يكشنبه 4 آبان 1393 - 8:0
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

صديقه مقدس پور

 

باز بودن درهاي بهشت در ماه مبارك رمضان

 

 

رسول مكرم اسلام (ص) در خطبه شعبانيه كه به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ايراد فرمودند ، از باز بودن درهاي بهشت و بسته بودن درهاي جهنم و در حبس بودن شياطين سخن گفتند. حال بايد تأمل كنيم كه منظور پيامبر (ص) از اين سخنان چيست ؟

آيا مي توان گفت،  بهشت، باغ يا قصري مانند همين باغ ها و قصرهاي دنيا با درهاي بزرگ آن چناني است که تا قبل از ماه رمضان درهايش بسته است، ولي به مجردآغاز اين ماه و به دستور خداوند به روي بندگان مؤمنش گشوده
مي شود ؟

آيا جهنم، جايي است مثل زندان هاي دنيا، داراي درهاي کذايي که تاقبل از ماه رمضان ، باز ولي به مجرد شروع شدن اين ماه ، آنها را به دستور خداوند مي بندند و اگر کسي بخواهد به جهنم برود با درهاي بسته مواجه مي شود؟

آيا واقعا در دنيا شياطيني مستقل از ما وجود دارند که تا قبل از ماه رمضان ، آزادند و هر جا که بخواهند مي روند و هر کاري که بخواهند انجام مي دهند، ولي ماه رمضان که شروع مي شود همه آنها را دستگير كرده و به زندان مي برند ؟

يا اين که واقعيت ، خيلي بالاتر از اين تصورات ابتدايي است؟

در پاسخ به اين سؤالات بايد مروري داشته باشيم به بهشت و جهنم و ارتباط اين دو با انسان ها

حقيقت معناي لفظ «در»

بهشت و جهنم چيزي نيستند جز ظهور اعمال انسان ؛ عذاب هاي جهنم چيزي نيست جز بازگشت اعمال بد آدمي به انسان و نيز تنعمات بهشت چيزي نيستند جزرجوع نفس اعمال نيک انسان به او، به عبارت دقيق تر بهشت و جهنم هرگز از انسان جدا نيستند و آدمي نيز هرگز از بهشت و جهنم بريده نيست. انسان اگرسراپا غرق در طاعت و بندگي خدا باشد، او خود بهشت است و اگر غرق در گناه و عصيان باشد، او خود جهنم است.

الف) هر يک از معاني داراي حقيقت و صورتي است. حقيقت معنا به منزله روح و صورت آن به منزله قالب است و چه بسيار از معاني که علي رغم داشتن يک حقيقت، داراي قالب ها و صورت هاي گوناگون هستند. مانند معناي کلمه «ميزان»که معناي حقيقي آن يعني:«چيزي که ملاک سنجش اشياست » ولي براي همين حقيقت ، صورت هاي مختلفي وجود دارد برخي از آنها جسماني ومادي و برخي ديگر روحاني و معنوي است مانند: ترازو، باسکول، ساعت، اسطرلاب، پرگار، شاقول، خط کش، منطق، عقل و...که علي رغم اختلافات ، حقيقت معناي ميزان را نشان مي دهند. زيرا هر کدام از آنها در حد خود، ملاک سنجش اشيا و معيار راستي يا کژي موجودي از موجودات است.

ب) هر لفظ داراي معني است ؛ ولي بايد دانست که الفاظ براي بيان حقايق معاني وضع شده اند، نه صورت آنها و اگر الفاظ در صور معاني به کار مي روند، بدين دليل است که صور، حامل حقايق معاني اند و طوري با هم عجين شده اند که در حکم يک چيز محسوب مي گردند. بنابر اين، اگر لفظ را در هر يک از صور مختلف يک حقيقت استعمال کنند، استعمال لفظ در معناي حقيقي خود خواهد بود، نه استعمال لفظ در معناي مجازي آن و درست به همين سبب است که نبايد معناي لفظ را در يک صورت خاص، از صورت هاي متعدد حقيقت معنا محصور کرد .

البته نبايد از مورد استعمال لفظ غافل شد، بلکه بر عکس، بايد با شناخت مورد استعمال لفظ، قالبي که با آن مناسب است ، معين كرده واز دخالت دادن بقيه قالب ها خودداري کرد.

بنابر اين، همان گونه که محصور کردن حقيقت معنا در يک قالب، کاري است خطا ، عدم شناخت مورد استعمال لفظ و سرايت دادن احکام صورت هايي که با آن تناسبي ندارند، کاري اشتباه است و هردو عمل، مصداق خروج از حد اعتدال و انحراف از صراط مستقيم است.

ج) طبق فرمايش پيامبر گرامي اسلام (ص):«انا معاشر الانبياء امرناان نکلم الناس علي قدر عقولهم » ؛ انبياء الهي ماموريت داشتند تا در خور فهم مردم سخن بگويند. (1)

از طرفي مي دانيم که مردم از نظر فهم و ادراک در يک سطح نبوده، بلکه داراي درجات و مراتب مختلفي هستند.برخي از آنها در حد و هم و خيال و برخي ديگر به عالم عقل و آسمان حقايق عروج کرده و در اين ميان عده اي بين و هم و عقل سر گردانند، لذا پيامبران الهي نمي توانستندحقايق معاني را براي مردم بيان کنند و به همين جهت است که امام صادق عليه السلام مي فرمايد:

«ما کلم رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم العباد بکنه عقله قط» ؛ رسول خدا "که درود خدا بر اوو اهل بيتش باد" هيچ گاه با مردم آن طور که خود مي فهميد، سخن نگفت. (2)

پيامبران نيز در مقايسه با مردم همين طورند؛ يعني نمي توانند حقايق را آن طور که خود مي فهمند بيان کنند ومردم نيز در آن حد نيستند که سخن پيامبران راآن گونه که آنها مي خواهند، بفهمند ، بنابراين چاره اي جز اين نيست که امور معقوله در قالب محسوسات تعبير و تفسير کنند و آنها را طوري براي مردم مجسم سازند که براي همگان قابل فهم باشد.

خداوند متعال در سوره عنکبوت بعد از آن که مردمي را که غير خدا را ولي خود قرار مي دهند به عنکبوتي تشبيه
مي کند که به خانه سست و بي اساس خويش پناه مي برد، چنين مي فرمايد:

« و تلک الامثال نضربها للناس و ما يعقلها الا العالمون ؛ آنها مثل هايي است که ما براي مردم بيان مي کنيم و کسي جز دانايان آنها را درک نمي کند.» (3)

مفاد آيه اين است که هر کسي قدرت ندارد از ظاهر امور گذشته و به باطن آنها راه يابد، بلکه اکثر مردم در همان حد ظاهر توقف کرده و از باطن بي خبرند.

« يعلمون ظاهرا من الحيوة الدنيا و هم عن الآخرة هم غافلون ؛ آنان فقط ظاهرزندگي دنيا را درک مي کنند و از باطن آن يعني آخرت غافلند.» (4)

رسول مكرم اسلام در خطبه شعبانيه فرمود :

«اي مردم به درستي که در ماه رمضان درهاي بهشت باز است، پس از پروردگارخويش بخواهيد که آنها را به رويتان نبندد و درهاي جهنم بسته است، پس از اوبخواهيد تا آنها را به رويتان باز نکند و شياطين در حبسند، پس از او بخواهيد که آنها را بر شما مسلط نسازد.»

روح و حقيقت معناي «در»که موضوع له واقعي آن است، عبارت است از مطلق چيزي که راه وصول به مقصدي است و بدون آن نمي توان به مطلوب دست يافت.

بي ترديد، اين حقيقت داراي قالب هاي متعددي است و هر کدام ازآنها به موردي خاص ، همراه با احكام و ويژگي هايي مربوط است .

شايع ترين و معروف ترين صورت حقيقت مزبور نزد عموم مردم همين «در» متعارفي است که راه ورود به ساختمان ها ، قصرها، باغ ها و خانه هاست و بر اثر همين شيوع و معروفيت است که اکثر اذهان، با شنيدن لفظ «در» بدان منصرف مي شوند‌، ولي در عين حال نبايد از اين نکته غافل بود که صورت ياد شده فقط مصداق و قالبي از قالب هاي متعدد حقيقت معناي «در» است، نه تنها قالب منحصر به فرد آن. بنابر اين، نبايد لفظ «در»را در همه موارد بر همان صورت متعارف حمل کرد.

به عنوان مثال در ساختمان هاي مسکوني، مناسب با همان ساختمان هاست، با کيفيت و خصوصيت مخصوص به خود. «در» شيشه ها وبطري ها نيز مناسب با همان موارد با احکام و خصوصيات مربوط است . .و نيز در دانا شدن و سواد آموختن مناسب با دانا شدن و سواد آموختن است، با خصوصيات مربوط. بنابراين، وقتي که از قول رسول خدا (ص)  براي ما نقل مي شود که درباره علي بن ابي طالب (ع) فرمود:«انا مدينة العلم و علي بابها ؛ من شهر علم هستم و علي دروازه آن است » (5) سخن نبي گرامي اسلام (ص) را تصديق مي کنيم كه : هر کسي بخواهد از علوم و معارفي که نزد من است بهره مند شود، نخست به خدمت علي عليه السلام در آيد و از طريق او به علوم من پي ببرد.

 زماني که گفته مي شود حضرت امام موسي بن جعفر الکاظم (ع) باب الحوائج است، بدون آن که لفظ «باب »را حمل بر معناي مجازي يا درهاي متعارف و معمولي کنيم مي دانيم مراد اين است که هر کس بخواهد خداوند ، حوائج او را
بر آورد بايد به حضرت امام موسي بن جعفر (ع)  متوسل شود وبا وساطت ايشان ، به مطلوب خويش دست يابد.

- عبد الرحمن بن ابي عبد الله گويد:از امام صادق عليه السلام شنيدم که فرمود: به درستي که رسول خدا (ص) بابي از علم به علي عليه السلام آموخت که آن باب هزار باب و هر يک از آنها هزار باب ديگر را براي او مي گشود.» (6)

- از حضرت علي (ع) نقل شده است که فرمود: من حجت خدا و خليفه اويم. من صراط مستقيم خدا و باب او هستم...» (7)

- ابو حمزه گويد:از امام باقر (ع)  شنيدم که فرمود: به درستي که علي (ع) دري است که خداوند آن را گشوده است، پس هر کس که از آن در وارد شود مؤمن است و هر کس که از او خارج شود، کافر است.» (8)

- رسول اكرم (ص) فرمود : براي هر چيزي دري است و در عبادت روزه است.» (9)

حال اگربه مواردي که بدان ها اشاره شد دقت شود ، مشخص مي شود كه روح و حقيقت معناي در (مطلق چيزي که راه وصول به مقصدي است) در همه آنها موجود است، ولي در صورت ها و قالب هاي گوناگون.

درهاي بهشت و جهنم کدامند؟

مراد ازدرهاي بهشت، مطلق اموري است که راه را براي انجام کارهاي شايسته هموار کرده و موجب مي شوند که از انسان اعمال پسنديده و خوب صادر شود و نيز مقصود از درهاي جهنم ، مطلق اموري است که راه را براي ارتکاب اعمال ناشايست و زشت باز مي گذارد و موجب مي شوند که کارهاي ناپسندي از انسان سربزند.

شايد اين سوال مطرح شود: اموري که راه انجام کارهاي شايسته را هموار مي کنند و به همين خاطر درهاي بهشتند چيست؟و نيز اموري که راه ارتکاب اعمال ناشايست را باز نموده و بدين جهت درهاي جهنم هستند کدام است؟
انسان ها همه كارهاي خود را - چه خوب و چه بد- به واسطه قوايي که خداي تبارک و تعالي آنها را در وجود او تعبيه کرده است انجام مي دهد كه عبارتند از حواس پنج گانه ظاهري (لامسه، باصره، سامعه، ذائقه، شامه) و حواس سه گانه باطني(متخيله، واهمه، عاقله) . مي توان گفت حواس پنجگانه ظاهري به اضافه قوه متخيله و قوه واهمه، در صورتي که مطيع قوه عاقله نباشند ،اموري هستند که راه را براي ارتکاب کارهاي ناپسند هموار مي کنند و درهاي هفت گانه
جهنم اند ، ولي همين حواس در صورتي که تحت امر قوة عاقله باشند ، اموري هستند که راه را براي انجام اعمال پسنديده باز كرده و درهاي هشت گانه بهشتند و شايد به همين جهت باشد که در برخي ازنصوص ديني تعداد درهاي بهشت هشت عدد و تعداد درهاي جهنم هفت عدد ذکرشده است. پروردگار جهانيان در سوره حجر مي فرمايد:

« و ان جهنم لموعدهم اجمعين لها سبعة ابواب لکل باب منهم جزء مقسوم ؛ به درستي که وعده گاه همه آنها جهنم است که آن را هفت دروازه است و هردروازه اي به گروهي اختصاص يافته است.» (10)

و امام باقر عليه السلام مي فرمايد:

«احسنوا الظن بالله و اعلموا ان للجنة ثمانية ابواب... ؛ به خداوند گمان نيکوبريد و بدانيد بهشت را هشت دروازه است.» (11)

البته بايد بدانيم که درهاي بهشت و جهنم به اموري که بدان ها اشاره شد محدود نمي شوند، بلکه درهاي بهشت، مطلق اموري است که راه را براي انجام کارهاي خير هموار و درهاي جهنم، مطلق اموري است که راه را براي ارتکاب اعمال بد باز مي كنند، ولي از آن رو که در ميان اموري که انجام کارهاي خيريا شر را تسهيل مي کنند، حواس پنج گانه ظاهري و حواس سه گانه باطني نمودبيشتري دارند ، مورد تاکيد و اشاره قرار گرفته اند و گرنه انحصاري در کارنيست و مي توان علاوه بر آنها چيزهاي ديگري را مصداق درهاي بهشت يا جهنم دانست.

به همين دليل نصوص ديني در بيان تعداد درهاي بهشت وجهنم متفاوتند و در عين تفاوت همه صادق و مطابق با واقعند .

مثلا از جمله اموري که راه را براي انجام کارهاي خير يا شر هموار مي کنند، امام و رهبر جامعه است ؛ يعني اگر زعامت ملت در دستان با کفايت امامي صالح قرار گيرد، راه براي انجام کارهاي خير هموار مي گردد و اگر رهبري امت دردست امامي ناصالح بيفتد، راه براي انجام کارهاي شر باز مي شود . رسول خدا (ص) درباره امام حسين (ع) مي فرمايد:

«الاو ان الحسين باب من ابواب الجنة من عانده حرم الله عليه ريح الجنة ؛آگاه باشيد که حسين عليه السلام دري از درهاي بهشت است و هر کس با او دشمني ورزدخداوند بوي بهشت را بر او حرام خواهد کرد.» (12)

حضرت علي (ع) نيز مي فرمايد:

«ان للجنة احدي و سبعين بابا يدخل من سبعين منها شيعتي و اهل بيتي و من باب واحد سائر الناس ؛ به درستي که براي بهشت هفتاد و يک در است که شيعيان و خاندان من از هفتاد در و ديگران از يک در آن داخل مي شوند.» (13)

 

نکته اي که بايد مورد تاکيد قرار گيرد اين است که درهاي بهشت و جهنم را در هر عالمي ، مناسب با همان عالم است .صور ظاهري و دنيوي آنها همان هايي است که به عنوان مصاديق درهاي بهشت و جهنم بدان ها اشاره شد، ولي صور باطني و اخروي آنها به شكل ديگري است که در عالم آخرت مناسب با همان عالم بروز مي کنند. اکنون بايد توجه كنيم که اگر چشم را جهت نظر به مناظر نامشروع بگشاييم و اگر گوش را براي استماع سخنان نامربوط و باطل باز گذاريم و اگر دهان را جهت بيان هرسخن نامربوط و باطلي باز کنيم ، در حقيقت دري از درهاي جهنم را به روي خودگشودهايم .

در واقع مقصود رسول خدا (ص) از اين که فرمود: در ماه مبارک رمضان درهاي بهشت باز و درهاي جهنم بسته و شياطين در حبسند، اين است که خداوندتبارک و تعالي، با آداب و رسومي که در ماه مبارک رمضان مقرر کرده، راه انجام کارهاي خير را هموار و طريق ارتکاب اعمال ناشايست را مسدود و غرايز نفساني و هواهاي شيطاني را به بند کشيده است.

حال بايد از خداوند متعال درخواست کنيم توفيقاتي که به سبب وقوع در ماه مبارک رمضان نصيب ما مي شود ، بر اساس آن اعمالي را انجام و يا گناهاني را ترک مي کنيم و خود را به مقررات و حدود الهي مقيد مي سازيم، بعد از ماه مبارک رمضان نيز ادامه داشته و اين گونه نباشد که با رفتن ماه مبارک رمضان، خيرات و برکاتي که اين ماه عزيزبا خود مي آورد، نيز از ميان برود، اهتمامي که در انجام عبادات و ترک محرمات به خرج داده ايم و کنترلي که بر هواها و غرايز نفساني اعمال كرده ايم ، ضعيف وکم رنگ شود.

اگر قصد داريم که برغرايز و شهوات خويش فايق آمده و در مسير تقوا و پرهيزکاري قدم هاي مؤثري برداريم، بايد ماه مبارک رمضان را فرصت بسيار خوبي بدانيم ، چراكه خداي تبارک و تعالي ماه مبارک رمضان را ماه خودسازي و تهذيب نفس قرارداده است .

منابع :

1.       يعقوب کليني،اصول کافي،ج 1،ص 18

2.       همان

3.       قران كريم ، سوره عنكبوت ، آيه 43

4.       سوره روم ، آيه 7

5.       علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 40، ص 201

6.       همان ، ص 131

7.       همان ، ج39، ص 235

8.       کليني، اصول کافي، ج 1،ص 363

9.       فيض کاشاني، محجة البيضاء،ج 2،ص 122

10.    سوره حجر ، آيات 43 و 44

11.    علامه مجلسي، بحار الانوار، ج 8،ص 131

12.    شيخ عباس قمي، سفينة البحار، ج 1،ص 108

13.    مجلسي، بحار الانوار،ج 8 ،ص 139

  

 

سه‌شنبه 19 مرداد 1389 - 13:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری