جمعه 28 مهر 1396 - 10:27
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گلستان

 

عوامل و اصول اتحاد آفرين از منظر قرآن كريم

 

 

عوامل و اصول اتحاد آفرين از منظر قرآن عبارتند از:

1)      اصل ايمان به خداي تعالي:

نخستين اصل اعتقادي و پايه و اساس هر دين آسماني خداشناسي و خداپرستي است.

توجه به كثرت و تاكيد آيات درباره اين مهم ترين اصل اساسي يعني «خداشناسي و توحيد » نشان مي دهد كه آن از منظر قرآن مهم ترين و پايدار ترين عامل در هدايت اتحاد و انسجام مسلمانان مي باشد و از آن جا كه خداوند بر اساس آياتي چون « شرع لكم من الدين ما وصي به نوحاً والذي اوحينا اليك و ما وصينا به ابراهيم و موسي و عيسي أن أقيموا الدين و لا تتفرقوا فيه ...» (الشوراي /13)  «إنا أوحينا اليك كما اوحينا الي نوح و النبيين من بعده و اوحينا الي ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و الاسباط و عيسي و ايوب و يونس و هارون و سليمان و آتينا داود زبوراً »(النساء /163)و ... شالوده همه اديان الهي را توحيد مي داند.

2)      اصل ايمان به معاد:

دومين و مهم ترين اصل پس از خداشناسي و توحيد از منظر قرآن اصل اعتقاد به معاد و روز رستاخيز است. اهميت اين اصل چنان است كه فرد مومن و معتقد به توحيد در صورت عدم اعتقاد به آن گويا به توحيد نيز ايمان نياورده است. چنان كه علامه طباطبايي در ذيل آيه « و ان الذين لايومنون بالاخره اعتدنا لهم عذاباً اليما» (الاسراء /15) در علت اينكه آيه فقط به ذكر ايمان نياوردن به آخرت بسنده كرده به اين نكته اشاره مي كند (13/50) . تاكيد قرآن به ايمان به اصل معاد و رستاخيز در جنب توحيد علاوه بر تاكيد قرآن بر آن به عنوان اصول دين نشان دهنده اين امر است كه عليرغم اين كه مسلمانان و نيز پيروان مكاتب الهي در كيفيت اعتقاد بدان از جهت بحث هاي كلامي مثل جسماني و يا روحاني و يا برزخ ميان آن دو بودن و ... اختلافاتي دارند اين اصل مي تواند عامل اتحاد و انسجام پيروان اديان ابراهيمي خصوصاٌ مسلمانان اعم از شيعه و سني با يكديگر گردد. زيرا انسان مومن به هر دين الهي با پذيرش اصل معاد و رستاخيز در واقع پذيرفته كه سرانجام نتيجه اعمال خوب و يا بد خود را پاداش و يا كيفر مي بيند لذا سعي در ايجاد روابط انساني و اخلاقي با همنوعان خود دارد. و در نتيجه اين گونه روابط ، جامعه به سمت همزيستي مسالمت آميز به پيش مي رود.

 

3)      اصل ايمان به نبوت عامه و خاصه:

     ايمان تسليم و تعبد محض در برابر دستورات پيامبران در همه زمان ها پايان بخش تكروي ها و كشمكش ها و باعث ايجاد وحدت رويه در جوامع انساني بوده است تا بدين وسيله انسان ها همگي بر اصلي كه پايه و اساس خلقت بر آن بنا نهاده جمع گردند « ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون » (الذاريات /56)

و خداوند بر اساس سنت و سيره و اخلاق پيامبران آنان را « اسوه حسنه » براي همه زمان ها معرفي مي فرمايد: « لقد كان في رسول الله أسوه حسنه ...» (الاحزاب /21) و « وقد كانت لكم اسوه حسنه في ابراهيم و الذين معه ... » (الممتحنه /4) و ... يعني انبياء الگو و نشانه هايي اند كه انسان با هدف قرار دادن و منطبق كردن عمل خود با سنت و سيره آنان مي تواند خود را به غايت كه «الله» است برساند.

خداوند در پس اطاعت از نبوت عامه و خاصه از مسلمانان مي خواهد از جانشينان پيامبر اكرم (ص) يعني (اولوالامر) اطاعت نمايند تا بدين وسيله تنازع و اختلاف در جوامع از بين رفته و دچار ضعف اراده و مستحق عذاب دائم جهنم نشوند چنان كه آيه ذيل به اين امر اشعار دارد: « و اطيعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم و اصبروا ان الله مع الصابرين » (الانفاق /46) و نساء /14 و ....

روشن است عمل به دستورات آيات الهي مبني بر ايمان به پيامبران از جمله پيامبر اكرم (ص) و جانشينان آن حضرت مي تواند از جمله عوامل اتحاد آفرين در بين مومنان به شمار آيد.

 

4)      دين (اسلام):

 به مجموع احكام  تشريع شده دين گويند (طباطبايي، 5/192) و اسلام عبارت از انقياد و تسليم مطلق در مقابل اين  معارف و احكام است كه از خداوند رسيده ، چه احكام تكويني و قضا و قدر و چه احكام تشريعي و اوامر و نواهي (همو ، 1/304) .  توجه به آياتي چون « ان الدين عند الله الاسلام ...» (آل عمران /67) و ... نشان مي دهد كه واژه اسلام در اصطلاح قرآن به معناي عام و وسيع – كه در واقع ماخوذ از معناي لغوي آن است – يعني تسليم مطلق در برابر فرمان خدا و توحيد كامل و خالص از هر گونه شرك و دوگانه پرستي به كار رفته است. اين واژه علاوه بر استعمال مطلق در قرآن در عرف مسلمانان نيز اطلاق مي شود بنابراين از منظر قرآن هر كسي كه معتقد و مومن به اصول دين – كه جوهره و قدر مشترك همه اديان آسماني است باشد مسلم است .

بنا بر اين از نظر قرآن و سنت ، پيوند «مكتب و هدف » مهم ترين و پايدارترين موجب براي اتحاد افراد جوامع مي باشد زيرا پيوندهاي زباني ، نژادي، اقتصادي ، سياسي و ... موقتي اند چنان كه قرآن براي پايان دادن به گفتگوهايي كه اهل كتاب درباره حضرت ابراهيم (ع) داشتند و هر كدام او را به جهت قرابت و خويشاوندي و نژاد و ... از خود مي دانستند اصل اساسي در ولايت و ارتباط با پيامبران را ايمان و پيروي از آنان معرفي كرده است بنابراين نزديك ترين افراد به ابراهيم كساني هستند كه از مكتب او پيروي كنند و نسبت به اهداف او وفادار باشند چه كساني كه در زمان او زندگي مي كردند «اللذين اتبعوه» و چه كساني مانند پيامبر اسلام (ص) و پيروان او كه بعد از او به مكتب و برنامه و هدف او وفادارند « و هذا النبي و الذين آمنوا ... » (آل عمران /68)

 

5)      تمسك به قرآن:

قرآن كامل ترين و بهترين معيار و راهنماي ما مسلمانان در نيل به سعادت دنيوي و اخروي است « ان هذا القرآن يهدي للتي هي اقوم ... » (الاسراء /9) بنابراين مسلمانان بايد آن را راهنماي فكري و عملي خود در تمامي ابعاد زندگي فردي و اجتماعي اعم از فرهنگي ، اقتصادي و سياسي قرار داده و بدان متوسل گردند « واعتصمو بحبل الله و لا تفرقوا ... » ( آل عمران / 103) .

 

برخي از علل اعتصام به قرآن از نظر قرآن عبارت از :

1-    قرآن هادي به بهترين راه ها است :

« ان القرآن يهدي للتي هي اقوم ...» (الاسراء / 9) اين قرآن به ديني كه اقوم از هر دين و مسلط بر اداره ي امور بشر است هدايت مي كند . چنان كه در آيه « قل انني هداني ربي الي صراط مستقيم ديناً قيماً مله ابراهيم حنيفاً و ما كان من المشركين » ( الانعام / 161-162 ) آمده است (طباطبايي ، 13/48 ).

2-    قرآن مايه هدايت است :

« شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن هدي للناس و بينات من الهدي و الفرقان...» ( البقره / 185 ) ، «هدي للناس» يعني قرآن بهترين راهنما براي كساني است كه اصولاً مردمي مقلد هستند و خودشان نمي توانند به طور مستقل مطالب معنوي خود را با دليل و برهان دريابند تا حق را از باطل تشخيص داده و به سر منزل مقصود رهبري شوند.

  3-قرآن مايه شفاء است:

« و ننزل من القرآن ما هو شفاء ... » ( الاسراء /82 ) چون قرآن كريم با حجت هاي قاطع و براهين ساطع خود انواع شك و ترديدها و شبهاتي را كه در راه عقايد حق و معارف حقيقي وجود دارد و مانع سعادت انسانند با مواعظ شافي و داستان هاي آموزنده و عبرت انگيز و مثل هاي دلنشين و وعده و وعيد و انذار و تبشير و احكام و شرايعش از بين برده و زمينه را براي جاي دادن فضائل آماده مي سازد.

(همو ، 13/196).

 

4-قرآن مايه رحمت است:

 « و ننزل من القرآن ما هو شفاء و رحمه ... » (الاسراء /82) قرآن بعد از شفاي دل مومنين و آماده نمودن آن براي كسب فضايل با اضافه رحمت ، نعمت استقامت و نور علم و يقين را جايگزين آن مي كند. (همو، 13/196) .

 

5-قرآن حكيم است:

« يس و القرآن حكيم » (يس / 1-2) قرآن حكيم است زيرا در آن حكمت يعني معارف حقيقي و فروعات آن يعني شرايع و عبرت ها و مواعظ بيان شده است.(همو،17/64)

 

6-قرآن كريم است:

« انه القرآن كريم» (الواقعه/77) چون قرآن مشتمل بر اصول معارفي است كه به بشر سود مي رساند و سعادت دنيا و آخرت بشر را تضمين مي كند(همو، 19/156).

 

7- تقوا و عبوديت و بندگي خداوند:

خداوند در قرآن هدف از خلقت انسان ها را چيزي جز عبوديت قرار نداده است   «و ما خلقت الجن و الانس الا ليعبدون»(الذاريات /56) تا انسان ها با دست شستن از هوا و هوس هاي پراكنده و گرايش هاي دنيا مدارانه و نظر كردن به غايات جاودانه ، جبهه ي متحد عبوديت خداي يگانه را تشكيل دهند.

 

8-اصل مدارا و شفقت ديني :

       آياتي از قرآن انسان را به تفقه ، تدبر و انديشه در آيات الهي به جهات اثبات مسائل گوناگون از جمله در دين ترغيب مي نمايد تا اين كه انسان ها بدون تفقه امري را نپذيرند . زيرا با انديشه ورزي و تعقل است كه تعادل در انديشه حاصل مي شود. اهميت تفقه در دين چنان است كه قرآن توصيه نموده افرادي اختصاصاً به اين امر پرداخته و پس از درايت و انديشه به انذار ديگران بپردازند . از جمله اين آيات كه صراحتاً به اين مساله اشاره دارد آيه « و ما المومنون لينفروا كافه فلولا نفر من كل فرقه منهم طائفه ليتفقهوا في الدين ... » (التوبه /122) .

در اينجا بيان نكته اي ضروري است و آن اينكه به رسميت شناختن ديدگاه هاي مختلف و رعايت اصل مدارا به هيچ وجه مساوي پذيرفتن انديشه مخالف و يا به معناي كم ارجي به ارزش هاي ديني و مذهبي و فرقه اي نيست بلكه به معناي آن است كه مومنان افراد را با ايمان حداقلي كه همان داشتن به يك خدا در مقام آفرينش است مومن بدانند نه اينكه «ايمان حداكثري» را مبنا قرار داده و در نتيجه بسياري را خارج از جرگه ي ايمان تلقي كنند. چنان كه پيامبر (ص) و علي (ع) اين مومنين در اعلاي ايمان با ديگر صحابه در مرتبه ايمان حداقلي مدارا مي كرده اند.

به عبارت ديگر ، منظور از مداراي اسلامي مدارا با اعتقادورزان و دينداران است و نه با اعتقادات آنان . و در پي چنين مواجهه ايي است كه زمينه براي حس تعامل و گفتمان ها فراهم شده و در سايه آن نقد مبتني بر تعقل صورت مي گيرد و همه دينداران خصوصاً شيعه و سني در جوامع اسلامي مي توانند يكديگر را تحمل كنند. بدون اين كه به احدي از مومنان اهانتي بشود. چنان كه خداوند از جمله دستورات مهم اخلاقي كه به پيامبر (ص) در مقابل مخالفان توصيه مي كند سخن گفتن با اندرز و شيوه نيكوست ، مي فرمايد : « ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن ... » (النحل /125) تا رسد به مسلمانان كه بر دين واحد ، اصولي واحد ، خداي واحد ، پيامبر واحدند . زيرا چه بسا در پي چنين تعاملات و گفتمان در برخي موارد واقعيت براي افراد حق جوي به خطا رفته روشن شود و در نتيجه به حقيقت بپيوندد چنانكه حضرت علي (ع) خوارج را حق خواهان به باطل رسيده مي دانست و لذا با سخنراني و ارشاد آنان ، بسياري را هدايت و مستصبر نمود.

 

9-اصل اخوت و برادري:

    اسلام در تمام آموزه هايش نمايانگر راه هاي همبستگي ، صفا ، سلام ، هم سويي ، هماهنگي ،و شيوه هاي صلح است از جمله آن راه ها اخوت و برادري اسلامي در جبهه ي موحدين است كه باعث پيوند دل ها و از بين رقتن فاصله ميان ارواح و ايجاد و برقراري محبت و صميمت در دلها و شور مسئوليت در قبال برادران ديني ديگر مي شود. لذا خداوند در صورت فقدان اين امور با مخاطب قرار دادن آنان بر مبناي برادري ترغيب به اصلاح ذات بين و تاليف قلوب داده است: « انما المومنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم و اتقوا الله ... » (الحجرات /10) و «و اذكروا نعمت الله عليكم اذ كنتم اعداء فالف بين قلوبكم فاصبحتم بنعمته اخواناً ... » ( آل عمران /103) .

 

10- اصل همياري اجتماعي و مسئوليت همگاني:

    دستورات اجتماعي اسلام همگي حاكي از آن است كه از نظر اسلام هر يك از افراد جامعه اسلامي هم چون اعضا ي خانواده هستند كه خانواده و فرد هر يك در تكوين هويت و شخصيت خود به يكديگر نيازمند هستند . در اسلام اين چنين نيست كه فرديت مطلق مطرح باشد بلكه همه بايد مصالح عمومي و شئونات ملي را رعايت كرده و حب و بغض ها و منافع شخصي باعث و مجوز بي اعتنايي ، تجاوز ، ستم به حقوق ديگران حتي غير مسلمانان نمي شود.

بنابراين ، دستورات اجتماعي اسلام مثل همكاري و تعاون ، در غم و شادي يكديگر شركت جستن ، كنار گذاشتن عداوت و دشمني، امر به معروف و نهي از منكر و ... همگي حاكي از توجه و تمايل اسلام به ارتباط متقابل انسان ها با يكديگر و از عوامل اتحاد و انسجام در جامعه اسلامي به شمار مي روند حتي اهميت و نقش امر به معروف و نهي از منكر در رفع مفاسد و نقائض در جامعه در آن حدي است كه خداوند آن را در برخي آيات پس از ايمان به خدا و آخرت ذكر كرده است: « يومنون بالله و اليوم الاخر و يامرون بالمعروف و ينهون عن المنكر ... » (آل عمران /114) .

        لذا بر مسلمانان است با پيروي از دستورات ضروري دين زمينه را براي نزديك كردن قلوب خود با يكديگر و حتي با تكيه بر اصول مشترك با غير مسلمانان فراهم آورند تا با اتحاد خود موجبات تفرقه و جدايي و درگيري و خونريزي از جامعه ريشه كن گردد.

 

11-مناسك حج و عبادات:

      حج بزرگترين و باشكوه ترين كنگره عظيم جهاني اسلام است كه هر ساله مسلمانان با اتحاد و يكپارچگي خود از نژادها و زبانها و .... براي ملل جهان به نمايش مي گذارند . از آنجا كه اجراي اين كنگره از جهات مختلف عبادي ، سياسي ، اجتماعي در بهم پيوستن مسلمانان اعم از شيعه و سني با يكديگر داراي نقش بسزايي است خداوند انجام آنرا در زماني خاص بر افراد مستطيع واجب گردانيده است تا مسلمانان علاوه بر دستيابي به اهداف ديگر با كنار هم قرار گرفتن در انجام اين فريضه الهي ، زمينه ارتباط متقابل و اتحاد با يكديگر را تجربه و حس نمايند. از طرف ديگر خداوند در قرآن دستور داده نمازها به سمت كعبه يعني يك هدف بر پا شود: «و من حيث خرجت فول شطر المسجد الحرام و حيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره ... » (البقره / 150 ).

خطابات قرآني آنجا كه مي خواهد حتي تكليف آحاد جامعه و وظيفه شخصي افراد را معين نمايد  بصورت جمع بيان گرديده است: « اقيموا الصلاة   ... » ( البقره / 43). و نيز قرآن با آياتي چون : « و ان المساجد الله ... » (الجن /18) و اختصاص دادن خانه خدا به خداوند ، مسلمانان را تشويق به برپايي نماز و عبادات در مسجد و بصورت جماعت مي نمايد. همه اين دستورات حاكي از اهميت قرآن به جمع و جماعت است تا بدين وسيله مسلمانان از وضعيت و گرفتاريها و مشكلات همدينان خود خبردار شده و در بهبود و پيشرفت اوضاع خويش از جهات مختلف خصوصاً جنبه سياسي بكوشند زيرا در وضعيت كنوني مسائل سياسي جهان بهترين وسيله براي تفرق و جدايي مسلمانان شده است و از آنجا كه در اسلام دين از سياست جدا نيست با تعاون و همكاري و اتحاد و انسجام مي توان مانع تاثير حربه دشمنان دين و ارزشهاي مقدس متعالي گرديد.

12-اجراي عدالت اجتماعي:

عدل آن است كه هر چيزي در جاي مناسب خويش قرار گيرد لذا از آنجا كه انسان مدني بالطبع است و قوام زندگي بشر منوط به اجتماع و قوام اجتماع به معاملات و ارتباطاتي است كه انسانها با يكديگر دارند آنچه كه مي تواند جانها و نفس انسانها را آرامش بخشد و حتي ظالمان را قلباً راضي كند اجراي عدالت است. مگر مي شود از قانوني كه خداوند تمام هستي را بر محور آن بر پا كرده وسيعتر و جامعتر از آن تصور نمود؟ (مكارم شيرازي ، 4/302) .

لذا در جاي ، جاي  كلام الله مجيد به مسلمانان توصيه شده كه در داوري و مواجهه با مسائل و مشكلات مردم در توزين به عدالت رفتار نمايند: « يا ايها الذين امنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط و لا يجر منكم شنئان قوم علي الا تعدلوا اعدالوا هو اقرب للتقوي ... » (المائده / 8).

بدين جهت اجراي عدالت از موجبات زوال حقد و حسد و كينه و تفرق در جامعه بشمار مي آيد كه اجراي آن اتحاد را در پي خواهد داشت.

 

13-اصل مشاوره:

     اساساً يكي از عوامل موفقيت پيامبر (ص) در پيشبرد اهداف اسلامي همين اجراي اصل مشاوره در اجراي نحوه دستورات اسلام بوده است زيرا مشورت با ديگران و احترام به ديدگاهها و نظرات ديگران علاوه بر منفعت هايي چون دست يافتن به بهترين و صواب ترين راه ، باعث مي شود كه همگي دستاورد و پيروزي حاصل از انجام امور را متعلق به خودشان  نيز دانسته و كارشكني هاي كمتري در اجراي تصميمات مربوط به اجراي آن انجام گيرد و در نتيجه باعث اتحاد و انسجام مسلمانان گردد.

 

نتيجه گيري

توجه و تامل در اصول و عوامل اساسي اتحاد آفرين از منظر قرآن مي تواند نتايج چندي را در پي داشته باشد از جمله :

1)   با محوريت و اعتقاد به اصول مشترك همه اديان توحيدي مي توان اهداف اديان الهي را در دو عرصه فردي و اجتماعي كه عبارت از عبوديت و عدالت مي باشند تحقق بخشيد.

2)   مسلمانان و پيروان ديگر اديان الهي در سايه اعتقاد به اين اصول مي توانند (اتحاد جماهير توحيدي ) را در جهـــــــان بوجود آورند اتحادي كه ( اتحاد جماهير اسلامي ) فرع اين اتحاد باشد. زيرا از يك طرف بر هيچ مومن و موحد با خرد و آگاهي پوشيده نيست كه با توجه به يهوديت ديني ، مسيحيت ديني و اسلام حركت در جهت تحقق بخشيدن اين اتحاد بزرگ در سراسر جهان و رفع هر گونه ظلم و ستم و سفاكي جهانخوران ، از ضروري ترين وظيفه ها و حتمي ترين اقدامهاست . و از طرف ديگر براي مسلمانان روشن است كه تحقق اين اهداف همان تحقق اهداف قرآن يعني « انسان تراز قرآن » (فردسازي قرآني) و « جامعه تراز قرآن » (جامعه سازي قرآني ) ، جامعه اي منهاي «فقر»و «تكاثر»كه هدف عالي اسلام است ، مي باشد و در اين صورت است كه پيروان توحيدي مي توانند چونان «بنيادي مرصوص» در مقابل دولتهاي و قدرت هاي استعمارگر و غارتگر جهان به سردمداري امريكا ، انگليس و اسرائيل كه به نام دين پايمال كننده حقوق انسان و ميراننده ارزشهاي مقدس اديان توحيدي اند باشند.

 

 

منابع و ماخذ

1-   ابن كثير ، عمادالدين ابوالفداء اسماعيل ، تحقيق محمد علي الصابوني ، چاپ هشتم ، دارالجيل – دارالصابوني، بيروت – قاهره 1415هـ / 1995م.

2-     احمد بن حنبل ، مسند، تحقيق محمد عبدالسلام عبد الشافي ، چاپ اول ، داراالكتب العلميه ، بيروت – لبنان ، 1413هـ /1993 م.

3-   آلوسي ، ابوالفضل شهاب الدين ، روح المعاني في تفسير القرآن العظيم و السبع المثاني ، تصحيح علي عبدالباري عطيه ، چاپ اول، داراالكتب العلميه ، بيروت – لبنان 1415هـ / 1994 م .

4-     بخاري ، ابوعبدالله محمد اسماعيل ، صحيح البخاري ، تحقيق مصطفي ديب البغا ، چاپ پنجم ، دارابن كثير ، دمشق ، 1414هـ/ 1993 م.

5-   الخازن ، علاء الدين علي بن محمد بغدادي ، تفسير الخازن المسمي لباب التاويل في معاني التنزيل ، چاپ اول ، داراالفكر ، بيروت – لبنان 1420ق/2000 م.

6-     دروزه ، محمد عزه ، التفسير الحديث ، چاپ دوم ، دارالغرب الاسلامي ، قاهره ، 1421هـ /2000 م.

7-     دهخدا ، علي اكبر ، لغت نامه دهخدا ، چاپ دوم ، ناشر موسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران ، تهران ، زمستان 1377.

8-     رشيد رضا ، محمد ، تفسير القرآن الحكيم ، چاپ چهارم ، دارالفكر ، بي جا ، 1424هـ /2003 م.

9-     سيوطي ، جلال الدين عبدالرحمن ، درالمنثور في التقسير بالماثور ، چاپ اول ، داراالكتب العلميه ، بيروت ، لبنان ، 1411هـ /1990 م.

10- عميد حسن فرهنگ فارسي عميد ، چاپ اول انتشارات امير كبير ، تهران ، بي تا.

11- طباطبائي ، محمد حسين ، الميزان في تفسير القرآن ، چاپ پنجم داراالكتب الاسلاميه ، تهران ، زمستان 1372.

12- قرطبي ، ابوعبدالله محمدبن احمد ، الجامع لاحكام القرآن ، چاپ اول ، داراالكتب العلميه ، بيروت – لبنان ، بي تا.

13-كليني رازي ، ابوجعفر محمد بن يعقوب ، ترجمه و شرح سيد مصطفوي ، انتشارات صدقي نژاد ، تهران – بي تا

 

تهيه و تنظيم : زينب سادات حسيني از استان گلستان شهرستان كردكوي عضو هيئت علمي دانشگاه مازندران

 

چهارشنبه 16 تير 1389 - 11:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری