جمعه 1 آذر 1398 - 14:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

داود خسروي

 

فيلم جنايي و روانشناسانه

 

گزارش توليد فيلم «آدم‌كش» ساخته رضا كريمي

 

آدم‌كش به كارگرداني رضا كريمي و فيلمبرداري محمود كلاري با حضور بهارم رادان، مهتاب كرامتي، حامد بهداد، ليلا اوتادي، افسانه‌ بايگان، قطب‌الدين صادقي، شهرزاد كمال‌زاده، سيامك صفري، علي‌اصغر طبسي و فرامرز روشنايي در روز 27 مرداد 1388 در تهران كليد خورد و فيلمبرداري آن آخر مهر ماه به پايان رسيد.

آدم‌كشي مضمون خاصي دارد در فيلم از تعقيب يك موضوع جنايي به يك موضوع روانشناسانه مي‌رسيم. آخرين روزهاي فيلمبرداري آدم‌كش با حضور مهتاب كرامتي،‌ بهرام رادان و ليلا اوتادي جواهرده شهرستان رامسر به پايان رسيده است.

آزيتا موگويي، مجري طرح و مدير توليد آدم‌كش كه فيلمنامه اين فيلم بر اساس ايده‌اي از او نگاشته شده، مي‌گويد: «ايده اوليه حدود چهار سال پيش به ذهنم آمد. ابتدا با رضا كريمي درباره اين ماجرا صحبت كردم و خلاصه‌اي دو سه صفحه‌اي به ايشان دادم و فكر مي‌كردم كه اگر اين ايده پرورش پيدا كند، فيلمنامه جذاب و متفاوتي مي‌توان از آن نوشت به دليل مشغله‌هاي زياد من و ايشان قرار شد در فرصت مناسب فيلمنامه نوشته و توليد شود. سال گذشته با محمدهادي كريمي صحبت شد و ايشان سه نسخه از كار را نوشتند و زحمت زيادي كشيدند و ساختمان اصلي فيلمنامه مديون ايشان است، اما در نهايت فكر مي‌كنم بازنويسي نهايي رضا كريمي روي فيلمنامه، بيشتر به آن چه طرح و ايده من بود، نزديك است. البته در نهايي شدن فيلمنامه‌اي جلوي دوربين رفت، ايده‌ها و نظرات آقاي كلاري نيز خيلي مؤثر بود.» موگويي در پايان مي‌گويد: «من از دهه شصت در اين سينما در دوره‌هاي مختلف و با سمت‌هاي مختلف كار كرده‌ام و در اين ايام فيلمسازي خيلي مشكل‌تر شده، به هزار دليل كه جاي بحث مفصلي مي‌طلبد، اما چيزي كه اهميت دارد اين است كه اين شرايط سخت بايد با آرامش سپري مي‌شود و اميدوار باشي كه فيلم خوب توليد كني. چيزي كه خيلي خيلي اهميت دارد، گروه هماهنگ و همراه را دور هم جمع كردن است. خيلي كم در سينماي ايران اين اتفاق مي‌افتد، اما در اين فيلم به خصوص (آدم‌كش) در اين مقوله يك استثناء شكل گرفت. فكر نمي‌كنم بشود تا اين حد يك گروه همراه و هماهنگ را جمع كرد. همه گروه به شدت حرفه‌اي، اما به شدت دلسوز بودند. تجربه درخشان و خوبي براي من بود كه پشت صحنه خوب و آرامي را بدون تشنج و با روحيه خوب گروه سپري كردم. اين برمي‌گردد به سرگروه‌هاي پروژه يعني كارگردان، مدير فيلمبرداري، طراح صحنه و لباس و... و همه مجموعه كه خوب و هماهنگ عمل كردند. در نهايت بايد بگويم ساخته شدن اين فيلم و فراهم شدن شرايط ايده‌آل براي آن، مديون آقاي محمد پوستي است كه اولين ترجبه مستقل خود را در تهيه فيلم انجام مي‌دادند و واقعاً به اين فيلم فراتر از تجربه اول نگاه كردند و كاملاً حرفه‌اي و سنجيده عمل كردند.»

رضا كريمي تاكنون فيلم‌هاي عشق + 2، هزاران زن مثل من، تب و انعكاس و همچنين مجموعه‌هاي تلويزيوني مرده متحرك، شبي از شب‌ها و فاكتور هشت را مقابل دوربين برده است. او در مورد شروع ساخت آدم‌كش مي‌گويد: «خانم آزيتا موگويي طرحي داشتند كه هم‌زمان با ساخت سريال فاكتور هشت مطرح كردند و آن را براي نوشتن به آقاي دكتر محمدهادي كريمي داديم. پس از اين كه طرح به شكل و شمايلي رسيد، اقدام براي پروانه ساخت كرديم. وقتي فيلمنامه را خواندم سعي كردم با حس و حال و ذهنيات خودم كه از ابتدا روي طرح داشتم، كار را بازنويسي كنم كه پس از چند بار بازنويسي به شكل موجود رسيد.»

كريمي مي‌افزايد: «اين نيت را دارم كه در راه پيشرفت گام بردارم. اصولاً براي هر كاري بايد از تجربه‌هاي قبلي خود استفاده كنيم و من پيوسته سعي مي‌كنم با جمع‌بندي تجربياتم قدم‌هاي بزرگ‌تري بردارم. در مورد اين كار هم سعي كرده‌ام با دقت و حساسيت بيشتري كه به خرج مي‌دهم كار خوبي ارائه دهم، البته قضاوتش با ديگران است كه مي‌ماند موقع اكران فيلم.»

كريمي در مورد انتخاب عوامل مي‌گويد: «طبيعتاً هر كاري را بر اساس اين كه چه آدمي مناسب چه كاري است جلو مي‌بريم، چه در مورد عوامل پشت دوربين و چه بازيگران. با توجه به توانايي‌هاي طرف مقابل و علاقه‌مندي‌هاي خودم و امكانات‌مان عوامل را انتخاب مي‌كنيم. در مورد انتخاب عوامل پشت‌صحنه احساسم اين بود كه مي‌توانند براي اين كار مفيد باشند و الان كه كار تمامش ده، فكر مي‌كنم انتخاب‌هاي خوبي كرده‌ام. در مورد بازيگرها هم طبيعتاً نقش‌هايي را كه داشتيم سعي كردم با انتخاب آدم‌هاي مناسب با توجه به جايگاه حرفه‌اي و توانايي‌هايشان انتخاب كنيم و فكر مي‌كنم مجموعه انتخاب‌ها با توجه به حاصل كار جواب داده است.» كريمي در مورد اين كه آدم‌كش فيلم فيلمنامه است يا كارگرداني مي‌گويد: «فيلم خوب بايد مجموعه اين عوال را داشته باشد سعي مي‌كنم به قصه‌اي برسم كه مطلوب باشد و به فضاي مورد نظرم نزديك و به طور كلي كم‌نقص باشد. قصه‌اي كه ما با آن زندگي كرديم، چيزهايي را مي‌طلبيد كه با توجه به تجربه و توانايي‌ام سعي كردم متناسب با آن كارگرداني و فضاسازي كنم و به نوعي فضاسازي‌اي در كار شود كه متناسب با قصه باشد.»

كريمي در پايان در مورد اين كه نگاهش به ساخت آدم‌كش چگونه است، مي‌گويد: «چند نوع نگاه در فيلمسازي داريم؛ برخي فيلم را صرفاً با نگاه به گيشه و براي تماشاگر عام مي‌سازند و در پي جذب مخاطب هستند كه متأسفانه گاهي به هر روشي سعي در جلب تماشاگر دارند. نوع سينمايي هم وجود دارد كه اصلاً به اين موضوع نظر ندارد و منتقدان و جشنواره‌ها را مد نظر قرار مي‌دهد. نوعي از فيلمسازي هم وجود دارد كه خيلي سخت است، اما هم به مخاطب عام فكر مي‌كند و هم سعي دارد خوش ساخت و خوش فرم باشد. براي من هميشه مخاطب مهم‌تر بوده و سعي مي‌كنم نظرش را جلب كنم، اما به هيچ وجه به شعورش توهين نكنم و حرف و حس تازه‌اي داشته باشم، بر اساس يك اصول كاملاً حرفه‌اي و آبرومند. اما هيچ وقت دنبال اين نيستم كه صرفاً نظر منتقدان را جلب كنم. كارم را در مسير حرفه‌اي خودم انجام مي‌دهم.»

محمود كلاري مدير فيلمبرداري معروف سينماي ايران در مورد حضورش در آدم‌كش مي‌گويد: «مهم‌ترين دليل حضورم در اين كار هماهنگي با زمان خالي كارم بود. درست اولين فيلمي بود كه پس از فيلمبرداري چهل‌سالگي (عليرضا رئيسيان) به من بپيشنهاد شد و مي‌توانست زمان خالي من را پر كند. دومين دليل حضور، خانم موگويي به عنوان مدير توليد بود. از سال‌ها قبل با ايشان آشنا بودم، ولي هيچ وقت فرصت همكاري با او پيش نيامده بود، البته قبل از اين كه ايشان وارد بخش توليد شوند با او همكاري داشتم. دليل بعدي آشنايي با آقاي كريمي و شناخت شخصيت ايشان بود. احساس كردم كه آدم ويژه‌اي است. اصولاً بازي‌هاي مرسوم بسياري از كارگردان‌هاي سينماي ما را ندارد. خيل خودش است و هماني است كه با شما برخورد مي‌كند. پشت و رويي ندارد و به گمان من آدم بسيار شريفي است. اين جور آدم‌ها معمولاً فيلم‌هاي شريفي هم مي‌سازند و فكر كردم با او راحت مي‌توانم كار كنم. احساس كردم مي‌توانم با او به شكلي ارتباطي بسازم كه ذهنيت خاصي براي او به وجود نياورد. همكاري بسيار خوبي داشتيم.» كلاري در ادامه مي‌گويد: «خصوصيت فيلم قبل از اين كه فيلمبرداري شروع شود برايم برملا نبود. بعد از اين كه وارد فيلمبرداري شدم با اين مختصات آشنا شدم. در فيلمنامه نقطه نظرات خودم را راحت و بدون ترديد و دلشوره عنوان كردم و با شناختي كه از كريمي پيدا كردم، متوجه شدم اين نقطه نظرات و پيشنهادات مناسبات من و فيلمساز را به هم نمي‌ريزد. نتيجه خوبي هم گرفتيم و همكاري خوبي داشتيم.»

كلاري در مورد ويژگي‌ فيلمبرداري آدم‌كش مي‌گويد: «ما هيچ كار عجيب و غريبي در اين فيلم نكرديم و فكر كردم به رغم اين كه اين فيلم يك درام روان‌شناختي است، چيز خاص و عجيبي لازم ندارد.»

كلاري در پايان مي‌گويد: «به نظرم آدم‌كش توليد خيلي خوبي داشت و دوران خوب و بي‌دغدغه و بي‌مسئله‌اي را در يك محيط كاملاً‌دوستانه و آرام سپري كرديم. معمولاً حواشي بسياري از فيلم‌ها را نداشت و عوامل جابه‌جا عوض نمي‌شدند و خيلي محيط آرام و شرايط به ساماني داشت فضاي توليد فيلم اجازه مي‌داد همه به كاري كه مي‌خواهند انجام دهند، فكر كنند و كارشان را به خوبي انجام دهند بايد بگويم اين فيلم در اين سال‌ها، از اين منظر براي من يكي از فيلم‌هاي مثال‌زدني است.»

ژيلا مهرجويي طراح صحنه و لباس متبحر سينماي ايران در مورد طراحي صحنه و لباس در آدم‌كش مي‌گويد: «در اين فيلم خيلي ساخت و ساز نداشتيم. به خصوص اين كه آقاي كريمي به خاطر شخصيت‌ها و داستان‌ بيشتر به دنبال لوكيشن‌هاي بودند. مثل ساير فيلم‌ها سعي كرديم لوكيشن‌هاي مناسب را پيدا كنيم كه معمولاً خيلي گران بودند. و آن‌ها كه هزينه كمتري داشتند مورد پسند نبودند. به هر حال با توجه به شرايط لوكيشن‌ها را پيدا كرديم و چيدمان آن‌ها را هم بر همين اساس انجام داديم. در مورد لباس‌ها خيلي علاقمند بودند بنا بر شخصيت‌ها شيك و مناسب باشند. در مورد خانم‌ها با توجه به ويژگي‌هايي ك از نظر فرهنگي و ا جتماعي و اسلامي داريم، سعي كرديم لباس‌هاي مناسبي طراحي كنيم. البته با توجه به داستان زياد تغيير لباس نداشتيم، بيشتر تمركز بر لباس‌هاي آقايان بهداد و رادان بود كه از نظر فرم و مدل متفاوت بودند در نهايت براي طراحي‌ها چشم‌نوازي و كششي كه براي بيننده وجود دارد را در نظر گرفتيم.»

مهرجويي در ادامه مي‌گويد: «شرايط فيلمنامه طوري نبود كه خلاقيت و تفاوت خاصي با ساير فيلم‌هايم داشته باشد مثل گيلانه كه فضايي روستايي داشت، يا خانه‌اي روي آب كه فضايي ذهني داشت، يا آتش سبز كه داراي فضايي تاريخي بود. آدم‌كش فيلمي شهري، به روز و واقع‌گرا است.»

اين طراح باسابقه ادامه مي‌دهد: «چند سالي است كه سينماي ما يك حالت بيمارگونه دارد. يعني از نظر توليد در كل آن قدر دچار مشكلات است كه همه ما را درگير كرده است. در اين چند فيلم اخيرم غير از آتش سبز احساس خلاقيت نمي‌كنم. لوكيشن‌ها وحشتناك‌ گران شده‌اند و گرايشات بيشتر بهسمت برج‌ها رفته است. بيشتر خانه‌هاي قديمي ويران شده، بخشي از مشكلات هم مسائل مالي است. تهيه‌كننده نمي‌تواند براي خانه‌اي شبي چند ميليون بدهد كه ما چند سكانس را در آن خانه بنا به اقتضائات فيلمنامه بگيريم. او هم حق دارد، اما بايد از ابتدا سرمايه مشخصي براي هر كار در نظر گرفت و شرايط و مشكلات عوامل را هم در نظر گرفت. مثلاً در همين آدم‌كش تصورات اوليه من با آن كه در آخر كار تصوير شد خيلي فرق مي‌كرد. دراين كار به دنبال يك آسايشگاه زنان دولتي بوديم. كلي در تهران گشتيم و لوكيشن مورد نظر را پيدا نكرديم. آخر سر در خارج از تهران محلي مناسب براي آنكه خيلي از ايده‌هاي بصري را اجرا كنيم، پيدا كرديم، اما آن قدر مشكل پش آمد كه نشد و در نهايت در لوكيشن نامناسبي فيلمبرداري شد كه نمي‌دانم در تدوين چگونه تصورات ما را به اجرا گذاشته‌اند. مطمئنم آقاي كريمي در مورد بعضي از لوكيشن‌ها ايده‌هاي ديگري داشت كه انجام نشده. ايشان خيلي تلاش كردند از نظر مالي محدوديت ايجاد نكنند، اما اين سينما بيمارتر از اين حرف‌هاست.» مهرجويي در پايان مي‌گويد: «من به عنوان طراح خواسته خاصي ندارد، فقط با توجه به فيلمنامه و صحبت با كارگردان و مدير فيلمبرداري، شرايط و امكاناتي را مي‌خواهم كه كمك به بازگو كردن داستان كند. براي من كه بيش از سي سال است در سينما كار مي‌كنم، اين شرايط قابل تحمل نيست. از من گذشته فقط براي دلم كار كنم. شرايط امروز سينما نه از نظر حسي ارضايم مي‌كند، نه از نظر مالي و كاري. سينما يك مقدار مرا خسته كرده.»

بهروز معاوينان صدابردار با سابقه كه جزو اولين صدابرداران با سابقه كه جزو اولين صدابرداران صحنه در سينماي ايران است، در مورد حضورش در آدم‌كش مي‌گويد: «فيلمنامه كامل نشده بود، اما وقتي خانم موگويي مدير توليد، قصه را برايم تعريف كردند، از موضوع كلي خوشم آمد و توافقم را به ايشان اعلام كردم. فيلمنامه در حال بازنويسي بود كه در آخرين لحظات قبل از فيلمبرداري آن را دريافت كرديم كه الحق بسيار عالي بود. آقاي كريمي نيز بسيار مسلط بود به آن چيزي كه مي‌خواست.»

معاونيان درباره ويژگي‌هاي كار مي‌گويد: «يكي از ويژگي‌هاي اين فيلم ديالوگ با لحن و بيان بسيار حساس است. اگر يك «و» جابه‌جا شود، يك دفعه مي‌تواند همه‌ چيز را عوض كند. چگوگي اجراي آن و ثبت و ضبط‌اش رسالت سنگين و بزرگي روي دوش من و مدير فيلمبرداري، كارگردان به علاوه بازيگرهاي خوب كار بود. فكر مي‌كنم كاملاً توانستيم موضوع را تا جايي كه خودمان را راضي كند به نحو احسن انجام دهيم. البته قضاوت نهايي با مردم است، اما ما خودمان سخت‌گيري كرديم. در مجموع راضي هستم و آدم‌كش يكي از كارهاي خوب من خواهد بود.»

معاوينان در پايان در مورد ويژگي‌ صدابرداري كه به صداگذاري هم آشنايي دارد مي‌گويد: «صدابردار- صداگذار با كارگردان- تدوين‌گر بسيار متفاوت است. بهترين صدابرداري را اگر انجام دهيم، صداگذار بد كار را خراب مي‌كند. به نظرم اگر صدابرداري، صداگذاري نداند، چهل درصد معلومات مورد نيازش را ندارد. من به عنوان صدابرداري كه صداگذاري هم مي‌كند بعضي جاها كه بر فرض دوستان فكر مي‌كنند به خاطر صدا بايد صحنه را تكرار كرد، از اين كار جلوگيري مي‌كنم. مثال‌هاي متعددي وجود دارد كه اين آشنايي باعث صرفه‌جويي در نگاتيو و وقت و... مي‌شود. ما نمي‌توانيم قواعد سينماي هاليوود را بياوريم و فكر كنيم مي‌توانيم جا پاي آن‌ها بگذاريم. ما شرايط سينماي خودمان را بايد بسينجيم.در نهايت به نظرم اگر صدابردار خوب به صداگذاري هم آشنا باشد، خيلي بهتر است.»

ليلا اوتادي بازيگر جوان و خوش آتيه در مورد حضورش در آدم‌كش و نقشش در اين فيلم مي‌گويد: «فكر مي‌كنم فيلمنامه آدم‌كش نگاه خاصي نسبت به فيلمنامه‌هاي ديگر سينماي ما دارد. فيلمنامه آدم‌كش قوي است و وقتي آن را خواندم مثل ديگر دوستان گروه اميدوار بودم كه فيلم خوبي از كار درمي‌آيد كه فكر مي‌كنم اين اتفاق افتاده. همه نقش‌ها در نوع خودشان درخشان بودند. نقش من دختري است كه دچار بحران عشق يكطرفه شده، عاشق همكارش است و ارتباطات و افكارش باعث ايجاد نگراني در او مي‌شود و به طرز مشهودي استرس دارد. خيلي خودش را نمي‌تواند كنترل كند و فكر مي‌كند عشق‌اش دارد از بين مي‌رود. حسي كه اين دختر داشت را در هيچ كدام از فيلم‌هايي كه بازي كرده‌ام، تجربه نكرده بودم.»

اوتادي در مورد نحوه اجراي نقشش مي‌گويد: «آقاي كريمي از اواخر سال گذشته در پروژه ديگري با ايشان آشنا شدم، در مورد اين فيلم با من صحبت كردند تا رسيديم به ساخت فيلم كه ايشان سعي كرديم جلساتي را بگذاريم و ايشان خواسته‌هايشان را از نقش گفتند و من هم تصوراتم را از نقش گفتم و به جمع‌بندي رسيديم و نقش شكل گرفت. احساس مي‌كنم بهترين كاري كه مي‌شود انجام داد، اين است كه وقتي فيلمنامه را مي‌خوانم شمايلي از گذشته، حال و آينده را از شخصيت مجسم كنم  خودم را بگذارم به جاي او و بگويم اگر من بودم چه مي‌كردم؟ بين خودم و نقشم تعامل ايجاد مي‌كنم و آن را به حافظه مي‌سپارم، اما هر روز با آن كلنجار نمي‌روم، فقط موقع اجرا فايل ذهني‌ام را باز مي‌كنم و نقش را بازي مي‌كنم. معتقدم از تكنيك و حس به جاي خودشان بايد استفاده كرد.»

 خلاصه  و گردآوري شده از مجله صنعت سينما (مهدي موسوي)

 

دوشنبه 4 مرداد 1389 - 9:10


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری