پنجشنبه 8 تير 1396 - 13:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

نزديک ته خيار

 

 مرور و بررسي مجموعه طنز نزديک ته خيار

 

اگر از افرادي باشيد که هر ماه سري به حلقه رندان مي زنيد؛ مطمئنا با نام و آثار ناصر فيض آشناييد. و بارها از شنيدن و خوانش آثار او لذت برده ايد. هرچند تا کنون هيچ وقت در مقام نقد به بررسي آثار او نپرداخته بودم اما هميشه از شنيدن آنها لذت برده ام و او را شاعري توانا در عرصه طنز پردازي مي دانم. در شعر طنز اولين وظيفه شاعر و همچنين اولين نشانه موفقيت او، خنديدن مخاطب است. هرچند که خنديدن کافي نيست ولي مطمئنا لازمه اثر طنز است و آثار طنز اين گونه هويت و دسته بندي پيدا مي کنند. نزديک ته خيار نيز از اين قاعده خارج نيست. در اين فرصت کوتاه سعي داريم نگاهي بيندازيم به اين مجموعه و به بررسي آثار منتشر شده در آن بپردازيم.

اين مجموعه از چهار بخش مقدمه، گفتگو، شعر و نثر تشکيل شده است.  در مقدمه آقاي فيض به معرفي مجموعه پرداخته و نکاتي را با مخاطب خود در ميان گذاشته است. نکته جالب توجه در اين بخش اين قسمت از حرف هاي آقاي فيض است که مي گويد: در هر دو کتاب ( منظور مجموعه قبلي و مجموعه حاضر است. ) سعي کرده ام به موضوعاتي که دست مايه آفرينش طنز در آثار اغلب طنزپردازان معاصر بوده است، نپردازم جز در مواقعي که گزير يا گريزي از ان نداشته ام.... حال اين که چگونه يک شاعر ناگزير به انتخاب دست مايه اي عليرغم ميل و سعي خود مي شود؛ را بايد از ناصر فيض پرسيد. در ادامه مقدمه نيز هدف اصلي خود را در بخشي از آثار اين طور معرفي مي کند: ...هدف اصلي من ايجاد لبخند و در نتيجه نشاط در مخاطب است... چه خوب که به هر حال شاعري طنز پرداز مي تواند به اين صراحت هدف برخي از آثار خود را بيان کند و مخاطب را به دنبال مفهومي خاص يا چند لايه از اشعارش نفرستند. به هر حال همان طور که در بالا نيز ذکر شد در مقوله طنز توانايي خنده گرفتن از مخاطب بسيار مهم است و اگر شاعري تنها در اين زمينه هم موفق باشد، کم نبوده است. در نهايت آخرين نکته جالب توجه در مقدمه تلاش آقاي فيض با استفاده از نيش تند طنز براي اثبات اين است که در هيچ دسته بندي سياسي جاي نمي گيرد و... که شايد دليلي به گفتن با اين شدت و حدت ( ... صد البته اين اصلاح و اصلاح گري هيچ ربطي به آن اصلاح و اصلاح گري ندارد و با هيچ سريشي هم به ريش دومين روز سومين ماه اولين فصل سال نمي چسبد. قبلا هم عرض کرده بودم اهل هيچ گونه دسته بازي و اينها نيستم. )!! نداشت. چرا که براي مخاطبان کتاب که شناختي از شخص شما ندارند ( مثل من ) تنها باعث تقويت شدن اين احساس مي شود که شما بسيار هم اهل اين دسته بندي ها هستيد. مگر اينکه زبان طنز چيز ديگري را مي خواسته بيان کند.

دومين بخش کتاب گفت و گويي است که از کتاب طنز2 آورده شده است. مطمئنا بسياري از مخاطبان از خواندن اين گفت و گو لذت مي برند و اين گفت و گو مي تواند فتح باب خوبي باشد براي ورود به بخش آثار شعر و نثر. آشنايي با شاعر و نوع نگاهش به مقوله طنز و متعلقاتي مثل هجو و هزل و مخاطبان خاص و عام و... باعث مي شود که مخاطبان اثر هم راحت تر با ان ها ارتباط برقرار کنند و همچنين منتقدان با نگاهي اگاهانه تر و با توجه به ديدگاه شاعر در مورد مسائل مختلف به بررسي آثار پردازند.

بخش سوم کتاب مربوط به مجموعه اشعار طنز ناصر فيض است. اين بخش با 46 اثر بخش اصلي مجموعه را تشکيل مي دهد. شان و منزلت هر شعر اين است که خوب خوانده شود و خوب و دقيق نقد شود. ولي فرصت کوتاه اين نقد ما را به بررسي کوتاه و گذراي اين اشعار مجبور مي کند. غالب اشعار اين مجموعه در قالب هاي غزل و سپس در قالب هاي قصيده و دو بيتي و چار پاره سروده شده است. همچنين مي توان تک شعرهايي با قالب قطعه و سپيد و ترانه و غزل مدرن! نيز در اين ميان پيدا کرد. شاعر نشان داده که در تمام قالب ها توانايي سرودن شعر طنز را دارد. هرچند که نقطه قوت او اگر نگوييم بيشتر در غزل، بيشتر در شعر کلاسيک است و شعر سپيد و ترانه اش قابل مقايسه با غزل ها نيستند. معدودي از شعرهاي مجموعه مخاطب بسيار خاص تري نسبت به ساير آثار دارد. شعري با عنوان خانم فيروزه ي بو اسحاقي آنقدر مضوع خاصي است که مخاطبان کتاب با آن ارتباطي برقرار نخواهند کرد و مي توان گفت در واقع شعري محفلي است که بدرد خواندن در جمع دوستان و مطلعين از باقي قضايا مي خورد. به نظر نگارنده جايگاه اين اشعار در مجموعه اي که قرار است به طور گسترده به دست مخاطبان مختلف برسد، نيست. به هر حال حال اگر تک بيت هايي مثل: گفته بودند که بايد به کسي دل ندهم...چه کنم دختر همسايه ما خوشگل بود!؛ در شعر، به بار طنز شعر اضافه نمي کردند، اين اثر حتي خنده را هم به لب مخاطب نمي آورد. در کل به نظر مي رسد جايگاه اين اشعار در حلقه هاي دوستانه است و بار معنايي و مجرايي خاصي براي مخطبان کتاب نخواهد داشت.

گروه دوم از اشعار، اشعار مناسبتي هستند. شعرهايي که در فضايي خاص و با مضموني گذرا سروده شده اند. شعرهاي انتخابات1، انتخابات2، مصرف بي رويه بنزين! کارخيلي بديه بنزين!، توسعه قم و ستاد کيش از اين دست هستند. نه تنها در مقوله طنز که در شعرهاي جدي نيز سرودن اشعاري به مضامين روز و با توجه به آنها کاري سهل ممتنع است. البته اين نوع از شعرها ها را اغلب در قالب طنز مي بينيم و کمتر شعر جدي با اشاره مستقيم به حوادث روزانه را شاهد هستيم. سرودن اين اشعار از طرفي سهل است. چراکه دست مايه آفرينش را براي شاعر آماده مي کند و موضعات مختلفي را براي بيان پيش روي او مي گذارد و از طرفي ممتنع است. چرا که سرودن اين اشعار درست مثل راه رفت روي لبه تيغ است. شايد آنچنان درست نباشد که بگوييم اين اشعار، شعرهاي تاريخ مصرف دار هستند و پس از مدتي بدرد نمي خورند. اما بايد اين واقعيت را پذيرفت که به هر حال اين اثار در بدو سروده شدن و در موقعيت زماني خود مخاطبان بيشتري دارند و مورد توجه بيشتري قرار مي گيرند. و به هر حال با گذشت زمان اين شعر مقداري از ارزش و جذابيت خود را از دست مي دهد. هنر شاعر در اينجا اين است که اثري بيافريند که با گذشت زمان ريزش کمتري در مخاطب خود داشته باشد و هميشه حرفي براي گفتن در چنته نگه دارد. در اين ميان شايد مقايسه بين شعرهاي انتخابات 1 و 2 با شعر ستاد کيش بهتر بتواند اين موضوع را به نمايش بگذارد. مضامين مورد توجه قرار گرفته در شعرهاي انتخابات يک و دو هرچند مربوط به انتخابات دو دوره پيش است اما نمودي هميشگي دارد و  مخاطب هميشه ان را احساس مي کند. به خصوص در شعر انتخابات دو وجود مضاميني اجتماعي مثل وعده ووعيد هاي نامزد ها، در بيت هاي مختلف باعث هم ذات پنداري هميشگي مخاطب با اثر مي شود و شعر را از خطر زنجير شدن به يک حادثه خاص ( در اينجا انتخابات نهم رياست جمهوري ) نجات مي دهد و آن را داراي کاربرد و جذابيت در آينده مي کند. نقطه مقابل اين دو شعر، نگاهي مي اندازيم به شعر ستاد کيش که ان هم در فضاي انتخابات سروده شده است. شعري که آنقدر فضاي کوچکي را نشانه گرفته است که در نهايت همان قدر کوچک مي ماند و توجهي را جلب نمي کند. استفاده نکردن از ساير تکنيک هاي طنز نويسي نيز باعث شده که اين شعر قابل مقايسه با هم موضوعي هاي خود ( انتخابات 1 و 2 ) نباشد. شعر ستاد کيش نمي تواند مخاطب را به جايي جز ستاد کيش پيوند و ارجاع دهد و همين نکته باعث شده که خواندن ان تنها در ميان سوخته هاي ستاد کيش جالب باشد.

يک دسته بندي ديگر از مجموعه شهرهاي اين دفتر به آثاري باز مي گردد که وام گرفته از شعرهاي شعراي بزرگ است. نمونه بارز اين شکل از اشاعر شعر کارگر با مطلع: ترسم که اشک در غم ما پرده در شود...مثل هميشه صورت من بازتر شود؛ و يا شعر حسب حال با اين مطلع: حسب حالي ننوشتي و شد ايامي چند...تف به گور پدرت باد و دشنامي چند؛ و...  است. به نظر نگرانده قوي ترين شعرهاي آقاي فيض را بايد در اين ميان جستجو کرد. البته توجه به اين نکته نيز مهم است که در اين گونه اشعار در هر کجا که شاعر تنها به تقليد از بيتي متوصل شده است موفقيت بيشتري نسبت به وام دار شدن از کل شعر کسب کرده است و شعر خلاقيت بيشتري را به نمايش گذاشته است. به هر حال اين يک شيوه قديمي است که شعراي طنز پرداز با استفاده از شعرهاي شعراي بزرگي چون سعدي و حافظ و... شعر خود را نزد مخاطبان آشناتر مي نمايند و باعث جذابيت ان مي شوند. البته بايد توجه کرد که در اين زمينه تنها عوض کردن چند کلمه از شعر اصلي و جايگذيني منجر به سرودن يک اثر خوب نمي شود. به عنوان مثال مقايسه کنيد اين دو بيت را از دو شعر همين دفتر (  شعرخانم فيروزه ي بو استحاقي و شعر کارگر شود ) با يکديگر:

ياد باد انکه سر کوي توام منزل بود ... سرکويت که درست اين طرف ساحل بود

مقايسه کنيد با:

کردم روانه هرچه پسر داشتم به شهر ... باشد کز آن ميانه يکي کارگر شود!

شايد توضيح واضحات زياده گويي باشد. به همين بسنده کنيم که در بيت اول تنها کلماتي عوض شده و ديگر هيچ. حتي به نظر مي رسد قافيه ساحل، حالت به تنگ آمدگي شاعر را نشان مي دهد. اما بيت دوم در اين جا هم بسنده کنيم به کارکردي که شاعر از واژه کارگر کشيده است و پيامي که به مخاطب خود انتقال داده است.

دسته بندي ديگري که مي توان در مورد اين آثار انجام داد مربوط به شعرهاي شماره دار است. کليد1و2، انتخابات 1و2، شلنگ ساز1 و 2 و 3، از اين دست هستند. که در مورد شعر شلنگ ساز ذکر اين نکته جالب است که کاري گروهي است. نکته مثبت در مورد اين دسته از اشعار اين است که برعکس هم نوعان خود در مسير حرکت دچار افت نشده اند و حتي مي توان گفت شعرهاي دوم مزيت هاي بيشتري نسبت به شماره يک خود دارند.

آخرين دسته بندي واضح اين مجوعه نيز آثاري است که به قول شاعر تنها رسالت فرح و شادي بخشي دارند. شعري مثل کنز المعاني! از اين دست است. البته کاربرد ديگر اين گونه اشعار نمايش توانمندي شاعر در سرايش نيز است. به هر حال اين نوع اشعار هم جايگاهي کوچک در اين دفتر به خود اختصاص داده اند و هرچند که به نظر نمي رسد مورد توجه زيادي از طرف مخاطبين قرار گيرد اما خواندنشان خالي از لطف نيست.

در نهايت در انتهاي بخش شعر اين دفتر طنز بايد گفت: ناصر فيض شاعري توانمند است که در سبک ها و غالب هاي مختلف توانايي سرودن شعر طنز را به خوبي دارد. هرچند آثار او يک دست نيست و نوسان زيادي در آثار مشاهده مي شود، اما در کل مي توان گفت که يا با اثري در خور مواجه هستيم و يا با اثري که در نهايت بيت يا ابياتي زيبا آن را از ورطه بي حاصلي نجات مي دهند. اشعاري مثل کليد 1 و 2، کارگر شود، روي قبرش بنويسيد، قطعه، وقتي املت دسته داره و نان هنر از اين دست هستند.

و اما بخش انتهايي کتاب با نام نثر به متون طنز اختصاص يافته است. مطمئنا نوشتن نثر نطز بسيار مشکل تر از شعر است. بخصوص وقتي که قرار است که اين اثر چاپ شود و اجرا از ان گرفته مي شود. بار اصلي طنازي نثر را اجراي آن به دوش مي کشد و نبود ان مطمئنا از جذابيت ان مي کاهد. گاهي متني نوشته مي شود که از نظر نويسنده جذابيت فراواني دارد اما مخاطب را ارضا نمي کند و اين مشکل در نثر بسيار بيشتر است و همين احتمال به خطا رفتن نويسنده را بيشتر مي کند. در کل به نظر مي رسد ناصر فيض در سرودن قلم روان تري نصبت به نوشتن دارد و هرچند که آثاري مثل شنيدم از حکيمي توي کشتي، عزيزم ترجمه يه کار سخته، مرا کيفيت چاپ تو کافيست و تاثير راديو اکتيو در شهر معاصر، آثار خوب و کاملي هستند اما اولا در مقام مقايسه نسبت به اشعار سطح پايين تري دارند و ثانيا در همين آثار نيز استفده از نظم در کنار نثر از موجبات قوت کار بوده است.

در نهايت بايد مجموعه طنز نزديک ته خيار را به خاطر قلم روان نويسنده اش در نثر و دست توانايش در نظم و از اين دو مهمتر شجاعت و صراحت بيان ناصر فيض  مورد تحسين قرار داد. استفاده از قافيه هاي قافل گير کننده و بکر که خود ذاتا بار طنز دارند نيز موجب زيبا تر شدن آثار شده است. طنز بايد نيش و کنايه بزند و  مي توان گفت نزديک ته خيار اين کار را در حدود وسع خودش خوب بلد است. حتي اگر عده اي اين را دوست نداشته باشند و نپسندند. مطمئنا مخاطبان اين مجموعه از وقتي که براي خواندن آن مي گذارند پشيمان نخواهند شد و نفع و لذتي که از يک دفتر طنز انتظار مي رود را بدست خواهند آورد.

با آرزوي موفقيت براي ناصر فيض و دفتر طنز حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي.

 

 

چهارشنبه 23 تير 1389 - 11:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری