستان نجيب با برشمردن تمامي مزايا و معايب، داراي نکات مثبتي است که وام گرفته از موضوع انتخابي خود است و همين نکته و فرض در نظر گرفتن مخطبان کودک و نوجوان براي ان و کوتاه بودن اثر و... مي توان مبين اين باشد که مجموعه در جاي خود به نسبت داراي کارکرد مناسبي است و مورد توجه استفاده مخاطبان خود قرار مي گيرد. با آرزوي توفيق روز افزون براي نويسندگان مجموعه و دفتر ادبيات مقاومت حوزه هنري در توليد چنين آثار و نيز آثاري بهتر و مناسب تر در اين زمينه.

 

 

 

چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 13:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری