پنجشنبه 27 مهر 1396 - 8:51
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان آذربايجان شرقي

 

ضرورت برنامه ريزي آموزشي در جامعه

 

برنامه ريزي چيست ؟

برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي رسيدن به مقصد ، براي دستيابي به خواسته ها .

« راسخ » در كتاب «تعليم و تربيت در جهان امروز» برنامه ريزي را تفكر قبل از عمل ، دور نما سازي و مداخله در جريان امور براي هدايت براي نيل به هدف خوانده شده و آنرا چنين تعريف كرده است .

« طرح تدابيري كه به احسن وجه يا مناسبترين صورت از منابع موجود به جهت نيل به به هدفهاي مطلوب استفاده كند . »

در كتابهاي موجود در باب برنامه ريزي اعم از برنامه ريزي اقتصادي ، اجتماعي يا آموزشي تعريفهاي گوناگوني براي مفهوم برنامه ريزي يافت مي شود ولي در حالت كلي برنامه ريزي را مي توان چنين تعريف كرد :

-برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي دستيابي به خواسته ها ،

- برنامه ريزي راهي براي هدايت حساب شده فعاليت انسان به سوي منظور شخص واهداف تعريف شده ،

-برنامه ريزي يعني نقشه كشيدن براي آينده و پيش بيني راههاي دستيابي به آن ،

-برنامه ريزي فراگردي است دور نگر براي جهت دادن منطقي به فعاليت هاي جنبي ،

مفاهيم برنامه ريزي :

در برنامه ريزي مفاهيم و واژه هاي كليدي زيادي با توجه به نوع برنامه ريزي مستتر است و چهارمفهوم ذيل بعنوان اصلي ترين و اساسي ترين مفاهيم برنامه ريزي است .

1.مفهوم جريان و مداومت در برنامه ريزي : برنامه ريزي به نوشتن برنامه ختم نمي شود بلكه فراگردي است كه بايد مداومت داشته باشد و مطابق با پيشرفت دانش و معرفت قابل تغيير و تحول بوده و ارزيابي شود تا تكميل گردد .

2.مفهوم ارشاد و هدايت در برنامه ريزي : برنامه ريزي متضمن ارشاد ، هدايت و مداخله در فعاليتهاي جمعي است و بدين جهت با توجه به چگونگي و ميزان اعمال نفوذ در آن اشكال گوناگون به خود مي گيرد .

3.مفهوم درونگري و هدف گيري در برنامه ريزي : برنامه ريزي فعاليتي است جهت دار و دور نگر و بدين جهت بسته به چگونگي انتخاب هدف ممكن است فعاليتي باشد آينده نگر ، آينده ساز يا آينده گزين.

4.مفهوم تفكر و عقلانيت در برنامه ريزي : برنامه ريزي فعاليتي است حساب شده و منطقي ، يعني متكي به اطلاعات دقيق و صحيح باشد و نياز ها و انتظارات را تشخيص دهد و محدوديت ها و موانع و همچنين منابع موجود را محاسبه و پيش بيني كند و از مقايسه محدوديت ها و منابع ، حوزه امكانات را تعيين كند .

با توجه به تعاريف و مفاهيم ذكر شده مي توان نتيجه گرفت برنامه ريزي فراگردي مداوم ، حساب شده و منطقي جهت دار و دورنگر به منظور ارشاد و هدايت فعاليتهاي جمعي براي رسيدن به هدف مطلوب .

دور انديشي در برنامه ريزي :

اگر هدف برنامه ريزي فقط « پيش بيني » آينده باشد در اين صورت فعاليتي است « آينده نگر » .

اگر هدف برنامه ريزي انتخاب كردن بين اشكال مختلف آينده باشد در اين صورت فعاليتي « آينده گزين » است . بعضي از برنامه ريزان اجتماعي معتقدند عوامل سازنده اجتماع و تغيير و تبديل در آن نمي تواند اراده و ميل برنامه ريزي باشد چرا كه بسياري از عوامل طبيعي از قبيل آب و هوا ، منابع و ذخاير طبيعي و عوامل دست ساز بشر از قبيل اختراعات ، تغييرات دانش و تكنولوژي و تحولات سياسي ، اجتماعي و بين المللي در تغيير مسير آن دخالت دارد و قابل كنترل و تغيير و تبديل ارادي نمي تواند باشد . اينها برنامه ريزي را براي رسيدن به آينده بهتر را واهي دانسته كه فقط در عالم تخيل وجود پيدا مي شود . ولي مي توان تا حد زيادي خطوط آنرا تشخيص داد و تصويري مات از آن بدست آورد و براي آن آماده شد بعبارت ديگر مقصود و منظور برنامه ريزان آينده نگر ، پيش بيني كردن آينده و آماده شدن براي آن است .

اما برنامه ريزان آينده ساز كه به آنها مهندسان اجتماعي هم مي گويند معتقد هستند كه آينده را مي توان با برنامه هاي آموزشي مدرن و آموزش و پرورش ساخت و شكل داد تكيه كلام اين افراد اين است « آينده هم اكنون با ماست » و منظور آنها از اين كلام اشاره به كودكان است كه مردان و زنان آينده خواهند بود و اجتماع آينده را خواهند ساخت در اينجاست كه اجتماع را انسانها مي سازند و انسانها را آموزش و پرورش .

برنامه ريزان آينده ساز معتقدند كه برنامه ريزان اجتماعي بايد فارغ از جريانات گذشته و روز ، تصويري از آينده دلخواه رسم كنند آنها برنامه هايي تنظيم كنند كه از طريق آموزش و پرورش ، خصوصيات و بينش هاي مناسب و مورد لزوم در كودكان و جوانان پرورش يابد .

برنامه ريزان آينده گزين راهي بينابين آينده نگرها و آينده ساز ها انتخاب كرده اند اين افراد معتقدند كه انسان در بند تقدير اسير نيست و مي تواند در شكل دادن به آينده موثر باشد ولي بايد در عين حال واقع بين بود ، هر تغييري كه در مناسبات انساني ، روش زندگي و ارتباطها صورت مي گيرد در عوامل ديگر نيز منعكس خواهد شد و تغييرات و تبديلاتي « زنجيره اي » بوجود خواهد آمد .

تاريخ در حال نوشته شدن و آينده در حال ساخته شدن است و ما نبايد به تماشاچي بودن در صحنه زندگي و تاريخ قناعت كنيم بلكه با درايت و اراده قوي و قالب ريزي و شكل دادن به آينده شركتي فعال داشته باشيم در اينجاست كه اهميت برنامه ريزي در آموزش و پرورش و شكل دادن به آينده آشكار مي شود و اصولاً هدف برنامه ريزي آموزشي اين است كه در سرنوشت آينده اعمال نفوذ نموده و آنرا به سوي مقصد دلخواه و مناسب سوق دهد .

آيا برنامه ريزي آموزشي مفيد است يا بيهوده ؟

آموزش و پرورش خلاق ، بارور و سازنده امري است حياتي ولي تامين آن براي همه مردم بسيار دشوار و نيازمند منابع مادي و انساني عظيم ، راهبردها و تدابير منطقي و كوششهاي پي گير وسيع است و اگر برنامه ريزي آموزشي منطقي و واقع بينانه نباشد نه تنها به نتايج مطلوب نمي رسد چه بسا ممكن است زيانهاي غير قابل جبراني را هم به بار مي آورد چه بسا در ميان كشورهاي مختلف نمونه هاي متعددي از اين نوع برنامه ريزي هاي آموزشي شده است . آموزش و پرورش زير بناي اجتماع و آينده اجتماعي كشور است و نمي توان آنرا بصورت تصادفي اداره كرد . فراهم آوردن فرصت هاي مساوي براي آموزش و پرورش همه مردم ضروري است و با اين زمينه است كه با افزايش كارايي و بهره وري افراد رشد اقتصادي و ارتقاء مهارتها و دانشها امري ضروري تلقي خواهد شد .

برنامه ريزي آموزشي براي غناي فرهنگي و اعتلاي كيفيت زندگي لازم است بقاء رشد و كمال انساني و اجتماعي به آموزش پرورش و برنامه آموزشي آن متكي است . امري حياتي است . از طرفي برنامه ريزي متضمن داشتن هدف ، بسيج نيروها ، هماهنگي فعاليتها و افزايش باز دهي و سرمايه بوده و نداشتن آن موجب نابساماني و از هم گسيختگي امور و اتلاف نيروي كار ، بودجه و زمان خواهد بود .

از اينرو است كه برنامه ريزي آموزشي اهميت مضاعف يافته و امر حياتي را در رشد و تداوم توسعه دارد .

اصول برنامه ريزي آموزشي :

ضرورت برنامه ريزي براي هر سازمان و موسسه به اندازه اي روشن است كه نياز به تبيين و توجيه ندارد و برنامه ريزي براي سازمان به اندازه تنفس براي يك موجود زنده اهميت دارد . برنامه ريزي بدون رعايت اصول برنامه ريزي معنايي ندارد چرا كه اين اصول راهنماي عمل بوده و در جريان تهيه و اجراي برنامه هاي آموزشي تاثير زيادي دارد در زير به از ميان اصول متعدد برنامه ريزي به شرح مختصري از چند اصل مهم و اساسي بسنده مي شود :

 

1-اصل جامعيت : با تغيير در هر مرحله از فرآيند برنامه ريزي تاثير آن بر روي ساير مراحل بوده و از اين رو وجود ارتباطات درون سازماني ايجاد مي كند كه برنامه ريزان آموزشي از اجزاي مختلف درون سازماني تصوير روشني در ذهن خويش داشته باشند تا بتواند آثار احتمالي و ناخواسته تصميمات را در جاهاي مختلف پيش بيني نموده و پيشگيري و برخورداري متعارف داشته باشند .

2-اصل مشاركت : مشاركت در برنامه ريزي به معناي برنامه ريزي انحصاري و تصميم گيري توسط معدودي از مديران كه در راس هرم دارند نيست ، بلكه فرآيندي است كه مشاركت همگان را مي طلبد و همه كساني كه به نوعي در مرض نتايج برنامه آموزشي قرار مي گيرند بايد تا حدودي در اين ميان نقش داشته باشند انجام نياز سنجي هاي فردي ، موضعي و سازماني نيز در راستاي اين اصل مي باشد . البته اين نقش ها با توجه به افراد به صورت هاي مختلف جلوه مي كند .

3-اصل تعهد : برنامه اي كه از روي تعهد و احساس مسئوليت تهيه شود به دست اشخاص متعهد به اجراء در مي آيد و احتمال موفقيت آن بيش از برنامه اي كه توسط غير متعهدها تدوين شده است . لزوم سپردن امور مهم به دست افراد متعهد و كارآمد از جمله مسائلي است كه مورد توجه پيشوايان ديني ما بوده است و آن را به صراحت بيان كرده اند كه نمونه آن در نامه امام علي (ع) به مالك اشتر به وضوح ديده مي شود .

4-اصل واقع بيني : از جمله اصول و موازيني كه برنامه ريزان آموزشي بايد به آن توجه داشته باشند اصل توجه به واقعيتهاست برنامه ريزان بايد اطلاعات دقيقي درباره واقعيات اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و غيره در جامعه داشته باشد و برمبناي همان اطلاعات فعاليت خود را آغاز كنند .

يك برنامه ريز تا زماني كه سير حركت خود را به خوبي نشناسد موفق نخواهد شد بدون شك هر اندازه برنامه ريزان نسبت به واقعيت ها آگاهي بيشتري كسب كنند و در خصوص تاثير پذيري برنا مه ها از واقعيات شناخت بيشتري و دقيق تري داشته باشند و واقع بيني در برنامه ريزي ها لحاظ شود مي توانند به موفقيت برنامه هايشان اميد وار باشند .

5-اصل استمرار در ارزشيابي برنامه هاي آموزشي : برنامه ريزي فرآيند مستمر و پايان ناپذيري است كه با انجام پژوهش و كار بست يافته هاي پژوهشي مي توان اين فرآيند را تداوم بخشيد و با انجام ارزشيابي از همان مراحل اوليه برنامه ريزي و تا ارزشيابي از محصول مي توان برمبناي اطلاعات و داده هاي جديد به آغاز تصميم و انجام اصلاحات لازم در طول برنامه ريزي انجام گرديد .

6-اصل توجه به نوآوري ها : تحولات اجتماعي ، فرهنگي و سياسي و علمي نه تنها برنامه هاي آموزسي را با چالش هاي جديدي مواجه مي كند بلكه در مخاطبان و فراگيران نيز انتظارات جديد و خواسته هاي نوعي را به وجود خواهد آورد . كه در اين امر ضرورت ايجاد تغيير و تحول در برنامه ها را تقويت مي كند در اين موقع است كه برنامه ريزان بايد با بهره گيري از نوآوري ها به جواب گويي از انتظارات مخاطبان پرداخته و برنامه هاي خود را با تحولات و تغييرات همگام و هماهنگ كنند يعني آنها با پرداختن به نوآوري به فعاليت هاي خود پويايي بخشند . استفاده از نوآوري ها به عنوان يك اصل بايد به بهبود كيفيت ، جايگزيني روش هاي كهنه ، روش هاي نوين ، سهولت دسترسي به اطلاعات تازه و تسريع در كارها و در نهايت برآورده شدن انتظارات جديد مخاطبان برنامه هاي آموزشي بيانجامد . و ساير اصل هايي كه در فرآيند برنامه ريزي بايد به آن توجه داشت از جمله آنها :‌اصل ضرورت تجديد نظر مستمر در سياست گزاري ها ، رهنمودها ، مطالعات آيند نگرانه ، گفتگو ، انعطاف پذيري در برنامه هاي آموزشي ، توجه به كيفيت ، پژوهش و مديريت اطلاعات مي باشد كه در اينجا مجال توضيح در خصوص اين اصول نمي باشد .

فرآيند برنامه ريزي آموزشي

در فرآيند برنامه ريزي قبل از هر اقدامي بايد هدفهاي آموزشي براي توسعه آموزش از نظر كمي و كيفي ، در طول زمان مورد نظر بعنوان نخستين مرحله تدوين شود يعني اهدافي كه در جريان اجراي يك برنامه آموزشي ميخواهيم بدان دست يابيم مشخص گردد سپس منابع مورد نياز براي تحقق بخشيدن به هدفهاي آموزشي تعين شود و اين مرحله شامل پيش بيني منابع آموزشي ، امكانات آموزشي ، اقتصادي و مالي مورد نياز يراي اجراي يك برنامه است كه بدون در نظر گرفتن آن تحقق اهداف آموزشي ميسر و ممكن نخواهد بود . تعيين منابع مورد نياز در برنامه آموزشي نيزهمانند اهداف از دو جنبه كمي و كيفي برخوردار است . تعيين منابع در واقع آزمون تلخي است كه براي سنجش ميزان واقع بينانه بودن مرحله نخست تدوين اهداف برنامه هاي آموزشي . اگر تعداد نيروهاي انساني مورد نياز ، امكانات آموزشي و ميزان بودجه مورد نياز تخصيص و تامين نگردد تمام معادلات و محاسبات را مختل خواهد كرد براي رسيدن به برنامه ريزي معقول در فرآيند برنامه ريزي كه در مرحله بعدي قرار دارد تعيين اولويت و نيازهاي لازم براي اجرا يك برنامه مي باشد تا براساس آن سياستگذاري و طراحي صورت گيرد و راهبردهاي اجرايي پيشنهاد گردد بعد از اين مرحله ، مرحله حساس اجرايي و پياده كردن اهداف سياستها خواهد بود . در فرآيند برنامه ريزي آموزشي موفق ميزان درهم تنيدگي مراحل و ساير عوامل سازماني ارتباط مستقيمي دارد و جز لاينفك توسعه و پيشرفت سازماني است . بعد از اجرا در مرحه آخر برنامه هاي آموزشي و شايد مهمترين اين مراحل ارزشيابي و ارزيابي مراحل و جمع بندي و گرد آوري آمار و اطلاعات براي بهبودي وضعيت موجود مي باشد البته نبايد تلقي كرد كه كه ارز شيابي بعنوان آخرين مرحله ارزش كمتري دارد بلكه بايد اين امر در پايان تمام مراحل و بصورت موردي صورت گرفته تا كم و كاست برنامه ريزي مشخص گرديده و نقاط قوت و ضعف آن مشخص گردد و در اين خصوص سيا ستهاي لازم اتخاذ گردد در اينجاست كه زنجيره برنامه ريزي آموزشي به ارزشيابي آموزشي منتهي مي شود. در واقع فرآيند برنامه ريزي محصول برقراري تعامل و ارتباط بين وضع مطلوب آموزشي و وضع موجود در نظام آموزشي بوده كه برنامه ريزان آموزشي بايد درفرآيند برنامه ريزي اين تعامل و تعادل را در تمام مراحل برقرار نمايند.

برنامه ريزي آموزشي در اسلام

در دنياي اسلام نيز برنامه ريزي آموزشي و يا آموزش و پرورش بر اساس مكتب و نيازهاي مسلمانان و جامعه اسلامي تنظيم گرديده است و پيشرفت علم و دانش در جامعه اسلامي كه حتي پيشرفت خود دين مبين اسلام مرهون پيشرفت هاي آموزش و پرورش و برنامه ريزي سنجيده و دقيق بوده است .زيرا كه يكي از مهمترين اهداف مهم رسالت پيامبر اسلام (ص) آموزش و پرورش ( تعليم و تربيت ) بوده است . چنانچه خداوند در سوره جمعه آيه 2 مي فرمايد : « هو الذي بعث في الامين رسولاً منهم تيلوا عليهم آياته و يزكيهم و يعلمهم الكتاب و الحكمه و ان كانوا من قبل لفي ضلال مبين ». در همان آغاز اسلام نيز بر تعليم و تربيت تاكيد شده و در جريان جنگهاي صدر اسلام پيامبر اكرم (ص) فديه (آزادي اسرا به شرط تعليم ده نفر)را بر اسراي كفار تعين مي كردند كه نشان از ارزش و اهميت علم در اسلام مي باشد و توانست با تعليمات الهي و برنامه هاي آموزش و پرورش اسلامي جامعه جاهلي اعراب را بر فرهنگ ساير ملل فائق آورده و به بسط و گسترش تعليم و تربيت اسلامي پرداخته اند .

درآئين تربيتي اسلام تلاش براين است كه آدميان اهل تدبر بار آيندوازظواهر امورعبور كرده وعاقبت انديش شوند

« يعلمون ظاهرامن الحياة الدّنيا وهم عن الآخره هم غافلون» اززندگي دنيا ظاهري را ميشناسندوازآخرت غافلند (سوره روم –آيه 7) .

انساني كه اهل تدبرنيست درظواهر هستي مي ماندوراه به حقيقت عالم نمي برد واين عدم تدبر وآينده نگري درتمام زندگي ورفتار انساني تاثير مي گذاردوآن كه اهل تدبر وبرنامه نباشد پيوسته درجهالت واشتباه وتمرين وتكرار خواهد بود.حضرت علي (ع) دراين باره چنين فرموده اند: «تفكر قبل ان تعزم وتدبّرقبل ان تهجمَ»بيش از تصميم گيري فكركن وپيش ازآنكه واردكار شوي تدبركن ويا اينكه « فكرقبل ان تقدم».

پيامبر اكرم باارزش ترين نصحيت ها را عاقبت انديشي درامور وبرنامه ريزي در زندگي بيان مي نمايند وهمچنين امام محمدباقر (ع) شان مومن را عاقبت انديشي مي داند وهمچنين امام صادق (ع)مي فرمائيد: «انّ صاحب الدّين مكر وابصرالعاقبهَ فَامن النّدامة».

درآموزش اسلامي تلاش مي شود كه فرد به بصيرت برسد وقشري اگر تربيت نشودودرظواهرامور پيش روي خود متوقف نگردد تا به درستي گام برداردوتمام موانع ومحدوديت هاي فرا روي خودرا بشناسد.اميرالمومنين (ع)در وصيت خود به فرزندش محمد حنيفه اين حقيقت را گوشزد مي كندوميفرمائيد:« التّدبرُ قبلَ العملِ ويومنكَ من النّدم» چاره انديشي پيش از دست زدن به كار، تو را از پشيماني ايمن خواهد داشت . ونيز از آن حضرت چنين بيان شده است « الفكر في الامرقبل ملا بستهِ يومنُ الزَلل»

 

 

منابع :

1-فرآيند برنامه ريزي آموزشي ، گروه مشاوران يونسكو ، ترجمه فريده مشايخ ، انتشارات مدرسه

2-مباني برنامه ريزي آموزشي ، دكتر بهرام محسن پور ، انتشار سمت ، تهران 1379

3-تعليم و تربيت در جهان امروز ، راسخ

4-برنامه ريزي آموزشي چيست ؟ ، كومبز فيليپ ، ترجمه محمد برهان منش ، تهران انتشارات و دانشگاه تهران

5-نهج البلاغه ، عهدنامه حضرت علي (ع) به مالك اشتر ، ترجه جعفر شهيدي ، شركت انتشارات فرهنگي صفحه 322

6-برنامه ريزي آموزشي بعنوان يك فرآيند اجتماعي ، مالان تي يري ، ترجمه سعيد بهشتي ، موسسه پژوهش و برنامه ريزي آموزش عالي

7-مقدمات برنامه ريزي درسي – آموزشي ، دكتر صمدكريم زاده ، دانشكده علوم تربيتي دانشگاه تبريز

8-قرآن كريم

9-سيري درتربيت اسلامي ، مصطفي دلشاد تهراني ،انتشارات دريا ، تهران سال 1383

   

 

عبدالعلي آذري

 كارشناس آموزش اداره كل تبليغات اسلامي آذربايجان شرقي

 

يكشنبه 17 مرداد 1389 - 11:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری