يكشنبه 2 مهر 1396 - 2:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

برزو آدم تاثير گذاري است

 

گفتگو با هومن برق نورد بازيگرو بازيگردان مجموعه " باغ شيشه اي " به کارگرداني مهدي مظلومي و بازيگر فيلم سينمايي " کيفر" به کارگرداني حسن فتحي

 

مقدمه : هومن برق نورد بيش از دو  دهه است که در عرصه بازيگري در تئاتر ، سينما و تلويزيون فعاليت مي کند . در تئاتر با بزرگان زيادي همکاري کرده است . دکتر علي رفيعي با نمايش " شکار روباه " ، با نادر برهاني مرند در نمايش هاي " مرغابي وحشي " ، " تهران بر بال فرشتگان " و " مرگ دستفروش " .حضور موفقيت آميز برق نورد در تلويزيون با بازي در سريال طنز و کمدي " اشک ها و لبخندها " شکل جدي به خودش گرفت و در طي اين سالها برق نورد نقش هاي طنز زيادي را تجربه کرده است . برق نورد در " کيفر " در قالب نقشي منفي بازي متفاوتي ارائه کرده است . همزمان با اکران فيلم " کيفر " برق نورد مجموعه کمدي " باغ شيشه اي " را به کارگرداني مهدي مظلومي در حال پخش از تلويزيون دارد.

 

   در باغ شيشه اي به کارگرداني مهدي مظلومي در نقش ايرج ظاهرشديد که در کارنامه کاري شما کار متفاوتي محسوب نمي شود . چگونه در اين سريال به بازي پرداختيد ؟

   از جنس آدمهايي نظير ايرج در دور و برمان زياد داريم . آدمهايي که ويژگي منحصر به فردي ندارند .موقعي که مهدي مظلومي پيشنهاد حضور و بازيگرداني را در اين مجموعه را به من داد قرار بود که مجموعه به صورت روتين و هر شب از تلويزيون پخش بشود و يکي از دلائل اصليم در اين کار همين مسئله بود و قبلا تجربه همکاري با مهدي مظلومي را در مجموعه " بدون شرح "  داشتم . از سوي ديگر حضور فرامرز قريبيان به عنوان بازيگر انگيزه خوبي در من ايجاد مي کرد . فرهاد آئيش هم سواي اينکه به عنوان مشاور کارگردان در مجموعه حضور داشت قرار بود به عنوان بازيگردان هم حضورداشته باشد که به علت مشغله کاري نتوانستند در بحث بازيگرداني همکاري کنند . بعد از پيشنهاد مظلومي که من بازيگرداني را هم انجام بدهم اين کار را پذيرفتم .

 

   بازيگرداني لطمه اي با کيفيت بازيگري شما نزد ؟

   ديگر در هيچ کاري که به عنوان بازيگردان حضور دارم بازي نمي کنم و علاقه اي هم ندارم که دوباره تجربه بازيگرداني را تکرار کنم .

  

به چه دليل ؟

  به خاطر اينکه من بازيگرم  ودوست دارم فقط در حيطه تخصصي کار خودم فعاليت کنم . . البته در حين بازي در " باغ شيشه اي" تلاش مي کردم که تمرکزم در کار بازيگري بر هم نخورد. اما چون مسئوليت ساير بازيگران را برعهده داشتم برخي از مواقع توجهم به بازي ساير بازيگران معطوف مي شد . معتقدم زوج من و نعيمه نظام دوست در کار موفق بود و لحظات کمدي را به خوبي به وجود آورد

 

  با فرامرز قريبيان در بحث بازيگرداني چگونه عمل مي کرديد ؟

   روي هيچ بازيگري  به جز فرامرزقريبيان حتي مهتاج نجومي در بحث بازيگرداني نگراني نداشتم و با نجومي در کاري همکاري داشتم وبا خصوصياتشان آشنايي داشتم . دليل نگرانيم اين بود که نتوانم در مورد بازي قريبيان پيشنهادي ارائه کنم . زيرا نه نوع بازي ايشان را مي شناختم و نه مي دانستم که در قبال پيشنهادات در مورد بازيشان چه عکس العملي نشان مي دهند . به همين دليل از مهدي مظلومي خواستم در اولين سکانسي که قريبيان بازي دارند ايشان بازيگرداني را انجام بدهند . تا متوجه واکنش و بازي قريبيان بشوم . بعد از تصوير برداري اولين صحنه متوجه شدم که کار سختي نيست و خود آقاي قريبيان هم از اين کار استقبال مي کنند . ايشان بازيگر فروتن ، متواضع وقابلي هستند . البته برخي  مواقع از اينکه در حيطه بازيگري به ايشان نظري را اعلام کنم خجالت مي کشيدم

  

 اغلب کاراکترهاي اين مجموعه به جاي اينکه شخصيت باشند بيشتر تيپ بنظر مي رسيدند و مخاطب نمي تواند با آنها ارتباطي برقرار کند ؟

   خودم از تجربه حضور در اين کار چندان راضي نيستم . انتظارم از اين کار قبل از پخش شدن مجموعه بالاتر از اين حرفها بود و يک تجربه کاري در کارنامه بازيگريم است که نمره متوسطي به آن مي دهم .

 

  شخصيت برزو در فيلم " کيفر" با توجه به اينکه در تمام سکانس هاي فيلم حضور ندارد اما نقطه محوري اتفاقات فيلم محسوب مي شود ؟

 برزو شخصيتي است که در فيلم " کيفر " بر تمام آدمها ، نوع روابط مجود در کليت فيلم اثر گذار است . برزو تلاش مي کند شخصيت واقعيش را در پس ظاهر آرام و مظلومي مخفي کند . تا تماشاگر در هنگام ديدن فيلم مدام با اين احساس درگير باشد که برزو شرايطي پيدا کند و از قصاص ديدن رهايي يابد. اما هر چه قصه روبه جلو مي رود و مخاطب با اطلاعاتي که از شخصيت برزو پيدا مي کند متوجه شرور بودن برزو مي شود .

 

  در فيلمها معمولا آدمهاي منفي بيشتر يک وجهي ترسيم مي شوند اما در " کيفر " خلاف اين قضيه را مي بينيم ؟

   اين مسئله برمي گردد به فيلم نامه کامل ، متفاوت و به شدت اثر گذار عليرضا نادري که يکي از شاخص ترين فيلم نامه نويسان سينما و تلويزيون ايران محسوب مي شود . عليرضا نادري با دقت هر شخصيتي را در فيلم نامه وجود داشته است   پردازش کرده است  . در سينماي ايران متداول است که شخصيتهاي منفي با يک نوع نشانه و المان هاي خاص و ثابت شناخته مي شوند . نوع لباس ، و ارايش ظاهري موي سرو و سيبل و سيگار کشيدن از جمله اين موتيف ها محسوب مي شود و تماشاگر با ديدن اولين صحنه از اين شخصيتها متوجه بد بودن آنها مي شود . متن پر وپيمان و درست عليرضا نادري و کارگرداني حرفه اي و سنجيده فتحي باعث شده که همه شخصيتهاي " کيفر " قابل باور و ملموس باشند .

 

  به نظر مي رسد برزو آدم اهل پايبندي به قول و قرارش حتي براي برادر و نزديک ترين دوستانش هم نباشد ؟

   جايي در اوايل فيلم موقعي که سيامک به ديدن برزو در زندان مي آيد برزو براي اينکه او را به تحرک و تلاش بيشتري براي آزادي او ترغيب کند مي گويد موقعي که از زندان بيرون آمد آستين بالا مي زند و براي سيامک زن مي گيرد . در صورتيکه معلوم نيست بعد از آزادي به قولش وفا دار باشد .و مشاهده مي کنيم که با اعدام شدن تاوان خطاهاي گذشته اش را مي دهد .. در زندگي همه کيفر اعمال بدشان را تحمل مي کنند و چون در سينما در مدت محدودي قصه فيلم روايت مي شود . همه تصور مي کنند که خيلي سريع آدمها به فرجام اعمال خوب و بدشان مي رسند .

  

 برزو در محيطي بزرگ شده که فقر و اعمال بزهکاري در آن مناطق زياد بوده است ؟

    هر آدم جاني و خلافکاري از بدو تولدش بد نبوده است بلکه اجتماع و محيط و آدمهاي دور و اطرافش در سوق دادن او به اعمال شريرانه نقش داشته اند . برزو هم تحت تاثير زندگي در چنين محيطي به اين سمت و سو گرايش پيدا کرده است و اگر در محيط درستي زندگي مي کرد به طور حتم مي توانست با هوشي که دارد يک آدم موفق در هر شغلي مي شد . برزو آدم باهوش وتيزبيني است . در صحنه آمدن به ايران بعد از سالها اقامت در ژاپن با صحنه سازي و دعواي صوري با اسمال کاري مي کند که مواد مخدر به راحتي توسط زن ژاپني همراهش از گمرک رد بشود . بهرحال برزو از هوشش در راه ناصواب بهره برده است .

  

برزو با آدمهايي همنشين است که از جنس او هستند ؟

   اغلب آدمهاي اطراف برزو آدمهاي شرور و بزهکاري هستند .طبيعي است که در حلقه ارتباطي برزو آدم تحصيل کرده و درست و حسابي جايي ندارند . زيرا از جنس برزونيستند . در فيلم هم مي بينيم علي رغم وجوهات منفي برزو تنها کسي که واقعي براي او دل مي سوزاند مادر مهربانش است و حتي زنش هم نسبت به او بي توجه است .

 

   براي حضور در نقش برزو به سراغ نمونه هاي بيروني اين نوع آدمها رفتيد؟

بله ، از آدمهايي که در زندان بودند و يا منتظر حکم قصاص اطلاعات زياد و کاملي دريافت کردم . به خصوص در صحنه اي که برزو را براي مراسم اعدام مي برند براي اينکه صحنه واقعي به نظر برسد خيلي تلاش کرديم . در وهله اول براي ميزان تاثير گذاري بيشتري در مکان واقعي اعدام در زندان اين سکانس  فيملبرداري شد. مرگ تجربه اي است که براي هر آدمي بيش از يکبار اتفاق نمي افتد بنابراين بازي در اين نوع صحنه ها واقعا دشوار است . بسياري از زندانيهاي که تجربه اعدام شدن هم بندي هايشان را داشتند مي گفتند برخورد محکومين در اين مواقع متفاوت است . عده اي دست و پايشان  سست  مي شود و بايد آنها را بلند کنند و به طرف چوبه اعدام ببرند . عده اي هم دچار غش و لرز مي شوند تا مدتي هر چند کوتاه اعدامشان به تعويق بيافتد و شايد فرجي هم بشود و آزاد بشوند و عده ديگري هم خيلي عادي و ريلکس پاي چوبه دار مي روند .

  

 وجوهات انساني هم در برزو ديده مي شود ؟

 بله , برزو هم به زن و زندگيش علاقه دارد و اگر اين گونه نبود هر گز از ژاپن به ايران باز نمي گشت و دوست دارد زنش را در هنگامي که به خانه مي آيد مرتب ، تميز و شيک ببيند.  

 

 

يكشنبه 13 تير 1389 - 9:2


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری