شنبه 3 تير 1396 - 16:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

فيلمي درباره بحران ميان‌سالي

 

نگاهي به فيلم «چهل‌سالگي» (عليرضا رئيسيان)

«درباره فيلم»:

دو سال قبل، فريدون جيراني رمان چهل‌سالگي نوشته ناهيد طبا‌طبايي را به عنوان اثري كه مي‌تواند مورد اقتباس سينمايي قرار بگيرد، به عليرضا رئيسيان معرفي كرد. قبل‌تر تهمينه ميلاني،‌ محمدعلي نجفي و رسول صدرعاملي هم قرار بود بر اساس آن فيلمي بسازند كه به دلايل مختلف موفق نشده بودند. رئيسيان ايده رمان و ديدگاه تازه‌اي كه در اين اثر وجود داشت را پسنديد. او با نويسنده به توافق رسيد و حقوق  رمان را خريداري كرد. رئيسيان مي‌خواست فيلم را تا پايان سال 1387 بسازد. ابتدا قرار شد فيلمنامه را كامپوزيا پرتوي بنويسد ولي بعد با فريد مصطفوي صحبت شد كه هر كدام فيلمنامه‌اي در دست نوشتن داشتند. او به مصطفي رستگارپور دانشجوي رشته دكتراي فلسفه كه نويسنده‌اي با استعداد بود و كتاب شعري هم چاپ كرده بود، سفارش نوشتن طرحي بر اساس رمان را داد. دو هفته بعد رستگارپور طرح را نوشت كه تحت تأثير يكي از داستان‌هاي دفتر اول مثنوي «كنيزك و پادشاه» آن را نگاشته بود كه يك سه‌گانه عاشقانه است. طرح او روايتي سيال ميان گذشته و حال داشت. رستگارپور سپس فيلمنامه را بر اساس همين طرح نوشت و چهار بار آن را بازنويسي كرد.

در بهمن 1387 فيلمبرداري آغاز شد و در اوايل اسفند به پايان رسيد. آغاز تجربيات سينمايي رئيسيان و محمود كلاري همزمان و با فيلم جاده‌هاي سرد (مسعود جعفري جوزاني) بود. رئيسيان در جاده‌هاي سرد دستيار كارگردان و كلاري فيلمبردار و تورج منصوري مدير فيلمبرداري بود. محمود كلاري مانند فيلم‌هاي قبلي رئيسيان اين بار در چهل‌سالگي هم مدير فيلمبرداري است. ايرج رامين‌فر كه در ريحانه و پرونده هاوانا طراحي صحنه و لباس را بر عهده داشت در چهل‌سالگي مجدداً با رئيسيان همكاري كرده است. كريستوف رضاعي پيش از آغاز فيلمبرداري قطعاتي براي فيلم نوشت و اجرا كرد كه هنگام فيلمبرداري مورد استفاده قرار گرفتند و سپس موسيقي متن فيلم را با اركستر ليسبون ضبط كرد.

عليرضا رئيسيان درباره فيلم چهل‌سالگي مي‌گويد: «چهل‌سالگي آغاز ميان‌سالي است. خيلي‌ها در اين دوره ياد گذشته مي‌كنند و عشق‌هاي قديمي‌شان را به ياد مي‌آورند و قصه‌ها‌ي‌شان را مرور مي‌كنند و شايد براي بچه‌هايشان بخوانند: روزي پادشاهي در ميان مردم چشمش به دختر جواني افتاد و عاشق او شد. پادشاه تا دختر را به قصرش آورد، دختر بيمار شد. هيچ كدام از طبيب‌هاي شهر نتوانستند بيماري دختر را تشخيص دهند. پادشاه دست به دعا برداشت و در خواب طبيب پيري را ديد و...»

رئيسيان مي‌گويد كه فيلم تازه‌اش قصه آدم‌هايي در حسرت گذشته است و فيلم خاطرات دوران نوجواني و جواني آن‌ها را به زباني سينمايي تعريف مي‌كند. رئيسيان درباره جزئيات موضوع و خط اصلي فيلم مي‌گويد: «اجازه بدهيد بيشتر از اين فيلم را تعريف نكنم و آن را روي پرده سينما تماشا كنيم و ببينيم چه اتفاق‌هايي مي‌افتد. ديدن اين كه سر و شكل داستان روي پرده سينما چگونه خواهد شد، براي بيننده جذابيت بيشتري دارد.»

رئيسيان درباره انتخاب رمان ناهيد طباطبايي براي آخرين اثر سينمايي‌ خود مي‌گويد: «اين قصه امكانات خيلي خوبي براي به تصوير كشيده شدن داشت. در عين حال، نويسنده‌اش هم خانمي خوش‌فكر و متفاوت است. احساس كردم مي‌توان از اين قصه، يك فيلم خوب سينمايي درآورد.» چهل‌سالگي، برداشتي آزاد از اين رمان است.

رئيسيان در اين باره مي‌گويد: «سعي كردم ضمن وفاداري به اصل داستان و شخصيت‌ها، به دليل نوع تصويرسازي، چيزهايي را به قصه كتاب اضافه كنم، نمي‌دانم با انجام اين كار، فيلم به اثر بهتري تبديل شده است يا نه. تا فيلم را روي پرده نبينم، نمي‌توانم بگويم اين تغييرها چطور بوده است.»

عبدالله اسكندري به عنوان يكي از شاخص‌ترين چهره‌هاي تاريخ چهره‌پردازي سينماي ايران كه حضوري مستمر در سينماي ايران و پروژه‌هاي مختلف داشته، معتقد است رئيسيان به خاطر تهيه‌كنندگي و كارگرداني توأمانش در اين كار دست او را باز گذاشته، اما خود كار گريم خاصي را نمي‌طلبيده. عبدالله اسكندري در مورد چهل‌سالگي مي‌گويد: «قبلاً با آقاي رئيسيان در چند فيلم همكاري كرده بودم. در اين فيلم گروه خوب و حرفه‌اي حضور داشت و بازيگرهاي قدرتمندي مثل عزت‌الله انتظامي، محمدرضا فروتن و ليلا حاتمي، گريم‌ها جوان‌ كردن و پير كردن در حد ده پانزده سال بود، اما نكته خاصي نداشت. با آقاي انتظامي در اين فيلم كار كردم كه هميشه از كار كردن با ايشان لذت برده‌ام. خانم ليلا حاتمي كه يادگار علي حاتمي است و با ايشان هم هميشه همكاري خوبي داشته‌ام و ساير بازيگران.»

اسكندري در مورد رابطه گريم و بازيگر مي‌گويد: «مثلاً نقش خانم حاتمي به خودشان نزديك بود و چون صورتش اصولاً كودكانه است راحت مي‌شون سن‌شان را بالا و پايين آورد. من تجربه زيادي در اين كارها (پير و جوان كردن) داشته‌ام وقتي بازيگر خوب باشد به گريم جواب خيلي خوبي مي‌دهد. گريم بايد به كمك بازي بازيگر بيايد. بازيگر خوب وقتي بازي مي‌كند شما گريم را نمي‌بينيد، اما اگر خوب نباشد، گريم هر چقدر هم خوب باشد، لو مي‌رود و قطعاً از هم جدا مي‌شوند، يعني گريم يك حرف و بازيگر حرف ديگري مي‌زند و گريم مزاحم ديد شماي بيننده مي‌شود. شايد اين موارد در فيلم‌هاي معمولي قابل رؤيت نباشد. اما در فيلم‌هاي تاريخي به خصوص ناخودآگاه گريم توي چشم مي‌آيد در كارهاي تاريخي تماشاگر به سرعت مي‌فهمد كه از كجا دارد آزار مي‌بيند خودش مي‌فهمد كه چقدر گريم بد است و از كار جداست. اما در فيلم‌هاي روز و معمولي كه ساخته مي‌شود فقط آدم متخصص مي‌تواند بگويد اين بازيگر به گريم صدمه زده يا برعكس. خيلي از بازيگرهاي ما مثل خانم حاتمي كنار آينه خودشان را با گريم انجام شده هماهنگ مي‌كنند.»

ليلا حاتمي كه بهمن 1387 در بيست و هفتمين جشنواره فيلم فجر جايزه بهترين بازيگر زن را براي فيلم بي‌پولي گرفت. در نقش اصلي چهل‌سالگي بازي مي‌كند. او در فيلم، نقش زن ميان‌سالي به نام نگار تمدن را دارد كه در رشته موسيقي فعاليت مي‌كند و اتفاق‌هاي تازه‌اي زندگي او را متحول مي‌كند. محمدرضا فروتن و عزت‌الله انتظامي، ديگر بازيگران فيلم هستند. در عين حال، چهل‌سالگي شش چهره جديد را هم به سينماي ايران معرفي مي‌كند كه نقش‌هاي مهمي در فيلم دارند. افشين نخعي، مهدي فريمان، شهرام جمشيدي، فرزان اطهري، سهيلا گلستاني و پريا مرداني‌ها، چهل‌سالگي اولين فيلمي است كه رئيسيان به طور مستقل تهيه كرده (موميايي 3، بانوي ارديبهشت و از كنار هم مي‌گذريم را با مشاركت ديگران تهيه كرده) و اين كار را به اين دليل انجام داده تا به گفته خودش به فيلمش و خودش كمك كرده باشد.

«نگاهي به بازيگري فيلم و بازيگرها»:

«فرهاد» (محمدرضا فروتن): فروتن در چهل‌سالگي بازي قابل قبولي دارد. بازي او وقتي با چشمان اشكبار نزد استاد سابقش (انتظامي) مي‌رود و از احتمال بروز بحران در زندگي‌اش مي‌گويد، ديدني است و نشان‌دهنده احساسات عاشقانه‌اي است كه با آمدن رقيب خدشه‌دار شده است. يا وقتي به همكارش در مورد مجازات سنگين سرقت اطلاعات هشدار مي‌دهد. بازي‌اش صلابت ديدني و خوبي دارد. ولي گاه هم بازي فروتن انتظارها را برآورده نمي‌كند. مثل فلاش‌بك‌ها، كه فروتن در آن‌ها نقش جواني عاشق را ربازي مي‌كند حالت شق و رق راه رفتنش وقتي نزد دختر مي‌رود، مي‌خواهد القاكننده ناآشنايي‌اش با قواعد عشق‌ورزي باشد ولي بازي‌اش نمي‌تواند اين حس را به خوبي منتقل كند و اين نوع راه رفتن به نظر ساختگي مي‌آيد.

«نگار تمدن» (ليلا حاتمي): ليلا حاتمي در فيلم بازي متوسطي دارد. وقتي مي‌گويد كه هر روز كه از خواب بلند مي‌شوم همه روزم را از حفظم، بازي‌اش ديدني است و به خوبي سرخوردگي و افسردگي‌اش از زندگي روزمره و حسرتي كه از گذشته بر دلش مانده، را القا مي‌كند. ولي گاه بازي حاتمي نااميدكننده است. مثل صحنه پاياني فيلم كه ويولن مي‌زند. حاتمي با چشمان خيره و حركات سرش و حالت ميان خنده و گريه مي‌خواهد احساساتي متناقض را به تماشاگر انتقال بدهد ولي بازي‌اش در نيامده و نمي‌تواند احساس مورد نظر را كه حالتي ميان غم و شادي است را واقعي و به دور از تصنع به تماشاگر ارائه كند.

«استاد» (عزت‌الله انتظامي): انتظامي در چهل‌سالگي، گاه در لحظات كوتاهي توانايي خود در بازيگري را به رخ مي‌كشد. مثل صحنه‌اي كه ميان خواب و بيداري با فروتن حرف مي‌زند و ميان صحبت، گاه چشمانش بسته مي‌شود. ولي در مجموع نقش «استاد» ظرفيت چنداني براي بروز توانايي‌هاي فروان انتظامي ندارد. آن هم با آن همه نصيحت و شعاري كه در ديالوگ‌هاي انتظامي گنجانده شده است.

«كوروش كيان» (فرزان اطهري): اطهري در چهل سالگي نشان مي‌دهد كه مدل لباسي بودن براي او شغل مناسب‌تري است. ديالوگ‌ها را طوري ادا مي‌كند كه انگار دارد از روي كاغذ مي‌خواند. وقتي از احساس قطعه موسيقي ليلا حاتمي صحبت مي‌كند. لحنش به شدت نچسب و مصنوعي است. او در مجموع داراي بيان مناسبي براي بازيگري نيست همين مسئله باعث شده، بسياري از ديالوگ‌ها را با اغراق ادا كند.

                                                                                                                          

 

 

 

يكشنبه 10 مرداد 1389 - 10:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری