چهارشنبه 30 مرداد 1398 - 7:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ريحانه فتحي ثاني

 

ترجمه کتاب به ‌زبان عربي را ادامه مي‌دهيم

 

گزارش مراسم رونمايي از نسخه عربي «آنک آن يتيم نظر کرده»

 

رييس حوزه‌هنري وابسته به‌سازمان تبليغات‌اسلامي، گفت: همانگونه که مي دانيم حوزه‌هنري با توجه به‌ءهدف اصلي خود، وظيفه توليد هنر و نه ترجمه را برعهده دارد، ولي چون اين کار بر روي زمين مانده بود وظيفه خود ديد که قدمي هرچند کوچک بردارد که ما فکر مي‌کنيم درست است و بايد انشاالله ادامه يابد.

به‌گزارش روابط‌عمومي سازمان تبليغات‌اسلامي، محسن مومني، در ابتداي مراسم رونمايي از نسخه عربي «آنک آن يتيم نظر کرده»، گفت: تعامل و تاثيرگذاري ادبيات‌عرب و فارسي بعد از اسلام داراي سابقه درخشان است و همين‌طور که ادبيات عرب روي ادبيات‌فارسي تاثير گذاشت ادبيات‌فارسي هم در سامان‌بخشيدن به‌ادبيات عربي کمک شايان‌توجهي کرد.

وي افزود: از ديرباز هنرمندان مسلمان کوشيده‌اند ذوق و هنر خود را با نام و ياد رسول‌الله و خاندان مکرمش پيوند بزنند تا هنر و اثر و نامشان جاودانه باقي بماند. از قرن چهارم به‌بعد کمتر هنرمند و اديبي سراغ داريم که از اين سعادت بي‌نصيب بوده باشد. لذا فرصت را غنيمت مي‌شمارم و خدمت آقاي‌سرشار که نگارش اين کتاب را انجام دادند و همچنين خانم دکتر بتول مشکين‌‌فام که کار ترجمه اين کتاب را انجام دادند و آن را به‌جهان عرب معرفي کردند، تبريک مي‌گويم.

 وي عنوان كرد: متاسفانه هر چه به‌دوران معاصر نزديک مي‌شويم اين تعامل کمتر مي‌شود که اين امر علل و عواملي دارد و هر دو طرف مقصر هستند و شايد تاثير ادبيات چپ‌گرا در ادبيات‌عرب در اين امر موثر بوده باشد و باعث شده که ادبيات عربي در ميان مردم ما چندان شناخته نباشد و همين‌طور در ايران هم همين‌طور است و جهان عرب از ادبيات فارسي اطلاع چنداني ندارد.

 مومني گفت: همانگونه که مي‌دانيم حوزه‌هنري با توجه به‌هدف اصلي خود، وظيفه توليد هنر و نه‌ترجمه را برعهده دارد، ولي چون اين کار برروي زمين مانده بود، وظيفه خود ديد که قدمي هرچند کوچک بردارد که ما فکر مي‌کنيم درست است و بايد انشاالله ادامه يابد.

وي درباره اقدامات حوزه‌هنري گفت: در ابتدا توسط دوست ارجمند موسي بيدج دفتر ادبيات ايران و عرب تاسيس شد و اولين محصول اين دفتر انتشار مجله شيراز بود که وظيفه معرفي ادبيات فارسي بعد از انقلاب‌اسلامي را به ادباي عرب برعهده دارد. از سوي ديگر در امر ترجمه هم اولين کتابي که ترجمه شد همين کتاب «آنک آن يتيم نظر کرده بود» که ازسوي يک ناشر معتبر عربي در کشور لبنان منتشر شد و در حال حاضر هم دو رمان «من او» رضا اميرخاني و «قصه‌هاي سبلان» محمدرضا بايرامي به عربي ترجمه شدند که اولي را محمدالامين از کشور عراق ترجمه کرده و دومي هم به‌همت خانم دکتر امل ابرهيم از کشور مصر به عربي ترجمه شده که بزودي منتشر مي‌شود و کتا‌ب‌هاي ديگري هم در حال ترجمه هستند، از جمله کتاب «دا» و کتاب «خاطرات عزت شاهي» که در بيروت و دانشگاه بيروت در حال ترجمه هستند. وي افزود: البته آثاري از ادبيات‌داستاني فارسي به‌زبان‌هاي انگليسي و اردو و ترکي ترجمه شده‌اند ولي در مورد زبان‌عربي کمتر اين کار صورت گرفته و معمولا کتاب‌هايي هم که از فارسي به‌عربي ترجمه مي‌شدند از طريق زبان سومي مثلا انگليسي ترجمه مي‌شدند و همين‌طور در کشور ما هم همين‌طور بود.

مومني در پايان سخنان خود، تصريح كرد: در زمينه ترجمه ما نيازمند يک عزم ملي هستيم و اين کار نيازمند اين است که جامعه دانشگاهي و استادان دانشگاه در اين کار تلاش بيشتري کنند.

در ادامه اين مراسم دکتر محمدعلي آذرشب، گفت: موضوع ترجمه موضوعي بسيارمهم است. اين مسئله چهارکليد واژه مهم دارد؛ پيامبر، ادبيات، عربي و فارسي که اين کليد واژه‌ها تمدن‌‌ساز هستند.

 وي عنوان كرد: در واقع يکي از مشکلاتي که ما در ايران داريم اين است که ما فقط به ترجمه از عربي بي‌توجه نيستيم بلکه افزون‌ بر آن به‌خود پيامبر هم بي‌توجه هستيم. ما در ايران تنها به‌اهل بيت توجه داريم که البته ياد اهل بيت، ياد پيامبر هم هست ولي اين باعث مي‌شود که در خارج اينجوري استنباط شود که ما نسبت به خود پيامبر بي‌توجه هستيم.

وي با اشاره به ترجمه کتاب «آنک آن يتيم نظر کرده» ادامه داد: اين حرکت بسيار مهمي است و من فکر مي‌کنم يک کار منحصر به فرد است. در واقع ما گمان مي‌کنيم که جريان اموي تنها مخالف اهل بيت بودند در حالي که اين جريان مخالف پيامبر هم بودند و تاکنون اين مخالفت ادامه دارد.

دکتر آذرشب، افزود:در هرحال اين کار خدمت به ايران، اسلام، پيامبر و اهل بيت است و ما هر چه بيشتر در مورد پيامبر اسلام بنويسيم و کتاب منتشر کنيم، نه‌فقط خدمت به اسلام است بلکه خدمت به‌اهل بيت هم هست.

وي گفت: ترجمه اين کار باعث پيوند ادبيات ايران و عرب است که اين پيوند مسئله مهمي است. تمدن‌اسلامي با پيوند ايران و جهان‌عرب به‌وجود آمد و پيوند اساس تمدن‌هاست؛ هدف و اساس تمدن‌ها همين تعارف يا مبادله معرفتي – فرهنگي است.

دکتر آذرشب ادامه داد: تعارف به‌معناي مبادله معرفتي و فرهنگي يکي از واژه‌هاي بزرگ و کليدي قرآن است و اگر ما مي‌خواهيم در لاک خود بمانيم و با ديگر ملل‌جهان پيوند نداشته باشيم مطمئنا تمدني به‌وجود نخواهد آمد.

وي در پايان ضمن تشکر از دکتر مشکين‌فام براي ترجمه اين کتاب، يادآور شد: خانم دکتر مشکين فام روي ترجمه اين کتاب زحمت ‌زيادي کشيد و وسواس عجيبي براي اين کار داشت و با احساس عشق و علاقه اين کتاب را در سه سال ترجمه کرد و چون با جان و دل اين کتاب را ترجمه کرده و براي اين کار وقت گذاشته و براساس منابع اين کتاب را ترجمه کرده اصلا انگار که ترجمه نيست و متني عربي است.

 در ادامه اين مراسم دکتر غصان کلاث از کشور سوريه به‌زبان عربي به‌ايراد سخنراني درباره اين کتاب پرداخت و در ادامه دکتر صادق آيينه‌وند درباره اين کتاب گفت: ادبيات داستاني و تاريخي زمينه‌ساز تمدن است و تمدن‌ساز است.

وي ادامه داد: اين کتاب بسيار دقيق ترجمه شده و عنوان آن، چه به‌فارسي و چه به‌عربي در اوج هنر بلاغت است که اميدوارم اين ادبيات داستاني در مورد پيامبر در ايران شکل بگيرد.

 آيينه وند عنوان‌كرد: تجربه نشان داده که ادبيات داستاني طليعه تمدن جديد و باعث زوال تمدن قديم هستند. در ادامه اين مراسم دکتر ابراهيم از کشور مصر به‌ايراد سخنراني به زبان عربي پرداخت و سپس دکتر صادق خورشا، گفت: عنوان کتاب هم در تاليف و هم ترجمه در باب بحر خفيف است که توانايي نويسنده و مترجم را مي‌رساند.

 وي با ذکر نکاتي گفت: روي جلددوم عنوان شده که از بعثت تا هجرت پيامبر به حبشه که بايد گفت پيامبر به‌حبشه هجرت نکرد. عنوان عبارت رمان با توجه به‌اينکه کتاب در مورد پيامبر است و با توجه به‌دايره لغات فارسي که خيلي گسترده است چندان شايسته نيست.

وي، در ادامه عنوان كرد: نمي‌دانم چرا عنوان شده که اين کتاب ويژه محصلان نهضت سوادآموزي و کتاب درسي آنهاست که به نظر من اين کتاب مناسب آنها نيست. من توقع داشتم که آقاي سرشار اين کتاب را به‌صورت امروزي شده مي‌نوشت که اين کار ازسوي مترجم صورت گرفته است.

دکتر خورشا افزود: از زمان مشروطه ما لايه‌هاي زباني متنوعي داريم که آقاي سرشار به اين مهم توجه داشته ولي در ترجمه آن از يک زبان قراردادي استفاده شده که متن يک حالت يک‌نواختي پيدا کرده است. وي افزود:چه خوب بود هر دو اثر با نقاشي مرتبط با متن داستان منقوش مي‌شد که باعث جذابيت کتاب مي‌شد. همچنين اي کاش در ترجمه عربي اين کتاب فصل ها و بندها با عناوين فرعي مشخص مي‌شد.

 در ادامه اين مراسم محمدرضا سرشار نويسنده کتاب تصريح كرد: من اسم کتاب را با الهام از سوره والضحي انتخاب کردم.

وي در مورد يتيم نظر کرده هم گفت: يک روايت هست که خدا نخواست پيامبر مربي داشته باشد حتي نخواست که از سوي والدين و پدربزرگ تحت‌تربيت قرار بگيرد و خواست خودش او را تربيت کند بنابراين واقعا پيامبر نظر کرده بود.

وي با توجه به ايرادهاي دکتر صادق خورشا عنوان‌كرد: داستان زندگي پيامبر بيش از هر چيزي مديون سيره‌هاست و لذا اينها با هم تفاوت دارند و هر کسي هم که کاري انجام مي‌دهد در واقع بر دوش گذشتگان خود سوار است و تنها مي‌تواند قدمي رو به جلو بردارد.

 سرشار افزود: من مي‌خواهم اينجا تشکر صادقانه خودم را از خانم دکتر مشکين فام براي ترجمه اين کتاب اعلام کنم چراکه ايشان به‌دليل وقتي که براي ترجمه اين کتاب گذاشتند، نتوانستند ارتقاء علمي پيدا کنند و اين را از نعمت‌هاي خداوند براي خودم مي‌دانم که ايشان کار ترجمه اين کتاب را برعهده گرفتند.

 آخرين سخنران اين مراسم هم دکتر بتول مشکين فام مترجم کتاب بودند که ضمن تشکر از شرکت‌کنندگان در مراسم گفت: من فکر مي‌کنم که ما جمع شده‌ايم که به گفته آقاي مومني از ترجمه قدرداني کنيم و به‌آقاي سرشار هم عرض مي‌کنم که من امتيازم را از پيامبر گرفتم و خدا اين توفيق را به‌من داد که بتوانم اين کتاب را ترجمه کنم و همين جا به‌آقاي سرشار اعلام مي‌کنم که حاضرم ترجمه دو جلد ديگر اين کتاب را حتي اگر بيست سال طول بکشد، انجام دهم.

 وي ادامه داد:من هيچ‌گاه فکر نمي‌کردم که اين کتاب را اينگونه ترجمه کنم و معتقدم که ترجمه کتاب، کار پيامبر بود. مشکين فام عنوان‌كرد: در حال ترجمه جلد دوم اين کتاب هستم که فکر مي‌کنم با صحبت‌هايي که اينجا شد کارم سخت‌تر شد. از شما مي‌خواهم که دعا کنيد که ترجمه اين کتاب در شان پيامبر باشد.

گفتني است، در پايان اين‌مراسم از خانم دکتر مشکين‌فام به‌پاس قدرداني از زحماتي که براي ترجمه اين کتاب کشيده با اهدا لوح يادبودي از سوي مومني، سرشار، خورشا، قصان کلاث و آذر شب تقدير شد.

                     

 

 

سه‌شنبه 19 مرداد 1389 - 12:59


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری