پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 10:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

شب چراغ ارمغاني از گذشته

 

نقد و بررسي مجموعه شب چراغ

 

شب چراغ مجموعه اي است گزينه شده از کشکول شيخ بهايي و متون قديمي ديگر که به انتخاب ابوالفضل حبيبي در يک مجموعه با اين نام جمع آوري شده است. اين مجموعه را شرکت چاپ و نشر بين الملل به بازار نشر اورده است. در اين بررسي نگاهي مي اندازيم به قسمت هاي مختلف اين مجموعه و بخشهايي را با هم مرور مي کنيم.

در يک شماي کلي شب چراغ نيز همانند کشکول شيخ بهايي مجموعه اي است که از نظم خاصي برخوردار نيست و حکايات، سخنان نغز، اشعار، احاديث و نقل قول هاي مختلف بدون هيچ ترتيب خاصي در آن آورده شده است. اين شکل از کتاب که بيشتر در آثار قدماي ادبيات فارسي به چشم مي خورد امروزه کمتر مورد توجه است و آثار زيادي به اين شکل به چاپ نرسيده است. البته هرچند که به اين دست آثار نقدهاي فراواني وارد است؛ اما در کنار اين نقد ها که بسياري از آنها درست است و در ادامه در اين بررسي نيز تا حد ممکن به آن پرداخته خواهد شد؛ مزايايي نيز مي توان براي آن مترتب دانست که آن ها را نيز از نبايد از نظر دور داشت. در ضمن اين بررسي نگاهي هم خواهيم داشت به انتخاب هاي صورت گرفته و تناسب يا عدم تناسب آنها با يک ديگر را بررسي خواهيم کرد.

شب چراغ را مي توانيد برگ به برگ بخوانيد و تا انتهاي آن پيش رويد و از تمامي متون ان لذت ببريد. همچنين مي توانيد آن را از انتها به اول بخوانيد و باز به همان لذت قبلي نائل شويد. شب چراغ اتقريبا از هرگونه نظم خاص بي بهره است و نظم را تنها در کوچکترين واحد آن، يعني هر حکايت و يا شعر و يا حديث و يا... مي توان ديد. به هر حال نمي توان ناديده گرفت که داشتن فهرستي منظم شده و شکل دهي مرتب و هدف دار به متون مي توانست به ارزش کار بيفزايد. البته کاش جمع آوري کننده مجموعه خود در مقدمه اي کوتاه توضيحاتي در اين باب مي داد. يک احتمال آن است که با تقليد از شيوه کشکول شيخ بهايي او نيز مجموعه را به چنين سبکي جمع آوري نموده است. هرچند در اين صورت نيز، اين دليل نمي تواند آنچنان موجه نمايد. در مجموعه اي که از نظر تنوع گستردگي بسياري دارد و از آثار نظم و نثر فارسي تا احاديث عربي و حکايات و نقل قول هاي اين دو و حتي گريزهايي به فرهنگ يوناني را شامل مي شود؛ به راحتي مي توان به فهرست بندي بر اساس اين گروه ها پرداخت. به عنوان مثال جدا کردن احاديث از نقل قول حکيمات، جدا کردن اشعار از متون و جدا کردن جملات کوتاه از حکايات بلند، مي توانست نظم بهتري را به کار بدهد. همچنين جمع اوري کننده مي توانست به دسته بندي محتوايي متون نيز بپردازد. بسياري از متون آورده شده در اين مجموعه از نظر موضوعي همسو با يکديگر بوده و قابليت قرار گير در يک دسته را دارند. به عنوان مثال ايجاد فصولي با موضوعات مذهبي، دنيا و آخرت، دوستي، راستگويي و... کاري است که مي شد به راحتي به انجام رساند و در شکل دهي ملموس تر به اثر کمک کرد. چنانکه پيش از اين نيز و در ادبيات کهن هم چنين تقسيم بندي هايي به وفور قابل شناسايي است که از آن جمله مي توان به گستان اثر فاخر شيخ اجل سعدي شيرازي اشاره کرد. البته تقسيم بندي هاي ديگري نيز مي توان در مورد متون اين اثر ارائه داد که در حوصله ادامه دادن نمي گنجد. از جمله آن ها مي توان به تقسيم بندي تاريخي و يا زباني آثار اشاره کرد. به هر حال جمع آوري کننده آثار هيچ کوششي در اين زمينه نداشته و مجموعه همانطور که ذکر شد ترتيب خاصي ندارد. اما اين که ايا اين موضوع براي چنين متوني مي تواند يک فقدان محسوب شود يا خير خود بحث جداگانه اي است. به اعتقاد نگارنده به هر حال قابل انکار نيست که وجود دسته بندي ها مي توانست مخاطب اثر را از پراکندگي ذهني نجات دهد و مراجعه به متون و يافتن آنها را ساده تر سازد. وجود دسته بندي خوانش را مرتب مي ساخت و همچنين به دست و پا کردن مخاطب خاص براي دسته هاي مختلف منجر مي شد. قابل انکار نيست که يک دسته بندي درست لذت خواندن اثر را در مرتبه هاي بعدي ( چرا که يکي از ويژگي هاي چنين آثاري رجوع مکرر است ) به دليل يافتن موضوعات مورد علاقه و حکايات خاص، دو چندان مي کرد. حال آنکه در شکل فعلي مخاطب براي يافتن يک متن خاص گاهي بايد به تورق کل مجموعه بپردازد. اما از طرفي نيز ممکن است دلايل موجهي براي اين عدم دسته بندي بتوان دست و پا کرد. به هر حال مشخصات اين اثر و متون شکل دهنده آن بيشتر بيانگر اين واقعيت است که مجموعه شب چراغ به اختصاص هر متنش داراي رسالتي است و کليت مجموعه به دنبال دستيابي به هدف خاصي نيست. همين ويژگي باعث مي شود تا حدودي از اهميت دسته بندي مجموعه کاسته شود و مجموعه را همين گونه که هست مورد تاييد قرار دهند. به نظر مي رسد مقصود نويسنده جمع اوري مجموعه اي بوده است از متون جالبي که خود در طي ساليان به آن ها برخورده است ( اين موضوع در لابلاي يکي از حکايات ذکر شده است. ). و در انديشه جمع آوري مجموعه اي بوده که مخاطب بتواند در اوقات مختلف آن را از هرکجا که خواست بگشايد و از خواندن و تورق آن لذت و انتفاع کافي ببرد. از اين منظر، مجموعه کارکرد مناسب خود را داراست و به مقصود ابوالفضل حبيبي نزديک خواهد بود. مطمئنا به دليل استفاده از منابع مناسب و نيز کارکرد اختصاصي هر متن، مجموعه مخاطب خود را دارا خواهد بود.

اما موضوع مورد بحث ديگر شيوه انتخاب متون، درستي و نادرستي آن و تناسب يا عدم تناسب متون با يکديگر است. در اين مورد نيز جمع آوري کننده اشاره اي کوتاه در زيل يکي از متون داشته است و نيز در روي جلد نيز از کشکول شيخ بهايي به همراه مطالبي همسو از ديگر متون، به عنوان منبع خود ياد کرده است. همچنين در انتهاي کتاب نيز خوشبختانه بخشي با عنوان کتاب نامه به ذکر دقيق منابع مورد استفاده اختصاص داده شده است. استفاده نزديک به 50 منبع که همگي از منابع معتبر، شناخته شده و قابل اعتماد هستند و نيز در موارد بسياري استفاده مستقيم از منبع اصلي، نشان گر پرمحتوا بودن منابع مورد استفاده در اين اثر است. همچنين در مورد گزينش متون نيز، با نگاهي منصفانه بايد گفت اين کار با دقت و کيفيت خوبي صورت گرفته است. يک دست بودن اثار از نظر سبک نوشتار و نزديک بودن ادبيات آنها به يکديگر، ساده بودن و قابل درک بودن آنها براي قشر وسيعي از مخاطبين با توجه به کم بودن تعداد واژه هاي سخت و نيز تنوع محتوايي موجود در آثار از نکات مثبتي است که در اين مورد ديده مي شود. همچنين پرهيز از آوردن حکايات و يا متون بلند ديگر نکته ايست که به خوبي رعايت شده و همين امر از کسالت خوانش مخاطب جلوگيري مي کند. البته اين نکته در يکي دو مورد نقض شده است که به اين موضوع نيز خواهيم پرداخت. قابل ذکر اينکه هرچند انتخاب قريب به اتفاق متون به نظر مناسب و فکر شده مي آيد و کمتر متن نامتناسب با مجموعه در انتخاب ها مي توان يافت. اما جاي خالي بعضي متون در کل مجموعه احساس مي شود. در هر صورت بايد در نظر داشت که با توجه به محدوديت قابل پيشنبيني در حجم اثر، اين موضوع غير قابل اجتناب است. در زمينه تناسب محتوايي متون با يکديگر نيز با توجه به دسته بندي هاي ممکني که ذکر شد و قابل اعمال بود؛ مي توان گفت متون از همسويي مناسبي برخوردار هستند و اگر در مواردي نيز چند متن انگشت شمار متفاوت مشاهده مي شود با توجه به سبک مجموعه و شباهتش به کشکول شيخ بهايي، اشکالي چندان محسوس محسوب نمي شود. در نهايت به اعتقاد نگارنده متون از زواياي مختلفي که مورد بحث قرار داده شد، انتخاب هايي درست، متناسب و با ذوق و سليقه بوده اند؛ که علاوه بر نمايش خوش سليقگي جمع آوري کننده، نشان گر تجربه بالاي او و تسلط اش بر متون منبع دارد و در اين زمينه مجموعه شب چراغ نمره مناسبي مي گيرد.

اما نکات مختصر تري در مورد اين مجموعه:

اولين نکته در مورد پاورقي هاي مجموعه است. اين پاورقي ها که تنها نقطه اتصال جمع آوري کننده متون با مخاطب است، گاها با ذکر نکاتي در مورد شکل جمع آوري، دليل آوردن يک متن و... از حالت استاندارد خود خارج شده اند. شايد پسنديده تر اين بود که ابوالفضل حبيبي اين مجموعه را مزين به مقدمه اي مي کرد و نکات فراواني را که خالي از لطف نيست را در آن با ماطبان مجموعه در ميان مي گذاشت تا گاها مجبور نباشد براي ارتباط با مخاطب دست به گريبان پورقي و يا حتي در معدود متوني، خود متن اصلي شود. البته فارغ از ذکر اين نکته پاورقي هاي مفصل، کامل و بدون نقص مجموعه از نکات قوت آن محسوب مي شود و خود کلاس درسي براي شناخت برخي از بزرگان و تئليفات مهم تاريخي است. همچنين توضيحات مناسبي که در مورد بعضي واژه ها و اصطلاحات آمده بسيار بجا بوده و در فهم مخاطب از متون مطمئنا کمک شاياني است. آخرين نکته در مورد پاورقي نيز آوردن ترجمه بعضي از جملات عربي در پاورقي است. اين نکته را تنها به عنوان يک پيشنهاد ذکر مي کنم که بهتر بود ترجمه متون عربي در همان متن اصلي اورده مي شد تا خواندن ان براي مخاطب ساده تر گردد. در مورد ذکر دو نکته ضروري است. اول اينکه ذکر اين موضوع از آن جهت است که اضافه کردن توضيحات به متن اصلي در مجموعه به چشم مي خورد و نمي توان آوردن ترجمه ها در پاورقي را به دليل دست نخوردن متون دانست و دوم اينکه آوردن اين ترجمه ها و نظاير آنها در پاورقي يک دستي پاورقي ها را دچار نقصان مي کند. مخاطب انتظارش بر اين است که پاورقي تنها شامل مطالب توضيحي اضافي و غير ضرور باشد که نيازي مبرم به مراجعه به آن وجود ندارد. اما اين امر باعث شده مخاطب براي درک يک متن مجبور به مراجعه به پاورقي شود.

دومين نکته دو نوع مختلف از تکرار در متون است. اولين شکل آوردن يک متن و ذکر مشابه هاي آن از منابع مختلف ديگر است. اين امر در جايي که متون تفاوتي جالب وي ا اساسي با يکديگر در بيان و يا نتيجه دارند مي تواند مورد قبول باشد و جذابيتي براي مخاطب به ارمغان آورد. اما همين موضوع وقتي به تکرار بيش از حد مي رسد و در مواردي تکرارهايي صورت مي گيرد که شباهت بسياري به يکديگر دارند، مخاطب را ازمجموعه ور مي کند و از جذابيت مجموعه مي کاهد. در اين موارد شايد بهتر باشد تنها به ذکر حکايت معتبر تر و مقدم تر و نيز توضيحي کوتاه در باب ساير نمونه ها و ذکر تفوات هاي جزئي پرداخته شود. از اين متون مي توان به حکايت اصابت تير به پاي مبارک حضرت علي عليه السلام اشاره کرد که نه تنها از منابع مختلف ذکر شده، بلکه در انتها نيز با توضيحات اين تفاوت هاي جزئي مواجه مي شويم. در حالي که اصل موضوع در همه متون يکي است و خدشه اي به ان وارد نشده و تنها تفاوتي هايي مانند نام جنگ مورد وقوع و يا محل وقوع تفاوت دارند. با اين همه چنين حکايت جذابي که نسبتا بلند نيز است، چند بار تکرار شده است. در اين مورد بايد توجه کرد که هر صفحه اي از مجموعه که پر مي شود در واقع جاي را بر متون ديگري که مي توانستند در مجموعه حضور يابند بسته است. دومين شکل از تکرار در متوني است که از همسويي بالايي برخوردا است. در هر صورت هرچند اين متون از تفاوت در منبع و نويسنده و... برخوردار است اما حامل پيامي مشابه اند و اگرچه شکل و سبکي متفاوت دارند اما محتوا و پيامي مشابه را يدک مي کشند. در اين مورد نيز شايد مي شد از متون جايگذين استفاده کرد و به ارزش محتواي اثر افزود. هرچند اين مورد نکته اي بسيار ظريف است و کاري بسيار مشکل خواهد بود و انظاري فراتر از اين در مورد آچنان موجه نيست و در حهمين حد نيز بسيار جاي تقدير دارد.

در نهايت بايد گفت مجموعه شب چراغ دقيقا همانگونه که جمع آوري کننده ان ذکر کرده است، ارمغاني است براي امروز از کشکول شيخ بهايي. در عصر ما که سرعت و فرصت کوتاه از ويژگي هاي بارز آن است؛ چنين کتابي حقيقا ارمغاني است که مي تواند مخاطب امروزي را به متون کهن پيوندي مبارک دهد. غير قابل انکار است که مخاطب امروزه به خصوص مخاطبان جوان نه حوصله مراجعه مستقيم به کشکول شيخ بهايي و متون مشابه را دارند و نه حتي جرات روبرو شدن با آن ها را. که هر دو اين ها به دليل ويژگي هاي زمانه ما و نيز مشکل بودن مطالعه اصل اين متون براي مخاطب عام نکته اي است که مورد توجه قرار گرفته و از دل آن شب چراغي بيرون امده که روشني بخش شب هاي مطالعه و بيداري گردد. گزافه نيست اگر بگوييم که به واقع چنين مجموعه اي هر ورق اش دفتري است و مهمترين نکته آن قالبيت تکرار و خوانش چند باره و لذت بردن چند باره از آن است. با آرزوي توفيق براي ابوالفضل حبيبي و شرکت محترم چاپ و نشر بين الملل در انشار مجدد آثار مشابه.

 

 

 

دوشنبه 28 تير 1389 - 11:12


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری