پنجشنبه 16 مرداد 1399 - 19:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

حميد اكرمي

 

با سلامي دوباره بر عشق انتظار

 

 

زمان پيوسته در گذر است و عشق همواره در نظر، تا شايد پرده‌هاي عاشق در انتظار در افتاده و ناجي منتظران از قبله‌گاه عشق بدر آيد و آنگاه انتظار اين قبيله عاشق براي هميشه تاريخ به سرآيد. جمله بر اين باوريم كه شهد عدالت تلخي رذالت را مي‌زدايد و حضور مجري عدالت به ظهور منجي ولايت ممكن مي‌گردد و هميشه از اين سؤال غامض پريشانيم كه آيا آن ناجي عالم بشريت قائم آل محمد، صاحب عصر و فاتح زمان كي رخ از نقاب غيبت برون خواهد آورد تا چون خورشيد پرتوافشان عالم گردد. و باز همچنان در برزخ نيامدن و كي آمدن سرگردانيم با اينهمه ما را از بدو تولد شوري عجيب از عشق در شولاي شيدائي‌مان عجين گرديده و بر آن آميختگي پايدار و استوار، تا اكنون در وادي خشكيده زندگي، رنج بي‌محبتي زمان بر سيطره وجودمان گران افتاده و غريو درد و حرمان روح لبريز از انتظارمان را در قبضه آورده است تا در ميان برهوت ماندن و رفتن تنها به دنبال هاله‌اي روح‌بخش از تبلور نور ساطع تو اي ناجي فاتح مي‌گرديم و بر اين اميد برقرار مانده‌ايم كه آنكه بر خواهد آمد، حجت امت مهدي موعود خواهد بود كه وعده ديدارش نسل به نسل بر نوادگان و نتيجه‌ها و نبيره‌ها و نديده‌ها منتقل گرديده تا حتي به اميد وصل و اشتياق ديدار با آرزوي بسيار تا آخرين سوسوي عمر ناپايدار به انتظار باقي بماند و حتي لذت انديشيدن به او براي يك لحظه ديدن الهه خاطر گردد.

از آن عصري كه فصل هجران تو آغاز گرديده بشريت در تزلزل و بي‌ريشگي گرفتار آمد و تعلقات انساني، بستر حوادث بي‌سرانجام گرديد. شايد هر قوم و قبيله به اعتقاد خويش رسم انتظار را به گذار زمان برگزار كنند اما تمامي آن‌ها در نهايت تاريخ و ابديت جهان بر ولايت حضرت مهدي (عج) سر تعظيم و طريق تسليم فرود خواهند آورد كه اسطوره عدالت در مهدويت جهان شمول و عالمگير خواهد شد. تا در زير لواي عدل‌گستر يك ناجي واحد كه همان قائد اعظم و قائم آل محمد است جهانيان به عدل و داد رسند.

بارالها: در اين لحظه‌هاي انتظار سر مي‌نهيم بر قضاي كردگار كه قطعاً مصلحت بندگان در آن نهفته است و تسليم مي‌شويم بر آنچه مقدر است.

ستارا: گرچه جمله مخلوق در عطاي بندگيت شاكرند اما افسوس كه در وانفساي بودن و ماندن آلوده در معاصي‌اند و بي‌آنكه بدانند و بخواهند از اعمال گناه‌آلود خود راضي‌اند با اين همه تمامي چشم طمع به عنايت تو دارند به لطف و مهرباني و بزرگي‌ات سوگند كه ما را به جهت عدم خلوص و غفران در بندگي از رحمت ظهور ولي‌عصر (عج) محروم مفرما، كه اگر چه خواسته يا ناخواسته گنه مي‌كنيم اما تنها عشق و خواست و آرزويمان تعجيل در فرج است و رهايي از حرج، يارب‌العالمين.

 

 تب انتظار

تا دل بيقرار من در پي تو روانه شد

رؤيت چشم مست تو بر نگهم بهانه شد

لاف نمي‌زنم دمي وز تب انتظار تو

تا كه شدي نگار من عشق تو جاودانه شد

غيبت تو براي من حاجت ماندگاري است

اي صنم گريزپا راز غمت فسانه شد

شرح ظهورت اي ولي نيست بيان ساده‌اي

رفتن تو براي من عادت عاشقانه شد

اي تو همه قرار من لذت انتظار من

شادي ديدن رخت نغمه صد ترانه شد

باز نمي‌شود دلم تا كه نظر كند به تو

لذت جستجوي تو عادت هر شبانه شد

بال و پرم شكسته شد از ستم جهانيان

صاحب هر زمان بيا، كز تو جهان نشانه شد

طاقت عاشقان اگر طاق شده عنايتي

بر سر ملك عاشقي تاج گلي شهانه شد

لال شوم اگر شبي، جز تو دعا كنم كسي

سروچمان من بيا كز تو چمن جوانه شد

تا كه زلال سينه‌ام موج وصال مي‌خورد

كشتي نوح از رهي عازم اين كرانه شد

چون سر پر زمهر تو شادي هر جماعت است

باز بيا كه اشك شوق از مژه‌ام روانه شد

 

 

دوشنبه 4 مرداد 1389 - 15:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری