شنبه 4 مرداد 1393 - 1:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گيلان

 

ولايت در آيات و روايات

 

 

هرکه عنان مرکب آرزو را رها کند و در پي آ ن بشتابد مرگش بلغزاند و بر زمين زند           امام علي (ع)

 

قال الله تعالي : انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنواالذين يقيمون الصلاه و يوتون الزکاه و هم راکعون. سوره مائده آيه 55

سرپرست و  ولي شما تنها خداست و پيامبر او و آنها که ايمان آورده اند . همانا آنها که نماز را برپا مي دارند و در حال رکوع زکات مي دهند .

 

شان نزول آيه ولايت :

حضرت آيت الله مکارم شيرازي در تفسير نمونه خودشان در شان نزول آيه شريف ولايت آورده است : در تفسير مجمع البيان  و کتب ديگر از عبد الله بن عباس چنين نقل شده روزي  در کنار چاه زمزم نشسته بود و براي مردم از قول پيامبر (ص) حديث نقل مي کرد ناگهان مردي که عمامه اي بر سر داشت و صورت خود را پوشيده بود نزديک آمد و هر مرتبه که ابن عباس از پيغمبر اسلام (ص) حديث نقل مي  کرد او نيز با جمله قال رسول الله حديث را از پيامبر نقل مي نمود. ابن عباس او را قسم داد تا خود را معرفي کند او صورت خود را گشودو صدا زد اي مردم هر کس مرا نمي شناسد من ابوذر غفاري هستم با اين گوش هاي خود از رسول خدا شنيدم اگر دروغ بگويم هر دو گوشم کر باد و با چشمان خود اين  جريان را ديدم اگر دروغ بگويم چشمم کور باد که پيامبر(ص) فرمود : علي قائد البرره و قاتل الکفره منصور من نصره مخذول من خذله .

علي پيشواي نيکان است و کشنده کافران  هر کس او را ياري کند خدا ياريش خواهد کرد و هر کس دست از ياريش بردارد خدا دست از ياري او برخواهد داشت .

سپس ابوذر اضافه کرد : اي مردم روز ي از روزها با رسول خدا در مسجد نماز مي خواندم ، سائلي وارد مسجد شدو از مردم تقاضاي کمک کرد ولي کسي به او چيزي نداد او دست خود را به آسمان بلند کرد و گفت: خدايا تو شاهد باش من در مسجد رسول تو تقاضاي کمک کردم و کسي جواب مساعد به من نداد . در همين حال علي (ع) که در حال رکوع بود با انگشت دست راست خود اشاره کرد  سائل نزديک آمد  انگشتري را از دست آن حضرت بيرون آورد  پيامبر (ص) که در حال نماز بود اين جريان را مشاهده کرد . هنگامي که از نماز فارغ شدسر به سوي آسمان بلند کرده چنين عرض کرد : خداوندا برادرم موسي از تو تقاضا کرد که روح او را وسيع گرداني کارها را بر او آسان سازي و گره از زبان او بگشايي تا مردم گفتارش را درک کنند و نيز موسي(ع) درخواست کردهارو ن که برادرش بود را وزير و ياورش قرار دهي و به وسيله او نيرويش را زياد کني و در کارهايش شريک سازي  خداوندا من محمد پيامبر و برگزيده تو هستم. سينه مرا گشاده کن کارها را بر من آسان ساز . از خاندانم علي را وزير من گردان تا به وسيله او پشتم قوي و محکم گردد .

ابوذر مي گويد : هنوز دعاي پيامبر پايان نيافته بود که جبرئيل نازل شد و به پيامبر (ص) گفت بخوان  پيامبر (ص) فرمود چه بخوانم گفت : بخوان انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا .

البته اين شان نزول از طرق مختلف ( چنان که خواهد آمد) نقل شده که گاهي در جزئيات و خصوصيات مطلب با هم تفاوت هايي دارندولي اساس و عصاره همه يکي است. در تفسير اين آيه شريفه در تفسير ديگري آمده است که کلمه ( انما) که در لفظ عرب به معني انحصاري مي آيد شروع شد . مي فرمايد : تنها ولي و سرپرست  و متصرف در امور شما (سه کس هستند) خدا ، پيامبر (ص) ، و کساني که ايمان آورده اند نماز بر پا دارند و در حال رکوع زکات مي دهند .

کلمه ( ولي ) در آيه به معناي دوست و ياور يست ، زيرا ولايت به معني دوستي و ياوري کردن مخصوص کساني نيست که نماز مي خوانند و در حال رکوع زکات مي دهند بلکه يک حکم عمومي است که همه مسلمانان را در بر مي گيرد.بنا بر اين منظور از (ولي) در آيه فوق ولايت به معني سرپرستي ، تصرف و رهبري مادي و معنوي است . بخصوص اين که اين ولايت در رديف ولايت پيامبر و ولايت خدا قرار گرفته و هر سه با يک جمله ادا شده است .

اين آيه از آياتي است که به عنوان يک نص قرآني دلالت بر ولايت  و امامت علي(ع) مي کند .

حضرت آيت الله جوادي آملي دامت برکاته در شرح زيارت جامعه ( ادب فنا و مقربان) جلد اول در شرح  و اولياء النعم ( و اي سرپرست هاي نعمت هاي الهي ) مي فرمايد :

اولياء جمع  ولي  و از ريشه ( ولي) است . ولي به معناي واقع شدن چيزي پشت سر چيز ديگر مي آيد به گونه اي که بيگانه بين آن دو واسطه و فاصله نباشد و نوعي رابطه بين آن دو برقرار باشد از اين جهت به دو موجود در کنار هم و بي ارتباط با يکديگر ( ولي ) گفته نمي شود . اعم از اين که رابطه ، حسنه باشد يا سيئه ( گر چه پيوند سيئ بين دو موجود سوء ، از نظر خود آنها حسن وزيباست) . از اين جهت  قرآن کريم ، کلمه اوليا  را هم در مورد خداي سبحان استعمال کرده وهم در مورد شيطان .

دو شئ- محسوس يا معنوي- که در قرب و نزديکي هم قرار مي گيرند  با يکديگر تفاوت  دارند . اين تفاوت ها ، گاهي از لحاظ مرتبه وجودي است ، مانند علت ومعلول – که علت ، تقدم وجودي  بر معلول دارد واگرعله العلل ، يعني خداي سبحان  باشد ، افزون بر تقدم وجودي ، در اطلاق ذاتي وعدم تناهي که وجود نيز  با ديگران  تفاوت دارد ، چون وجود او ذاتي وجود ديگران عرضي  است – وگاهي از حيث محل است ، مثل دو معلول  يا دو سبب که کنار هم واقع  مي شوند . چنان که گاهي از لحاظ اعتبار است مانند اين که دو مطلب را در عالم ذهن و اعتبار  کنار هم قرار دهيم و از آن نتيجه اي خاص بگيريم .

هم چنين دو چيزي که باهم رابطه دارند  گاهي رابطه آنها متوافقه الاطراف است وگاهي متخالفه الاطراف ، بدين معنا که گاهي يک چيز  با ديگري همان رابطه را دارد  که آن ديگري با او دارد ، همانند اخوت که اگر زيد برادر بکر است بکر نيز برادر زيد است وگاهي رابطه اي که يک طرف با ديگري دارد غير از رابطه اي است که طرف مقابل  با او دارد ، مثل ابوّت و بنوّت  که اگر حسن پدر تقي است ، تقي پدر حسن نيست ، بلکه پسر اوست . اولي را  - که رابطه طرفيني و تاثير و تاثر متقابل است- رابطه دوستي و محبت، نصرت و اعانت و امثال آن مي نامند ، چنان که دومي – که تاثير و تاثر در ان يکجانبه است – رابطه سرپرستي و رهبري مي گويند برخي گفته اند ولايت به کسر و او به معناي رابطه نصرت ، ولي  ولايت به فتح  واو  به معناي سرپرستي مي آيد ، ليکن برخي گفته اند تفاوتي با هم ندارند و هر د و به معناي سرپرستي مي آيند .

 رابطه اي که افراد يک جامعه با هم دارند از سنخ قسم اول و رابطه اي که خداي سبحان با مخلوقات خود دارد از سنخ قسم دوم است ، زيرا خدا مي تواند در مخلوقات خود اثر داشته باشد اما مخلوقات نمي توانند در او اثري داشته باشند و جز تاثير پذيري ، کاري نمي توانند بکنند . البته خداي سبحان اين قسم رابطه ولاي سرپرستي را براي پيامبران ، ائمه (ع) و جانشينان آنها جعل کرده است . انما وليکم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلاه و يوتون الزکاه و هم راکعون ( سوره مائده آيه 55)

سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کساني که ايمان آورده ، اقامه نماز مي کنند و در حال رکوع زکات مي پردازند .

 چنان که مراحل پايين تر و ضعيف تر آن را براي حاکم عادل ، پدر و مادر  و ... جعل کرده است .

 وظيفه اصلي سرپرست ، تدبير و برنامه ريزيست زيرا اگر او تدبير نکند و فرد ، جامعه يا شيء زير دست خود را بدون برنامه ريزي رها کند هرج و مرج لازم مي آيد . مثلاً اگر حکومت بدون برنامه ريزي و تدبير باشد بخشي از جامعه از پرخوري به رنج مي افتد و بخشي ديگر از بي بضاعتي و کم خوري با فقر و مرض دست و پنجه نرم مي کنند . چنان که ممکن است همان بخش اول نيز گاهي در کمال برخورداري ، اسراف و تدبير باشند و گاهي فقر و فلاکت گريبان گيرشان شود . بنابراين اولياي نعم کساني هستند که از برکت آنها نعمت هاي الهي تقدير و اندازه گيري مي شود و با تدبير و برنامه ريزي آنها به موجودات مي رسد.

 و همچنين معظم له در مباني ولايت فقيه مي فرمايند : آن چه از قرآن کريم در باره عبادت انسان ها بر مي آيد ، اين است که کاملترين و برجسته ترين بحث براي انسان ان است که عبد ذات اقدس اله باشد ، زيرا کمال هر موجودي در اين است که براساس نظام تکويني خويش حرکت کند و چون خود از اين مسير به هدف ان اطلاع کاملي ندارد ، خداوند بايد او را راهنمايي کند . حقيقت انسان و جهان و ارتبلاط متقابل انسان و جهان را براي او تبيين نمايد

 ارتباط انسان با همه پديده ها از يک سو و جهل او به کيفيت اين ارتباط ها از سوي ديگر ، ضرورت راهنمايي را که عالم مطلق باشد مشخص مي کند و اگر انسان اين راه را درست تشخيص داد و عبد خدا بود  و مولا بودن و مولويت او را ، که بر همه اين شئون آگاه است پذيرفت آن گاه به بهترين کمال مي رسد .

 لذا خداوند سبحان مهمترين کمالي که در قرآن کريم مطرح مي کند عبوديت است :

الحمد الله الذي انزل علي عبده الکتاب و لم يجعل له عوجا ( آيه 1 سوره کهف)

 و اين اختصاصي به علوم شريعت و علوم ظاهر ندارد و بلکه کساني که علوم ولايي د ارند و بر اساس باطن حکم مي کنند و خضر راه هستند همه بر اساس عبوديت به اين جا رسيده اند خداوند متعال وقتي که جريان خضر را ذکر مي کند  مي فرمايد ( کهف آيه 65) : همان آيه  و قبلا هم موساي کليم مامور شد که از بنده اي از بندگان خاص خدا استفاده کند که از علم لدني طرفي بسته است . پس اگر خضر راه است ، يا اله پيغمبر اسلام است ، به خاطر عبوديت به اين جا رسيده است . 

 

سيد رضا مطهري ، رئيس اداره تبليغات اسلامي آستانه اشرفيه

 

يكشنبه 27 تير 1389 - 10:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری