پنجشنبه 27 مهر 1396 - 14:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

فرهاد به نگار اعتماد دارد

 

گفتگو با عليرضا رئيسيان کارگردان فيلم سينمايي " چهل سالگي "

 

مقدمه

چهل سالگي يكي از روش هاي مرسوم سينماي جهان كه در سينماي ايران فراموش شده، يعني اقتباس ادبي در سينما را زنده مي كند. البته تفاوت هاي رمان و فيلم قابل توجه است و عليرضا رئيسيان سعي كرده تغييراتي جهت جذب مخاطب بيشتر اعمال كند. آمار فروش تا به امروز از موفقيت رئيسيان حكايت دارد.

 

 

اين اولين تجربه کاري شما با مصطفي رستگاري است ؟  

بله و ايشان قبلا در حيطه نوشتن فيلم نامه در تلويزيون فعاليت داشته اند و در سينما با " چهل سالگي " اولين تجربه سينما او شکل گرفت . مصطفي رستگاري  به ادبيات کلاسيک احاطه دارد . خود من علي رغم مطالعات زياد در ادبيات به علت حافظه ضعيف نمي توانم آنها را به خاطر بسپارم . رستگاري اين حسن را داشت که با توجه به علاقه من به فرهنگ و ادبيات کهن توانست اين مسئله را در فيلم نامه " چهل سالگي " با ادبيات مدرن تلفيق و يک ساختار امروزي را شکل بدهد و اين مسئله بسيار مهمي بود و مسئولين جشنواره هم به خوبي متوجه اهميت اين قضيه شدند . که اين تلفيق ادبيات کهن با يک رمان ايراني به خوبي صورت گرفته و در ساختار فيلم هم جواب داده است . اگر به ساير بخش هاي فيلم هم توجهي نداشته باشيم . همين مسئله که  داستان عشق پادشاه و کنيزک را براي اولين بار در فيلمي مورد استفاده قرار بدهيم . مسئله حائز اهميتي بود. منتقداني که در طول جشنواره فيلم فجر به فيلم حمله کردند . بعد از موفقيت فيلم بايد از کارشان احساس پشيماني کنند .

 

مسئله استراق سمع چه كاربردي در فيلم دارد؟

 بهرحال فرهاد هم يک انسان و يک مرد با خصوصيات مردانه ايراني است و بشدت عاشق همسرش است و در عين حال بشدت نگران وضعيتي است که روزي خودش باعث به وجود آمدن آن شده است . يکي از علتهاي جدايي نگار و نامزد سابقش او است و به قاضي مويد پير نيا مي گويد يک روز اشتباهي کردم اما تحمل وضع موجود را ندارم . اينها همه بايد کنار هم قرار بگيرد . فرهاد انسان عادي با دغدغه هاي منطبق با اين خصوصيات متعلق به قشر طبقه متوسط روشنفکر و تحصيل کرده است و استراق سمعي که انجام مي دهد به هيچ وجه يک عمل شنيع و بدي نيست .فرهاد فقط مي خواهد  متوجه بشود ايا هنوز نگار براي ادامه زندگي با اورغبتي دارد يا نه . اين بخش در رمان " چهل سالگي " ناهيد طباطبايي وجود نداشت و بعدا به فيلم نامه اضافه شد و کارکرد خوبي هم در کليت فيلم پيدا کرد . زيرا زمينه چيني مناسبي براي اين کنش از سوي فرهاد در فيلم نامه صورت گرفته بود.

 

آيا فرهاد اعتماد كاملي به همسرش ندارد؟

 نه ، فرهاد به زنش اعتماد دارد . اما ازطرف مرد ونامزد سابق نگار خيالش جمع نيست . زيرا بيست سال قبل موقعي که از او بازجويي کرده بود  متوجه دروغگويي اين مرد شده بود . فرهاد از جانب اين آدم نگران است .

 

 بازيگري را براي اين نقش انتخاب کرديد که چهره جذاب و سمپاتي دارد ؟

 بله براي انتخاب نقش نامزد نگار تلاش کرديم از بازيگري استفاده کنيم که چهره زيبا و جذابي داشته باشد و در عين حال چهره شناخته شده اي در سينما نباشد و صورت محض باشد . صورت محض  نماد جنبه هاي نوساني در ادبيات و عرفان ما است . فرهاد هم به دليل جنبه هاي نفساني نگران است و نه از بابت همسرش .

 

موقعي که فرهاد به خانه مويد پيرنيا مي رود . پيرنيا در بدو ورود از او مي خواهد استحمام کند و در ادامه پيراهن سفيدي هم براي پوشيدن به او مي دهد آيا اين مسئله يك نماد، براي شروع يک تحول در شخصيت فرهاد است ؟

 متاسفانه  در نقدي که در يکي از ماهنامه هاي تخصصي سينمايي در باره چهل سالگي نوشته شده بود. اين صحنه را با سکانسي در فيلم " بيل را بکش " مقايسه کرده بودند . اصلا متوجه اين مقايسه نشدم . منتقدي که اين نقد را نوشته بيشتر يک آدم عشق فيلم نشان مي دهد . کلمه پاکيزگي ظاهري  يعني غسل کردن و آداب طهارت مقدمه تشرف به ايمان  و پاک کردن درون است و نمي دانم آن وقت اين مفهوم به " بيل را بکش " چه ارتباطي دارد . اين مسئله در فرهنگ مسيحيت هم در قالب غسل تمعيد وجود دارد و در فرهنگ ما آداب تشرف به ايمان است و سنت رسول اکرم است و در ادبيات ما نمونه هاي زيادي داريم که شخص به پالايش روحي و ظاهري مي رسد .

 

نگار در ابتداي  فيلم خوابي مي بيند و موقعي که آن را براي فرهاد تعريف مي کند مي گويد در سن بيست سالگي بوده است . اين نوع خواب ديدن ها به اين دليل است که نگار همچنان علاقه دارد در ان سن باشد ؟

 در فرهنگ ايراني خواب  مربوط به عالم مثال است . عالم مثال هم شرحه اي از عالم برزخ است . زمان ، مکان و انداره وجود ندارد . بنابراين با خواب ديدن دوران جواني فرد ي که خواب ديده به نشاط و وجد مي رسد وهم موقعي که بيدار مي شود مي داند اين مسئله واقعي نبوده است . .  البته معتقدم کليد فهم فيلم همين سکانس شروع فيلم است که نگار در خواب لحظه دستگيرش را با نامزدش مي بيند . در آثار مهم سينمايي هميشه سکانس کليدي براي فهم فيلم  وجود دارد  و در" چهل سالگي " به شکل اين خواب ان را به کار برديم و انگار فرهاد که اين ماجراها را مي دانسته بيشتر از همه نگران بوده است .

 

 بهار دختر فرهاد و نگار از سن و سالش بيشتر مي فهمد و حرف هاي ادمهاي بزرگسال را بيان مي کند .اين مسئله دليل خاصي داشت ؟

در رمان سن و سال بهار در حدود هيجده سال  و يک دختر دانشجوبود و به نوعي جواني نگار را تداعي مي کرد .من نمي خواستم اين گونه باشد و او را حدفاصل پدر ومادرش نشان دادم .چيزي که در خانواده هاي ايراني زياد به چشم مي خورد و هم مادر و هم پدر عشق خود را به يکديگر نزد دخترشان ابراز مي کنند. البته بهار از سن و سالش بزرگتر نيست و کسانيکه اين مسئله راعنوان مي کنند اين قضيه را به دوران کودکي خودشان ارجاع مي دهند . بچه هاي امروزي  که با انها ارتباط زيادي دارم عموما از سن و سالشان بزرگتر حرف مي زنند و رفتار مي کنند و اين يک مسئله طبيعي است و دليل بروز چنين مسئله اي هجوم گسترده اطلاعات است که به راحتي در رايانه به آن دسترسي دارند .

 

شخصيت همکار نگار در اداره موسيقي فقط در حدي مورد استفاده قرار گرفته که با اطلاعاتي در مورد نگار مواجه بشويم ؟

 به نوعي حلقه رابط بود و اگر اين شخصيتها بيشتر از حد لزوم در فيلم حضور داشته باشند به کليت فيلم لطمه وارد مي کنند .به همين ميزان به حضور اين زن در درام فيلم نياز داشتيم تا جنبه هاي را اشکار کند که قصه و درام فيلم روبه جلو برود . کنجکاوي و حس حسادتي که اين شخصيت نسبت به نگار دارد  .مسئله اي است که تمام همکاران در ادارات نسبت به يکديگر بروز مي دهند و در زندگي يکديگر کنجکاوي مي کنند و بسياري از مواقع حسادت زنانه انها باعث بروز اين نوع رفتارها مي شود . در رمان فصل کاملي به زندگي خانم شيرازي پرداخته شده بود .

 

در بخشهاي اوليه تا اواسط فيلم تاکيد زيادي به بيماري چشم فرهاد صورت مي گيرد اما در ادامه در فيلم به آن اشاره اي نمي شود ؟

وجود بيماري چشم فرهاد يک جور استفاده از نشانه هاي ظاهري است و استفاده خوبي هم بود . زيرا  جايي فرهاد در فيلم  اشک از چشمش به دليل آلرژي سرازير است و بقيه فکر مي کنند اودر حال گريه کردن است .و يک نوع پاکي را براي اين شخصيت بروز مي داد .

 

 موقعي که فرهاد در حين رانندگي با ماشينش تصادف مي کند نگار در محل کارش ان را احساس مي کند آيا اين مسئله يک نوع تله پاتي و رابطه نزديک آن دو را نشان مي دهد ؟

 اين مسئله وجود دارد و در عين حال مقدمه اي است براي فاجعه اي که در راه است .

 

 براي نقش هاي اصلي گزينه اصليتان محمد رضا فروتن و ليلا حاتمي بود ؟

 معمولا براي بازي هاي فيلم  چند انتخاب ندارم و به بازيگران هم مي گوئيم اگر با شما به توافق نرسم . فيلم ساخته نمي شود . برخي ها خيلي خوب با اين موضوع برخورد مي کنند و برخي آن را نشانه خود ستايي خودشان مي دانند و در طول کار کلي ما را اذيت مي کنند . هميشه هم با توجه به اينکه بازي  برخي از بازيگرانم در جشنواره ديده مي شود . اين مسئله نشان مي دهد انتخاب هايم درست عمل کرده ام .

 

 

چهارشنبه 20 مرداد 1389 - 10:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری