شنبه 29 مهر 1396 - 8:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

اكرم اماني

 

ناشري امروزه مي‌تواند موفق باشد كه بتواند آثار خودش را در قالب اقتصاد فرهنگ ارائه دهد

 

گفت‌وگو با احمد نثاري، مديرعامل انتشارات اميركبير

 

به نظر شما سهم انتشارت اميركبير در بازار نشر كتاب چقدر است؟

مستحضر هستيد كه اميركبير يك مؤسسه بزرگ و پيشرو در حوزه نشر كتاب است. اولاً ما نزديك به 60 سال سابقه فعاليت در حوزه كتاب و فرهنگ را داريم كه خود اين سابقه نشانه اين است كه به هر حال در جامعه اهل فكر و فرهنگ براي آثار منتشره اميركبير جايگاهي وجود دارد و اين جايگاه همواره مورد توجه ما و مخاطبان ما بوده است. تا قبل از سال 1364 كه عدد رسمي از ثبت مؤسسات نبوده- سال 64 تعداد ناشريني كه به ثبت رسيده بودند زير 50 مؤسسه بوده و از سال 64 به بعد به بيش از 4500 مؤسسه ثبت شده داريم- از آن سال تا به حال انتشارت اميركبير هميشه رتبه ممتاز و برجسته را داشته است و طبيعي است كه آثار ما در معادلات فرهنگي كشور تأثيرگذار بوده است و اميدواريم كه بتوانيم در اين زمينه ايفاي نقش بهتر و موثرتري داشته باشيم.

اين انتشارات طي دوران مديريت جديد فعاليت‌هاي خود را بر چه محورهايي متمركز كرده است؟

من معتقد هستم كه مؤسسه انتشارات اميركبير همواره يك مؤسسه تأثيرگذار در صحنه فرهنگ بوده است و دليل آن هم اين است كه آثار فاخر و روزآمد توليد كرده است و اگر الان هم بخواهيم اين جايگاه را در موسسه حفظ كنيم بايد آثارمان را روزآمد نموده و متناسب با نياز روز جامعه اثر توليد كنيم، امروزه گفتمان اصلي جامعه ما گفتمان ديني، توجه به دين، افكار و انديشه‌هاي فرهنگ اسلامي و مسايل مربوط به اين زمينه مي‌باشد، اگر مؤسسه‌اي بتواند در اين راستا قدم بردارد به نظر من آن مؤسسه، مؤسسه روزآمدي است كه توانسته به نياز روز جامعه پاسخ مثبت بدهد و بر همين اساس ما سعي كرديم اين نكته را در برنامه‌هايمان لحاظ كنيم و از سال 1385 كه من وارد اين مجموعه شدم بيشترين توجه ما به توسعه آثار حوزه دين و توليد اين مجموعه در مؤسسه بوده كه الحمدلله موفقيت‌هايي هم در اين زمينه داشته‌ايم.

آقاي نثاري رابطه شما با نويسندگان به چه صورت است و كتب چگونه براي انتشار پيشنهاد مي‌شود؟

به طور كلي دو نوع رابطه در ارتباط و تعامل ناشر با نويسنده وجود دارد: اول اينكه نويسنده به ناشر مراجعه مي‌كند و اثر خودش را ارائه مي‌كند كه اين يك روال سنتي و متداول است كه در تمام مؤسسات مطرح است اما من معتقدم كه وقتي ما قدري به صورت هدفمند و ضابطه‌مند در حال حركت هستيم و براي خودمان مهندسي فرهنگي ترسيم كرده‌ايم نبايد تنها به اين روش تكيه كنيم بلكه ما بايد صيد محتوا كنيم و به دنبال نويسندگان قوي، حاذق، هوشمند و روزآمد باشيم كه در اين زمينه قدم‌هاي خوبي را برداشته‌ايم و سراغ انبوهي از نويسندگان رفتيم و توانستيم با آن‌ها ارتباط برقرار كنيم و آن‌ها را جذب كنيم. اما مهم‌ترين خواسته‌ نويسنده از ناشر توليد به موقع و جذاب اثر آن نويسنده است، به دليل اينكه رابطه نويسنده با اثرش مانند رابطه پدر و فرزندي است و به همان ميزان كه يك پدر يا مادر براي فرزند خودش ارزش و اهميت قائل است به همان ميزان هم نويسنده براي اثر خودش ارزش و اهميت قائل است بنابراين هر چقدر ما بتوانيم محصول نويسنده را ارج بنهيم و اثرش را به موقع و به بهترين شكل ممكن از نظر نثر، ادبيات، گرافيك، شكل، قطع و جلد منتشر كنيم، به همين ميزان توانسته‌ايم نظر نويسنده را جلب نماييم. البته نويسندگان ما يك حقوق مادي هم دارند كه فرع بر حقوق معنوي آن‌ها است ما بايد براي حقوق مادي آن‌ها هم ارزش قائل باشيم و به موقع پرداخت نماييم. در هر صورت ما براي هر دو جهت حقوق معنوي و مادي در مؤسسه برنامه‌ريزي كرده‌ايم و سطح توليدات ما نشانگر موفقيقت ما در اين زمينه است.

از نظر ويرايش كتاب چه تمهيداتي براي يكدست كردن متون داريد؟

اميركبير يك گنجينه بسيار ارزشمندي از آثار گذشتگان را دارد كه مطالب آن‌ها هيچ وقت در گذر زمان كهنه نشده است و همچنان مي‌تواند تأثير خودش را در جامعه فرهنگي ما بگذارد و مورد نياز جامعه ما هم است. بنابراين ما براي روزآمد كردن اين آثار تيم‌هاي مختلفي را تشكيل داده‌ايم. به طور مثال يك تيم مجرب و بسيار حرفه‌اي براي روزآمد كردن آثار حوزه ادبيات به اسم «گروه كار رمان و ادبيات» تشكيل داده‌ايم كه به طور دائم روي آثار و متون و ويراستاري و حتي روي فونت و نوع حروف‌چيني آن‌ها هم كار و برنامه‌ريزي مي‌كنند كه حاصل اين كار حدود 10 اثر توليد شده است كه به نمايشگاه امسال عرضه شده است و يك گروه ديگر هم روي آثار تاريخي ما متمركز شده‌اند.  جديداً هم با يك گروه در حوزه فرهنگ‌ها و ساير كتاب‌هاي مرجع قرارداد بسته‌ايم كه روي آن‌ها با ويراست جديد و نثر مورد نياز امروز جامعه ما كار كنند.

پس روي كتب با حروفچيني‌هاي قديمي هم كاري مي‌كنيد.

بله. هم حروف‌چيني جديد و هم ويراست جديد روي كتب قديمي انجام مي‌گيرد. به طور مثال كتاب «قصه‌هاي خوب براي بچه‌هاي خوب» كه كتاب بسيار ارزشمندي است را اخيراً با ويراست و طراحي جديد متناسب با ذوق امروز جامعه آماده كرديم كه متأسفانه به نمايشگاه نرسيد.

براي ارتقاء سطح كيفي كتب اميركبير چه تمهيداتي داريد؟

به نظر من ناشري امروزه مي‌تواند موفق باشد كه بتواند آثار خودش را در قالب اقتصاد فرهنگ ارائه دهد. اگر بخواهيم به اقتضاي اقتصاد فرهنگ توجه كنيم بايد به اقتضاي عرضه و تقاضا توجه كنيم، اقتضاي عرضه و تقاضا يعني روزآمدي محصول و اثر ارائه شده، ما در گذشته كتاب را يك «اثر فرهنگي» مي‌دانستيم ولي امروزه كتاب را به عنوان يك «كالاي فرهنگي» معرفي مي‌كنند كه اين تعريف يك تعريف جامع و مانعي براي ناشري است كه بتواند اثر خودش را در قالب يك كالاي فرهنگي عرضه كند و وقتي اين نام را روي كتاب مي‌گذاريم يعني هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ شكل بايد روزآمد و متناسب با ذوق و سليقه جامعه باشد. اگر ما بتوانيم در اين چارچوب حركت كنيم قطعاً به توسعه كيفي آثارمان هم پرداخته‌ايم، و امروزه اثري مي‌تواند تأثيرگذار باشد كه مخاطب رغبت كند اثر را بخرد و مطالعه كند. اگر يك اثر اين ويژگي را نداشته باشد كه بتواند نظر مخاطب را جلب كند آن اثر، اثر ناكامي است. ما بايد تلاش كنيم كه نظر مخاطبانمان را جلب كنيم. اگر اين اتفاق افتاد آن توسعه كيفي به خودي خود اتفاق مي‌افتد.

چه تعداد از كتب چاپ اول طي دوره مديريت جديد شما منتشر شده است؟

من الان آمار دقيقي ندارم ولي ما توانسته‌ايم آثاري را توليد كنيم كه بيشتر از دوره يكسال و نيم، دو سال براي توزيع آن زمان صرف نكنيم و در همين مدت خيلي از اين آثار عمدتاً در حوزه دين كه ما از سال 85 به بعد چاپ كرده‌ايم به چاپ دوم و سوم رسيده است، اما اگر يك رقم دقيقي را بخواهيد بايد همكاران ما آن را استخراج كنند و در اختيار شما قرار بدهند.

تبليغات شما بيشتر كدام دسته از مخاطبان را شامل مي‌شود؟

در درجه اول چون ما يك ناشر عمومي هستيم براي عموم جامعه كتاب توليد مي‌كنيم و نمي‌توانيم بگوييم فقط براي يك قشر خاصي از جامعه كتاب توليد مي‌كنيم. اما به هر حال سابقه ما نشانگر اين است كه مخاطبانمان عمدتاً در حوزه ادبيات، تاريخ و فرهنگ و كتاب‌هاي مرجع سراغ اميركبير مي‌آيند. بنابراين، اين سابقه در جامعه نسبت به آثار ما وجود دارد اما هنوز به آن دسته‌بندي نرسيده‌ايم كه فقط براي قشر خاصي از مخاطبانمان تبليغ كنيم و آن‌ها را جذب مؤسسه كنيم، الان به شكل عمومي تبليغ مي‌كنيم. اما اين جزء برنامه‌هايمان است كه رفته رفته بتوانيم به همين سابقه‌اي كه در بين مخاطبانمان داريم توجه بيشتري داشته باشيم و بيشترين توانمان را روي اين بخش متمركز كنيم.

در فضاي مجازي تا چه اندازه فعاليت تبليغاتي داريد؟

در فضاي مجازي فعاليت زيادي داشته‌ايم، شركت نشر الكترونيك را تأسيس كرديم كه عمده سهام آن بيش از 51 درصد متعلق به اميركبير است. اين مجموعه فعاليت بسيار خوبي داشته است. تقريباً كليه آثارمان را به صورت ديجيتال‌سازي كرده‌اند و قرار است به شكل بسيار مناسبي آن‌ها را عرضه كنند و سخت‌افزار و نرم‌افزاري را پيش‌بيني كرده‌اند كه بتوانند آثار را به صورت بخش بخش و موضوعي در اختيار مخاطب قرار بدهند.

برگزاري نمايشگاه‌هاي كتب اميركبير چه تأثيري در فروش كتب اين مؤسسه دارد؟

البته بي‌تأثير نيست، بالاخره نمايشگاه عرصه‌اي است كه تمام فعاليت‌هاي يك ناشر در عرض يكسال ارائه مي‌شود. اما من يك نقد اساسي نسبت به اين قضيه دارم و معتقد هستم كه نمايشگاه كتاب تبديل به يك فروشگاه بزرگ شده است و در واقع اين خلاف آن انتظاري است كه در ذهن مردم است، ما اميدواريم كه روزي نمايشگاه جايگاه خودش را پيدا كند و محلي براي تعامل بين ناشر با توزيع‌كننده و مترجم و مخاطب باشد. اما چيزي كه الان وجود دارد يك فروشگاه بزرگ است كه اين فروشگاه ممكن است در طول سال چند بار تكرار شود، يكبار به صورت بين‌المللي و كلان و بقيه موارد به صورت استاني و موردي؛ اما اين نياز مردم و ناشران را برآورده نمي‌كند، ما در تمام طول سال بايد آثارمان را عرضه كنيم و مردم هم در تمام طول سال به محصول فرهنگي نياز دارند نه فقط در 10 تا 15 روز، البته اين ناشي از يك مشكل اساسي در كشور است كه ما نسبت به وضع توزيع داريم و عرضه در كشور متولي ندارد و مشكلات سخت‌افزاري دارد و اين باعث شده است كه مردم در نمايشگاه به خريد روي بياورند.

فكر مي‌كنيد مؤثرترين شيوه‌هايي كه تاكنون از سوي انتشارات اميركبير در زمينه معرفي و فروش كتب انتشارات وجود داشته چيست؟

معرفي هم البته ساز و كارها و امكانات خاص خود را مي‌خواهد كه به نظر من خارج از توان يك ناشر است و نيازمند مساعدت از سوي دولت و بخش‌هاي ديگر هستيم اما در همين حدي كه خودمان توانستيم برنامه‌ريزي كنيم خوب بوده است به طور مثال: از طريق سيستم sms توانسته‌ايم با طيف وسيعي از مردم در ارتباط باشيم و آثارمان را براي آن‌ها ارسال كنيم و يا از طريق سايت توانسته‌ايم يك ابزار ارتباطي ايجاد كنيم كه با عموم مردم ارتباط برقرار كنيم. اما به نظر من اين مسائل كافي نيست بايد خيلي فراتر از اين اقداماتي صورت بگيرد كه بتوانيم نسبت به معرفي درست آثارمان يك برنامه مدون و درازمدتي را داشته باشيم. اين نيازمند امكانات است و خارج از توان مالي يك ناشر است.

چرا بعضي از كتاب‌هاي انتشارات با تبليغات رسانه‌اي و شهري فراواني همراه است اما بعضي از كتب مهجور مانده و كمتر روي آن تبليغ مي‌شود؟

ما كتب را مبتني بر نياز مخاطب توليد مي‌كنيم، بعضي از موضوعات كتاب‌ها به گونه‌اي است كه طيف وسيعي از مخاطبان را جلب مي‌كند و ما مجبور هستيم آن كتاب را به طور دائم تبليغ كنيم تا جاي خود را در جامعه فرهنگ دوست‌ ما احراز كند اماطبعاً اين امر در بين همه آثار يك مراتبي دارد، تمام آثارمان مشمول چنين تعريفي نمي‌باشد. ما در مجموع آثاري كه در طول سال داريم موضوعات بخشي از آن‌ها عمومي است و به درد عموم مردم مي‌خورد و ناگزير روي اين‌ها برنامه‌ريزي‌هاي خاصي انجام مي‌دهيم و آن آثاري كه جنبه تخصصي و خاص دارد در واقع بايد به دست اهل خودش برسد و در اين فرآيند معرفي كمتر قرار مي‌گيرد. البته من شخصاً اين را قبول ندارم اگر امكانات ما اجازه دهد بايد براي همه آثارمان تبليغات خوبي انجام بدهيم. همان اثر تخصصي هم اگر تبليغات خوبي بر روي آن انجام بگيرد مي‌تواند تأثير بيشتري در جامعه داشته باشد ولي به دليل فقدان امكانات ما ناگزير به اولويت‌بندي هستيم.

آقاي نثاري بفرماييد در مجموع وضعيت فعاليت‌ها و اعتبار انتشارات اميركبير را به عنوان مديرعامل اين مؤسسه چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

اولاً ما اعتباري نداريم. ما يك مؤسسه خودگردان هستيم و همه درآمدهاي ما از فروش كتاب‌هايمان به دست مي‌آيد. حمايت‌هايي هم كه در مواردي از ما صورت مي‌گيرد براي يكسري كتب خاص است. به طور مثال يك كتاب خاصي را سازمان تبليغات اسلامي مد نظرش باشد كه توليد شود اما ممكن است فروش آن طولاني شود و نتوانيم روي برگشت آن فكر كنيم كه در چنين مواردي سازمان يك حمايت خاصي براي تأمين كاغذ آن كتاب انجام مي‌دهد اما ساير هزينه‌هاي ما از محل فروش اثرمان صورت مي‌گيرد و برنامه‌ريزي هم به اين است كه ما بتوانيم در بخش بازرگاني اميركبير توسعه ايجاد كنيم و هر قدر كه بازرگاني ما توسعه پيدا كند و فروش كلان صورت گيرد و عرضه و برگردان خوب داشته باشيم به همان ميزان در برنامه‌ريزي توليدمان موفق هستيم و به هر ميزان كه ما در اين قسمت ناكام باشيم بالطبع منابع مالي مناسبي براي توليد كتاب نخواهيم داشت و اينكه عرض مي‌كنم عرضه و تقاضا اين يك واقعيتي در حوزه كتاب است ما هر ميزان كه بتوانيم در مسير تقاضاي درست جامعه قدم برداريم عرضه درست هم صورت مي‌گيرد و وقتي عرضه درست انجام گيرد برگردان درست هم صورت مي‌گيرد بنابراين اين موضوع بايد در اين قالب برنامه‌ريزي شود ضمن اينكه اين جرياني هم كه در بعضي از مؤسسات فرهنگي وابسته به اعتبارات دولتي است به نظر من آن هم جريان ماندگاري نيست و استمرار ندارد چون در سيستم‌هاي دولتي عزل و نصب‌ها و تغيير سياست‌ها به هر حال آسيب اساسي مي‌زند و راه ماندگاري مؤسسات و به خصوص مؤسسات فرهنگي اين است كه خودشان روي پاي خودشان بايستند اگر يك مؤسسه‌اي بتواند روي پاي خودش بايستد و هزينه‌هاي خودش را از محل فروش كتاب تأمين كند اين مؤسسه همواره پايدار و تأثيرگذار است اما مؤسسات وابسته به يك اعتبار با تغيير يك وزير، يا يك سياست و يا با ابلاغ يك دستور ممكن است از صفر تا 100 تمام برنامه‌هايش دگرگون شود. يكي از دلايل ماندگاري اميركبير در طول اين 60 سال اين بوده است كه وابسته به اعتبارات دولتي نبوده است و توانسته است تمام هزينه‌هاي خودش را از طريق فروش كتاب تأمين كند.

در پايان اگر صحبت خاصي باقي مانده است بفرماييد؟

در پايان بايد بگويم كه ما انتظار داريم كه مسئولان يك اهتمام بيشتري به حوزه كتاب بكنند و اين يار مهربان را از اين غربت نجات دهند. اين كه ما مي‌گوييم اهتمام هرگز منظورمان اين نيست كه به ناشران پول بدهند، بلكه اهتمام يعني اينكه بسترهاي لازم را فراهم كنند و زمينه‌سازي كنند كه يك ناشر و يك مؤسسه فرهنگي بتواند در آن بسترهاي لازم اهداف خودش را محقق كند. اميدوارم روزي فرا برسد كه ما ديگر كتاب را در غربت و تنهايي نبينيم.

 

 

 

 

چهارشنبه 16 تير 1389 - 11:9


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری