پنجشنبه 8 تير 1396 - 16:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان هرمزگان

 

اسراف و تبذير در آموزه هاي ديني

 

 

"مصرف" و مفاهيم مرتبط با آن از جايگاه ويژه اي در علم اقتصاد بر خوردارند . لزوم مصرف متعادل ،منطقي ومناسب با ظرفيت از همه امكانات موجود طبيعي ،مكاتب اقتصادي را به انديشه طرح نظام اقتصادي با نگرش ويژه به "الگوي صحيح مصرف "واداشت ،به گونه اي كه كار آمدي هر نظام اقتصادي با "الگوي مصرف ،آن رابطه اي تنگاتنگ پيدا كرد .نظام اقتصادي اسلام هم كه توجه به سعادت انسان را هدف اصلي خود مي داند ،استفاده عاقلانه از منابع طبيعي وامكانات خدادادي را در راه نيل به هدف مقدس خويش مورد تاكيد قرار داده است .نظام اقتصادي اسلام ،فراتر از مباحث نظري با ارائه الگوي مطلوب مصرف در شيوه زندگي پيامبر (ص)وامامان معصوم (ع) ، كارآمدي خويش را به ثبوت رسانده است .بر اساس تعاليم اقتصادي اين دين ، مصرف بيش از حد منابع امري ناپسند ونا شايست ، بوده و "اسراف "ناميده مي شود . الگوي مصرف اسلام علاوه بر مخالفت با "اسراف "با پديده نا شايست "تجمل گرايي "نيز به عنوان يك بيماري اقتصادي مقابله كرده است .اين بيماري خصوصا وقتي خطرناك است كه دامان صاحبان قدرت وحاكمان جامعه را به خود آلوده سازد . مبارزه جدي مردان دين به ويژه پيامبر گرامي اسلام (ص)ومولاي موحدان (ع)با اين آفت ،در سطح مسولان نظام اسلامي ،نيز يكي ازويژگي هاي الهي آنها بود كه آتش كينه بسياري از نامردمان را بر افروخت .پا فشاري اسلام بر پرهيز از "تجمل " و "اسراف " دلايل اقتصادي روشني دارد كه از دير باز مورد پذيرش انديش مندان بوده است .دانشجوي مسلمان ايراني كه شكوفايي اقتصادي كشور عزيزمان ايران و رفع وابستگي اقتصادي از مهم ترين دغدغه هاي اوست ،بايد به خوبي با عوامل تاثير گذار بر رشد اقتصادي آگاهي يابد .از اين رو توجه دقيق به "الگوي مصرف "ومفاهيم مرتبط با آن يعني "اسراف و تجمل "ضروري مي نمايد.

اسراف و تبذير در آموزه هاي ديني

قبل ازپرداختن به كاربرد اين واژگان درتعاليم ديني تذكر دو نكته لازم است :

1-واژه اسراف در تعاليم اسلام مخصوصا قرآن در مسائل اعتقادي وفرهنگي كاربرد فراواني دارد كه محور بحث ما نيست و فقط به كاربردهاي اقتصادي اين واژه مي پردازيم .

2-حكم اسراف وتبذير اجمالاً بر همه روشن است ؛چنانچه قرآن آن را در آيه هاي متعددي نهي كرده است ؛و روايات فراواني نيز بر آن دلالت دارد ؛و در آيات و روايات اسراف كاران و مبذرين با شيطان مقايسه شده اند . حرمت اسراف نزد فقها نيز مسلم است و هيچ كس برغير حرمت آن فتوا نداده است ؛چنانچه اتفاق نظر متدينين بر حرمت آن گواه ديگري بر مطلب است .پس حكم اسراف و تبذير روشن است .

بررسي خود را بر محور موضوع شناسي اسراف از ديدگاه پيام هاي آسماني پيگيري مي كنيم :

در بسياري از تعاليم الهي فقط اسراف منع شده است مانند آيه قرآن [بخوريد و بياشاميد و اسراف نكنيد] كه از عبارت هاي قبل معلوم مي شود ؛خوردن و آشاميدن به عنوان نماد بهره وري انسان از طبيعت و امكانات آن به كار رفته و بنابراين مقصود اين است كه در استفاده و بهره بردن از امكانات اسراف نكنيد .به هر حال ،اين گونه آيات و روايات هر گونه اسرافي را منع مي كند اما در پاره اي از روايات بعضي از بهره برداري ها به طور مشخص اسراف شمرده شده است و يا ملاك هايي براي اسراف بيان شده است كه به طور كلي در دو گروه قابل دسته بندي هستند .گروه اول: دراين روايات دور ريختن باقيمانده آب آشاميده شده (آب ته ظرف يا ليوان )يا دور انداختن هسته خرما يا روشن كردن چراغ در روز را اسراف مي شمرد و يا در روايتي ديگر ،اين كارها و همانند آن كم ترين حد اسراف معرفي مي شوند ،بالا تر از اين ،در بعضي روايات هدر دادن هر چيزي كه مي تواند مفيد و قابل استفاده باشد اسراف شمرده شده است .بنابر اين در اين گروه از تعاليم رهبران آسماني هر كاري كه سبب هدر رفتن و نابودي اموال يا امكانات گردد اسراف شمرده مي شود .

گروه دوم : در اين روايات به نيازهاي انسان توجه شده است .از امام صادق (ع)در مورد تنگ نظري و بخل سوال مي شود امام مي فرمايد :"اين كه نان ونمك بخوري در حالي كه توانايي در غير آن داشته باشي ." سوال مي شود :"حد ميانه روي چيست ؟" مي فرمايد :"نان و گوشت و لبنيات و روغن كه در هر مرتبه يكي از اين ها باشد " . بنا براين روايت ،بهترين حالت براي تغذيه تنوع در غذاي گياهي و حيواني است البته به شرط اين كه در هر مرتبه يكي از اينها باشد .حال آيا مصرف بيش از يكي از اينها اسراف است ؟ روايت فقط حد ميانه روي را تعيين كرده است ونمي گويد بيش از آن اسراف است .حد اسراف را از بخش ديگر همين روايت مي توان استفاده كرد كه مي فرمايد :" هر آينه اسراف فقط آنجايي است كه مال را تباه سازد و به سلامت ضرر رساند."

علاوه بر تباه شدن اموال كه در گروه اول ذكر شد به ملاك ديگري اشاره شده است كه همانا زيان رسانيدن به سلامتي انسان است .به عبارت ديگر ،در اين گروه از روايات به نياز افراد توجه شده است و مصرف آنچه بيش از نياز باشد اسراف شمرده مي شود .

گروه سوم : مجموعه اي از روايات است كه دامنه نياز ها را گسترش ميدهد و به عبارتي واقعيت ديگري را نيز در نظر مي گيرد و آن موقعيت اجتماعي افراد است كه برحسب شغل ،تحصيلات ،مراجعات افراد ديگر به آنها و به طور كلي با تغيير موقعيت اجتماعي اشخاص ،نياز هاي آنان نيز تغيير مي يابد مثلاً ممكن است تهيه كتابخانه براي يك دانشجو ، استاد و دانشمند از نيازهاي ضروري باشد چنانچه آزمايشگاه براي يك دارو ساز يا استاد شيمي ويا دفتر تجارتي در خارج از كشور و مانند ان براي يك صادر كننده از نيازهاي از نياز هاي اوليه به شمار ميرود .به هر حال ، اين روايات به موقعيت اجتماعي ،شغل و شان و منزلت افراد توجه دارد ولذا ممكن است هزينه اي را براي جمعي اسراف بداند اما براي شخصي اسراف نشمرد .

چنانچه امام صادق (ع)فرموده اند :"چه بسيار فقيراني كه از ثروتمندان اسراف كار ترند ." سماعه مي پرسد : " چگونه فقير اسراف كار تر از ثروتمند مي شود ؟". پس فرمود :"ثروتمند آنچه دارد مصرف وخرج مي كند اما فقير خرج مي كند آنچه ندارد ". مانند آنكه يك دانشجو ،كتابخانه اي بزرگ در سطح استادان دانشگاه تهيه كند و يا بازاري متوسط دفتر نمايندگي در خارج از كشور داير كند .ممكن است اين مثال ها غير واقعي و بيرون از دامنه تصميم گيري افراد باشد اما با تغيير مثال نمونه هاي فراواني از اسراف فقرا مي يابيم كه به عنوان حفظ شاَن انجام مي دهند و رايج ترين آنها مخارج مراسم ازدواج و مانند آن است وچه بسيار زوج هاي جوان كه روزهاي شيرين شروع زندگي را با وام هاي سنگين مراسم ازدواج تلخ مي كنند و يا برگزاري بسياري از مجالس و محافل

مجلل كه فشار هزينه هاي آن تا مدت هاي طولاني بر دوش افراد خانواده وحتي بر هزينه هاي فردي آن ها سنگيني ميكند ،كه همه از نمونه هاي بارز اسراف است و به طور كلي چنانچه

امير المومنين (ع) فرموده اند : " مصرف بيش از مقدار متعارف براي رفع نياز انسان اسراف است ". بنابراين مقصود از اسراف در اين روايات همان معنايي است كه عموم افراد جامعه درك مي كنند و در فرهنگ عمومي وجود دارد واگر مقصود مفهوم ومعنايي جز آن بود بايد تذكر داده ميشد كه چيزي نيافتيم . بنابراين ،مفهوم اسراف در روايات مربوط به فقرا هزينه هايي را شامل مي شود كه يكي از دو محور زير برآن منطبق باشد :

1- سبب تباهي وهدر دادن اموال باشد .

2- زياده روي از اندازه متعارف باشد .

ياد آوري اين نكته درباره شاَن ضروري است كه از ديدگاه تعاليم آسماني اسلام ،دارايي و ثروت تعيين كننده شخصيت ، شان و منزلت افراد نيست بلكه عواملي مانند شغل ،تحصيلات ،مراجعات عمومي و مانند آن تعيين كننده آن است كه در اينجا مجال پرداختن به آن نيست . آنچه از نظر روايات مسلم است دارايي و ثروت ،شاَن و منزلت افراد وبه تبع آن سطح مجاز مصرف آنان را تعيين نمي كند كه در دو روايت اين موضوع به وضوح شرح داده شده است : از " اَبان بن تغلب " از ياران دانشمند و فقيه امام صادق (ع) نقل شده است كه امام صادق (ع) فرمودند :

" آيا خيال مي كني كه چون خدا به كسي مال دهد ... به او اجازه مي دهد كه اسبي را به ده هزار درهم براي سوار شدن خود بخرد در صورتي كه اسبي به بهاي بيست درهم براي او كافي باشد .."

و در روايتي ديگر" ابا بصير " به امام صادق (ع) مي گويد : "دوستي دارم كه خانه اي دارد به ارزش چهار هزار درهم و كنيزي دارد و غلامي دارد كه با شتر آبياري ميكند و روزانه دو تا چهار درهم درآمد خالص اوست و خانواده (همسر و فرزند ) هم دارد ؛آيا وي مي تواند زكات بگيرد ؟" امام صادق فرمودند : "آري " ابا بصير مي گويد :"با اين همه دارايي ؟!!" پس امام صادق فرمودند : " آيا مي گويي دستور دهم خانه اش را كه سبب حفظ عزت و احترام وي است و زادگاهش است بفروشد ؟ ويا كنيزي را كه از او مراقبت مي كند و آبروي او و خانواده اش را حفظ مي كند بفروشد ؟ ويا دستور دهم غلام وشتري كه درآمد و روزي او را فراهم مي كند بفروشد ؟ بلكه مي تواند زكات بگيرد و براي او حلال است و نه خانه و نه غلام و نه شتر را نفروشد ." 

 

حجه الاسلام نصيري

سرپرست اداره تبليغات اسلامي حاجي آباد

 

يكشنبه 17 مرداد 1389 - 11:18


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری