پنجشنبه 2 اسفند 1397 - 13:54
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ريحانه فتحي ثاني

 

دكتر خاموشي: کوچه‌نقاش‌ها، صدفي ديگر از اقيانوس بيکران دفاع مقدس است

 

   
دکتر خاموشي درباره «کوچه نقاش‌ها» گفت: زماني که کتاب «دا» را خدمت مقام معظم رهبري بردند، ايشان جمله بسيار گهرباري فرمودند که جنگ اقيانوس عظيمي است که شما يک صدف از آن را کشف کرديد که به‌گمان من کتاب «کوچه نقاش‌ها» هم يكي ديگر از صدف‌هاي اين اقيانوس بيكران است.

 به‌گزارش روابط‌عمومي سازمان تبليغات‌اسلامي، حجت الاسلام و المسلمين سيدمهدي خاموشي، رييس سازمان تبليغات‌اسلامي، درابتداي مراسم رونمايي از اين كتاب در تالار مهر حوزه‌هنري وابسته به اين ‌سازمان، تصريح كرد: تحولاتي که در مورد افراد در کتاب «کوچه نقاش‌ها» مي‌خوانيد ما هم به عينه لمس کرديم. توصيه مي‌کنم همگان اين کتاب را بخوانند، چرا که «کوچه نقاش‌ها» يک ميراث معنوي خوبي است که خدا به ما وديعه داده است و از آقاي کاظمي و مولف کتاب ممنونيم که توانسته‌اند بخشي از خاطرات جنگ را نقل کنند.

وي افزود: من کتاب را در کمتر از سه روز خواندم، کتابي بس خواندني، جذاب و پر کشش است. اين کتاب داستان صحنه جنگ است که به‌نظر من داستان جنگ آقاي‌کاظمي نيست، بلکه راوي صادقانه آنچه را که ديده روايت کرده است.

اين عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي، تصريح كرد: انقلاب‌اسلامي و امام راحل و بزرگان دين ما آمدند شعار هويت انسان و آزادگي انسان را مطرح کنند ولي ديگران از اين شعار خوششان نيامد و با ما درگير شدند و اين درگيري به‌اينجا انجاميد که دشمن بعثي را ترغيب کردند که بر آب، خاک، جان و مال ما مسلط شود و مي‌خواستند اين تسلط به‌سرعت انجام گيرد و تصميمشان اين بود که بخشي از خاک ما را جدا کنند.

رئيس سازمان تبليغات‌اسلامي، افزود: اما واقعيت دفاع مقدس نشان داد که امام ساده قيام نکرد، آن‌زماني که در سال 41 و 42 امام مبارزه را شروع کردند، وقتي از ايشان سوال کردند شما با کمک چه کساني مي‌خواهيد قيام کنيد، فرمودند فرزنداني که تازه زاده شدند و دارند شير مي‌‌خورند.آنها ياران من هستند. ميانگين سني رزمندگاني که در جنگ به‌فرماندهي کساني مثل دکتر چمران لبيک گفتند بيست سال بود.

وي اظهار داشت: امام مردم را به طور کامل شناخت و با اين مردم به عنوان اصلي‌ترين سرمايه در مقابل تمام جهان استکبار و نه مقابل بخشي از آن ايستاد.
در ادامه اين مراسم راحله صبوري، نويسنده «کوچه نقاش‌ها»؛ گفت: خداوند بزرگ را سپاسگزارم که توانستم قدمي ديگر در ثبت خاطرات رزمندگان و شهدا بردارم و سندي ديگر را به‌جامعه عرضه کنم .   
وي در باره عنوان کتاب هم عنوان كرد: در همان اولين ديدار با راوي، اسم «کوچه نقاش‌ها» برايم ماندگار شد و از ميان عناويني که پيشنهاد شد اين عنوان را انتخاب کردم.            
صبوري در ادامه ضمن تشکر از سيد ابوالفضل کاظمي براي پذيرش و انجام مصاحبه‌ها، افزود: احساس کردم آقاي کاظمي گوياي فرهنگ گمشده‌اي است که رو به فراموشي است و بايد به اين فرهنگ هويت بدهم.          
وي افزود: البته در تدوين کتاب سختي‌هايي هم داشتم، براي نمونه لحن و سبک گفته‌هاي ايشان مرا وادار مي‌کرد که به لغت‌نامه مراجعه کنم چون لحن ايشان تهراني قديم بود. در مدت مصاحبه دوبار ايشان در بيمارستان بستري شد ولي با اين وجود ادامه دادند.   
نويسنده «کوچه نقاش‌ها» در مورد رعايت سبک و لحن کلام راوي خاطرات هم گفت: از ويژگي‌هاي مهم ديگر سبک و لحن بيان ايشان بود،در تاريخ شفاهي براي کساني که درگير نوشتن خاطرات هستند رعايت لحن و سبک کلام راوي خيلي مهم است و من در تدوين کتاب سعي کردم اين امر را مورد توجه قرار دهم.       
صبوري افزود: سعي کردم در مدت انجام تدوين کتاب، متن، ساختار موزوني داشته باشد و از من نويسنده کمترين اثري باشد و جاپاي نويسنده باقي نماند.        
وي در پايان اظهار داشت: تصميم داشتم يک سال ديگر روي کتاب کار کنم و با آقاي کاظمي مصاحبه‌هاي بيشتري داشته باشم و فهرست اعلام تهيه کنم اما بايد از کار دل مي کندم و به چاپ مي سپردم. ما امروز جمع شده ايم تا تولد کوچه نقاشها را جشن بگيريم و من هم همين روز را تبريک مي گويم و از تمام کساني که مرا در اين کار ياري دادند تشکر مي کنم.     
در ادامه مراسم سيد ابوالفضل کاظمي با اجازه از حضار با همان لحن کوچه و بازاري به بيان خاطراتي در مورد شهيد چمران و ديگر شهدا پرداخت.           
وي در مورد اينکه چرا اين روز را براي رونمايي کتاب انتخاب کرده است، گفت: اين روز را به عشق حاج‌احمد متوسليان که در اين روز به اسارت گرفته شد انتخاب کردم.    
راوي «کوچه نقاش ها» در ادامه با بيان خاطراتي از شهيد چمران و شهيد دهباشي، تاثير آنها در جذب جوانان و رزمندگان و نيز نقش اين دو شهيد در تحولات دروني بسياري از افراد را مورد توجه قرار داد.   
در ادامه اين مراسم مهندس مهدي چمران ؛ رئيس شوراي اسلامي شهر تهران، که در کتاب «كوچه نقاش‌ها» از شهيد چمران بسيار گفته شده است، گفت : اين مراسم رونمايي از کتاب است البته من کتاب را نخواندم و تنها تورق کرده‌ام و نمي‌توانم چيزي از کتاب بگويم.    
وي به بيان خاطراتي در مورد خلوص شهدا از جمله شهيد دهباشي، و دوراني که تفنگ نداشتند که به رزمندگان بدهند پرداخت و افزود: خلوص شهدا و عدم طلبکاري آنها نتيجه‌اش پيروزي ما بود و همان‌گونه که دکتر چمران در دست نوشته‌هاي خود مي‌گويند ما از لحاظ عدد و عده کمتر از دشمن هستيم ولي نبرد ما نبرد ارزش‌هاست و ما براي ارزش‌هاي خود مي‌جنگيم.   
وي در مورد شهيد احمد متوسليان، گفت: ايشان که فرمانده بود ماشين نداشت. وسايل خانه خود را فروخت و با آن يک جيپ لندرور خريد و به جبهه آورد و زماني که شهيد شد وقتي مي‌خواستيم ماشين رابه خانواده‌اش تحويل دهيم، چون آن‌قدر عجله داشت که سند را امضا نکرده بود و ماشين سند نداشت ناچار شديم آن را به خانواده‌اش هديه کنيم.
وي افزود: شهداي ما اينگونه بودند و بدون هيچ چشم داشتي و تنها براي رضاي خدا مي‌جنگيدند و ما بايد از آنها ياد بگيريم.
چمران در ادامه در مورد دست نوشته‌هاي شهيد چمران صحبت کرد و گفت: شهيد چمران سه دست‌نوشته دارد، يکي وقتي وارد لبنان مي‌شود نوشت که الان دکترين مقاومت لبنان است و بدون شک پايه گذار مقاومت‌اسلامي لبنان از آن زمان تا کنون است. دومي هم وقتي وارد ايران مي‌شود نوشت که فکر مي‌کنم مربوط به دوران جنگ و ستاد جنگ‌هاي غيرمنظم است. دسته ديگر هم دست نوشته‌هايي است که شهيد چمران با خداي خودش راز و نياز مي‌کند و به بي‌توقعي رزمندگان اشاره دارد. اينکه خدايا من که به جنگ آمده‌ام با تمام وجود و روحم، سرباز خاکي هستم و هيچ انتظاري هم از تو ندارم و دلم مي‌خواهد وقتي از اين جهان مي‌روم هيچ نداشته باشم که هما‌ن‌طور هم شد، زماني که شهيد شدند تنها يک تفنگ داشت و تکه‌اي از لباس که در جيبش دست نوشته‌ها قرار داشت باقي است و البته چندين هزار کتاب. کتاب‌هايي که از آمريکا به لبنان آورده بود و ما هم با کاميون آن‌ها را به ايران آورديم.        
رئيس شوراي شهر تهران در پايان سخنان خود افزود: همه اين نگارش‌ها و گفتن‌ها و داستان‌ها که راوي و نويسنده توانسته‌اند خلق کنند و به جامعه عرضه دارند به‌خاطر اين است که روحيه مقامت و شهادت طلبي در ملت زنده بماند و اگر آن روحيه را نداشتيم مثل کشور کويت که در زمان اشغال اين کشور مردم اتومبيل خود را برداشته و فرار مي‌کردند ما هم همان‌گونه عمل مي‌کرديم. اميدوارم روحيه مقاومت و شهادت‌طلبي را در نسل‌هاي جوان زنده نگه داريم تا کشور و ملتمان زنده بماند.  
در ادامه اين مراسم حبيب احمدزاده نويسنده رمان شطرنج با ماشين قيامت به‌منظور ذکر مصداقي از تاثير کتاب‌هاي دفاع‌مقدس بر جامعه به‌خواندن نامه يکي از خوانندگان کتاب «دا» براي حضار پرداخت.           
مرتضي سرهنگي آخرين سخنران اين مراسم بود که پشت تريبون رفت و گفت: خيلي از دوستان صحبت کردند و مجلس خوبي است. من فقط يک نکته را عرض کنم و آن اينکه آقا سيد در «کوچه نقاش‌ها» با ما حرف زد، براي ما حرف نزد.آدم امروز آدمي است  که دوست دارد کسي با او حرف بزند و نه اينکه کسي برايش حرف بزند.آنچه از لطافت و زيبايي در اين کتاب ديده مي‌شود اين است که آقاي کاظمي راويي است که ما مي‌توانيم به اين لحن اعتماد کنيم. مطمئن هستيم که اين لحن چيزي جز حقيقت به ما نمي‌گويد. در خاطرات شفاهي به‌خصوص وقايع تاريخي يک رکن وجود دارد که وقتي کتاب تاريخي را مي‌خوانيم باور کنيم که چيزي جز حقيقت نمي‌خوانيم. اگر غير از اين باشد هم رواي شکست خورده است و هم تدوين‌گر و مصاحبه‌کننده و هم من احساس سرخوردگي مي‌کنم و احساس مي‌کنم که کسي در روز روشن به من دروغ مي‌گويد.
وي افزود:آنچه در کتاب هاي جنگ رايج است اين است که رواي ما راوي صادقي است. آقا سيد در «کوچه نقاش‌ها» در واقع خودش را در آورد و آنچه ديده مي‌شود آقا سيد يک به يک است، نه آقا سيد را بزرگ مي‌بينم و نه کوچک و هماني است که هست.                      
سرهنگي افزود:خاطرات جنگ بايد يک قواره مناسبي داشته باشد، اگر اطلاعات در آن کم باشد ناقص است و اگر زياد باشد باعث سردرگمي مي شود. آقاي کاظمي گفتند که از ايشان پرسيده مي‌شود که شما هزار و چند صفحه خاطره داشتيد ولي اين کتاب 500 صفحه بيشتر نيست، بله هزار و چند صفحه، ولي دست‌نويس که در کاغذهاي کلاسور خانم‌صبوري نوشته شده بود که در بعضي صفحات فقط سه سطر بود.       
وي ادامه داد: آنچه ما از خواندن اين کتاب لذت مي‌بريم اين است که با جامعه تهران قديم آشنا مي‌شويم و با لحني که روبه فراموشي است. با مردانگي که رزمندگانمان داشته‌اند آشنا مي‌شويم.        
سرهنگي افزود:هر کدام از اين کتاب‌ها مثل چراغ قوه‌اي است که ما در تاريکي مي‌اندازيم و با جنگي که رزمندگانمان کرده‌اند آشنا مي‌شويم. الان خيلي از بچه‌هاي گردان ميثم در اين سالن حضور دارند. حتي با اينها صحبت کرديم که گردان‌نويسي را در لشکرها شروع کنند. از تاريخچه، فرماندهان و رزمندگان و کساني که بوده‌اند نوشته شود.
مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت گفت: آقا سيد مردانگي که در اين کتاب کرده است اين است که دست ما را در دست خيلي از بچه‌هاي با معرفت و با مرامي گذاشت که در کتاب‌هاي ديگر کمتر ديده شده است. 
وي افزود: اگر اين اتفاق در گردان‌هاي ديگر هم بيفتد آن وقت قواره لشکر 27 محمدرسول الله حداقل در تهران تکميل مي‌شود.
آخرين جمله سرهنگي اين بود؛ ما تنها عکاس هستيم و عکس مي‌گيريم و نبايد ردي از ما در کتاب‌ها باشد.

 مراسم رونمايي از کتاب «کوچه نقاش‌ها» خاطرات سيد ابوالفضل کاظمي با تدوين راحله صبوري همزمان با روز قلم، با حضور حجت‌الاسلام و المسلمين سيدمهدي خاموشي؛ رئيس سازمان تبليغات اسلامي، مهندس مهدي چمران؛ رئيس شوراي اسلامي شهر تهران، محسن مومني؛ رئيس حوزه هنري، مرتضي سرهنگي؛ مدير دفتر ادبيات و هنر مقاومت، راوي و نويسنده کتاب و جمع زيادي از هم محلي‌ها و همرزمان سيد ابوالفضل کاظمي، 14 تير، در تالار مهر حوزه‌هنري وابسته به‌سازمان تبليغات‌اسلامي برگزار شد.

 

يكشنبه 27 تير 1389 - 10:36


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری