چهارشنبه 22 آذر 1396 - 6:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

امويان نخستين دودمان حکومت گر در اسلام

 

 

مرور و بررسي اثر جرالد هاوتينگ درباره دوران حکومت امويان

سومين اثر جاي گرفته در مجموعه فرهنگ و تمدن دنياي کهن که توسط انتشارات اميرکبير متشر مي شود؛ اثري در باره نخستين دودمان حکومت گر اسلام، امويان است. اين اثر ترجمه اي از کتابي با همين نام به نويسندگي جرالد هاوتينگ انگليسي است که عيسي عبدي به برگرداندن آن به زبان فارسي همت گمارده است. پيش از ورود به بررسي بخش هاي مختلف کتاب و بررسي موردي ان ها نکات جالبي مورد توجه قرار دارد که ذکر آن ها خالي از لطف نيست. پيش از هر چيز بايد بدانيم که اثر مذکور، پژوهشي است دانشگاهي و مخاطب هدف آن نيز دانشجويان و علاقمندان رشته هاي نزديک به موضوع مورد مطالعه اثر مي باشد. در اين مورد همين نکته کفايت مي کند که از اين اثر در بعضي منابع به عنوان منبع کنکور کارشناسي ارشد رشته هاي مرتبط نام برده شده است. پس قاعدتا در اينجا با متني علمي روبرو  هستيم که نيازمند نگاهي ويژه و دقيق است. نکته ديگر توجه به اين موضوع است که نويسنده اين اثر معتبر فردي انگليسي تبار و انگليسي زبان است که اين خود جاي فکر و انديشه براي دانشمندان مسلمان باقي مي گذارد!. هرچند که با وجود اعتبار نسبي روايت، به دليل دوري نويسنده از محيط واقعي و چيزي که به اعتقاد نگارنده مي توان آن را روح جمعي مسلمانان ناميد، گاهي کاستي هايي به چشم مي خورد که براي يک محقق ميان مرتبه نيز محسوس است. البته نبايد از نظر دور داشت که اين نکته نقاط قوتي را نيز در اثر موجب شده است که در جاي مناسب خود به آن اشاره خواهيم کرد. نکته ديگر اثر کم حجم بودن آن و دوري از اطاله کلام است که همين امر به ضميمه يک طبقه بندي مناسب باعث شده اثر مورد پسند مخاطب واقع شود و ارجاعات بعدي به آن نيز به سهولت ممکن گردد. همچنين اثر را به مثابه يک تحقيق بايد در نظر گرفت که جرالد هاوتينگ آن را با توجه به مستندات پيشين و تحقيقات پيشين نوشته است و همانطور که خود نيز اشاره کرده است سعي در بيان مطالب با نگاه از زاويه اي جديد به وقايع آن دوران داشته است. همچنين در اکثر موارد با توجه به کامل نبودن مستندات تاريخي به ابراز نظر قطعي نپرداخته و کوشيده اثر خود را از کلام عجولانه دور نگه دارد و تا جاي ممکن تنها به ذکر حوادث محتمل تر بپردازد. البته تمام اين نکات در مجموعه اي گرد آمده که از نظر بياني و در ظاهر از شيوه اي داستان وار برخوردار است و سعي در بيان مطالب با زباني ساده داشته است. بيان اين نکته از ان جهت است که زبان داستاني کتاب مخاطب را دچار توهم ساده انگاري ننمايد و اين موضوع را تنها نکته اي براي پذيرش بيشتر اثر از سوي مخاطبين ببيند. در ادامه به بررسي بخش هاي مختلف کتاب پرداخته و نکاتي را نيز در لابلاي اين بررسي ذکر خواهيم کرد.

پيش از شروع فصول اصلي کتاب با دو بخش پيشگفتار مترجم و پيشگفتار و قدرداني نويسنده روبرو مي شويم. عيسي عبدي مترجم اثر در پيشگفتار خود به ذکر دلايل ترجمه اين اثر و اهميت تاريخي اين دوره پرداخته است و همچنين برداشت کلي خود را از جامعيت و روايي و پايي اثر ذکر کرده است. در بخش ديگري نيز به سابقه پژوهشي جرالد هاوتينگ اشاره داشته و تفاوت کار او را با آثار مشابه ديگر بيان کرده است. در نهايت نيز به ذکر نکاتي در زمينه شيوه ترجمه و کاستي ها و دشواري هاي موجود در اين امر پرداخته است و راهکارهاي بکار گرفته شده براي انجام ترجمه بهتر اثر را نام برده است. قضاوت در مورد کيفيت ترجمه اثر بي آنکه متن اصلي را در اختيار داشته باشيم کار ساده اي نيست. اما از متن پيش رو مشخصا مي توان نتيجه گرفت کوشش هاي مترجم براي معادل سازي ها و ارائه اثري ساده و روان که مخاطب را درگير واژه هاي پيچيده و تخصصي نکند، نتيجه داده است و مي توان با اطمينان گفت مخاطب در هر سطحي مي تواند با متن اثر ارتباط درست را برقرار کند. در کل در زيمنه ترجمه، اثر از کيفيت مناسبي برخوردار است و مخاطب را راضي نگه خواهد داشت.

بخش يگر ذکر شده اختصاص به پيشگفتار و قدرداني نويسنده دارد. اين پيشگفتار را در واقع بايد خلاصه اي از بخش هاي مقدمه، پيشينه تحقيق و شيوه انججام تحقيق، در يک کار پژوهشي دانست؛ که نويسنده کوشيده به نحو احسن و به طور خلاصه آن ها را در کنار يک ديگر بياورد. او ابتدا با ذکر تحقيق هاي صورت گرفته قبلي در اين زمينه و ذکر کاستي ها و مشکلاتشان، به ارائه هدف خود از تاليف اين اثر پرداخته و به گفته خود سعي در جبران کاستي هاي قبلي داشته است. در نهايت نيز ويژگي هاي اثر خود را برشمرده و تناسب و پيوند آن را با منابع اصلي متذکر شده و همچنين درنهايت مسئوليت تمام کاستي هاي موجود در اثر را بر عهده گرفته و به پرهيز از ادعاي کامل بودن اثر پرداخته است. اين مقدمه کوتاه اما کامل با تشکر و قدرداني نويسنده از همکارانش به پايان مي رسد.

بعد از اين دو بخش ابتدايي وارد بخش اصلي کتاب مي شويم که شامل هشت فصل مختلف است. در اين جا به بررسي مختصري از هر فصل و ذکر ويژگي هاي آن مي پردازيم:

فصل اول با عنوان: درآمد: اهميت و جايگاه امويان در تاريخ اسلام، شروع شده است. در اين فصل نويسنده براي بررسي اهميت و جايگاه امويان در تاريخ اسلام به جستجو در مفهوم دو اصطلاح مهم در اين دوره پرداخته است. اصطلاح اول اسلامي شدن است که به شيوه و روند اسلامي شدن قلمرو هاي جديد اضافه شده بر حکومت اسلامي پرداخته است. دو مين اصطلاح نيز، عربي سازي است. در اين بخش نويسنده به دنبال سير نفوذ فرهنگ و زبان عربي به بخش هاي غير عربي ممالک اسلامي بوده است. در اين دو بخش نويسنده با آوردن مثال هايي از سير حوادث تاريخي و عقايد سياسي و اجتماعي که منجر به اسلامي شدن ( يا نشدن ) ملل غير مسلمان تحت قلمرو و نيز به اوردن وقايع و رويدادها و نيز ذکر نمونه هايي از عربي سازي، پرداخته است. در واقع نويسنده با ذکر اين موارد و ميزان اثر آن ها سعي در پاسخ به پرسش اوليه خود مبني بر ميزان اهميت و جايگاه امويان در تاريخ اسلام داشته است و اين موضوع را از زاويه اثر گذاري اين دودمان سنجيده است.

بخش ديگري از فصل يک نيز به چگونگي نگرش سنتي و روايي به امويان اختصاص دارد. در اين بخش نويسنده با ذکر دسته بندي هايي براي مسلمانان به آوردن رواياتي از اين دسته هاي مختلف در مورد دودمان اموي پرداخته است و به بررسي نوع نگاه مسلمانان مختلف به اين دودمان همت گمارده است.

فصل دوم با عنوان: خلافت خاندان اموي ( خلافت امويه و به خلافت رسيدن آن ها ) آغاز شده است. در فصل در ابتدا با پيشينه اي از امويان آشنا مي شويم و ارتباط نسلي و قبيله اي آن ها را از پيش از اسلام تا به حکومت رسيدن بررسي مي کنيم. نويسنده در اين بخش کوشيده با بخش بندي کلي تيره عرب ها و ارتباط نسلي آن ها با يکديگر به ذکر جايگاه دقيق اين دودمان در جامعه آن روز بپردازد. در اين بخش همچنين بررسي پايگاه اجتماعي و سياسي امويان و ميزان نفوذ آن ها در ساختار قدرت پيش از به حکومت رسيدن مورد بررسي قرار گرفته است. موضوع ديگري که در ادامه اين فصل مورد مطالعه قرار گرفته است چگونگي به خلافت رسيدن معاويه و تشکيل اولين دودمان حکومت گر در اسلام است. بررسي جنگ هاي صورت گرفته با قبايل مختلف. شخصيت هاي موثر و رقيب در اين زمينه و خدعه ها و فريب هاي به کار رفته ( به عنوان مثال خدعه معاويه و ادعاي حکميت قرآن در برابر حضرت علي عليه السلام ) در راه رسيدن به خلافت از مواردي است که در اين بخش مورد توجه قرار گرفته است. در انتهاي اين فصل نيز اشاراتي مختصر در مورد جايگاه قدرت خلافت در ابتداي تشکيل ان شده است. اين فصل با توجه به بررسي وقوع حادثه مهم تشکيل سلسله امويان از اميت زيادي برخوردار است و نويسنده نيز با درک اين اهميت تنها به ذکر منابع و ترتيب وقايع پرداخته است و از بيان نظرات شخصي خودداري کرده است. چرا که به نظر مي رسد در اين زمينه اختلاف منابع متعددي وجود دارد.

فصل سوم با عنوان: بني سفيان، به برسي دوران خلافت خلفاي سه گانه سفياني در سلسله امويان پرداخته است. در اين فصل نويسنده به شرح چگونگي به قدرت رسيدن معاويه، يزيد و معاويه دوم پرداخته و به بررسي وقايع رخ داده طي دوران حکومت ان ها و ميزان قدرت و نفوذشان همت گمارده است. وجود بخشي با عنوان سازمان و اداره خلافت  در اين فصل، به بررسي چگونگي اداره حکومت و ساختار سياسي و اجرايي آن در زمان معاويه پرداخته است و شمايي کلي از سيستم اداره قلمرو اسلامي و نوع روابط و همچنين حوزه نفوذ و اختيارات خلفا، اميران و ساير کارگزاران را به نمايش گذاشته است. در اخرين بخش اين فصل با عنوان رويدادها و شخصيت هاي دوره صفياني، نويسنده وقايع مهم و شخصيت هاي تاثيرگذار اين دوران را برشمرده و به جايگاه آن ها و نوع رابطه شان در و نسبت به حکومت سفياني اشاره کرده است.

عنوان فصل چهارم، جنگ دوم داخلي است. اين فصل به بررسي علل و عوامل تاثيرگذار در وقوع جنگ پرداخته است و همچنين تاثير اين اين جنگ را بر قلمرو اسلامي تشريح کرده است. بررسي عموال تاريخي مستوجب جنگ دوم داخلي از جمله اشاره به چند تکه شدن مسلمانان و اختلافت موجود بين آن ها و عمق گرفتن اين اختلافات در زمان جنگ دوم داخلي از فراز هايي است که در اين فصل با آن روبرو مي شويم. بررسي طرفيت اصلي جنگ و شخصيت هاي تاثيرگذار در آن و نيز پيگيري اينکه حقيقت ماجرا چگونه بوده است از نکات مورد توجه در اين فصل است. در نهايت اين فصل اشاره اي نيز به شيعيان که گروهي از مخالفان مطرح حاکميت بوده اند دارد و به شرح حادثه کربلا و بررسي چگونگي رخ داد آن و بيعت نکردن امام حسين (ع) و در نهايت شهادت او و يارانش مي پردازد.

پنجمين فصل کتاب با عنوان عبدالملک و حجاج به بررسي حکومت مروان و وليد و در کل مروانيان مي پردازد. در اينجا نيز بررسي شيوه حکومت و بر شمردن نقاط ضعف بي شمار موجود در آن از نکات مورد توجه است. همچنين نوع رفتار حکومت با مردم عرب و غير عرب و روابط اجتماعي موثر بر سازمان سياسي حکومت از موارد مورد اشاره در اين فصل است. در بخش ديگري از اين فصل با عنوان تحول در حکومت و ديوان، نويسنده اشاراتي داشته است به تحولاتي که در شيوه و نوع حکومت داري مروانيان رخ داده است. اشاره به متمرکز شدن حکومت، رسمي شدن زبان عربي، ضرب سکه هاي اسلامي و... از اين موارد هستند. در بخش انتهايي اين فصل نيز به بررسي شيوه حکومت حجاج بر سرزمين عراق در زمان مروانيان پرداخته شده است و به شرح مشکلاتي که براي دستگاه حکومتي ايجاد شده است، اشاره کرده است.

پيدايش فرقه گرايي و مشکلات اسلامي شدن عنوان ششمين فصل اين کتاب است. در اين فصل با حوادث بعد از دوران مروانيان روبرو هستيم. از ويژگي هاي مهم اين دوران تعداد زياد خلفا و مدت کوتا بر مسند نشستن آن ها است. همچنين به دليل گسترش روابط و عميق شدن روابط مسلمانان با مناطق غير مسلمان و نيز دور شدن از صدر اسلام، فرقه گرايي در اين زمان گسترش يافته که نويسنده اين موضوع را در بخشي هايي با عنوان خندان ملهب و گسترش فرقه گرايي، عمر دوم موالي و هشام و خالد قسري، شرح داده است. اشاره به دلايل اين فرقه گرايي ( به عنوان مثال فشار ماليات ها به مردم غير مسلمان ) از عمده بحث هاي نويسنده در فصل ششم کتاب است که اين دلايل را در چند دوره خلافت مختلف بررسي کرده است.

فصل هفتم با عنوان جنگ سوم داخلي و خلافت مروان دوم به بررسي وقعايع اين جنگ پرداخته است و دوران خلافت وليد دوم، يزيد سوم و مروان دوم را شرح داده است.حجم اصلي مطالب اين فصل به دوران پر حادثه مروان دوم و همانطور که ذکر شد جنگ سوم داخلي اختصاص دارد. در اين فصل نيز نويسنده به بيان مستندات مستقيم و غير مستقيم تاريخ در باب چگونگي رخ دادن چنگ سوم داخلي و علل وقوع آن پرداخته است.

آخرين فصل کتاب نيز با عنوان سرنگوني خلافت اموي آغاز شده است. در اين فصل با چگونگي اين حادثه آشنا مي شويم و نتيجه تمامي حوادث ترتيبي رخ داده در دوران هاي مختلف خلافت امويان را در اين فصل مشاهده مي کنيم. مشکلات خلفاف گسترش فرقه رايي، ظلم بر مردم غر عرب و... همگي در نهايت به وقوع جنبش هايي منجر شد که به سرنگوني دودمان امويان رسيد. مسلمانان خراسان در نهايت کساني وبدند که سرنگوني اين دودمان را رقم زدند و عباسيان و هاشميه را که از نوادگان پيامبر بودند به قدرت رساندند.

در نهايت اين اثر داراي سه ضميمه با عنوانين شرحي بر منابع، تحولات نوين در مطالعه و نگرش به تاريخ اموي و اختصارات و پي نوشت ها است. و بعد از اين سه ضميمه نمودار ها و نقشه ها، پي نوشت ها، منابع و فهرست اعلام را مشاهده مي کنيم.

در پايان مطالعه اين اثر همانطور که در ابتداي اين بررسي نيز اشاره اي داشتيم نگاه به اين اثر خوب را از دو زاويه مي توان مورد توجه قرار داد. اول انکه اين اثر در جايگاه خود کتابي است در خورد که با استفاده از منابع محکم تا حد ممکن دست به ارائه وقايع تاريخي بدون حب و بغض زده است و همچنين توانايي هاي نويسنده و تسلطش بر تاريخ اموي و کار خود در جاي جاي کتاب قابل مشاهده است. از طرفي نيز متن کتاب به صورتي به رشته تحرير درآمده که مناسب قشر وسيعي از مخاطبان است و با اينکه اثري کاملا تخصصي است قابليت استفاده و بهره جويي براي مخاطب عام را نيز فراهم کرده است. هرچند نبايد از نظر دور داشت که به هر حال جرالد هاوتينگ به علت اينکه ديدي اسلامي به وقايع نداشته در مواردي شناخت کاملي از ماجرا پيدا نکرده است. براي ما شيعيان که ويژگي هايي را براي امامان خود به عنوان اصل پزيرفته ايم ( همانند معصوميت ) نتيجه گيري در موارد ابهام ساده تر و روشن تر است. هرچند که اين انتظار از يک تاريخ نگار انگليسي نمي رود و جاي تعجب نيست که در مطالعات خود تفاوتي بين مولاي متقيان علي (ع) و سيد و سالار شهيدان امام حسين (ع) با ساير شخصيت هاي مهم تاريخ اموي قائل نمي شود. به هر حال اين نگاه مطمئنا بين پژوهشگران و دانشجويان ما موجود است و اميد مي رود که ابهامات موجود را برطرف کند.

با اميد و آرزوي موفقيت براي نشر اميرکبير و عيسي عبدي براي ترجمه و اتشار آثاري مشابه اين اثر شايسته.

 

 

دوشنبه 4 مرداد 1389 - 10:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری