سه‌شنبه 25 مهر 1396 - 9:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

نگاهي به كمدين‌هاي مشهور سينماي كلاسيك (1)

 

«لورل‌ و هاردي» (oliver hardy):

هاردي كه نام كاملش اوليور نورول هاردي بود در هجدهم ژانويه 1892 به دنيا آمد، زادگاه اوهارلم در ايالت جورجيا بود. پدر و مادرش انگليسي- اسكاتلندي بودند و برخلاف والدين لورل هيچ سابقه‌اي در زمينه هنرهاي نمايش نداشتند. اوليور هاردي در دوران كودكي آواز را فرا گرفت و در برنامه‌هاي خانگي و مدرسه و حتي كليسا، گاهي به عنوان تك‌خوان هنرنمايي مي‌كرد از هشت سالگي به بعد به طور حرفه‌اي همراه يك نمايش آوازخواني بسيار برنامه اجرا كرد. چون پدرش حقوقدان بود در دوران نوجواني به تحصيل در رشته حقوق در دانشگاه جورجيا پرداخت ولي واقعه‌اي او را از ادامه تحصيل در اين رشته منصرف ساخت. در سال 1910 سينما- تئاتر كوچكي در شهر آنان افتتاح شد و در آن تعدادي فيلم كوتاه به نمايش درآمد. تماشاي اين فيلم‌ها همانند جرقه‌اي ذهن هاردي را به خود جذب كرد. اوليور هاردي با توجه به جثه فربه خود تصميم گرفت شانس خود را در زمينه كمدي بيازمايد پس به شركت «لوبين» در فلوريدا پيوست (در سال 1913) حاصل كار اولين فيلم كوتاه او «شاگرد كاغذچبان» بود. بعد به همكاري با كمپاني لوبين ادامه داد او بيشتر به عنوان بازيگر نقش‌هاي فرعي اغلب در نقش آدم‌هاي شرور در كمدي‌هاي يك يا دو حلقه‌اي ظاهر مي‌شد. در دهه 1920، گاهي در فيلم‌هاي بلند از جمله فيلمي با باستركيتن و چندين وسترن بوك جونز هم ظاهر شد. هاردي نيز مانند لول در سال‌هاي آخر عمر خود با بيماري دست به گريبان بود و مقدار زيادي از وزن خود را از دست داد و سرانجام در هفتم آگوست 1957 درگذشت.

«استن لورل» (stan laurel)

در شانزدهم ژوئن 1995 با نام اصلي «آرتور استنلي جفرسون» در لنگ شاير انگلستان به دنيا آمد. خانواده او همگي سوابقي در تئاتر داشتند. پدرش مشاغل متعددي از جمله نويسندگي، بازيگري و مديريت تئاترها را در آخرين سال‌هاي قرن 19 به عهده داشت. استن لورل از دوران كودكي اشتياق فراواني به ظاهر شدن روي صحنه داشت او از همان زمان دوست داشت كه به عنوان يك كمدين شهرت يابد و به همين منظور به محض آنكه تحصيلات مقدماتي خود را در مدرسه «كينگ جيمز» به پايان رساند فعاليت خود را به عنوان بازيگر در تئاتر كوچك گلاسكو آغاز كرد. در اين زمان او 16 ساله بود. كمدين مشهور اين دوره «لوپينولين» بود كه اعتبار زياد در آن زمان داشت و قصد داشت شهرت و اعتبار خود را بر صحنه تئاتري‌هاي لندن به تجربه بگذارد. همين شخص بعدها در سال‌هاي 1920 يكي از كمدين‌هاي سرشناس هاليوود شد. سپس لورل به گروه تئاتري «فرد كارنو» پيوست. اين گروه به طور مقطعي در شهرهاي مختلف به فعاليت مي‌پرداخت و به صورت سيار نمايش اجرا مي‌كرد. گروه فردكارنو بعد از دو يا سه سال به آمريكا رسيد (در سال 1910).

بهترين نمايش اين گروه «شبي در يك سالن موسيقي انگليس» بود. چارلي چاپلين هم آن زمان با گروه فردكارنو همكاري داشت و بعد به گروه «مك سنت» پيوست. در اين زمان لورل يك پانتوميم‌گر مشهور بود. بعد كه گروه فردكارنو ورشكست شد لورل كه نام هنري، استن لورل را براي خود برگزيده بود در تئاترهاي آمريكا بازي مي‌كرد. در اين زماني يعني سال 1917 به علت رونق روزافزون سينما تهيه‌كننده‌اي از لورل خواست كه در فيلم دو حلقه‌اي «فندق‌هاي ماه مه» شركت كند. فيلم به حد كافي موفقيت‌آميز بود و لورل تصميم گرفت بقيه دوران كاري خود را وقف سينما كند. لورل در حدود 10 سال بعد بودكه با اوليور هاردي زوج معروف خود را تشكيل دادند. استن‌ لورل‌ در دوران حيات خود چند بار بيمار و بستري شد ولي تا آخرين لحظات زندگي بانشاط بود. در سال 1960 جايزه اسكار افتخاري به استن لورل اهداء شد. در سال‌هاي آخر زندگي دعوت «جك مك‌كيب» نويسنده كتاب «آقاي لورل و آقاي هاردي» را پذيرفت و آنان يك گروه شاده به نام پسران صحرا به وجود آوردند و كار آنان در سطح كلوپ‌هاي تفريح بود. (همراه با آواز و حركات آكروباتيك و نمايش‌هاي كوتاه) سرانجام استن لورل در 23 فوريه 1965 درگذشت.

«كارنامه سينمايي لورل و هاردي»:

در بيشتر فيلم‌هاي لورل و هاردي چنين در به نظر مي‌رسد كه لورل بهتر بازي مي‌كند و بيشتر تماشاگران را به خنده مي‌اندازد ولي در حقيقت لورل چهره كامل يك دلقك را داشت و هاردي به پسربچه‌اي مي‌ماند كه دائماً از خراب‌كاري‌هاي لورل عذاب مي‌كشد. استن لورل هميشه مايل بود در جلسات بازنويسي و تنظيم فيلمنامه حضور داشته باشد و ايده‌‌ها و نظرات خود را بيان كند وي در صحنه‌هاي فيلمبرداري گاه به صورت بداهه بازي مي‌كرد ولي اوليورهاردي چنين نبود به محض پايان فيلمبرداري ترجيح مي‌داد گلف‌بازي كند. به همين جهت از محتويات فيلمنامه كمتر آگاه بود. لورل و هاردي 15 سال جداً از يكديگر كار مي‌كردند. تا اينكه بعد زوج كمدي خود را تشكيل دادند. فيلم‌هاي اوليه لورل‌ و هاردي در استوديوي (هال.ئي. روچ) ساخته شد و هال روچ مؤسس استوديو غالباً تهيه و كارگرداني و نويسندگي فيلم‌هاي آنان را بر عهده داشت. با پيشرفت آنان و شهرت جهاني‌شان در آثار اين زوج گاه متروگلدوين ماير باهال روچ در سرمايه‌گذاري شركت مي‌كرد چندبار نيز لورل به عنوان تهيه‌كننده براي هال‌روچ امور مالي فيلم‌ها را زير نظر گرفت. با آغاز سال 1940 و توفيق روزافزون لورل و هاردي كه به رغم جنگ جهاني دوم همچنان در اوج شهرت بودند. يونايتد آرتيستز هم به جمع تهيه‌كنندگان آن پيوست. از سال 1941 كارگردان پراستعداد فيلم‌هاي كمدي (مالكوم سنت‌كلر) كارگرداني فيلم‌هاي لورل و هاردي را بر عهده گرفت و اين بار فوكس قرن بيستم فيلم‌ها را مي‌ساخت. آخرين فيلم لورل و هاردي با هم اوتول‌ (1952) نام داشت كه به كارگرداني جان‌باري وليو جانن ساخته شد ولي فيلم با شكست مواجه شد. لورل از سال 1926 كه آغاز همكاري‌اش با هاردي بود ديگر هيچ فيلم جداگانه‌اي بازي نكرد ولي هاردي سه‌بار جداگانه بازي كرد در فيلم‌هاي ملكه زنوبيا (هال‌روچ، 1939)، جنگجوي كنتاكي (1949) و در سال 1950 در فيلمي از فرانك كاپرا بازي كرد. هرگز نمي‌توان صحنه‌هاي كميكي را از آوردن پيانو به درون خانه در فيلم «جعبه موسيقي (1929) و صحنه‌هاي كميك رفتن به داخل قبرستان را در فيلم «جغدهاي شب» (1930) و نيز صحنه‌هاي خنده‌آور روبه‌رويي با مرد تبهكار در قايق تفريحي در فيلم «صداي گوش‌خراش» (1944) را فراموش كرد.

هيچ زوج كمدي در تاريخ سينما اين قدر كميك و خنده‌آور و محبوب نبوده‌اند به همين جهت استن لورل و اوليور هاردي برتارك زوج‌هاي كمدي تاريخ سينما مي‌نشينند.

لورل‌ و هاردي از ديدگاه لئومك‌كري (كارگردان فيلم‌هاي كمدي):

لئومك كري، خلاق‌ترين كارگرداني است كه در ساخت فيلم‌هاي لورل‌ و هاردي مشاركت داشته، او درباره لورل و هاردي مي‌گويد: «لورل يكي از معدود كمدين‌هايي بود كه آنقدر هوشمندي داشت تا بتواند شوخي‌هاي خودش را ابداع كند، لورل بسيار با استعداد بود، در حالي كه هاردي نه. اين كليد پيوند لورل و هاردي است در تمام طول زندگي‌شان (من يكي از نزديكان آنان بودم) لورل اصرار داشت كه بايد دو برابر هاردي پول دربياورد. او مي‌گفت دو برابر از هاردي بهتر است و دو برابر او اهميت داد كه فيلمنامه را مي‌نويسد و در ساختنش مشاركت دارد در حال كه هاردي واقعاً قادر به ساختن هيچ چيز نبود.»

اما ديويد تامسن (منتقد سينمايي) معتقد است كه شأن انتقادي نازل‌ هاردي بر خطاست: او تنوع بسياري به اشكال تحقير مرد چاق صاحب عقيده به دست ساده‌لوح باريك اندام بخشيد. شايد ابداع متعلق به مك‌كري يا لورل باشد ولي هاردي متانت و صبر كودكانه فوق‌العاده‌اي در حين عذاب كشيدن داشت و تا من اين گفته مك‌كري را شاهد مي‌آورد: «هاردي نقش سرپيشخدمتي را بازي مي‌كرد كه با كيك وارد مي‌شود. همين كه پايش را از در به داخل اتاق مي‌گذارد سكندري مي‌خورد و نقش زمين مي‌شود، در حالي كه سرش در كيك فرو رفته است. من سرش داد زدم: تكون نخور! اصلاً تكون نخور! همين‌جوري بمون، كيك بايد صورتتو برافروخته كنه!» و مدت يك دقيقه و نيم، مردم از خنده روده‌بر شده بودند. هاردي بي‌حركت، در حالي كه سرش توي كيك دفن شده بود باقي ماند.» به اين ترتيب خود مك‌كري هم قريحه بالاي كمدي هاردي را به طور مستقيم تأييد مي‌كند.

 

چهارشنبه 13 مرداد 1389 - 14:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری