يكشنبه 30 مهر 1396 - 11:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

درامي درباره‌ مادي‌گري و خيانت

 

نگاهي به فيلم كيفر (حسن فتحي)

درباره فيلم:

فيلمنامه «كيفر» را در ابتدا عليرضا نادري براي اميني نوشته بود. كه همكاري با عليرضا اميني به سرانجام نرسيد سپس حسن فتحي فيلمنامه را خواند و از آن خوشش آمد. قرار بود كه سعيد سعدي (تهيه‌كننده) فيلم جديدي را با حسن فتحي كار كند ولي چون شرايط آن كار مهيا نشد. فتحي پيشنهاد كرد تا آماده شدن شرايط آن كار، كيفر را بسازند. سعيد سعدي فيلمنامه را خواند و پسنديد. پس از آن قرار شد فتحي و نادري پس از مجموعه‌هاي ميوه ممنوعه و اشك‌ها و لبخندها دوباره با هم همكاري كنند. نادري چند با با اعمال نظرات فتحي فيلمنامه را بازنويسي كرد. تا اينكه كار به مرحله توليد رسيد و پروانه ساخت فيلم گرفته شد. بعد از آن فيلمنامه دو سه بار ديگر هم بازنويسي شد. با اين كه سعدي تلاش زيادي براي به سرانجام رساندن اين پروژه انجام داد اما شتاب كار براي رساندن فيلم به جشنواره و مشكلات مالي، باعثشد تا حسن فتحي از برخي از خواسته‌هايش كوتاه بيايد. از جمله قرار بود براي صحنه‌اي از فيلم دوربين روي كرين (جرثقيل) سوار شود. كريني سر صحنه آورده شد كه اصلاً قابل اطمينان نبود. در نتيجه گروه فيلمسازي مجبور شد صحنه را بدون كرين فيلمبرداري كند. سعيد سعدي جزو تهيه‌كنندگان خوب و گزيده كار سينماي ايران است كه فيلم‌هاي كارگردانان مطرحي همچون واروژ كريم مسيحي، خسرو سينايي و... را تهيه كرده است. سعدي پييش از كيفر تجربه همكاري با فتحي در «رويا را به خاطر بسپار» براي شبكه جهاني كوثر داشته است.

«كيفر» داستان برزو مردي ميانسال (هومن برق‌نورد) است كه به دليل قتل يك جوان در آستان قصاص قرار گرفته، خانواده او در تلاش براي جلب رضايت اولياي دم هستند و در اين ارتباط مبلغي را به عنوان ديه تهيه كرده‌اند كه هنگام انتقال آن از بانك توسط چند سارق دزديده مي‌شود. بعد از آن سيامك برادر مرد اعدام شده (مصطفي زماني) به حل كردن معماي دزديده شدن پول‌ها و اعدام برادرش مي‌پردازد. از خلاصه داستان پيداست كه با فيلمي جنايي روبه‌رو هستيم. در اوايل فيلم در فصل اعدام وقتي مرد اعدامي را بالاي چوبه دار مي‌بينيم هر چند شكل و شمايل دافعه‌برانگيزي دارد ولي دلمان برايش مي‌سوزد. وقتي خواهر مقتول بي‌رحمانه چهارپايه را از زير پايش مي‌كشد از بي‌رحمي او متعجب مي‌شويم. از صحنه اعدام به بعد يك معماي جنايي شكل مي‌گيرد كه به تدريج و گام به گام توسط سيامك برادر مرد اعدامي حل مي‌شود. در انتهاي فيلم متوجه مي‌شويم كه دلسوزي اوليه براي مرد اعدامي چقدر بيهوده بوده و او در حقيقت به نتيجه اعمال خود رسيده است. حسن فتحي در داستان گويي تا نزديك به پايان فيلم موفق عمل مي‌كند.

فتحي پس از فيلم عامه‌پسند اول (ازدواج به سبك ايراني) و فيلم پيچيده نماي دوم (پستچي سه بار در نمي‌زند)، كيفر را ساخته كه مهم‌ترين ويژگي‌اش آن است كه تماشاگر را تا به انتها رها نمي‌كند و به دنبال خود مي‌كشاند. فتحي در كيفر به داستان‌گويي و درام‌پردازي متعارف روي آورده است. آن هم در دوره و زمانه‌اي كه بسياري از فيلمسازان مي‌خواهند نابلدي خود در داستان گويي را با ساخت روايت‌هاي شبه مدرن و متظاهرانه پنهان كنند. فتحي داستانش را جذاب تعريف مي‌كند هر لحظه نكته تازه‌اي براي ارائه دارد، ريتم فيلم پركشش است. صحنه‌ها خوب و مؤثر كارگرداني شده‌اند. مثلاً نمي‌توان به صحنه سرقت پول‌ها اشاره كرد كه با نماهاي ملتهب و به دقت كارگرداني شده‌اش همراه با حركت‌هاي پرتنش دوربين، تعليق و هيجاني مؤثر و لذت‌بخش خلق مي‌كند يا به ياد بياوريم صحنه رقصيدن پسربچه در ابتداي فيلم كه گريه مي‌كند و در ضمن دست‌هايش را تكان مي‌دهد كه صحنه بسيار تأثيرگذاري است.

كيفر تصويري تلخ و هول‌آوري از جامعه معاصر نشان مي‌دهد. جامعه‌اي در تنگناهاي اقتصادي كه در آن پول، حرف اول را مي‌زند و همين مسئله به پديده‌هايي چون بزه‌كاري و فساد مالي بيش از پيش دامن مي‌زند. كيفر سندي است از دل تهران تيره و دودگرفته كه بسياري در آن براي پول ديگران را زير پا له مي‌كنند. از سويي ديگر فيلم برهه‌اي از حيات جامعه معاصر را آسيب‌شناسي مي‌كند كه در آن مقعط زماني جواناني تنگدست براي اشتغال به ژاپن رفتند ولي پس از بازگشت بدل به هيولا شدند.

فتحي در كيفر نشان مي‌دهد بسياري از فجايعي كه در زمان حال رخ مي‌دهند، ريشه در حوادث گذشته دارند. در طول داستان، گذشته شخصيت اعدام شده مورد كنكاش قرار مي‌گيرد و تماشاگر هر لحظه با اطلاعات جديد و تكان‌دهنده‌اي روبه‌رو مي‌شود اين مسئله به جذابيت فيلم كمك كرده است.

روايت پر كشش و پالوده فيلم گاه با مايه‌هاي عامه‌پسند آميخته شده كه اين مسئله تماشاگر را آزار مي‌دهد. مثلاً در اواسط فيلم كه مصطفي زماني با شخصي كه مي‌خواهد نشاني از گذشته برادر براي او بيابد وارد خانه‌اي مي‌شوند در آن خانه، آن‌ها را به زور وسط رينگ بوكس مي‌اندازند تا مبارزه كنند. مي‌بينيم كه اين صحنه با وجود آنكه خوب كارگرداني شده ولي در روايت چقدر نا به جا و ناچسب است و اصلاً با بقيه فيلم هيچ تناسبي ندارد. تنها توجيه اين صحنه اضافه كردن صحنه‌هاي رزمي به فيلم است تا تماشاگر عام، جذب فيلم شود.

گره‌گشايي پايان فيلم بسيار ضعيف است و روايت خوب فيلم را هدر مي‌دهد. جشن بالماسكه دور از واقعيت فيلم و تعريف ماجراي نه چندان تكان‌دهنده نانامي توسط ابي‌ بن‌بست و لحظات اغراق‌آميز مرگ ابي بن‌بست و بالا رفتن بي‌منطق مهسا (هانيه توسلي) از ديوار، پايان‌بندي فيلم را سردستي و ضعيف كرده است كه به هيچ وجه در حد و اندازه‌هاي روايت مؤثر و كارشده فيلم نيست.

در مجموعه كيفر يك فيلم سرگرم‌كننده است كه در آن از سهل‌انگاري‌هاي رايج در فيلم‌هاي سينمايي بدنه در نوشتن فيلمنامه و كارگرداني خبري نيست. فتحي سرگرم‌كننده بودن را به قيمت سهل‌انگاري در ساخت و نازل‌كردن سطح سليقه مخاطب نمي‌خواهد. كاگرداني كيفر دقيق و حساب‌شده است و نشان از وسواس عوامل توليد فيلم دارد. هيچ صحنه‌اي باري به هر جهت ساخته نشده و تأثيرگذاري‌اش به شانس و اقبال سپرده نشده است. فتحي در كيفر در زمينه داستان‌گويي موفق‌تر از فيلم قبلي‌اش «پستچي سه بار در نمي‌زند» عمل مي‌كند. ولي پايان‌بندي نامناسب و ضعيف كيفر باعث شده فيلمي كه مي‌توانست اثر قابل توجهي باشد بدل به اثري متوسط و معمولي شود.

«نگاهي به بازيگري فيلم و بازيگرها»:

«سيامك» (مصطفي زماني: مصطفي زماني پس از بازي در سريال «يوسف پيامبر» سال گذشته با سه فيلم «كيفر»، «آل» و «بدرود بغداد» در جشنواره حضور داشت او با همين سه فيلم نشان داد كه بازيگري بسيار با استعداد با آينده‌اي روشن است ديگر مي‌توان بازي اغراق‌آميز زماني در سريال يوسف‌پيامبر را فراموش كرد. در كيفر، مصطفي زماني، نقش سيامك يك جوان مستأصل و به آخر خط رسيده را به خوبي تجسم مي‌بخشد. التهام او هنگام پيگيري معماي قتل برادرش خوب و مؤثر بازي شده و حتي احساس عاشقانه او به مهسا هم در دل اين دردها و تاريكي‌ها يكدستي بازي او را از بين نمي‌برد و اين كار آساني نيست.

«جمال» (ابي بن‌بست) (امير جعفري): امير جعفري اصولاً بازيگر مناسبي براي نقش ابي‌ بن‌بست نيست. در سراسر فيلم از شخصيتي مخوف و دهشتناك به نام ابي‌ بن‌بست ياد مي‌شود كه حتي بسياري از بزه‌كاري‌هاي فرد اعدام شده زير نظر او شكل گرفته است در پايان فيلم در كمال تعجب مي‌بينيم كه «امير جعفري» كه از اول فيلم يار و همراه سيامك بود. همان‌ ابي‌ بن‌بست معروف است. حال امير جعفري با مايه‌هاي ملايم طنزي كه در نقشش ارائه مي‌كند چگونه ابي‌ بن‌بست، مخوف و هيولا مانند است، خدا مي‌داند؟

اگر چه جعفري نقش‌هاي جدي را هم تجربه كرده است ولي او هرگز نتوانسته خود را از رگه‌هايي از طنز كه گاه در بازي‌اش بيرون مي‌زند، رها كند. حتي در ميوه ممنوعه هم چنين بود منتها آنجا طنز خفيف شخصيت پسر حاجي متناسب با كاراكتر دغل‌كار و حيله‌گر سريال است ولي متأسفانه در كيفر چنين نيست.

«سپيده» (مريلا زارعي): زارعي در كيفر شخصيت سپيده، زن فرد اعدامي را بازي مي‌كند زني رنج ديده و پريشان كه مستأصل است و نمي‌داند چكار بايد بكند. تشويش او در مورد سرنوشت همسرش كه معلوم نيست كه واقعاً او را دوست دارد يا از وي متنفر است بسيار خوب بازي شده است. سوگواري سپيده و چهره رنج كشيده‌اش يك بار ديگر بازي خوب زارعي را در سربازان جمعه در ذهن تداعي مي‌كند.

«مهسا» (هانيه توسلي): هانيه توسلي بازيگر مناسبي براي نقش مهسا نيست. نقش او قرار است معادل كاراكتر «زن فتنه‌گر» فيلم نوآرها باشد. البته او واقعاً عاشق سيامك شده با اين وجود به هر ترتيبي نقشه انتقام از قاتل برادرش را پيش مي‌برد. چهره توسلي معصوميتي دارد كه نمي‌گذارد او در قالب زني كه قرار است ظاهر و باطنش يكي نباشد و نقشه‌هاي خود را پيش ببرد و در ضمن حالت شبه اغواگرانه‌اي هم داشته باشد جا بيفتد.

«اسمال چارلي» (جمشيد هاشم‌پور): هاشم‌پور شخصيت يك بازنده با گذشته‌اي تاريك را به خوبي جان بخشيده است. صحنه‌اي كه هاشم‌پور در كارگاه شيشه‌سازي گذشته را مرور مي‌كند حالتي رازآميز و مخوف دارد و بسيار ديدني است كه بخشي از اثرگذاري فراوان اين صحنه به بازي بسيار خوب جمشيد هاشم‌پور باز مي‌گردد.

 

 

يكشنبه 27 تير 1389 - 12:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری