جمعه 30 آبان 1393 - 22:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

نگاه اسلام به مسئله شورا

 

بحث و بررسي پيرامون کتاب چايگاه شورا در معارف اسلامي

کتاب جايگاه شورا در معارف اسلامي اثري است تحقيقي به تاليف محمد صادق غلام جمشيدي که توسط شرکت چاپ و نشر بين الملل و به کوشش معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي به چاپ رسيده است.

اين کتاب در واقع اثري تحقيق و پژوهشي است که در قالب کتاب در آمده است. پس شايسته تر آن است که به آن از ديد يک تحقيق علمي بنگريم. مشابه ساير پژوهش هاي در اين زمينه اين اثر نيز به روش کتابخانه اي روي اورده و با استفاده از منابع تاريخي و اسلامي و رجوع به آيات و روايات به بيان حقاقيقي پرادخته است. هرچند از همين ابتدا اين ايراد بر ان وارد است که نتيجه جديدي از مرتب کردن منابع مختلف در موضوع تحقيق حاصل نشده است و محقق تنها به جمع آوري و ذکر شقوق مختلف مسئله و پاسخ هاي متفاوت به آن پرداخته است و کمتر در مقام مقايسه برآمده و يا به بررسي مشکلات هريک از موارد ذکر شده از زاويه هايي جز نگاه متون اسلامي پرداخته است. بي شک مسئله شورا و حد و حدود ان در جامعه اسلامي و در سطحي فراتر در حکومت اسلامي مسئله اي است که در طول تاريخ اسلام بسيار مورد چالش بوده است و به خصوص در فراز هايي که بحث از برسي جايگاه فردي شورا عبور کرده و آن را روشي براي اداره جامعه اسلامي برشمرده اند اين چالش ها عميق تر، حساس تر و فراگير تر گشته اند. چرا که در اين سطح قدرت و وصعت اثر گذاري مسئله شور و مشورت بسيار بيشتر و محسوس تر است. اين اثر نيز مانند آثار مشابه در اين زمينه و البته با رويکرد بهتر و همه جانبه تري به بررسي مضوضع مشورت در هر دو سطح فردي و اجتماعي و زواياي مختلف آن در هريک از اين دو سطح پرداخته است. البته واضح است که سطح اول تنها مقدمه اي براي ورود به بحث جايگاه شورا در معارف اجتماعي اسلام است و بايد فراز اصلي اثر را سطح دوم کتاب دانست.

از سوي ديگر مسئله شورا نسبتي مستقيم با مسائل مختلف در سطح حاکميت دارد. موضوعاتي از قبيل جايگاه شورا و تصميم گيري هاي شورايي در حکومت اسلامي، ميزان ممکن دمکراتيزه کردن يک جامعه اسلامي و تفاوت شوراي اسلامي با شيوه هاي مشورتي جمهوري هاي غير اسلامي، سطوح مشورتي رهبري جامعه اسلامي و ... بعضي مواردي است که بسيار مورد بحث است و نظرات مختلفي را به خود ديده است و بعضا در اين اثر نيز به آن ها پرداخته شده است. به هر حال بايد توجه کرد که اين موضوع از مسائل مبتلا به جوامع و بخصوص جامعه اسلامي است و در سطوح بالاي حوزه و دانشگاه از اهميت پژوهشي بالايي برخوردار است و به اين دليل نيز با اينکه پژوهش هاي گوناگوني را شامل شده، هنوز از ظرفيت بالايي براي تحقيق برخوردار است. چرا که مي تواند در تبين رابطه حاکميت و مردم نقش اساسي داشته باشد و کمک شاياني در بهبود و توسعه اين رابطه از خود نشان دهد.

به طور کلي اين اثر در سه بخش که هر بخش به فصول مختلف تقسيم شده است، به رشته تحرير درآمده. در اين بررسي مختصر نگاهي مي اندازيم به موضوعات مورد بحث در هريک از اين بخش ها و ذکر نکاتي در مورد آن ها.

بخش اول کتاب با عنوان کليات، با رويکردي مشابه تحقيقات ديگر به بيان مسئله، فرضيه تحقيق، اهداف تحقيق، محدوديت ها و روش تحقيق پرداخته است. که در اين مورد به طور ضمني صحبت شد و مواردي را در مورد مسئله و هدف و روش تحقيق ذکر کرديم. همچنين بخش اول اثر شامل پنج فصل است که همانطور که قبلا ذکر آن رفت بيشتر به موضوع شورا از منظر فريد پرداخته است و همچنين سعي در ارائه تعافريفي از موضوع مورد مطالعه داشته است. فصل اول با عنوان واژه شناسي به بيان معني کلمه شورا و مترادف هاي آن پرداخته و به تفاوت هاي آنها اشراه کرده است. فصل دوم با عنوان صفات و ويژگي هاي مشاور، با آوردن يازده ويژگي بارز و توضيح آنها به معرفي يک مشاور مناسب از جميع جهات همت گمارده است. فصل سوم به بررسي وظايف مراجعه کنندگان براي مشاوره اختصاص دارد و فصل چهارم در پنج فراز مختلف اصول مشاوره و راهنمايي را توضيح داده است. در نهايت نيز فصل پنجم اين بخش به استتنباط روش هاي مشاوره از متون اسلامي اختصاص دارد. در مورد اين بخش ذکر اين نکته ضروري است که هرچند همانند ساير بخش هاي اثر براي آوردن تعاريف، شواهد و... به متون اسلامي، بخصوص آيات و احاديث پيامبر و ائمه روي آورده است؛ اما در کنار آن در بعضي قسمت ها ( به عنوان مثال در واژه شناسي و جزئي تر از آن تفاوت واژه مشاوره و روان درماني ) به استفاده از منابعي غير از منابع اسلامي نيز روي آورده است. اين موضوع با توجه به نام اثر و همچنين شيوه تحقيق در بخش هاي دوم و سوم مي تواند قابل بحث باشد و به اعتقاد نگارنده، محقق اثر مي توانست از بررسي اين متون بگذرد و يا اين شيوه را در ساير بخش ها نيز ادامه دهد. البته روش دوم کار را کمي مشکل مي کند. چرا که مطالعه تطبيقي نظريات مختلف مربوط به حوزه اجتماعي بسيار پيچيده تر و مشکل تر است و عملا از ظرفيت هاي يک تحقيق يک نفره و در اين حدود خارج است. به هر حال اين دوگانگي در منابع موضوعي است که بخش اول کتاب را تحت شعاع قرار داده و هرچند از اعتبار آن نکاسته، اعتباري نيز براي آن به ارمغان نياورده است.

بخش دوم اثر  با عنوان ضرورت، حجيت و محدوديت شورا به بررسي عمل شور و مشورت از اين سه زاويه پرداخته است. اين بخش از سه فصل با همين عناوين تشکيل شده است. در فصل اول با توجه به آيات قرآن، احاديث و روايات، سيره پيامبر و امامان (ع) به بررسي ضرورت و اهميت امر مشورت پرداخته شده است. همچنين در اين فصل اين موضوع از منظر اصلي عقلاني نيز مورد توجه قرار گرفته و بررسي شده است. فصل دوم اين بخش در مورد حجيت قول مشاورين و ملاک و معيار آن در حجيت است. اين فصل از ادبيات ديني پيچيده تري برخوردار بوده و موضوع ظريف تر و حساس تري را به چالش کشيده است. در واقع در اين فصل محقق به بررسي ميزان اعتبار قول مشاور مي پردازد و سعي در روشن کردن حدود اين اعتبار دارد. بررسي ملاک هاي حجيت و اعتبار شورا و بررسي اختلاف نظر شيعه و سني در مورد مسئله اجتماع و رابطه شورا با اجماع و شهرت از مواردي است که در اين فصل بررسي مي شود. فصل سوم بخش دوم نيز تحت عنوان محدوده شورا و کاربرد آن به طور کلي بدنبال پاسخ گويي به اين مسئله است که امر مشورت تا کجا مثبت است و در چه اموري مشورت جايز است. در اين فصل نيز اين تعيين حدود با توجه به آيات قرآني و احاديث پيامبر و امامان (ع) و نيز سيره ائمه مورد بررسي قرار گرفته است و دسته بندي مشخصي از امور قابل شور را ارائه داده است. همچنين در اين فصل مقايسه اي بين ديدگاه شيعه و اهل سنت در مورد محدوده شورا صورت گرفته است.

در کل فصول آمده در دو بخش اول را بايد در دسته مباحثي دانست که براي وارد شدن به بخش سوم اثر مورد نياز است و براي درک درست مباحث بخش سوم پيشنياز مناسبي مي تواند باشد. به هر حال به نظر مي رسد بخش آخر فراز اصلي اثر است و تمرکز اصلي کار تحقيق نيز بر اين بخش بوده است. در يک دسته بندي ساده تر همانطور که قبلا ذکر کرديم اين تحقيق مسئله شورا و مشورت را از دو نگاه شخصي و اجتماعي ( در اينجا منظور از اجتماعي نگاه کلان تر به مسائل حکومتي را نيز شامل مي شد. ) مورد بررسي قرار داده است که مي توان دو بخش اول را مختص سطح اول دانست و بخش آخر را به سطح دوم اختصاص داد. اهميت بحث اجتماعي از نگاه محقق نيز از ميزان کار صورت گرفته در بخش آخر مشخص است. اين موضوع در نگاهي به حجم و تعداد اوراق اين بخش در مقابل دو بخش قبلي نيز به خوبي قابل مشاهده است. در اينجا نبه اختصار نگاهي به فصول و مباحث مورد بررسي در بخش انتهايي کتاب مي اندازيم:

اين بخش با عنوان اصلي نقش شورا در تعيين ولي امر مسلمين، در پنچ فصل و يک خاتمه کوتاه به بررسي اين امر پرداخته است. نکته قابل ذکر اينکه فصول اين بخش نيز از نظر تفصيل قابل مقايسه با دو بخش قبلي نيستند و در اينجا بدليل حساسيت مضوع واشکافي جزئي تري در مورد مسائل صورت گرفته است. فصل اول دلايل مشروعيت امامت و رهبري به وسيله شورا را بررسي کرده است. در اين فصل در سه گزينه الف، ب و ج به بحث در مورد اين موضوع از سه منظر آيات، احاديث و عمل اصحاب پرداخته شده است.

فصل دوم با عنوان دليل هاي مشروعيت الهي ولايت پيامبر و امامان در واقع در پي پاسخ دادن به اين سوال بوده است که خداوند به چه کساني حق ولايت داده است و حوزه اين ولايت تا کجاست. اين فصل در سه زير عنوان ولايت پيامبر اکرم، مرجعيت و ولايت پس از پيامبر و مرجعيت و ولايت عالمان دين، به بررسي و بحث در مورد اين موضوع از دو ديدگاه شيعه و اهل سنت پرداخته است. نکته حساسيت بر انگيز در اين فصل نيز بخش سوم ان است که در واقع به بحث ولايت عالمان دين در زمان غيبت حضرت ولي عصر ( عج ) پرداخته است و آن را از منظر عقل و شرع مورد بررسي قرار داده است که در نهايت اين ولايت تا چه ميزان از طريق شورا قابل پيگيري است.

فصل سوم منشا حکومت و مبدا مشروعيت اين سوال را در خود دارد که مشروعيت حاکم اسلامي چگونه تعيين مي شود و نقش بيعت و قبول او از سوي مردم را بررسي مي کند و همچنين به موضوع حق تعيين و انتخاب ولي مي پردازد. اين فصل نيز هرچند کوتاه از حساسيت ويژه اي برخوردار است و به نظر مي رسد مي توانست کامل تر و البته تحليلي تر به موضوع فصل بپردازد.

فصل چهارم با اين عنوان سوالي آغاز شده است که آيا راي شورا براي حاکم اسلامي الزام آور است؟ براي پاسخ به اين سوال دو نظريه مطرح شده است و به مقايسه آنها پرداخته شده و در نهايت نظريه سومي مطرح شده است. در اينجا نيز ردپاي بحث تفاوت ديدگاه شيعه و سني را مي توان مشاهده کرد.

اما در نهايت فصل پنجم با عنوان اعتبار راي اکثريت در مکانيزم تصميم گيري هاي کلان حکومتي مهمترين فصل اين بخش محسوب مي شود. در واقع در اين فصل با مفهومي امروز ي از واژه بيعت مواجه مي شويم و سه نظريه را در اين مورد مي توانيم مشاهده کنيم. اين سه نظريه عبارتند از: مقيد بودن لزوم مشورت به عدم علم حاکم، لزوم مشورت و عدم لزوم تبعيت از اکثريت و نظريه سوم لزوم پيوري از اکثريت. اين فصل را مي توان نزديک ترين مبحث اثر به چالش هاي امروزي موضوع حکومت در اسلام دانست.

در آخرين قسمت کتاب با عنوان خاتمه نيز هشت شبهه مختلف در مورد امر مشورت و شورا از منظر علماي بزرگ ديني مطرح شده و پاسخ هايي به داده شده است. اين بخش مي تواند به عنوان پر کردن خلا هايي که در بخش هاي مختلف کتاب مشاهده مي شود ياري رسان باشد.

در نهايت بايد گفت اين اثر تحقيقي به نسبت هم نوعانش از مزيت ها و کاستي هاي برخوردار است. به عنوان مثال جامع بودن مطالب در عين موجز بودن بيان از جمله ويژگي هاي مثبتي است که در کليت اثر به چشم مي خورد. همچنين نثر ساده و روان و بيان مطالب با ادبياتي واضح که براي قشر وسيعي از مخاطبان قابل فهم است و از درک ابهام جلوگيري مي کند. از طرفي نبايد از نظر دور داشت که اثر از ضعف هاي نيز رنج مي برد. به اعتقاد نگارنده، اثر در مقايسه با قدرت جمع آوري و تطبيق منابع و استفاده ترتيبي از آن ها، از ضعف در تحليل رنج مي برد. به نظر مي رسد مولف هرچند از منابع معتبري استفاده کرده است؛ اما در پايان به آن نتيجه گيري که لازم است نرسيده است و نتيجه گيري را به مخاطب اثر واگذار کرده است. اين شيوه هرچند در آثار ادبي رايج است اما در يک اثر تحقيقي از اشکالات محسوس محسوب مي شود. البته از نظر نبايد دور داشت که همان گونه که پيش از اين نيز ذکر کرديم موضوع اثر موضوعي بسيار ظريف و حساسيت بر انگيز است که همين امر کار کردن روي آن را دشوار مي کند. به خصوص در موارد که در سطح دوم بحث به آن پرداخته مي شود اين حساسيت نمود بيشتري دارد. در اين مورد مي توانيد به مفهوم واژه هايي مثل بيعت نگاه کنيد و نيز به مفهوم راي که با کمي تمايز مي تواند مفهوم امروزي آن باشد و درک شباهت و تمايز اين دو واژه بسيار ظريف است و اگر نگوييم مشکل، به هر حال اين تمايز بسيار مهم و اثر گذار است و نتيجه حاصل از آن مي تواند در کنار ساير پژوهش ها و نتيجه گيري ها بر روابط اجتماعي ( با همان مفهوم ذکر شده ) يک جامعه آثار عميقي بر جاي بگذارد.

به هر حال با تمام اين اوصاف، جايگاه شورا در معارف اسلامي، اثر محمد صادق غلام جمشيدي را بايد اثري در خورد توجه دانست که توانسته در حد نام اثرش کارايي خود را نشان دهد و منبعي باشد براي دانش پژوهان براي ادامه اين بحث و نتيجه گيري هاي دقيق تر. با آرزوي موفقيت براي مولف و شرکت چاپ و نشر بين الملل و حضور موثرتر در عرصه فرهنگ پژوهش.

 

 

دوشنبه 11 مرداد 1389 - 10:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری