شنبه 28 مرداد 1396 - 16:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان زنجان

 

جود و سخاوت

 

اين دو واژه كه در مقابل‏«بخل‏» است،غالبا در يك معنى استعمال مى‏شود،ولى گاه ‏از در بعضى كلمات ‏«جود» بعنوان مرحله اي بالاتر از«سخاوت‏» استفاده مى‏شود ،زيرا درتعريف‏«جود» گفته‏اند:«بخشش بدون درخواست است كه در عين حال، بخشش خود راكوچك بشمارد.»گاه گفته‏اند:«جود،خوشحال شدن از درخواست مردم و شادگشتن به هنگام‏بخشش است. » بعضى نيز گفته‏اند:«جود بخششى است كه مال را،مال خدا بشمرد و سائل رابنده خدا بداند و خودش را در اين ميان واسطه ببيند»،در حالى كه‏«سخاوت‏» معنى‏وسيع‏ترى دارد و هرگونه بذل و بخشش را شامل مى‏شود.

بعضى نيز گفته‏اند:«كسى كه بخشى از اموال خود را ببخشد و بخش ديگر را براى خودبگذارد،صاحب سخاوت است و كسى كه اكثر آن را ببخشد و مقدار كمى را براى خود بگذارد،داراى جود است‏».مطابق تمام اين تعريفها«جود» مرحله بالاتر از«سخاوت‏»است.

به هر حال‏«جود»و«سخاوت‏»از فضايل مهم اخلاقى است،هر اندازه‏«بخل‏» نشانه ‏پستى و حقارت و ضعف ايمان و فقدان شخصيت است،«جود»و«سخاوت‏» نشانه ايمان‏و شخصيت والاى انسان است.

در آيات قرآن مجيد گرچه واژه‏«جود»و«سخاوت‏»به كار نرفته است،اما تعبيرات ‏ديگرى ديده مى‏شود كه منطبق بر اين دو مفهوم است و قرآن نيز براى آن ارج فراوانى بيان كرده است،به عنوان نمونه به آيات زير توجه فرماييد:

..يحبون من هاجر اليهم و لا يجدون فى صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون على‏انفسهم و لو كان بهم خصاصة... (حشر، 9)

و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا-انما نطعمكم لوجه الله‏لا نريد منكم جزاء و لا شكورا (دهر،8 و 9)

مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل الله كمثل حبة انبتت‏سبع سنابل فى كل‏سنبلة ماة حبة و الله يضاعف لمن يشاء و الله واسع عليم (بقره،261)

الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا و علانية فلهم اجرهم عند ربهم و لاخوف عليهم و لا هم يحزنون (بقره،274)

لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شى‏ء فان الله به‏عليم (آل عمران،92)

الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و مما رزقناهم ينفقون (بقره،3)

و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملومامحسورا (اسراء،29)

ترجمه:

..و كسانى را كه به سويشان هجرت كنند،دوست مى‏دارند و در دل خود نيازى به آنچه‏به مهاجران داده شده،احساس نمى‏كنند و آنها را بر خود مقدم مى‏دارند،هر چند خودشان‏بسيار نيازمند باشند...

و غذاى(خود)را با اين كه به آن علاقه(و نياز)دارند،به مسكين و يتيم و اسيرمى‏دهند-(و مى‏گويند:)ما شما را به خاطر خدا اطعام مى‏كنيم و هيچ پاداش و سپاسى از شمانمى‏خواهيم.

كسانى كه اموال خود را در راه خدا«انفاق‏»مى‏كنند،همانند بذرى هستند كه هفت‏خوشه بروياند كه در هر خوشه يكصد دانه باشد و خداوند آن را براى هر كس بخواهد(وشايستگى داشته باشد)،دو يا چند برابر مى‏كند و خدا(از نظر قدرت و رحمت)وسيع و(به همه‏چيز)داناست.

آنها كه اموال خود را شب و روز پنهان و آشكار انفاق مى‏كنند،مزدشان نزدپروردگارشان است،نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند.

هرگز به(حقيقت)نيكوكارى نمى‏رسيد!مگر اين كه از آنچه دوست مى‏داريد(در راه‏خدا)انفاق كنيد و آنچه انفاق مى‏كنيد،خداوند از آن آگاه است.

(پرهيزكاران)كسانى هستند كه به غيب(آنچه از حس پوشيده و پنهان است)ايمان‏مى‏آورند و نماز را بر پا مى‏دارند و از تمام نعمتها و مواهبى كه به آنان روزى داده‏ايم،انفاق‏مى‏كنند.

هرگز دستت را بر گردنت زنجير مكن(و ترك انفاق و بخشش منما)و بيش از حد نيزدست‏خود را مگشا تا مورد سرزنش قرار گيرى و از كار فرو مانى.

تفسير و جمع‏بندى:

چهره سخاوتمندان در قرآن

در نخستين آيه مورد بحث،سخن از گروهى سخاوتمندان انصار مدينه است كه باآغوش باز از مهاجرانى كه خانه و كسب و كارى نداشتند،استقبال كردند و آنها را برخودشان مقدم داشتند و حتى گفتند:«ما اموال و خانه‏هايمان را با آنها تقسيم مى‏كنيم وچشم داشتى به غنائم جنگى نيز نداريم».‍‍‍‌‍ ‍

قرآن درباره آنها در آيه فوق مى‏گويد:«آنها كسانى را كه به سويشان هجرت مى‏كنند،دوست دارند و در درون دل نيازى نسبت‏به آنچه به مهاجران داده شده،احساس نمى‏كنند وآنها را بر خود مقدم مى‏دارند،هر چند شديدا فقير باشند، ... يحبون من هاجر اليهم ولا يجدون فى صدورهم حاجة مما اوتوا و يؤثرون على انفسهم و لو كان بهم خصاصة... »

به گفته بعضى از مفسران معروف:«در تاريخ بشريت،چنين استقبالى سابقه نداشته‏است كه گروهى غريب در شهرى وارد شوند و مؤمنان آن شهر چنان استقبالى از آنان كنند كه‏حتى آنها را بر خويش مقدم شمرند و حاضر باشند تمام زندگى خود را با آنان تقسيم نمايند، حتى در بعضى از روايات وارد شده است كه عدد مهاجران نسبت‏به داوطلبان پذيرايى از آنهاكم بود به همين دليل،گاه در ميان دو و يا چند نفر،بر سر افتخار ميزبانى مهاجران،اختلاف‏پيدا مى‏شد كه براى حل آن به قرعه متوسل شدند.»

به هر حال،خداوند اين محبت و بلند نظرى و ايثار و سخاوت را كه از ويژگيهاى‏انصار بود،مى‏ستايد.

در دومين آيه مورد بحث،سخن از بزرگوارانى است كه غذاى خود را در حالى كه‏شديدا به آن نياز داشتند به مسكين و يتيم و اسير دادند،بدون اين كه هيچ انتظار پاداش وتشكرى داشته باشند، «و يطعمون الطعام على حبه مسكينا و يتيما و اسيرا×انمانطعمكم لوجه الله لا نريد منكم جزاء و لا شكورا »

روايات فروانى از طرق شيعه و سنى،حكايت از اين دارد كه آيات 8 و 9 سوره‏«دهر»در فضيلت اهلبيت عليهم السلام نازل شده است.«مرحوم علامه امينى‏»در«الغدير»34 نفراز علماء معروف اهل سنت را نام مى‏برد كه اين حديث را در كتابهاى خود آورده‏اند(با ذكر نام كتاب و صفحه آن)

بنابراين حديث مزبور در ميان اهل سنت مشهور،بلكه متواتر است و علماى شيعه‏اتفاق نظر دارند كه همه سوره‏«دهر»يا بخش قابل ملاحظه‏اى از آيات آن،درباره‏اهلبيت پيامبر صلى الله عليه و اله(على،فاطمه زهرا،حسن و حسين عليهم السلام)نازل شده است.

دقت در آيات سوره‏«دهر»نشان مى‏دهد كه خداوند چگونه از اين سخاوتمندان‏ايثارگر مدح و ستايش كرده و عمل آنها را ستوده و بالاترين پاداش را براى آنها قرارداده است.در يك جا از آنها به عنوان‏«ابرار»و در جاى ديگر از آنها به عنوان‏«عباد الله‏»(بندگان خاص خدا)ياد كرده است.

در سومين آيه،تشويق بى‏نظيرى نسبت‏به انفاق كنندگان سخاوتمند ديده مى‏شود.با تعابيرى كه در آيات انفاق بى‏نظير است،مى‏فرمايد:«كسانى كه اموال خود را در راه خداانفاق مى‏كنند،همانند بذرى است كه هفت‏خوشه بروياند و در هر خوشه نيز يكصد دانه باشدو خداوند آن را براى هر كسى بخواهد(و شايسته بداند)دو يا چند برابر مى‏كند و خداوند توانا وداناست، مثل الذين ينفقون اموالهم فى سبيل الله كمثل حبة انبتت‏سبع سنابل فى كل‏سنبلة ماة حبة و الله يضاعف لمن يشاء و الله واسع عليم »

اگر آيه را بر خلاف ظاهر آن تفسير كنيم و حذف و تقدير نيز قايل نشويم،آيه‏دلالت‏بر اين دارد كه رشد و نمو بى‏نظير در روح و جان انفاق كنندگان نيكوكار صورت‏مى‏گيرد.اموال آنها بر اثر انفاق چندين برابر شده و خودشان نيز در پرتو سخاوت،مدارج كمال را به سرعت مى‏پيمايند و حتى گامهاى كوچك در اين راه، آثار عظيم دارد.

به اين ترتيب انفاق علاوه بر اينكه مايه رشد بشرى است،مايه رشد و تكامل اخلاقى‏و معنوى خود انسان نيز هست.

در روايت آمده است كه امام سجاد عليه السلام،هر گاه كه چيزى به سائلى مى‏بخشيد،دست‏سائل را نيز مى‏بوسيد،عده‏اى علت اين كار را از حضرت جويا شدند.حضرت عليه السلام درجواب فرمودند:«لانها تقع فى يد الله قبل يد العبد،اين به خاطر آن است كه(اين‏بخشش)پيش از آن كه به دست‏بنده قرار گيرد،به دست‏خدا مى‏رسد.»

در چهارمين آيه،ضمن اشاره به نكته مهمى درباره انفاق،آمده است:«كسانى كه‏اموال خود را در شب و روز،پنهان و آشكار انفاق مى‏كنند،پاداششان نزد پروردگارشان است،نه ترسى بر آنهاست و نه غمگين مى‏شوند، الذين ينفقون اموالهم بالليل و النهار سرا وعلانية فلهم اجرهم عند ربهم و لا خوف عليهم و لا هم يحزنون ».

بنابراين‏«سخاوت‏»و«انفاق‏»در راه خدا به هر شكل و صورتى كه باشد،محبوب وپسنديده است،از سوى ديگر«انفاق‏»ترس از عذاب الهى را برطرف ساخته و حزن واندوه را مى‏زدايد.افراد انفاقگر و بخشنده خوف و وحشتى از آينده ندارند،زيرا، خداوند زندگى آنها را تضمين كرده است و به خاطر از دست دادن بخشى از اموالشان اندوهگين نمى‏شوند،زيرا مى‏دانند، آنچه از فضل پروردگار به آنها داده مى‏شود،بيشتراز آن است كه از دست داده‏اند.

پنجمين آيه باز با تعبير تازه‏اى در زمينه انفاق مى‏فرمايد«هرگز به(حقيقت)نيكوكارى‏نمى‏رسيد،مگر آن كه از آنچه دوست مى‏داريد(در راه خدا)انفاق كنيد و آنچه انفاق مى‏كنيد،خداوند از آن با خبر است، لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون و ما تنفقوا من شيى‏ء فان‏الله به عليم »

در ادبيات عرب‏«بر»به معنى نيكوكارى توام با توجه و از روى قصد و اختيار است‏و اين نشانه شخصيت و روحانيت انسان مى‏باشد.جالب اين كه‏«بر»در آيه به طور مطلق‏ذكر شده و نشان مى‏دهد تا سخاوت و انفاق نباشد،انسان هرگز به حقيقت نيكوكارى‏نمى‏رسد.گرچه بعضى از مفسران واژه‏«بر»را به معنى‏«بهشت‏»و بعضى به معنى‏«تقوا»وبعضى به معنى‏«پاداش نيك‏»گرفته‏اند،ولى ظاهر اين است كه مفهوم‏«بر»وسيع بوده وشامل همه اينها نيز مى‏شود.

در ششمين آيه،انفاق را ضمن اين كه يكى از اركان مهم تقوا ذكر كرده-تقوايى كه‏سرچشمه هدايت الهى و محتواى قرآنى است-مى‏فرمايد:«پرهيزكاران كسانى هستند كه‏ايمان به غيب دارند(ايمان به خدا و جهان ماوراء طبيعت)و نماز را برپا مى‏دارند و از نعمتهايى‏كه بر آنها روزى داده‏ايم،انفاق مى‏كنند، الذين يؤمنون بالغيب و يقيمون الصلاة و ممارزقناهم ينفقون »

با توجه به اينكه‏«ينفقون‏»به صورت فعل مضارع ذكر شده،مفهومش اين است كه‏آنها انفاق مواهب الهى را به طور مستمر انجام مى‏دهند و اين نشانه سخاوتمندى‏آنهاست كه در نهادشان ريشه دوانده و به صورت يك صفت‏برجسته در آمده است.

تعبير به‏«مما رزقناهم‏»(از آنچه به آنان روزى داده‏ايم)اشاره به نكته لطيفى مى‏كندو آن اين كه آنها مى‏دانند كه همه اموال،مواهب الهى است،بنابراين،دليلى ندارد كه از انفاق بخشى از آن در راه بندگان نيازمند خدا،«بخل‏»بورزند.در ضمن روشن است كه‏«انفاق‏»منحصر به زكات نيست،بلكه معنى گسترده‏اى دارد كه هم صدقات واجب و هم‏مستحبات را شامل مى‏شود.

در هفتمين و آخرين آيه،ضمن دادن دستور به رعايت اعتدال در بذل و بخشش ودورى از افراط و تفريط و نشان دادن تصويرى از صفت‏سخاوت كه حد وسط در ميان‏«بخل‏»و«اسراف‏»است،مى‏فرمايد:«دستت را بر گردنت زنجير مكن(و ترك انفاق وبخشش منما)و بيش از حد نيز آن را مگشا(و آلوده اسراف و تبذير مشو)مبادا مورد سرزنش‏قرار گيرى و از كار فرومانى، و لا تجعل يدك مغلولة الى عنقك و لا تبسطها كل البسط فتقعد ملوما محسورا ».اين آيه،تعريف روشنى براى سخاوت است.

 

 

فضايل بيات

كارشناس امور مساجد

 

دوشنبه 28 تير 1389 - 10:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری