يكشنبه 29 مرداد 1396 - 22:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان مركزي

 

حجاب و پيامدها و راهكارهاي ترويج آن در جامعه

 

 

فلسفۀ حجاب:

كلمۀ حجاب هم به معني حجاب و پوشش است و هم پرده و حاجب، از آن جهت معناي پوشش دارد كه پرده وسيلۀ پوشش است و شايد بتوان گفت بنابر اصل لغت، هر پوشش، حجاب نيست، قرآن کريم در داستان سليمان، غروب خورشيد را اين طور توصيف كرده "...حَتّي تَوارَت بِالحِجاب"[1] يعني تا آن وقتي كه خورشيد در پشت پرده مخفي شد.

در دستوري كه اميرالمؤمنين علي(ع) به مالك اشتر نوشته­اند، مي­فرمايند: «فَلاتُطَوِّلَنَّ احتِجابَكَ عَن رَعِيَّتِكَ...» يعني هيچ­گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار که پنهان بودن رهبران، نمونه­اي از تنگ­نظري و کم­اطلاعي در امور جامعه مي­باشد.[2]

استعمال کلمۀ حجاب در مورد پوشش زن يک اصطلاح نسبتاً جديد است، اگر حجاب در مورد پوشش بکار برده مي­شود به اعتبار پشت پرده نشيني زن است و همين امر موجب شده که عدۀ زيادي گمان کنند که اسلام خواسته است زن هميشه پشت پرده­نشين و در خانه محبوس باشد و بيرون نرود.

وظيفۀ پوشش که اسلام براي زن مقرر کرده به معناي خانه­نشيني و زنداني و حبس نيست، در فرهنگ قديم برخي کشورها مثل هند و ايران چنين چيزهايي وجود داشته است ولي در اسلام نه، پوشش زن در اسلام اين است که زن در معاشرت خود با مردان بدن خود را بپوشاند و به جلوه­گري و خودنمايي نپردازد، از آيات و روايات نيز همين معنا استخراج مي­شود. در آيات به کلمۀ حجاب اشاره نشده اما حدود آن بيان شده. در سوره­هاي مبارکۀ احزاب و نور حدود پوشش و تماس­هاي زن و مرد ذکر شده، آيه­اي که در آن کلمۀ حجاب به کار رفته است مربوط به زنان پيامبر(ص) است که به آيۀ حجاب معروف است: "...وَ اِذا سَأَلتُمُوهُنَّ مَتاعاً فَسئَلوُهُنَّ مِن وَراءِ حِجابٍ..."(...و چون از زنان [پيامبر] چيزي خواستيد، از پشت پرده بخواهيد...).[3]

 
سيماي حقيقي حجاب:

حقيقت امر اين است که در مسئلۀ پوشش و به اصطلاح عصر حاضر، حجاب سخن در اين نيست که آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟ اسلام به روح مسائل مي­نگرد؛ مردان فقط در محيط خانوادگي و در چارچوب قانون ازدواج و همراه با يک سلسه مراتب و تعهدات سنگين مي­توانند از زنان به عنوان همسران قانوني کام­جويي کنند. اما در محيط اجتماع استفاده از زنان بيگانه ممنوع است و نيز زنان از اينکه مردان را در خارج از کانون خانوادگي به هر صورت و به هر شکل کام­ياب سازند، منع شده­اند.

محدوديت کاميابي­هاي جنسي به محيط خانوادگي و همسران مشروع، از جنبۀ رواني به بهداشت رواني اجتماع کمک مي­کند، و از جنبۀ خانوادگي سبب تحکيم روابط افراد خانواده و برقراري صميميت کامل بين زوجين مي­گردد. از جنبۀ اجتماعي موجب حفظ استيفاي نيروي کار و فعاليت اجتماع مي­گردد و از نظر وضع زن در برابر مرد، سبب مي­گردد که ارزش زن در برابر مرد بالا مي­رود.

پوشش از يک سو انسان را از سرما و گرما، برف و باران و آسيب­هاي ناشي از آن حفظ مي­کند و از سوي ديگر پوشش، جسم او را از انظار پنهان مي­دارد و در جهت حفظ عفّت و شرم به آدمي کمک مي­کند و از سوي ديگر به انسان آراستگي و زيبايي و وقار مي­بخشد.

قرآن کريم به اين امر اشاره دارد: "يا بَني آدَمَ قَد اَنزَلنا عَلَيکُم لِباساً يُواري سَوءاتِکُم وَ ريشاً وَ لِباسُ التَّقوي ذلِکَ خَيرٌ ذالِکَ مِن ءاياتِ اللهِ لَعَلَّهُم يَذَّکَّرُونَ"«اي فرزندان آدم! براستي ما براي شما لباسي فرو فرستاديم که هم زشتي­هاي شما را مي­پوشاند و هم زينت شماست ولي جامۀ تقوا همان بهتر است، اين از آيات خداوند است، باشد که پند گيرند».[4]

فلسفۀ پوشش اسلامي چند چيز است. بعضي از آن­ها جنبۀ رواني دارد و بعضي جنبۀ خانه و خانوادگي و بعضي ديگر جنبۀ اجتماعي و بعضي مربوط است و به بالا بردن احترام زن و جلوگيري از ابتذال او.

 
آرامش رواني:

پوشش به بهداشت رواني زنان و مردان کمک مي­کند، زيرا اگر ميان زن و مرد حريمي وجود نداشته باشد، زنان همۀ زيبايي­هاي خود را در منظر مردان قرار مي­دهند. اين کار، از سويي آرامش روحي و رواني مردان را به هم مي­ريزد و مردان همواره در انديشۀ اشباع اين عطش روحي و رواني­اي هستند که با مشاهدۀ زنان برهنه و بي­حجاب و بدحجاب پديد مي­آيد، از سوي ديگر مردان براي ارضاي تقاضاهاي جنسي تحريک­شدۀ خود، دست به هر کاري خواهند زد و آرامش و امنيت را از زنان خواهند گرفت.

 
استحکام پيوند خانوادگي:

پوشش، روابط خانوادگي را استوار مي­کند و از فروپاشي نظام خانواده جلوگيري مي­نمايد، آزادي جنسي و بي­حجابي و بدحجابي زنان در جامعه، موجب سست شدن پايه­هاي روابط خانوادگي خواهد شد. در آن صورت زن و مرد به جاي آنکه موجب آرامش و آسايش يکديگر شوند، بيشتر به مثابۀ دشمن و رقيب در برابر ارضاي آزادانۀ غريزۀ جنسي جلوه مي­کنند.

 
بالابردن احترام زن:

پوشش شخصيت و کرامت زن را تأمين مي­کند و او را از يک شخصيت ابزاري به شخصيتي مستقل تبديل مي­نمايد. زنان بي­حجاب و بدحجاب در حقيقت خود را به عنوان ابزاري براي تأمين نگاه­هاي آلوده قرار مي­دهند. زنان بي­حجاب و بدحجاب براي خود به عنوان يک انسان، ارزشي قائل نيستند، بلکه نهايت ارزش خود را جلب توجه جنسي ديگران مي­دانند.

 
حفظ حريم اجتماع:

پوشش، حريم اجتماع را از بي­عفّتي و آلودگي­هاي جنسي دور نگه مي­دارد. اگر حريم اجتماع از نگاه­ها و روابط آلودۀ جنسي حفظ گردد، در آن صورت بهتر مي­تواند به هدف خود نائل شود. بي­حجابي و بدحجابي موجب مي­شود محيط اجتماع که محيط کار و تلاش است، به محيطي براي ارضاي خواسته­هاي جنسي و اميال شهواني تبديل شود.

 
پيآمدهاي شوم بي­حجابي و بدحجابي:

از ديرباز فساد به عنوان يکي از عوامل تباهي اجتماعات بشري شناخته شده است. بشر در طول تاريخ عوارض نامطلوب آن را به طور مکرر تجربه کرده است، در قرن نوزدهم به دلايل بسياري، فصل نويني در اين باب گشوده و به طور کلّي ارزش­هاي گذشته را تحت تأثير موج مُدگرايي، لذّت­پرستي و هوس­محوري دگرگون ساخت و به تدريج تبديل به فرهنگي فراگير گرديد و بشريت موجود در اوج شکوفايي علم و صنعت به دروۀ وحشتناک بي­حجابي و فساد سقوط نمود و براي راضي نمودن وجدان و قانع ساختن انديشۀ انسان، فلسفه­ها بافته شد و مکاتب فکري جديدي بنا گرديد. عمق فاجعه به قدري وحشت­انگيز بود که کندي رئيس جمهور سابق آمريکا و تئورسين معروف آمريکايي مي­گويد: «نسل جوان اروپايي و آمريکايي، هوسبازند. من براي نسل آيندۀ آمريکا بيمناکم از اين رو دانشمندان و روشنفکران و معلمين اجتماع را دعوت مي­کنيم که دربارۀ اين خطر بزرگ که دنياي بشريت را تهديد مي­کند، فکري کرده و راه علاجي پيدا نمايند».

پيآمدهاي شوم بي­حجابي و بدحجابي زنان که با آگاهي کامل و نه از روي تقليد و بي­خبري اين مسير را انتخاب کرده­اند، نه تنها فرد را دچار انحطاط کرده بلکه جامعه را نيز تحت تأثير قرار داده است. پيآمدهاي بي­حجابي و بدحجابي را به دو بخش تقسيم مي­نماييم: 1. فردي؛ 2. اجتماعي.

 

فردي:

1) سقوط شخصيت انساني زن:

حجاب، صدفي است که گوهر گران­بهاي هستي، زن را در بر مي­گيرد. متأسفانه امروزه خصوصاً در مغرب­زمين با رواج بي­حجابي و بدحجابي، شخصيت انساني زن به فراموشي سپرده شده و تنها به زيبايي­هاي جسمي او توجه مي­شود. بنابراين زن وسيله­اي شده است براي کام­يابي و موجوديست با هويت صرفاً جسمي و نه داراي يک شخصيت مورد احترام انساني.

2) افزايش التهاب و بيماري رواني:

بي­ترديد، اگر زنان با حجاب و پوشش مناسب در جامعه حضور يابند، خود و خانواده و ديگر افراد جامعه از آرامش رواني برخوردار خواهند بود، اما اگر زنان به صورت تحريک­آميز در اجتماع ظاهر شوند، التهاب و هيجان روحي بينندگان هر لحظه با ديدن صحنه­اي تازه افزايش مي­يابد و از آن جا که ارضاي غريزۀ جنسي در تمامي موارد دلخواه، ممکن نيست، باعث برهم خوردن تعادل روحي بينندگان مي­گردد.

همچنين بي­حجابي و بدحجابي و پيروي از مُد و آرايش، موجب مي­شود که زنان ديگري که قادر به تهيۀ آن نوع پوشش و کفش نيستند نيز دچار فشارهاي رواني گردند و تعادل روحي خود را از دست دهند. اين التهابات و تهييجات، بيماري­ها و اختلالات روحي و جسمي فراواني را به دنبال خواهد داشت.

3) کاهش سلامت جسماني:

حجاب زمينۀ هيجانات روحي را که منشأ برخي از بيماري­هاي جسمي است و همچنين زمينۀ فساد را که عامل اصلي بيماري­هاي مقاربتي است، از بين مي­برد و بدين صورت نقش خود را در سلامت جسماني افراد جامعه ايفا مي­نمايد. دکتر الکسيس کارل مي­گويد: «فکر و هيجان مي­تواند سبب ضايعات عضوي و احشايي شود. عدم تعادل دستگاه­هاي عصبي و نقص دستگاه هاضمه در اثر هيجان، عامل بيماري­هاي معده و روده است».

بي­حجابي و آزادي جنسي، افزايش بيماري­هاي مقاربتي از جمله ايذر، هپاتيت و غيره را در پي دارد.

4) کاهش جذابيت:

همان­طور که پوشش زن، جذابيت او را در نظر جنس مخالف بيشتر کرده و تلاش و پي­گيري جنس مخالف را براي وصالش فزوني خواهد بخشيد، بدحجابي و خودنمايي نيز از جذابيت زن کاسته، کشش و جاذبۀ او را کاهش خواهد داد. آلفرد هيچکاک هنرمند معروف مي­گويد: «زنان شرقي تا چند سال پيش به خاطر حجاب و نقاب و روبندي که به کار مي­بردند، خود به خود جذاب مي­نمودند و همين مسئله جاذبۀ نيرومندي بدان­ها مي­داد. اما به تدريج با تلاشي که زنان اين کشورها براي برابري با زنان غربي از خود نشان مي­دهند، حجاب و پوششي که ديروز بر زن شرقي کشيده شده بود، از ميان مي­رود و همراه آن، از جاذبۀ جنسي او هم کاسته مي­شود».

5) بر هم خوردن امنيت زنان:

بي­حجابي و بدحجابي و آرايش، غريزۀ جنسي را تحريک و طوفاني مي­سازد. اين تحريک و تهييج نه تنها کنترل و هدايت غريزۀ آتشين جنسي را مشکل مي­سازد، بلکه مردان را به کانون خطر جدّي براي زناني که با خودنمايي آن­ها را تحريک نموده­اند، تبديل مي­کند.

 

اجتماعي:

1) تضعيف ارزش­هاي متعالي:

با رعايت حجاب، امتيازات ظاهري محو ارزش­هاي معنوي شده و جامعه در تحصيل آن کوشا مي­گردد. جهان معاصر به جاي توجه به ارزش­هاي واقعي و معنوي، به زيباهاي جسمي زن توجه مي­کند و به جاي انتخاب ملکۀ علمي و اخلاقي يا ملکۀ عاطفي و هنري زنان، با تبليغات و هياهوي فراوان به انتخاب ملکۀ زيبايي زنان مي­پردازد.

2) انحطاط اخلاقي و تضعيف معنويت:

تضعيف معنويت در ميان افراد جامعه، زمينۀ تسلّط همه­جانبۀ دشمنان و غارتگران جهاني را فراهم مي­آورد. بي­حس کردن اجتماعات انساني و تضعيف ارادۀ افراد جامعه براي جلوگيري از هر گونه مبارزه عليه منافع و سلطۀ فرهنگي و سياسي، از پيآمدهاي شوم بي­حجابي و بدحجابي است، در پروتکل انديشمندان يهود آمده است: «ما بايد کاري کنيم که اخلاق در همه جا ويران شود تا راه سيطرۀ ما را بگشايد، فرويد از ماست و به زودي روابط جنسي زن و مرد چنان آشکارا و برملا انجام مي­شود که در نظر جوان ديگر هيچ چيز مقدّسي مفهوم نداشته باشد و پيوسته همّت او، اشباع غرايز شهوانيش گردد، در آن صورت اخلاق فرو مي­ريزد».

3) فروپاشي نظام خانواده:

خانواده اولين و مهم­ترين نهاد اجتماعي يک جامعه به شمار مي­آيد. ثبات خانواده که مرکز عشق و اميد و تحقق آرزوهاي شيرين جوانان مي­باشد، توانايي­هاي فردي را افزايش و جامعه را استوارتر مي­کند. اگر در جامعه­اي حجاب به صورت کامل رعايت گردد و تمتعات جنسي به محيط خانواده محدود گردد، جوانان به ازدواج روي مي­آورند و خانواده­هاي تشکيل شده نيز ثبات بيشتري خواهد يافت.

اگر خودآرايي و تهييج جنسي در جامعه رواج يافته و بهره­برداري­هاي جنسي در خارج از محيط خانواده ميسّر گردد، افزايش طلاق و پيآمدهاي خطرناک آن نظير افزايش جرايم، بزه­کاري فرزنداني که در چنين خانواده­هايي زندگي مي­کنند و... از آثار خطير اين امر خواهد بود که وضعيت نابسامان خانواده در غرب بهترين شاهد اين مدعاست.

4) رکود فعاليت­ها و در نتيجه سُستي جامعۀ بشري:

بدون شک، کشانيدن تمتعات جنسي و بصري از محيط خانه به اجتماع، نيروي کار و فعاليت اجتماع را ضعيف، بلکه فلج مي­کند و در آن صورت، آموزش، پژوهش، کار و تلاش جاي خود را به آرايش و خودنمايي، چشم­چراني و لذّت­جويي خواهد داد که سقوط جامعه را به دنبال خواهد داشت.

5) ترويج فرهنگ غلط مصرف و زيان اقتصادي ناشي از آن:

اشتغال زنان به آراستن خويش و عرضۀ زيبايي­هاي جسمي، فرهنگ غلط مصرف را ترويج مي­نمايد. افزايش مصرف همان­طور که سود بيشتري را به جيب کارخانه­داران توليد لوازم آرايش سرازير خواهد ساخت، توان بازسازي و سرمايه­گذاري و رشد و تعادل اقتصادي را در جهان سوم کاهش مي­دهد و زيان­هاي ناشي از آن را غير قابل جبران خواهد ساخت.

ليست واردات کالاهاي تزئيني و لوازم آرايش و سهم عمدۀ آن در هزينه­هاي ارزي جهان سوم، عُمق فاجعۀ اقتصادي­اي است که اين کشورها را تهديد مي­کند و زنگ خطري براي جوامع و کشورهاي مختلف است.

 
عقوبت اخروي بي­حجابان و بدحجابان:

حضرت علي(ع) فرمودند: «روزي به اتفاق فاطمه(س) به خدمت پيامبر(ص) شرفياب شدم، رسول خدا را ديدم که به شدّت مي­گريست، عرض کردم: پدر و مادرم فدايت باد، چرا گريه مي­کنيد؟ پيامبر فرمودند: علي­جان شبي که به معراج رفتم، زناني از امّتم را ديدم که به شدّت عذاب مي­شوند. به خاطر شدّت عذاب آنان مي­گيرم... سپس کيفيت عذاب هر يک را براي ما تشريح فرمود، آن­گاه حضرت فاطمه(س) فرمود: اي محبوب و نور چشمانم! مرا از گناه اين زنان آگاه گردان. پيامبر در پاسخ چنين فرمودند: آن زني را که با موي سر آويزان کرده بودند، زني بود که مويش را از نامحرم نمي­پوشاند... و آن زني که گوشت بدن خود را مي­خورد، زني بود که بدنش را براي ديگران آرايش کرده بود... و آن زني که گوشت بدنش را با انبُر جراحي کردند، زني بود که خويش را به ديگران عرضه مي­کرد، در پايان فرمودند: خوشا به حال زني که شوهرش از او راضي باشد!»[5]

 
تاريخ بي­حجابي:

تاريخ­نگاران تمدّن بشري از وجود برخي اقوام بدوي که در آن­ها مرد و زن هيچ­گونه پوششي نداشتند، سخن به ميان آورده­اند اما نمي­توان آن را مبدأ تاريخ بي­حجابي زنان قرار داد. زيرا اين موارد بسيار نادر و کم­ياب بوده، و در همان ايام نيز برهنگي زنان، نشانۀ عقب­افتادگي و بدوي بودن شمرده مي­شد و پوشش آنان علامت تمدّن تلقّي مي­گشت. بدين­سان اکثريت قريب به اتفاق زنان کشورها و مذاهب مختلف تا قبل از رنسانس داراي حجاب بوده­اند.

پس از رنسانس و انقلاب علمي و صنعتي و نيز جنگ جهاني دوم به تدريج زمينۀ لازم در اروپا فراهم گرديد و با وقوع نهضت به اصطلاح آزادي زنان، کنار گذاشتن حجاب مورد تشويق و تکريم قرار گرفت. واقعيت اين بود که کارخانه­داران بزرگ براي استفاده از نيروي کار ارزان­قيمت زنان و امکان حضور آنان در محيط کار، تبليغات وسيعي را آغاز کردند و زنان نيز که از حقيقت امر ناآگاه بودند، براي دست يافتن به حقوق از دست­رفتۀ خويش،تلاش فراواني نموده، موج جديدي را به وجود آوردند که «نهضت زنان براي آزادي» ناميده شد و دربارۀ ضرورت آن، تبليغات وسيعي در جرايد و مطبوعات انجام گرفت.

بر اين اساس، از نظر تاريخي، موج جديد و شکل نوين بي­حجابي از قرن نوزدهم آغاز شده است. دامنۀ اين اقدامات، کم­کم کشورهاي اسلامي را نيز فرا گرفت. نخستين کشور اسلامي که به صورت رسمي اقدام به کشف حجاب بانوان نمود، افغانستان بود.

دومين کشور ترکيه بود که پس از سقوط دولت عثماني، کمال آتاتورک در سال 1313 فرمان منع حجاب را صادر نمود. در ايران نيز رضاخان در هفدهم دي­ماه 1314 به صورت اسمي کشف حجاب را اجرا نمود.

پوشش و تغييرات تکاملي يا کم و کوتاه شدن و به تعبير ديگر تخفيف يافتن­هاي ناشي از تغييرات نگرشي يا برخاسته از هوس­گرايي، تنها يک پديدۀ مؤثر در حيات فردي انسان نيست که از اهميت چنداني برخوردار نباشد بلکه آثار و پيآمدهاي بس گسترده­تري در حوزۀ فرهنگي، اجتماعي دارد.

نبايد در برابر اين واقعيت چشم فرو ببنديم و با غفلت از کنار اين حقيقت بگذريم که انتخاب نوع، رنگ، کيفيت و چگونگي لباس، اگر چه نتيجه و برآيند انديشۀ آدمي است ولي بدون شک بر انديشه و تمايلات رواني و جهت­گيري­هاي فردي آدمي بلکه بر رشد، تعالي، تهذيب، پيشرفت و تکامل اجتماعي انسان از يک سو، يا انحطاط، سقوط و تباهي اجتماعي بشر از سوي ديگر تأثير مي­گذارد.

 
زنان ممتاز و نمونه:

از ديدگاه مکتب آسماني، جايگاه زن در مقايسه با مرد از نظر فضيلت و کرامت انساني (علم و تقوا) برابر است و در بعضي موارد از صلاحيت مضاعف و شايستگي بيشتري برخوردار است.

ـ خديجه کبري (سلام الله عليها) دختر خويلد ابن اسد و همسر پيامبر اسلام(ص):

خديجه زني پاکدامن و عفيف بودند، نخستين کسي که از زنان به پيامبر ايمان آورد، خديجه(س) بودند. از عايشه نقل شده که هر زمان رسول خدا(ص) مي­خواستند از خانه بيرون بروند، نام خديجه را با عظمت مي­بردند و بر او ثنا و دعا مي­نمودند.

ـ فاطمۀ زهرا(س) دختر محمد ابن عبدالله و خديجه کبري:

دربارۀ حضرت زهرا گفته­اند: فاطمه(س) «راز آفرينش زن» فاطمه(س) بزرگ­بانوي اسلام و سيدة النساء­العالمين است.

از ديدگاه فاطمۀ زهرا(س) زن در پوشش حجاب، چون گوهري در پوشش صدف است. او گوهري است گران­بها و ارزشمند که نمي­توان بر آن قيمتي نهاد.

زهراي اطهر(س) پاسخي براي چگونه زيستن، الگوي فضيلت و عفّت و جهاد، الگوي بانوي خداگونه، سرور زنان جهان و دخترشان زينب کبري(س) بانوي با فضيلت اسلام و تداوم­بخش نهضت عاشورا و پيامبر رسالت کربلا چون مادر اسوۀ صفات نمونه و الگوي صبر مقاومت و شکيبايي در راه خدا بودند.

ـ مريم دختر عمران مظهر ملکۀ عفاف:

مريم(س) پاک و خويشتن­دار و مظهر عفاف بودند در برابر غريزۀ جنسي و ملکۀ تقوا و پاکدامن بودند خدا از پاکي و صيانت نفس ايشان خبر داده است: "وَ مَريَمَ بِنتَ عِمرانَ الَّّتي اَحصََنَت فَرجَها..."[6] مريم(س) دختر عمران آنچنان دختر با ايماني بودند که خود را از گناه زنا محکم داشت و آزمايش خوبي داد، بر اثر تقوي و ايمان خالص، خداوند او را به مقام والايي رساند، چرا که از آلودگي به گناه خود را پاک نگاه داشت و در صفت پاکان و برگزيدگان قرار گرفت.

آسيه همسر فرعون، مادر موسي(ع)، ساره همسر ابراهيم خليل(ع)، هاجر، سوده همداني، دختر حرث ابن عبدالمطلب، سيده ماجده همسر فخرالدوله ديلمي و بسياري زنان ديگر از جمله زنان الگويي هستند که تا پاي جان از عقيدۀ خويش دفاع کردند.

 
منابع

ـ قرآن مجيد؛ ترجمۀ مهدي الهي قمشه­اي.

ـ نهج­البلاغه؛ فارسي و عربي ترجمۀ محمد دشتي؛ انتشارات اسوه؛ 1382ش.

ـ ثقة الاسلام کليني؛  اصول کافي؛ ترجمۀ سيدهاشم رسولي؛ دفتر نشر فرهنگ اهل بيت(ع).

ـ مطهري. مرتضي؛ مسئلۀ حجاب؛ انتشارات صدرا؛ 1386ش.

ـ قرائتي. محسن؛ تفسير سورۀ نور؛ مرکز فرهنگي درس­هايي از قرآن؛ 1375ش.

ـ محسني گرکاني. احمد؛ زيباترين الگوي پوشش در اسلام؛ دفتر نمايندۀ مقام معظّم رهبري در استان مرکزي و امام جمعۀ اراک؛ 1380ش.

ـ جوادي آملي. عبدالله؛ زن در آيينۀ جلال و جمال؛ مرکز نشر إسرا.

ـ شريفي. احمد حسين؛ آيين زندگي؛ نهاد نمايندگي مقام معظّم رهبري در دانشگاه­ها، مرکز برنامه­ريزي و تدوين متون درسي؛ 1386ش.

ـ محمدي آشتياني. علي؛ حجاب در اديان الهي، نشر ياقوت، 1378ش.

ـ کريمي­نيا. محمدعلي؛ حجاب دختران؛ انتشارات کوثر ادب؛ 1387ش.

ـ پورسيد آقايي. مسعود؛ حجاب ميوۀ شناخت؛ مؤسسۀ فرهنگي انتشارات حضور؛ 1380ش.

ـ مهدوي مهريزي؛ حجاب؛ مؤسسۀ فرهنگي دانش و انديشۀ معاصر؛ 1379ش.

ـ فرهنگ حجاب: بيم­ها و اميدها (نشست علمي)؛ دفتر مطالعاتي ديني زنان؛ مديريت پژوهش جامعة الزهرا(س)؛ 1379ش.

ـ محمدي­نيا؛ فلسفۀ چادر حجاب برتر؛ مقالۀ «پوشش برتر در اسلام کدام است؟ چرا؟»؛ مؤسسۀ فرهنگي پژوهشي حجاب و عفاف؛ 1386ش.

ـ حجاب؛ دانشگاه آزاد اسلامي واحد آشتيان؛ 1386ش.

پي­نوشت 

1ـ سورۀ مبارکۀ ص؛ آيۀ شريفۀ 32.

2ـ نهج­البلاغه، نامۀ 53.

3ـ سورۀ مبارکۀ احزاب؛ آيۀ شريفۀ 53.

4ـ سورۀ مبارکۀ اعراف؛ آيۀ شريفۀ 26.

حديث معراج، نقل از کتاب وسائل الشيعه، حرّ عاملي، ج14، ص156.

6ـ سورۀ مبارکۀ تحريم؛ آيۀ شريفۀ 12.

 

طيبه محسني

عضو هسته فرهنگي شهرستان آشتيان  

 

 

شنبه 2 مرداد 1389 - 11:5


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری