پنجشنبه 8 تير 1396 - 1:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

كمدي كم‌رمق

 

نقد فيلم «سرقت از موزه» (پيتر هويت، 2009) به مناسبت نمايش از شبكه 5 سيما

 

سرقت از موزه در مورد سرقت آثار هنري توسط دو نگهبان موزه بوستن، راجر(كريستوفرواكن) و چارلز (مورگان فريمن) و مأمور حفاظت موزه جرج (ويليام ميسي) است. آن‌ها وقتي متوجه مي‌شوند كه آثار هنري مورد علاقه‌شان- دو تابلو و يك مجسمه- قرار از براي نمايشگاهي به دانمارك منتقل شوند، از آن جايي كه آن‌ها سي سال تمام را با شيفتگي نسبت به اين سه اثر هنري گذرانده‌اند، انتقال اين آثار هنري برايشان غيرقابل تحمل است. راجر تلاش مي‌كند كه زنش رز را براي رفتن به دانمارك مجاب كند، اما زنش قبول نمي‌كند. بنابراين آن‌ها نقشه سرقت از موزه را طراحي مي‌كنند سرقت با دشواري انجام مي‌گيرد، اما جعبه‌اي كه جرج در آن پنهان شده، اشتباهي وارد ماشين نگهبانان مي‌شود.  راجرز و چالرز به دشوار او را نجات مي‌دهند.

در ميان شخصيت‌هاي اصلي فيلم، شخصيت راجرز ملموس‌تر از دو شخصيت ديگر است. ما در فيلم به او بسيار نزديك مي‌شويم و در زندگي خصوصي‌اش خصلت‌هاي او را درك مي‌كنيم. او در عين حال كه به تابلوي مورد علاقه‌اش عشق مي‌ورزد و مي‌خواهد آن را به دست بياورد، ولي از سويي ديگر راضي نيست كه اين مسئله باعث دلشكستگي همسرش از او شود. به دو شخصيت ديگر داستان يعني چارلز و جرج چندان نزديك نمي‌شويم و شخصيت آن چندان ملموس نيست.

نيروي محركه درام در سرقت از موزه عشق و علاقه سه شخصيت اصلي داستان به سه اثر هنري است، ولي اين مسئله در طول فيلم جا نمي‌افتد و دليل علاقه مفرط و شيفته‌وار اين سه شخصيت به آثار هنري به درستي تشريح نمي‌شود.

اين كه چند نگهبان ساده همچون متخصصان و اساتيد هنر اين‌چنين مفتون آثار هنري شوند، با هيچ منطقي جور درنمي‌آيد. البته در مورد چارلز اين مسئله كمي قابل پذيرش است، چرا كه او خود نقاش است و طي اين سال‌ها بارها از روي تابلوي مورد نظرش طراحي كرده است.

صحنه‌هاي كميك فيلم چندان مؤثر نيستند، صحنه‌هايي مثل آويزان شدن سه شخصيت اصلي با طناب از پشت بام و سپس پايين افتادن آن‌ها تكراري و بدون جذابيت است و نمي‌تواند كميك باشد.

گاه هم فيلمساز از تمهيداتي استفاده مي‌كند كه مناسب فيلم نيست و در آن جا نمي‌افتد. مثلاً صحنه‌اي كه نقشه سرقت روي ماكتي با مهره‌هاي شطرنج مرور مي‌شود كه به شيوه تك فريم فيلمبرداري شده و طي آن مهره‌ها روي ماكت حركت مي‌كنند. اين صحنه به جاي آنكه بامزه باشد، بيشتر مناسب فيلم‌هاي ويژه كودكان و انيميشن‌ها است.

فيلم در برخي از لحظات مهم از منطق داستان‌پردازي دور مي‌شود و اين دليلي به جز وجود ضعف در فيلمنامه ندارد. اين كه سه شخصيت داستان به اين نحو ساده‌لوحانه آثار هنري را به سرقت مي‌برند، جاي سؤال دارد، چطور آن‌ها متوجه اين نكته ساده نيستند. كه آثار كپي شده به راحتي توسط كارشناسان خبره موزه شناسايي شده و آن‌ها بلافاصله دستگير خواهند شد يا مثلاً در صحنه مهمي كه چارلز به بخش باربري فرودگاه مي‌رود تا جعبه‌اي كه جرج در آن پنهان شده را پس بگيرد؛ اولاً چطور مسئول قسمت باربري با آن شيوه مشكوكي كه چارلز به جعبه‌ها ضربه مي‌زند و با بي‌سيم صحبت مي‌كند، به او مشكوك نمي‌شود. ثانياً چطور مسئول مورد نظر به اين راحتي جعبه را بدون هماهنگي با موزه و ارائه سند و مدرك فقط به اين ديل كه چارلز زنش را مي‌خواهد به تعطيلات ببرد، به او تحويل مي‌دهد.

در مجموع سرقت از موزه يك كمدي سطحي است كه بازيگران مطرحي چون مورگان فريمن و كريستوفرواكن هم نتوانسته‌اند آن را نجات دهند. البته آن‌ها خيلي تلاش كرده‌اند كه شوخي‌هاي كم‌رمق فيلم را قوت بخشند، ولي متأسفانه ناكام مانده‌اند.

«فيلم سرقت از موزه از نگاه سايت imdb»

هيچ روش ملايم‌تري براي بيان اين مطلب وجود ندارد كه اين فيلم خيلي سطحي است. چهار نفر بازيگر اصلي فيلم خيلي تلاش مي‌كنند كه صحنه‌هاي كم‌هيجاني كه در فيلمنامه وجود دارند را قوت بخشند اما تنها اندكي موفق مي‌شوند.

فيلمنامه غيرمهيج فيلم در مورد سرقت آثار هنري توسط دو تن از اعضاي گارد حافظتي موزه بوستن، راجر (واكن) و چارلز (فريمن) است آن‌ها زماني تصميم به سرقت مي‌گيرند كه متوجه مي‌شوند آثار هنري مورد علاقه‌شان قرار است به دانمارك انتقال يابد. براي دو مرد كه 30 سال تمام را به تماشاي جزئيات نقاشي‌ها گذرانده‌اند، انتقال اين تابلوها غيرقابل تصور است. راجر تلاش مي‌كند كه زنش رز (هاردن) را ترغيب به رفتن به دانمارك كند، اما زنش نمي‌پذيرد. بنابراين او و چارلز روي كمك يك مأمور حفاظتي ديگر «جورج» حساب باز مي‌كنند، مردي كه علاقه‌اش به يك مجسمه برنزي باعث مي‌شود كه به آن‌ها كمك كند. نقشه سرقت نافرجام مي‌ماند و رز از غر زدن‌هاي مكرر به راجر كه او را براي سفر به فلوريدا نبرده دست برنمي‌دارد. جورج در نهايت اشتباهاً سوار كاميون حمل تابلوها مي‌شود و... گاهي اوقات حركات جورج (ويليام ميسي) جنبه كميك فيلم را تقويت مي‌كند. عقيده او در مورد اينكه واكن و فريمن مسن مي‌توانند از يك ديوار آجري پايين بيايند خنده‌دار است.

شخصيت روز در زمينه عمليات سرقت نقشي ندارد. حتي بازيگري به خوبي‌ هاردن هم نمي‌تواند، نقش رز را از شخصيت يك زن سركش هميشگي فراتر ببرد. برخي از ويژگي‌هايي كه در بالا ذكر شد كمي اين فيلم را جذاب مي‌كند اما نه به آن اندازه كه بتوانيم سرقت از موزه را فيلم خوبي بدانيم.

«ترجمه غزال حسين‌زاده»

 

چهارشنبه 23 تير 1389 - 12:33


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری