دوشنبه 27 آذر 1396 - 14:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان خراسان شمالي

 

انتظار در مکتب شيعه و رسالت منتظران (قسمت پاياني)

 

 وظايف منتظران

در مورد وظايف و تکاليف شيعيان در دوران غيبت، سخن­هاي بسياري گفته شده است و حتّي در بعضي از کتاب­ها، از جمله کتاب مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائم تا هشتاد وظيفه براي منتظران قدوم خاتم اوصيا، حضرت بقية الله (ارواحنا له الفدا) برشمرده شده است.[1] 

 اما از آنجا که تبيين همۀ وظايفي که شيعيان در عصر غيبت بر عهده دارند در اين محدوده نمي­گنجد، به تعدادي از مهم­ترين اين وظايف اشاره مي­کنيم:

ـ شناخت حجّت خدا و امام عصر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف):

اولين و مهم­ترين وظيفه­اي که هر شيعۀ منتظر برعهده دارد، کسب معرفت نسبت به وجود مقدّس امام و حجّت زمان خويش است. اين موضوع تا بدان درجه از اهميت قرار دارد که در روايات بسياري که به طريق شيعه و اهل سنّت از پيامبر گرامي اسلام (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و ائمۀ معصومين (عليهم السلام) نقل شده، آمده است: «هر کس بميرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلي مرده است.»[2] 

و در روايت ديگري که مرحوم کليني از امام محمد باقر (عليه السلام) نقل مي­کند، آمده است: «هر کس در حالي که امامي نداشته باشد، بميرد، مردنش مردن جاهليت است و هر آن که در حال شناختن امامش بميرد، پيش افتادن و يا تأخير اين امر [دولت آل محمد(ع)] او را زيان نرساند و هر کس بميرد در حالي که امامش را شناخته، هم چون کسي است که در خيمۀ قائم (عليه السلام) با آن حضرت باشد.»[3]

توجه به مفاد دعاهايي که خواندن آنها در عصر غيبت مورد تأکيد قرار گرفته است، نيز ما را به اهميت موضوع شناخت حجّت خدا رهنمون مي­سازد؛ چنان که در يکي از دعاهاي معروف و معتبري که شيخ صدوق آن را در کتاب کمال الدين نقل کرده، مي­خوانيم:

«بارالها! خودت را به من بشناسان که اگر خودت را به من نشناساني، پيغمبرت را نخواهم شناخت. بارالها! پيغمبرت را به من بشناسان که اگر پيغمبرت را به من نشناساني، حجّت تو را نخواهم شناخت. بارالها! حجّت خود را به من بشناسان که اگر حجّتت را به من نشناساني، از دينم گمراه مي­گردم. خداوندا! مرا به مرگ جاهليت نميران و دلم را [از حق] پس از آن که هدايتم فرمودي، منحرف مگردان...».[4]

امام صادق (عليه السلام) در مورد کمترين حدّ معرفت امام مي­فرمايند: «کمترين حدّ معرفت به امام، آن است که [بداني] امام مساوي با پيامبر(ع) است مگر در درجۀ نبوت. امام، وارث پيامبر است و همانا اطاعت از او، اطاعت از خدا و رسول خداست و بايد در هر امري تسليم او بود و به سخن و فرمان او عمل کرد...».[5]

مؤلف کتاب ارزشمند مکيال المکارم مراد و مقصود از «معرفت امام» را که در روايت­هاي ياد شده بر آن­ها تأکيد شده است، چنين توضيح مي­دهند:

«بي­ترديد مقصود از شناختي که امامان ما ـ که درودها و سلام­هاي خداوند بر ايشان باد ـ تحصيل آن را نسبت به امام زمانمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) امر فرموده­اند، اين است که ما آن حضرت را آن چنان که هست بشناسيم؛ به گونه­اي که اين شناخت سبب در امان ماندن ما از شبهه­هاي ملحدان و مايۀ نجاتمان از اعمال گمراه­کنندۀ مدعيان دروغين باشد و اين چنين شناختي جز به دو امر حاصل نمي­گردد: اول، شناختن امام (عليه السلام) به نام و نسب، و دوم، شناخت صفات و ويژگي­هاي او، و به دست آوردن اين دو شناخت، از اهم واجبات است».[6]

البته امر دومي که در کلام يادشده بدان اشاره شده، در عصر ما از اهميت بيشتري برخوردار بوده و در واقع اين نوع شناخت است که مي­تواند در زندگي فردي و اجتماعي منتظران، منشأ اثر و تحول باشد، زيرا اگر کسي به حقيقت به صفات و ويژگي­هاي امام عصر (عليه السلام) و نقش و جايگاه آن حضرت در عالم هستي و فقر و نياز خود نسبت به او واقف شود، هرگز از ياد و نام آن حضرت غافل نمي­شود.

نکته­اي که در اين جا بايد در نظر داشت، اين است که شناخت امام زمان (عليه السلام) از شناخت ديگر امامان معصوم (عليهم السلام) جدا نيست و اگر کسي به طور کلّي به شأن و جايگاه ائمۀ هدي(ع) واقف شد، صفات و ويژگي­هاي آنها را شناخت و به مسئوليت خود در برابر آنها پي برد، قطعاً نسبت به امام عصر (عليه السلام) نيز به شناختي شايسته مي­رسد.

بهترين راه براي پي بردن به مراتب و مقامات بلند امامان معصوم (عليهم السلام) شيعه، به طور کلّي و امام عصر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) به طور خاص، مطالعه و تحقيق در کتاب­هايي است که در اين زمينه نگاشته شده است که از جمله مي­توان به کتاب­هاي زير اشاره کرد: الکافي/ محمد ابن يعقوب کليني (ج1، کتاب الحجة)؛ کتاب الغيبة/ محمد ابن ابراهيم نعماني؛ کتاب الغيبة/ ابوجعفر محمد ابن الحسن معروف به شيخ طوسي؛ کمال­الدين و تمام النعمة/ محمد ابن علي ابن الحسين معروف به شيخ صدوق و بحار الانوار/ مولي محمدباقر مجلسي (ج53ـ51). بحمدالله همۀ اين کتاب­ها به فارسي ترجمه شده و در دسترس همگان است.

البته بايد توجه داشت که شناخت و معرفت حقيقي نسبت به حجّت خدا، تنها با مطالعۀ کتاب حاصل نمي­شود و در اين راه بايد از عنايات حضرت حق نيز مدد جوييم و ـ همچنان که در دعايي، که پيش از اين بدان اشاره کرديم، ملاحظه شد ـ از درگاه الهي نيز توفيق شناخت حجّتش را درخواست کنيم، تا بدين وسيله از گمراهي و سرگرداني نجات يابيم. اين موضوع را از روايتي که مرحوم کليني از «محمد ابن حکيم» نقل کرده، مي­توان استفاده کرد. در اين روايت آمده است:

«از ابي عبدالله امام جعفر صادق (عليه السلام) پرسيدم: معرفت ساختۀ کيست؟ فرمود: از ساخته­هاي خداوند است و براي بندگان نقشي بر حصول معرفت نيست.»[7]

شايد بتوان گفت که شناخت نشانه­ها و علائم ظهور نيز يکي از فروع شناخت امام عصر (عليه السلام) است، زيرا شناخت دقيق نشانه­ها و علائم ظهور موجب مي­گردد که انسان فريب مدعيان دروغين مهدويت را نخورد و در دام شياداني که ادّعاي «مهدي»­بودن دارند، نيفتد.

بنابراين بر همۀ منتظران لازم است که پس از شناخت کامل امام عصر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) به مطالعه و شناسايي علائم و نشانه­هاي ظهور نيز بپردازند. براي آشنايي با نشانه­هاي ظهور نيز علاوه بر کتاب­هايي که در بالا بدان­ها اشاره شد، مي­توان به کتاب­هاي زير مراجعه کرد:

نوائب الدهور في علائم الظهور/ سيدحسن ميرجهاني؛ عصر ظهور/ علي کوراني؛ روزگار رهايي/ کامل سليمان، ترجمۀ علي­اکبر مهدي­پور و نشانه­هاي ظهور او/ محمد خادمي شيرازي.

 

 

ـ پيراستگي از بدي­ها و آراستگي به خوبي­ها

وظيفة مهم ديگري که هر شيعۀ منتظر بر عهده دارد، پيراستن خود از خصايص ناپسند و آراستن خود به اخلاق نيکو است، چنان که در روايتي که از امام صادق (عليه السلام) نقل شده، آمده است:

«هر کس دوست مي­دارد از ياران حضرت قائم (عليه السلام) باشد، بايد که منتظر باشد و در اين حال به پرهيزکاري و اخلاق نيکو رفتار نمايد؛ در حالي که منتظر است، پس چنان چه بميرد و پس از مردنش قائم (عليه السلام) به پا خيزد، پاداش او هم چون پاداش کسي خواهد بود که آن حضرت را درک کرده است. پس کوشش کنيد و در انتظار بمانيد، گوارا باد بر شما [اين اجر] اي گروه مشمول رحمت خداوند!»[8]

امام عصر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) نيز با توجه به ناگهاني بودن امر ظهور، همۀ شيعيان را در زمان غيبت به انجام اعمال پسنديده و دوري از اعمال ناپسند فرا خوانده، مي­فرمايند: «پس هر يک از شما بايد آن چه را که موجب دوستي ما مي­شود، پيشۀ خود سازد و از هر آن چه موجب خشم و ناخشنودي ما مي­گردد، دوري گزيند، زيرا فرمان ما به يک باره و ناگهاني فرا مي­رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي کسي سودي ندارد و پشيماني از گناه کسي را از کيفر ما نجات نمي­بخشد.»[9]

موضوع تهذيب نفس و دوري گزيدن از گناهان و اعمال ناشايست، به عنوان يکي از وظايف منتظران در عصر غيبت، از چنان اهميتي برخوردار است که در توقيع شريفه [10]که از ناحيه مقدّسۀ حضرت صاحب الامر (عليه السلام) به مرحوم شيخ مفيد (رضي الله عنه) صادر گرديده، اعمال ناشايست و گناهاني که از شيعيان آن حضرت سر مي­زند، يکي از اسباب و يا تنها سبب طولاني شدن غيبت و دوري شيعيان از لقاي آن بدر منير(ع) شمرده شده است؛ «...پس تنها چيزي که ما را از آنان [شيعيان] پوشيده مي­دارد، همانا چيزهاي ناشايستي است که از ايشان به ما مي­رسد و خوشايند ما نيست و از آنان انتظار نمي­رود.»[11]

بايد توجه داشت که ما تنها زماني مي­توانيم خود را منتظر امام عدالت­گستر و پيرو ايشان بدانيم که در زندگي فردي و اجتماعي خود، راه و روش مورد نظر او را اجرا کنيم. چنان که در نامة اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) خطاب به عثمان ابن حنيف، فرماندار مصر آمده است:

«آگاه باش که هر پيرواي را پيشوايي است که پي وي را پويد و از نور دانش او روشني جويد، بدان که پيشواي شما بسنده کرده است از دنياي خود به دو جامة فرسوده، و دو قرص نان را خوردني خويش نموده. بدانيد که شما چنين نتوانيد کرد. ليکن مرا ياري کنيد به پارسايي و کوشيدن و پاک­دامني و درستي ورزيدن.»[12]

برخي منابع که با مطالعة آنها مي­توان به الگوي مطلوب براي اخلاق و رفتار مورد نظر ائمۀ معصومين (عليهم السلام) دست يافت، عبارتند از:

1. دعاي «مکارم الاخلاق» امام سجاد (عليه السلام): اين دعاي شريف که در صحيفة سجاديه (دعاي بيستم) و در پايان کتاب مفاتيح الجنان شيخ عباس قمي آمده، يکي از بهترين منابع براي شناخت فضايل و رذايل اخلاقي است.

2. دعاي امام زمان (عليه السلام): اين دعا در مفاتيح الجنان نقل شده و با جمله «اَللَّهُمَّ ارزُقنَا تَوفِيقَ الطَّاعَة...» آغاز مي­شود. دعاي يادشده که از امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) نقل شده، از جمله دعاهايي است که مي­تواند به ما تصويري روشن از شيعۀ منتظر ارائه دهد و ما را با انتظارات امام از شيعيانش آشنا کند.

 

ـ پيوند با مقام ولايت

حفظ و تقويت پيوند قلبي با امام عصر (عليه السلام) و تجديد دائمي عهد و پيمان با آن حضرت(ع) يکي ديگر از وظايف مهمي است که هر شيعۀ منتظر در عصر غيبت بر عهده دارد. بدين معنا که يک منتظر واقعي حضرت حجّت (عليه السلام) با وجود غيبت ظاهري آن حجّت الهي هرگز نبايد احساس کند که در جامعه بي­مسئوليت رها شده و هيچ تکليفي نسبت به امام و مقتداي خود ندارد.

اين موضوع در روايات بسياري مورد تأکيد قرارگرفته است که در اين مجال، به برخي از آنها اشاره مي­کنيم:

«در روايتي که از امام محمد باقر (عليه السلام) نقل شده، آن حضرت در تفسير اين کلام خداي تعالي که مي­فرمايد: اي کساني که ايمان آورده­ايد! صبوري کنيد و استقامت ورزيد و از مرزها مراقب نمائيد و از خدا پروا کنيد، باشد که رستگار شويد.[13]بر انجام واجبات صبر کنيد و با دشمنانتان پايداري کنيد و پيوند خود را با امام منتظرتان مستحکم نماييد.»[14]

«همچنين امام صادق (عليه السلام) در روايت ديگري که در تفسير آيۀ مزبور وارد شده، مي­فرمايند: بر واجبات صبر کنيد و يکديگر را بر مصائب به صبر واداريد و خود را بر پيوند با امامان [و ياري آنها] ملتزم سازيد.»[15]

روايات ديگري نيز به همين مضمون از امام جعفر صادق (عليه السلام) و امام موسي کاظم (عليه السلام) وارد شده است که به جهت رعايت اختصار از ذکر آنها خودداري مي­کنيم.[16]

اين که مي­بينيم در روايت­هاي متعددي، امامان ما، شيعيان خود را به تجديد عهد و بيعت با امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) خود سفارش کرده و از آنها خواسته­اند که در آغاز هر روز و حتّي بعد از هر نماز واجب، دعاي عهد بخوانند، همه نشان از اهميت پيوند دائمي شيعيان با مقام عظماي ولايت و حجّت خدا دارد.

يکي از مشهورترين دعاهاي عهد، دعايي است که مرحوم سيد ابن طاووس آن را در کتاب ارزشمند مصباح الزائر به نقل از امام صادق (عليه السلام) روايت کرده و در ابتداي آن آمده است که: «هر کس چهل بامداد خدا را با اين عهد بخواند، از ياوران قائم ما خواهد بود، پس اگر پيش از [ظهور] قائم از دنيا برود، خداوند تعالي او را از قبرش خارج مي­سازد [تا قائم را ياري دهد] و خداوند به شمارۀ هر کلمه [از آن]، هزار حسنه به او هديه کند و هزار بدي را از او برطرف سازد.»[17]

به دليل اهميت و اعتبار مضمون اين دعاي شريف، در اين جا بخشي از آن را نقل مي­کنيم:

«بار خدايا! من در بامداد اين روز و تمام دوران زندگانيم، عهد و عقد و بيعتي را که از آن حضرت برگردن دارم، با او تجديد مي­کنم، که هرگز از آن عهد و بيعت برنگردم و بر آن پايدار بمانم. بار خدايا! مرا از اصحاب و ياران آن حضرت و از مدافعان [حريم مقدّس] او، و شتابندگان در پي انجام مقاصد او، و اطاعت­کنندگان از دستورات و نواهي او، و حمايت­کنندگان از [وجود شريف] او، و سبقت­جويان به سوي خواستۀ او، و شهيدشدگان در حضور او قرار ده.»[18]

دقّت در عبارت­هاي بالا مي­تواند تصويري روشن از مفهوم عهد و پيمان با امام و حجّت زمان به ما ارائه دهد.

آيا اگر هر شيعۀ منتظر در آغاز هر روز با حضور و توجه، چنين عهد و پيماني را با امام و مقتداي خود تجديد نمايد، هرگز به رکود، ذلّت و خواري و ظلم و بي­عدالتي تن خواهد داد؟ آيا هرگز حاضر خواهد شد که به رضاي مولي و سرور خود بي­اعتنايي کند و تن به گناه و معصيت دهد؛ مسلماً خير.

بدون هيچ ترديدي اگر در جامعه­اي چنين فرهنگي حاکم شود و همه تنها در پي رضايت امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) خود باشند، آن جامعه هرگز دچار بحران فرهنگي، از خود بيگانگي، يأس و نوميدي و انحطاط نخواهد شد. اين نکته نيز مسلم است که اگر همۀ شيعيان با همدلي و همراهي دست بيعت و ياري به سوي مولي و سرور خود دراز کنند و بر نصرت او متفق شوند، ديري نخواهد پاييد که فرج مولايشان را درک خواهند کرد و براي هميشه از ظلم­ها و ذلّت­ها رهايي خواهند يافت. چنان که در توقيع شريفي که پيش از اين نيز به بخشي از آن اشاره شد، آمده است:

«اگر شيعيان ما، که خداوند آنان را در اطاعتش ياري دهد، در وفاي پيماني که از ايشان گرفته شده يکدل و مصمم باشند، نعمت لقاي ما از آنان به تأخير نمي­افتد و سعادت ديدار ما براي آنها، با معرفت کامل و راستين نسبت به ما تعجيل مي­گردد.»[19]

شيعيان منتظر علاوه بر دعاي عهد مي­توانند با بهره­گيري از دعاها و زيارت­هاي ديگري که مرتبط با امام عصر(عج) است، پيوند و ارتباط دائمي خود را با آن امام برقرار سازند که از آن جمله مي­توان به دعاي ندبه، دعاي فرج، دعاي زمان غيبت، استغاثه به امام زمان (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) زيارت آل­ياسين، زيارت امام عصر(عج) در روز جمعه، نماز امام زمان(عج) و... اشاره کرد. دعا به امام زمان(عج) در قنوت و تعقيب نمازهاي پنج­گانه نيز مي­تواند در ايجاد ارتباط و اُنس بيشتر با آن حضرت مؤثر باشد.[20] چشم­انتظاران امام عصر(عج) همچنين مي­توانند با حضور در مساجد و مکان­هاي مقدّسي که منسوب به امام عصر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) است، همچون مسجد مقدّس جمکران در قم، مسجد مقدّس سهله در نجف اشرف، سرداب مقدّس سامرا و... پيوند خويش را با آن حضرت روز به روز مستحکم­تر نمايند.

 

ـ کسب آمادگي براي ظهور حجّت حق(ع)

يکي ديگر از وظايفي که به تصريح روايات، در دوران غيبت بر عهدۀ شيعيان و منتظران فرج قائم آل محمد (صلّي الله عليه و آله و سلّم) است، کسب آمادگي­هاي نظامي و مهيا کردن تسليحات مناسب هر عصر براي ياري و نصرت امام غايب(عج) است. چنان که در روايتي که نعماني از امام صادق (عليه السلام) نقل کرده، آمده است: «هر يک از شما بايد براي خروج حضرت قائم (عج) [سلاحي] مهيا کند. هر چند که يک تير باشد، خداي تعالي هرگاه بداند کسي چنين نيتي دارد، اميد آن است که عمرش را طولاني کند تا آن حضرت را درک کند [و از ياران و همراهانش قرار گيرد]».[21]

در روايت ديگري مرحوم کليني از امام ابوالحسن [موسي کاظم ( عليه السلام)] نقل مي­کند که: «...هر کس اسبي را به انتظار امر ما نگاه دارد و به سبب آن دشمنان ما را خشمگين سازد، در حالي که او منسوب به ماست، خداوند روزي­اش را فراخ گرداند، به او شرح صدر عطا کند، او را به آرزويش برساند و در رسيدن به خواسته­هايش ياري کند».[22]

همچنين مرحوم کليني در کافي از «ابوعبدالله جعفي» روايتي را نقل مي­کند که توجه به مفاد آن بسيار مفيد است: «حضرت ابوجعفر محمد ابن علي (امام باقر) به من فرمودند: منتهاي زمان مرابطه (مرزداري)[23] نزد شما چند روز است؟ عرضه داشتم: چهل روز. فرمودند: ولي مرابطه ما مرابطه­اي است که هميشه هست».[24]

علامه مجلسي در شرح اين فرمايش امام (عليه السلام) مي­فرمايد: «بر شيعيان واجب است که خود را بر اطاعت امام بر حق و انتظار فرج او ملتزم سازند و براي ياري نمودنش مهيا باشند».[25]

شيخ محمدحسن نجفي نيز در کتاب جواهر الکلام در شرح روايت مزبور مي­فرمايد: «مرابطه در اين روايت به معناي ارادۀ انتظار فرج در تمام ساعات شبانه روز است، همچنان که در بعضي از روايات نيز به اين معنا اشاره شده است، نه مرابطه مصطلح در فقه».[26]

شايد بتوان گفت که کلام صاحب جواهر نيز در نهايت به همان کلام علامه مجلسي بر مي­گردد که فرمود: «مرابطه در روايت مزبور به معناي آمادگي و مهيا بودن براي ياري امام منتظر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) است».

رمز اين که شيعه بايد هر لحظه آمادۀ ياري امام خود باشد اين است که زمان ظهور براي ما مشخص نيست و هر آن، که ارادۀ خداوند تعلّق گيرد، ممکن است ظهور واقع شود. بنابراين شيعيان بايد همواره در حال آماده­باش به سر برند، تا در موقع لزوم به فرمان امام خود براي مقابله با مستکبران و ظالمان جهان به پا خيزند.

با نگاهي به تاريخ شيعه مي­توانيم به عمق باور مردم به موضوع ظهور و آمادگي هميشگي آنها براي اين موضوع پي بريم. «ابن بطوطه» در سفرنامه خود مي­نويسد: «ندبة شيعيان حله براي امام زمان(عج)... در نزديکي بازار بزرگ شهر، مسجدي قرار دارد که بر در آن، پردۀ حريري آويزان است و آن جا را «مسجد صاحب الزمان(عج) مي­خوانند.

شب­ها پيش از نماز عصر، صد مرد مسلّح با شمشيرهاي آخته... اسبي يا استري زين کرده مي­گيرند و به سوي مسجد صاحب الزمان(عج) روانه مي­شوند. پيشاپيش اين چارپا، طبل و شيپور و بوق زده مي­شود. ساير مردم در طرفين اين دسته حرکت مي­کنند. و چون به مسجد صاحب الزمان(عج) مي­رسند، در برابر در ايستاده و آواز مي­دهند که: بسم الله، اي صاحب الزمان(عج) بسم الله، بيرون آي که تباهي روي زمين را فراگرفته و ستم فراوان گشته، وقت آن است که برآيي، تا خدا به وسيلۀ تو حق را از باطل جدا گرداند...، و به همين ترتيب به نواختن بوق و شيپور و طبل ادامه مي­دهند تا نماز مغرب فرا رسد.»[27]

بايد توجه داشت که نحوة آمادگي و مهيا بودن براي ظهور بستگي به شرايط زمان و مکان دارد و اگر در بعضي از روايات سخن از آماده کردن اسب و شمشير براي ظهور ولي امر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) به ميان آمده و براي آن فضيلت بسيار برشمرده شده است؛ به اين معنا نيست که اينها موضوعيت دارند، بلکه با قدري تأمل روشن مي­شود که ذکر اين موارد تنها به عنوان تمثيل و بيان لزوم آمادگي رزمي براي ياري آخرين حجّت حق است و مسلماً در اين عصر بر شيعيان لازم است که با فراگرفتن فنون رزمي و مسلّح شدن به تجهيزات نظامي روز، خود را براي مقابله با دشمنان قائم آل محمد(عج) آماده سازند. البته در حال حاضر به دليل حاکميت دولت شيعي و حکومت فقيه جامع­الشرايط بر سرزمين اسلامي ايران، اين وظيفه در درجۀ اول بر عهدۀ حکومت اسلامي است که در هر زمان قواي مسلّح کشور را در بالاترين حدّ آمادگي نظامي قرار دهند تا به فضل خدا در هر لحظه که ارادۀ الهي بر ظهور منجي عالم بشريت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) قرار گرفت، بتوانند به بهترين نحو در خدمت آن حضرت باشند.

 

ـ ارتباط با فقها و مراجع تقليد

ما از يک سو مي­دانيم که در دوران غيبت هيچ يک از احکام اسلام تعطيل نشده و بايد تا آمدن امام عصر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) به همۀ آن چه اسلام از ما خواسته است، عمل کنيم. و از سوي ديگر مي­دانيم که امکان دسترسي به امام معصوم(ع) و فراگرفتن مستقيم احکام دين از ايشان، براي ما وجود ندارد. حال در اين شرايط چه بايد کرد؟ آيا دست روي دست بگذاريم و به هيچ يک از احکام اسلام عمل نکنيم، يا به هر آن چه خود احتمال مي­دهيم درست باشد، عمل کنيم؟ قطعاً هيچ يک از اين دو راه ما را به مقصود نمي­رساند. اما آيا امامان معصوم (عليهم السلام) فکري براي شيعيان خود در زمان غيبت نکرده­اند؟

در پاسخ اين پرسش بايد گفت که: ائمۀ اطهار (عليهم السلام) تکليف ما را در زمان غيبت و عدم دسترسي به امام معصوم(ع) مشخص کرده و به ما امر فرموده­اند که به فقهاي جامع­الشرايط مراجعه کنيم. چنان که در روايتي که امام حسن عسکري (عليه السلام) از امام صادق (عليه السلام) نقل مي­کند، چنين مي­خوانيم: «...اما هر يک از فقها که نفس خود را بازدارنده، دين خود را نگهدارنده، هواي خود را پس­زننده و اوامر مولاي خود را اطاعت­کننده بود، بر عوام (مردم) لازم است که از او پيروي کنند و تنها بعضي از فقهاي شيعه هستند که از اين صفات برخوردارند نه همۀ آنها».[28]

امام عصر(عج) نيز در يکي از توقعيات خود در پاسخ اسحاق ابن يعقوب مي­فرمايند: «...و اما در رويدادهايي [که در آينده] پيش مي­آيد، به راويان حديث ما مراجعه کنيد، زيرا آنها حجّت بر شما هستند و من حجّت خدا بر ايشان».[29]

چنان که مي­دانيد در طول شصت­ونُه سال غيبت صغري، يعني از سال 260 تا 329هـ.ق، چهار تن از بزرگان شيعه، به عنوان «نواب خاص» واسطۀ بين امام مهدي (عليه السلام) و مردم بودند. آنها پرسش­هاي علما و بزرگان شيعه، و حتّي برخي از مردم معمولي را با آن حضرت مطرح مي­کردند و ايشان نيز پاسخ آنها را مي­دادند. اما با پايان دوران غيبت صغري و آغاز دوران غيبت کبري، ديگر کسي به عنوان نايب خاص معرفي نشد و مردم موظّف شدند براي يافتن پاسخ پرسش­هاي ديني خود، به راويان احاديث اهل بيت (عليهم السلام) که همان فقهاي جامع­الشرايط بودند، مراجعه کنند. از آن زمان به بعد فقها به عنوان نواب عام امام عصر(عج) مطرح شدند و رسالت هدايت شيعه را در عصر غيبت برعهده گرفتند.

بنابراين بر همۀ منتظران امام عصر(عج) لازم است که بنا به فرمودۀ امامان خود با پيروي از فقها و مجتهدان واجد شرايط، اعمال ديني خود را انجام دهند. در زمينۀ امور اجتماعي و سياسي نيز وظيفۀ مردم، اطاعت از فقيهي است که از سوي بزرگان شيعه به عنوان «ولي فقيه» انتخاب شده است.

 

ـ دعا براي تعجيل فرج

يکي از وظايف مهمي که بنا به تصريح حضرت صاحب الامر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) بر عهدة همة منتظران گذاشته شده، دعا براي تعجيل فرج است.

امام عصر(عج) در توقيعي که خطاب به اسحاق ابن يعقوب صادر شده، مي­فرمايند: «براي تعجيل فرج، بسيار دعا کنيد که فرج شما همان است».[30]

امام حسن عسکري ( عليه السلام) نيز دعا براي تعجيل فرج را شرط رهايي از فتنه­هاي دوران غيبت دانسته،       مي­فرمايند: «به خدا سوگند [او] غيبتي خواهد داشت که در آن تنها کساني از هلاکت نجات مي­يابند که خداوند آنها را بر قول به امامتش ثابت­قدم داشته و در دعا براي تعجيل فرجش موفّق کرده است».[31]

 دعا براي تعجيل فرج از چنان اهميتي برخوردار است که امام صادق (عليه السلام) مي­فرمايند: «هر کس بعد از نماز صبح و نماز ظهر بگويد: خداوندا! بر محمد و خاندان او درود فرست و در فرج ايشان تعجيل کن» نميرد تا قائم را دريابد».[32]

در روايات ديگري نيز آمده است: «هر کس چنين کند خداوند شصت حاجت او را برآورده مي­سازد؛ سي حاجت از حوائج دنيا و سي حاجت از حوائج آخرت».[33]

بنابراين همۀ شيعيان بايد در طول شبانه روز، در اوقات نماز و در همۀ ايامي که در آنها دعا سفارش شده، دعا براي تعجيل فرج را به عنوان يک تکليف و وظيفۀ مهم عصر غيبت فراموش نکنند. بلکه اين دعا را بر همۀ دعاهاي خود مقدّم کنند تا خداوند به برکت اين دعا، آنها را از همۀ فتنه­ها و آشوب­هاي زمان غيبت در امان نگه دارد و همۀ گرفتاري­ها و غم و غصه­هاي آنها را برطرف سازد.

 

ـ بزرگداشت ياد و نام حضرت مهدي(عج)

مؤمنان بايد نام همۀ معصومين (عليهم السلام) را بزرگ بدارند و جز با تعظيم و احترام از آنها ياد نکنند، اما در اين ميان، امام مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) جايگاه و شأن ويژه­اي دارند، زيرا:

1. ايشان امام عصر و زمان ما و حجّت حي و حاضر و ناظر خداوند هستند؛

2. آن حضرت وارث همۀ فضايل و شايستگي­هايي هستند که در خاندان رسالت وجود داشته است؛

3. آن امام، احياکنندۀ مکتب اهل بيت (عليهم السلام) بلکه احياکنندۀ دين و دين­باوري در سراسر جهان هستند؛

4. ايشان، در بين امامان پيش از خود نيز از جايگاه ويژه­اي برخوردار بودند. تا آن جا که امام صادق(ع) در پاسخ کسي که از ايشان مي­پرسد: «آيا قائم(عج) متولّد شده است؟» مي­فرمايند: «خير، اما اگر او را دريابيم در همۀ ايام زندگاني­ام خدمت­گزارش خواهم بود».[34]

اما بزرگداشت ياد و نام امام مهدي(عج) مصاديق مختلفي دارد که ما در اين جا به برخي از آنها اشاره مي­کنيم:

الف) برپاخاستن به هنگام شنيدن نام­هاي آن حضرت (عليه السلام)

بر همۀ ارادتمندان حضرت مهدي(عج) لازم است که به هنگام شنيدن نام­ها و القاب آن حضرت، به ويژه نام مبارک «قائم(عج)» از جا برخيزند و نسبت به امام خود، اداي احترام کنند.

روايت شده است: «روزي در مجلس حضرت صادق (عليه السلام) نام مبارک حضرت صاحب الامر(عج) برده شد، امام ششم به منظور تعظيم و احترام نام آن حضرت، از جاي خود برخاسته و قيام فرمودند».[35]

همچنين نقل شده است: «زماني که دعبل خزاعي قصيدۀ معروف خود در وصف اهل بيت(ع) را در پيشگاه امام رضا(ع) مي­خواند، آن امام با شنيدن نام حضرت حجّت(عج) از جاي بر مي­خيزد و دست خود را به نشانۀ تواضع بر سر مي­گذارد و براي تعجيل در فرج آن حضرت دعا مي­کند».[36]

برخاستن به هنگام شنيدن نام امام مهدي(عج) مي­تواند به معناي اعلام آمادگي براي ياري و نصرت آن حضرت و همچنين اعلام درک حضور و شهود آن حضرت باشد.

 

ب) نکوداشت روزهاي منسوب به آن حضرت(ع)

شيعيان بايد در روزهايي مانند اعياد چهارگانۀ اسلامي (مبعث، فطر، قربان و غدير) و جمعه، شب و روز نيمۀ شعبان به طور ويژه به ياد امام غايب خود باشند و با خواندن زيارت آن حضرت(ع) و خواندن دعاهايي مانند دعاي ندبه، عهد، فرج و... پيمان خود را با امامشان تجديد کنند.

 

ج) آغاز کردن هر روز با سلام به پيشگاه آن حضرت(ع)

منتظران امام مهدي(عج) بايد که در آغاز هر روز و در تعقيب نماز صبح، سلام به مولاي خود را فراموش نکنند و بسته به فرصت و وقتي که دارند، با يکي از زيارت­هاي وارد شده و يا دعاي عهد به امام خود عرض ارادت کنند تا هرگز ياد و نام آن حضرت از دل­هايشان زايل نگردد.

با توجه به آن چه گفته شد، اگر بخواهيم مفهوم انتظار در مکتب تشيّع را در چند جمله بيان کنيم، مي­توانيم بگوييم که انتظار در مکتب تشيّع، حالت انساني­اي است که ضمن پيراستن وجود خويش از بدي­ها و آراستن آن به خوبي­ها، در ارتباطي مستمر با امام و حجّت زمان خويش، همۀ همّت خود را صرف زمينه­سازي ظهور مصلح آخر الزمان(ع) نموده و در جهت تحقق وعدۀ الهي نسبت به برپايي دولت کريمۀ اهل بيت (عليهم السلام) با تمام وجود تلاش مي­کند.

 

نقش سازندۀ انتظار

انتظار منجي موعود از سويي عاملي براي پايداري و شکيبايي در برابر سختي­ها و مشکلات عصر غيبت، و از سوي ديگر عاملي براي پويايي، تحرک و آماده­باش هميشگي شيعيان است. بر اساس تعاليم ائمۀ معصومين (عليهم السلام) منتظر، بايد هر لحظه آمادۀ ظهور باشد و زندگي خود را چنان سامان دهد که هر زمان ارادۀ خدا به ظهور تعلّق گرفت، بتواند با سربلندي در پيشگاه حجّت خدا حاضر شود. آن چه دربارة نقش سازندۀ انتظار گفته شد، تنها زماني مفهوم خود را به درستي باز مي­يابد که بدانيم در مذهب شيعه «منجي موعود» تنها به عنوان انسان برتري که در آخر الزمان زمين را از عدالت پُر مي­سازد و انسان­هاي در بند را رهايي مي­بخشد، مطرح نيست؛ بلکه در اين مذهب او به عنوان تداوم­بخش رسالت انبيا(ع)، وارث اولياي الهي(ع) و در يک کلام، «حجّت خدا» بر روي زمين نيز مطرح است.[37]

به اعتقاد شيعه، حجّت خداوند بر روي زمين، از طرفي دليل و راهنماي آشکار مردم به سوي صراط مستقيم و از طرف ديگر، ملاک و معياري است که انسان­ها مي­توانند با رجوع به او، ميزان انطباق خود را با دين خدا بسنجند.

با توجه به اين مفهوم، آن که در انتظار ظهور حجّت است، خود را مکلّف مي­کند تا همۀ مناسبات فردي و جمعي­اش، انعکاس انتظارش باشد. به بيان ديگر، تنها کساني در زمان «ظهور» سربلندند که در زمان «غيبت» در جهت تأمين رضايت مولايشان تلاش کرده باشند.

اين معنا را به صراحت مي­توان از قرآن کريم و روايات شريف استفاده کرد. در يکي از آيات قرآن کريم آمده است: «...روزي که برخي نشانه­هاي پروردگارت آشکار شود، براي کسي که قبلاً ايمان نياورده و يا در ايمان خويش عمل خيري فراهم نکرده باشد، ايمان آوردنش سودي ندارد. بگو: منتظر باشيد، ما نيز منتظريم».[38]

در ذيل آية شريفۀ يادشده، روايات متعددي به طريق شيعه و اهل سنّت نقل شده که در آنها «روزي که برخي نشانه­هاي خدا آشکار شود» به زمان ظهور حضرت مهدي (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) تفسير شده است.[39]

از جمله در روايتي که از امام صادق (عليه السلام) در تفسير آية مزبور وارد شده، چنين آمده است: «مراد از نشانه­ها، امامان هستند و آن نشانه­اي که انتظار کشيده مي­شود، قائم است. در آن زمان، ايمان کسي که پيش از قيام آن حضرت با شمشير، ايمان نياورده براي او سودي نخواهد داشت، اگر چه به پدران آن حضرت که پيش از او بودند، ايمان آورده باشد».[40]

امام صادق(ع) در روايت ديگري، آية يادشده را چنين تفسير مي­فرمايند: «[مراد از آن روز] زمان خروج قائم ماست که انتظارش کشيده مي­شود»، آنگاه فرمودند: «اي ابا بصير! خوشا به حال پيروان قائم ما که در زمان غيبت او چشم به راه ظهور اويند و در زمان ظهورش، او را پيروي مي­کنند. آنها دوستان خدا هستند که نه بيمناک مي­شوند و نه اندوهگين مي­گردند».[41]

در زيارت «آل ياسين» نيز که از ناحية مقدّسة امام عصر(عج) نقل شده، با اشاره به آية مذکور، خطاب به ائمۀ معصومين (عليهم السلام) آمده است: «...رجعت شما [امامان] حق است و هيچ ترديدي در آن نيست، روزي که ايمان کسي که پيش از آن ايمان نياورده يا به هنگام ايمان کار نيکي انجام نداده است، براي او سودي نخواهد داشت».[42]

با توجه به اين نکته که «رجعت» از رويدادهاي مقارن با عصر ظهور امام مهدي (عليه السلام) است؛ به روشني مي­توان نتيجه گرفت که آيۀ يادشده نيز در زمان ظهور تحقق مي­يابد.

نکته­اي که از آيه و روايات يادشده استفاده مي­شود، اين است که هر کس بايد تا پيش از آشکار شدن حجّت خداوند، چنان زندگي کند و خود و جامعه­اش را چنان بسازد که بتواند به هنگام ظهور در پيشگاه آن حضرت(ع) پاسخ­گو باشد، چرا که در آن زمان، ديگر توبه و پشيماني سودي ندارد.

در روايتي که پيش از اين از حضرت صاحب الامر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) نقل کرديم، ديديم که آن حضرت دربارۀ وظايف شيعيان در زمان غيبت مي­فرمايند: «پس هر يک از شما بايد آنچه را که موجب دوستي ما مي­شود، پيشۀ خود سازد و از هر آن چه که موجب خشم و ناخشنودي ما مي­گردد، دوري گزيند، زيرا فرمان ما به يک باره و ناگهاني فرا مي­رسد و در آن زمان توبه و بازگشت براي کسي سودي ندارد و پشيماني از گناه، کسي را از کيفر ما نجات نمي­بخشد.»

با توجه به آنچه گفته شد، در مي­يابيم که انتظار «حجّت»، انتظاري است زنده و پويا که در لحظه لحظۀ حيات آدمي، جاري مي­شود و زندگي فردي و اجتماعي او را متحول مي­سازد.

 

 نتيجه­گيري

«انتظار» واژه­اي آشناست که تجلّي يکي از بزرگ­ترين دگرگوني­ها را به همراه دارد، دگرگوني براي آن عده از افراد که بي­صبرانه در اقيانوس متلاطم زندگي، سفينة نجات را مي­طلبند تا با تنها ناخداي کشتي حق و عدالت، به سرزمين خوشبختي­ها قدم گذارند. در همان سرزميني که صلح، صفا، برابري، برادري، امنيت، رفاه، آسايش و... حاکم باشد. در واقع افرادي مي­توانند مسافران کشتي نجات باشند که در تزکية روح، تهذيب نفس و به انجام فرايض ديني مقيّد باشند و براي رسيدن به آن شايستگي لازم، سعي و تلاش بسيار کرده تا افتخار مصاحبت و همنشيني با آن بزرگ­منجي دو عالم، حضرت مهدي موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) را به دست آورده و به ديدار آن حضرت، مفتخر گردند.

اصولاً انسان «منتَظِر» پس از اصلاح خود، بايد به تهيۀ مقدمات و شرايطي بپردازد که در سايه­اش بتوان بر دشمنان غلبه داشت و هر منتظري که در سايه­اش بتوان بر دشمنان غلبه داشت و هر منتظري که در انتظار به سر مي­برد بايد به شوق ديدار امام زمانش سعي کند و همچنين در رکاب امام عصر بودن، برايش افتخاري بس عظيم باشد، در چنين شرايطي بايد براي رسيدن به مقصد بسيار فعاليت داشت و در مقابل نابساماني­ها مقاومت کرد، در همين رابطه حضرت مهدي موعود (عليه السلام) خطاب به دوستان توصيه کرده و فرموده­اند: «بايد با توکل به خدا براي من تلاش کنيد و ايستادگي داشته باشيد و اين را بدانيد، استقامت در اين مسير و دوران پُرگناه و ظلم و جور، از هزار بار شمشير زدن در جنگ­هاي جدّم حضرت پيامبر(ص) باارزش­تر است.»

 به واقع انتظار در عصر غيبت، آزمايشي سرنوشت­ساز را در بردارد تا افراد صالح شناخته شوند و به ديدار آن يار غايب، افتخار يابند. براستي:

ديدار يار غايب، داني چه سود دارد؟              چون ابر در بيابان بر تشنه­اي ببارد

 تعجيل فرج براي امامي که حمايت از ولايت ايشان بر شيعيان واجب مي­باشد چنان که در روايات بي­شماري اشاره شده است، به کس و کساني که در فرمانبرداري از خداوند، رسول اکرم (صلّي الله عليه و آله و سلّم) و پذيرش ولايت اهل بيت پيامبر (عليهم السلام) پيشي مي­گيرند، اجر و پاداش ايشان مانند اجر هزار شهيد از شهداي بدر و اُحد است و از ايشان به عنوان صدّيق ياد مي­شود و حيات چنين افرادي عين سعادت و مرگشان همچون بودن در رکاب فرمانده و حجّت بر حقّ خدا حضرت مهدي موعود (عجّل الله تعالي فرجه الشريف) است.

فرماندهي که به منتظرانش چنين دستور داده و در احاديث ذيل فرموده­اند: «پس هر يک از شما بايد به آنچه که بوسيله­اش به دوستي ما نزديک مي­گردد، عمل کند و آنچه از جانب او، ما را به خشم و ناراحتي نزديک نمايد، دوري کند؛ زيرا فرج ما آني و ناگهاني پديدار مي­شود.»[43]

 باشد به اميد حق، ما شيعيان! ما جان­نثاران! ما منتظران حضرت ولي عصر و زمان! به درک عنايات سرورمان حضرت مهدي(ع) پي برده و با انجام نيکوترين اعمال، محبّت آن حضرت را در حدّ منزلت و شأن آن بزرگوار جبران نماييم و با تلاش، ايثار و جلب رضاي خالق، مسير پُرفراز و نشيب فرج را اصلاح کرده تا در ساية متحد شدن ما امّت، انتظار به پايان رسد و ان­شاءالله تحت حمايت برترين خلق خدا، ادامة حيات دهيم.

 واژة «انتظار» همانا! انديشه­اي مقدّس است که باري فرد منتظر مسئوليت را همراه با تلاش و فعاليت به مقصد رسيدن به مقصود رقم مي­زند و او را به جهاد اصغر و جهاد اکبر ترغيب مي­نمايد. 

انتظار فرج يعني: آماده کردن خود در ساية نيتي خالص، اعمالي شايسته، خُلقي نيکو براي رويارويي با شرايطي جديد و پذيرفتن مسئوليتي بزرگ زير چتر تقوي است؛ زيرا پس از وقوع رستاخيز صغري، شرايط نويني بر جهان حاکم خواهد شد و اگر منتَظِر خود را به نوعي آماده کند که در آن شرايط دوام آورده و به عنوان فردي معتقد در صحنه باقي بماند، بدون شک موفقيت و مجاهدت وي مي­تواند چشمگير باشد و در اين باره نقل شده است: «مَثَل رستاخيز (امام مهدي) مَثَل قيامت است که شما را ناگهاني در برمي­گيرد و جز خداوند، کسي   آن را آشکار نمي­سازد.»[44]

در همين رابطه مرويست: «مؤمنان حقيقي نجات خواهند يافت، همانان که عمر و حيات خود را در ساية اطاعت و فرمانبرداري از خدا، رسول و عترت طي مي­کنند و با آرماني معنوي، اميدي والا، خيري کثير، تلاش و مقاومت مستمر به سوي رشد و کمال در حرکت مي­باشند بدون آنکه خستگي و يأس بر آنان چيره شود، چنان که حضرت علي (عليه السلام) در مورد مؤمنان اشاره کرده و فرموده­اند: آرمان هر اميدوار، در کردارش نمايان است»[45]

به تحقيق انتظار مراحل مختلفي را مي­طلبد از جمله:

ـ مقاومت در مقابل مشکلات، گرفتاري­ها و حرکت به سوي کمال و آماده شدن براي ظهور آقا امام زمان(عج).

ـ تهية بذر انقلاب براي اجراي حق و عدالت و همچنين از ميان بردن ظلم و نابرابري و مبارزه با دشمنان اسلام.

ـ عمل به تعاليم و پيروي کامل از دستورات دين خدا و ايجاد آمادگي­هاي لازم براي برپايي آن انقلاب آسماني و برافراشتن پرچم اسلام در سرتاسر جهان.

ـ منتظر وعدة الهي بودن، سعي و تلاش در مهيا ساختن روح و جسم خود براي روزي که با طلوع خورشيد عالمتاب حضرت مهدي(ع)، گشايشي در کليۀ شئون زندگي بشر پديد آيد. در همان روزي که با تشکيل حکومت جهاني و برقراري دولت حقّة آل محمد(ص)، تمامي ناکامي­ها، نابساماني­ها، تنگدستي­ها و بالاخره کفر، شرک، ظلم، نفاق و کليۀ مصائب از جهان ما رخت بر بسته و حکومت حيات­بخش محمدي بر عالم هستي حاکم شود.

ـ اميد داشتن به فرداي روشن؛ زيرا خداوند وعدة يک رهبر عادل را داده تا به بشر درماندة عصر به اصطلاح تمدّن پيشرفته و تکنولوژي مدرن، سعادت کامل عنايت شود، براستي چه سعادتي بالاتر از آن که مؤمنان پس از ظهور آقايشان حضرت مهدي(ع) افتخار حضور يافته و به ديدار آن بزرگوار نائل مي­شوند و با سرورشان به ادامۀ حيات مي­پردازند.

امام جعفر صادق(ع) در مورد منتظر حقيقي فرموده­اند: «هر کس دلشاد است که از ياران حضرت قائم به شمار آيد، بايد چشم براه او باشد و به پارسايي و نيکويي رفتار نمايد، چنين کسي منتظر حقيقي است پس بکوشيد و انتظار کشيد، گوارا باد شما را اي گروه بخشودگان!»[46]

آري، گوارا باد بر منتظران حضرت مهدي موعود(ع) که ظفر و پيروزي نهايي در ساية اتحاد و انسجام ايشان محقق شده و به اميد حق، آزادي بشر پابرهنه از تمامي دردها، رنج­ها، محروميت­ها فرا رسيده و همگي نجات خواهند يافت، بالاخص رجعتي باشکوه براي مؤمنان محقق خواهد شد، مؤمناني که از دنيا رفته و به خواست خداوند از جهان باقي به جهان فاني هجرت مي­کنند و به زندگي مملو از شادي و معنويت ادامه خواهند داد و به تحقيق، اين ديدار سرشار از شادي و شادماني، براي همة آنان بسيار مبارک و فرخنده است. ان­شاالله

 

منابع و مآخذ:

1. قرآن کريم؛ ترجمۀ ناصر مکارم شيرازي.                                                                                                                                                                                                            

2. نهج­البلاغه؛ ترجمۀ سيدجعفر شهيدي؛ تهران؛ انتشارات علمي و فرهنگي؛ 1378ش.    

3. امام خميني؛ صحيفة نور؛ تهران؛ انتشارات سازمان مدارک فرهنگي انقلاب اسلامي؛ 1361ش.                                                                                                                                                                                                 

4. ابن بطوطه؛ سفرنامه؛ تهران؛ آگاه؛ 1370ش.

5. ابن منظور؛ لسان العرب؛ بيروت؛ داراحياء التراث العربي؛ 1374ش.

6. امين. محسن؛ اعيان الشيعه؛ تحقيق حسن امين؛ بيروت؛ دارالتعارف للمطبوعات؛ بي­تا.

7. بحراني. سيدهاشم؛ البرهان في تفسير القرآن؛ بي­جا؛ بي­نا؛ بي­تا.

8. جر. خليل؛ فرهنگ لاروس؛ ترجمۀ سيدحميد طيّبيان؛ تهران؛ اميرکبير؛ 1365ش.

9. جوزي الشرتوني اللبناني. سعيد؛ اقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد؛ بيروت؛ مکتبة لبنان؛ 1371ش.

10. حرعاملي. محمد ابن حسن؛ وسائل الشيعه؛ قم؛ مؤسسۀ آل­البيت؛ 1367ش.

11. حکيمي. محمدرضا؛ در فجر ساحل؛ تهران؛ آفاق؛ 1374ش.

12. حسني. سيد ابن طاووس؛ مصباح الزائر؛ قم؛ مؤسسۀ آل­البيت؛ 1375ش.

13. خراز قمي رازي. محمدعلي؛ کفاية الاثر.

14. شيخ طوسي؛ الغيبة؛ تهران؛ مکتبة نبوي؛ 1356ش.

15. شيخ طوسي؛ مصباح المتهجّد؛ بيروت؛ مؤسسة فقه الشيعه؛ 1369ش.

16. صافي گلپايگاني. لطف­الله؛ منتخب الاثر؛ تهران؛ مکتبة الصدر؛ 1373ش.

17. صدوق. ابوجعفر محمد ابن علي ابن الحسين؛ علل الشرائع؛ تهران؛ دارالحجة للثقافة؛ 1375ش.

18. صدوق. ابوجعفر محمد ابن علي ابن الحسين؛ کمال­الدين و تمام النعمة؛ مشهد؛ آستان قدس رضوي؛ 1366ش.

19. طبرسي. ابومنصور احمد ابن علي ابي طالب؛ ترجمۀ حسن مصطفوي؛ کتابخانۀ سنائي.

20. عميد. حسن؛ فرهنگ عميد؛ تهران؛ اميرکبير؛ 1375ش.

21. فيومي. احمد ابن محمد؛ المصباح المنير؛ قم؛ دارالهجرة؛ 1372ش.

22. قمي. شيخ عباس؛ مفاتيح الجنان؛ تهران؛ چکاد؛ 1377ش.

23. قندوزي. سليمان ابن ابراهيم؛ ينابيع المودة؛ قم؛ دارالاسوه؛ 1375ش.

24. کفعمي. ابراهيم ابن علي؛ المصباح؛ بي­جا؛ بي­نا؛ بي­تا.

25. کليني. محمد ابن يعقوب؛ اصول کافي؛ تهران؛ علميه؛ 1363ش.

26. کوراني عاملي. علي؛ معجم الاحاديث الامام المهدي(عج)؛ قم؛ مؤسسة المعارف الاسلامية؛ 1411ق.

27. مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ بيروت؛ دارالحياء التراث العربي؛ 1364ش.

29. مجلسي. محمدباقر؛ مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول؛ تهران؛ دارالکتب الاسلامية؛ 1363ش.

30. موسوي اصفهاني. ميرزا محمدتقي؛ مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائم(عج)؛ تهران؛ بدر؛ 1361ش.

31. نجفي. محمدحسن؛ جواهر الکلام في شرح شرائع الاسلام؛ بيروت؛ داراحياء التراث العربي؛ 1365ش.

32. نشرية جمهوري؛ دي 1376ش.

33. نعماني. محمد ابن ابراهيم؛ الغيبة؛ قم؛ انوارالهدي؛ 1422ق. 

34. نوري حسين؛ نجم الثاقب؛ قم؛ انوارالهدي؛ 1373ش.

 

پي­نوشت



1ـ ر.ک: موسوي الاصفهاني. ميرزا محمد تقي؛ مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائم(ع)؛ ج2؛ ص104 به بعد.

2ـ مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج8؛ ص368؛ و ج32؛ صص321 و 333؛ همچنين ر.ک: القندوزي. حافظ؛ ينابيع المودة؛ ج2؛ ص372.

3ـ کليني. محمد ابن يعقوب؛ اصول کافي؛ ج1؛ ص371؛ ح5.

4ـ صدوق. ابوجعفر محمد ابن علي ابن الحسين؛ کمال­الدين و تمام النعمة؛ ج2؛ ص512.

5ـ بحراني. سيدهاشم؛ البرهان في تفسير القرآن؛ ج2؛ ص34؛ ح3 و مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج4؛ ص54.

6ـ موسوي اصفهاني. ميرزا محمدتقي؛ مکيال المکارم في فوائد الدعاء للقائم(عج)؛ ج2؛ ص107.

7ـ کليني. محمد ابن يعقوب؛ اصول کافي؛ ج1؛ ص194؛ ح1.

8ـ نعماني. محمد ابن ابراهيم؛ الغيبة؛ ص200.

9ـ مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج53؛ ص176.

10ـ «توقيع» در لغت به معناي نشان گذاشتن؛ امضا کردن حاکم بر نامه و فرمان؛ جواب مختصر که کاتب در نوشته به پرسش­ها مي­دهد. دست خط فرمانروا و نوشتن عبارتي در ذيل مراسله است. و در اصطلاح علم حديث به معناي پاسخ پرسش­ها يا اطلاعيه­هايي است که به صورت کتبي از طرف امام براي آگاهي شيعيان فرستاده شده است.

11ـ مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج53؛ ص178.

12ـ نهج البلاغه؛ ترجمة سيدجعفر شهيدي؛ نامۀ 45؛ ص317.

13ـ سورۀ مبارکۀ آل­عمران (3)؛ آيۀ شريفۀ200.

14ـ نعماني. محمد ابن ابراهيم؛ الغيبة؛ ص199؛ همچنين ر.ک: بحراني. سيدهاشم؛ البرهان في تفسير القرآن؛ ج1؛ ص334؛ ح4.

15ـ بحراني. سيدهاشم؛ همان؛ ج1؛ ص334؛ ح2 و کليني. محمد ابن يعقوب؛ اصول کافي؛ ج2؛ ص8.

16ـ ر.ک؛ همان.

17ـ سيد ابن طاووس؛ مصباح الزائر؛ ص455 و مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج102؛ ص111.

18ـ همان.

19ـ مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج53؛ ص177.

20ـ همان؛ ج53؛ ص176.

21ـ نعماني. محمد ابن ابراهيم؛ الغيبة؛ ص321؛ ح10.

22ـ کليني. محمد ابن يعقوب؛ اصول کافي؛ ج6؛ ص535؛ ح1.

23ـ «مرابطه» چنان که فقها در کتاب جهاد گفته­اند؛ اين است که شخص مؤمن براي جلوگيري از هجوم و نفوذ مشرکان و کافران در مرزهاي کشور اسلامي و يا هر موضعي که از آن احتمال بروز حمله­اي عليه مسلمانان مي­رود؛ به حال آماده­باش و در کمين به سر برد. ر.ک: نجفي. محمدحسن؛ جواهر الکلام في شرح شرائع الاسلام؛ ج21؛ ص39. اين عمل در زمان غيبت امام معصوم(ع) مستحب بوده و فضيلت­هاي بسياري براي آن بر شمرده شده است.

24ـ کليني. محمد ابن يعقوب؛ اصول کافي؛ ج8؛ ص381؛ ج576.

25ـ مجلسي. محمدباقر؛ مرآة العقول في شرح اخبار آل الرسول(ص)؛ ج26؛ ص582.

26ـ نجفي. محمدحسن؛ جواهر الکلام في شرح شرائع الاسلام؛ ج21؛ ص43.

27ـ ابن بطوطه؛ سفرنامه؛ ج1؛ ص272 به نقل از حکيمي. محمد؛ در فجر ساحل؛ ص55.

28ـ حرعاملي. محمد ابن حسن؛ وسائل الشيعه؛ ج18؛ ص95؛ ح20.

29ـ صدوق. ابوجعفر محمد ابن علي ابن الحسين؛ کمال­الدين و تمام النعمة؛ ج2؛ ص483؛ ح4.

30ـ همان و شيخ طوسي؛ الغيبة؛ ص176.

31ـ صدوق. ابوجعفر محمد ابن علي ابن الحسين؛ کمال­الدين و تمام النعمة؛ ج2؛ ص384.

32ـ شيخ طوسي؛ مصباح المتهجّد؛ ص328.

33ـ کفعمي. ابراهيم ابن علي؛ المصباح؛ ص421 و کوراني عاملي. علي؛ معجم الاحاديث الامام المهدي(عج)؛ ج4؛ ص113.

34ـ نعماني. محمد ابن ابراهيم؛ الغيبة؛ ص245؛ ح46.

35ـ نوري حسين؛ نجم الثاقب؛ ص523.

36ـ صافي گلپايگاني. لطف­الله؛ منتخب الاثر و مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج49؛ ص937.

37ـ «حجّت» در لغت به معناي دليل؛ برهان و راهنماست؛ به عبارت ديگر «آن چه را که به آن دعوي يا مطلبي را ثابت کنند» حجّت گويند. ر.ک: فيومي. احمد ابن محمد؛ المصباح المنير؛ ص121 و ابن منظور؛ لسان العرب؛ ج3؛ ص53 و جوزي الشرتوني اللبناني. سعيد؛ اقرب الموارد في فصح العربية و الشوارد؛ ج1؛ ص164 و جر. خليل؛ فرهنگ لاروس؛ ترجمۀ سيدحميد طيّبيان؛ ج1؛ ص808 و عميد. حسن؛ فرهنگ عميد؛ ج1؛ ص779.

38ـ سورۀ مبارکۀ انعام (6)؛ آيۀ شريفۀ 158.

39ـ ر.ک: بحراني. سيدهاشم؛ البرهان في تفسير القرآن؛ ج3؛ صص123ـ121 و کوراني عاملي. علي؛ معجم الاحاديث الامام المهدي(عج)؛ ج5؛ ص100 و مجلسي. محمدباقر؛ بحارالانوار؛ ج6؛ ص313.

40ـ صدوق؛ کمال­الدين و تمام النعمة؛ ص18.

41ـ همان؛ ص357؛ ح54.

42ـ شيخ عباس قمي؛ مفاتيح الجنان.

43ـ طبرسي؛ احتجاج؛ ج2؛ ص324.

44ـ کفاية الاثر؛ ص168.

45ـ نهج­البلاغه؛ ترجمۀ فيض الاسلام؛ خطبۀ 159.

46ـ نعماني. محمد ابن ابراهيم؛ الغيبة؛ ص200 و امين. محسن؛ اعيان الشيعه؛ ج2؛ ص68.

 

 

فريده شفيعي­ثاني

کارشناس ارشد الهيات و معارف اسلامي و مدرّس تربيت معلم امام جعفر صادق(ع)

 

دوشنبه 4 مرداد 1389 - 11:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری