سه‌شنبه 1 مرداد 1398 - 7:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

سه دختر گل‌فروش (مجموعه داستان)

 

سه دختر گل‌فروش (مجموعه داستان)

نوشته مجيد قيصري

انتشارات سوره مهر

چاپ دوم: 1386

اين مجموعه دربرگيرنده بيست و شش داستان كوتاه و يك داستان بلند است. نويسنده در اين مجموعه، به دوران جنگ و پس از آن كه همواره به عنوان دغدغه‌ ذهني و خاطره تلخ و شيرين سربازان جنگ است مي‌پردازد.

اين مجموعه شامل داستان‌هايي با عناوين: بار، بوم غلتون، صلح، ديدگاه، نفر سوم از سمت چپ، ماندگاري، آداب سفر، عطر عربي فردوس، گيرنده شناخته نشد، نيستان، پدر ساكت ما، ماهي آزاد، كرك جواني، لك‌لك‌ها، يك اسم عربي، بنويس تا دير نشده، نقش نعش، برف، مواظب باش، سيب كال، چاپ فوري، يونس بر لب آب، جنگل بلوط، چيزي كه بوده و ديگر نيست، سه دختر گل‌فروش، جنگ بس است و جنگي بود و جنگي نبود، است.

داستان كوتاه «بار» روايت مجروحي است كه بر بالاي كوه مانده است و با كمك يك امدادگر، اسير مجروح عراقي را به آمبولانس مي‌رساند.

همچنين در داستان بوم غلتون، بوم غلتاني در هنگام مرمت جاده در زمين فرو مي‌رود و گور دسته‌جمعي شهيدان با پيكرهايي غيرقابل شناسايي نمايان مي‌شود و مادر راوي داستان همچنان به دنبال جنازه دختر ربوده شده خود مي‌گردد.

مخاطب در آثار قيصري شاهد شليك گلوله نيست. او بيشتر به بيان تأثيرات جنگ در سال‌هاي بعد از آن مي‌پردازد و بازگوكننده مشكلات نسلي است كه به فراموشي سپرده شده‌اند.

ماهي آزاد، داستان كوتاه ديگر اين مجموعه، روايت رزمنده‌اي است كه در جبهه فرمانده بود و پس از جنگ، او را بازخريد يا محترمانه از اداره بيرون كرده‌اند ولي او به عقايد خود پاي‌بند مانده است.

لك‌لك‌ها، ماجراي يك جنگ‌زده است. «يك اسم عربي» داستان يك رزمنده و بافتن كوله‌پشتي امدادش در انبار خانه و كنجكاوي همسرش كه بارها از او درباره خاطراتش سؤال كرده است.

همچنين در داستان «بنويس تا دير نشده» جواني در رماديه اسير مي‌شود و هنگامي كه به او مي‌گويند كه مي‌تواند براي خانواده‌اش نامه‌اي بنويسد هر چه سعي مي‌كند چيزي بنويسد نمي‌تواند و...

در آخر اين مجموعه، داستان بلند جنگي بود و جنگي نبود، در 86 صفحه آمده است كه حسب حال فردي است كه گريزان از خانواده به جبهه مي‌رود و صرفاً به روايت محيط پيرامون خود مشغول مي‌شود. روابط زيباي موجود بين رزمندگان دلبستگي آن‌ها به يكديگر و نماز و راز و نياز و شوخي‌هاي آن‌ها را به تصوير مي‌كشد.

در قسمتي از اين داستان مي‌خوانيم: «آن بيرون، زندگي مثل هميشه، ساكت و آرام، جريان داشت و اما زير سقف راه‌آهن، جلوي باجه‌ها پر بود از سربازها و داوطلبان بي‌امريه و با امريه، آن‌هايي كه از مقصدي دور، شايد جبهه‌هاي غرب، آمده بودند و خوشحال مي‌رفتند مرخصي. از عجول بودنشان مي‌شد فهميد، درست مثل رفتن به زيارت. مسافر زياد بود جا كم. خطي كه مي‌رفت جنوب، شلوغ و هر كي هر كي بود. ميانشان كه مي‌گشتي بعضي‌ها را مي‌ديدي، كسل و دمغ، با صورت‌هاي سه‌تيغه و لباس‌هاي فرم اتو كرده كه بوي ادكلن تندي از آن‌ها ساطع بود. معلوم بود كه باز مي‌گشتند به جبهه، نگاه به خانواده‌هايشان كه مي‌كردي، دلت مي‌گرفت و مي‌ماندي كه اين‌ها مگر به كجا مي‌روند؟»

در اين داستان بلند نويسنده به توصيف شخصيت اصلي داستان و تجربه‌هاي به دست آمده‌اش مي‌پردازد. چيزي كه در ساير داستان‌هاي اين مجموعه نيز هست. در واقع اين داستان به كل داستان‌هاي اين مجموعه مربوط است.

همچنين يونس بر لب آب، به روايت داستاني پسركي مي‌پردازد كه لب رود كارون ماهي مي‌فروشد. يونس از پسركي مي‌خواهد كه او را در كباب كردن ماهي كمك كند اما پسرك مي‌گويد كه او اين كار را نمي‌كند زيرا كه مادرش گفته است درون شكم هر ماهي چند تا پلاك از همان ها كه گردن پدرش بوده است، هست.

در قسمتي از داستان كوتاه «چاپ فوري» مي‌خوانيم: «در اين فكرم كه صداي هق‌هق گريه‌اي كوتاه و زنانه از پشت ديوار به گوشم مي‌رسد. رو مي‌گردانم طرف پنجره، به لبه ديوار، جايي كه جوان دارد طناب‌ها را گره مي‌زند به كتيبه‌ها.

حواسم به جوان است كه چطور روي لبه ديوار پا عوض مي‌كند، راه مي‌رود و تعادلش را حفظ مي‌كند كه صداي مردانه‌اي مي‌گويد: ببخشيد. رو مي‌گردانم طرف صدا»...

مجيد قيصري متولد سال 1345 است و تا به حال هشت مجموعه داستان و رمان با موضوع دفاع مقدس منتشر كرده است. اولين اثر مجيد قيصري در سال 1374 و با عنوان «صلح» منتشر شد و پس از آن مجموعه داستان‌هايي مانند «جنگي بود و جنگي نبود» و طعم باروت و... منتشر شده‌اند.

از سه دختر گل‌فروش، در جشنواره‌ قلم زرين و ششمين دوره كتاب سال شهيد حبيب غني‌پور به عنوان برگزيده، تقدير شد.

همان‌طور كه از آثار قيصري پيداست او نويسندگي را بعد از جنگ مشروع كرده و از تجربياتش در طول دفاع مقدس مي‌نويسد و پس‌زمينه‌هاي اجتماعي جنگ را منظور نظر دارد.

 

 

شنبه 9 مرداد 1389 - 10:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری