جمعه 24 آبان 1398 - 13:7
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

نيما نوربخش

 

گزارش از حوادث هنرهاي تجسمي در سال 88

 

 

بيشتر گالري‌ها در سال 88 همچون سال‌هاي ديگر عمده فعاليت و نمايش آثارشان به نقاشي معطوف بود. البته برخي گالري‌ها هم از نمايش عكس استقبال كردند. سال گذشته براي عكاسان از نظر اقتصادي نسبت به گذشته بهتر بود. نمايشگاه‌هاي عكس متعددي با فروش نسبتاً خوب در داخل ايران و خارج برگزار شد، از مهم‌ترين اين نمايشگاه‌ها مي‌توان به نمايشگاه 165 سال عكاسي ايران كه مرحوم جلالي آن را در پاريس راه انداخت و همچنين مي‌توان از نمايشگاه پاريس فوتو و چندين نمايشگاه ديگر در نقاط مختلف دنيا نام برد.

همچنين تعدد نمايشگاه‌هاي مجسمه در سال 88 چشمگير‌تر از سال‌هاي گذشته بود. اما جداي از بخش خصوصي كه برگزاري نمايشگاه مجسمه برايش سود ندارد، شهرداري تهران با برگزاري 2 سمپوزيوم به روند مجسمه‌سازي در سال 88 كمك كرد. برپايي سمپوزيوم آهن و سمپوزيومي كه در گالري برگ برگزار شد 2 جريان مهم مجسمه‌سازي در سال 88 بودند و مي‌توان نتيجه گرفته شهرداري تنها جايي در ايران است كه براي تأمين مجسمه‌هاي شهري، دست به خريد و فروش مجسمه مي‌زند.

«گالري‌ها»

در سال 88 با تولد چند گالري روبه‌رو بوديم. از جمله مي‌توان به گالري‌هاي؛ محسن، نوروز هنر، گالري شماره 6 و نگارستان آن، گالري حنا، نگارخانه 66 و... اشاره كرد كه اين تعدد گالري‌هاي فعال، بسيار خوشحال‌كننده است. بدون آنكه وارد بحث كيفيت آثار بشويم هر كدام از اين گالري‌ها در اين مدت كوتاه كه آغاز به كار كرده‌اند بسيار فعال ظاهر شده‌اند اما در اين ميان شاهد كم‌كاري يا پايين‌ آمدن سطح كيفي برخي از گالري‌هايي كه در سال‌هاي گذشته بسيار فعال و پركار بودند، هستيم كه علت اين نارسايي را كمتر در ضعف مديريت گالري بلكه به كم‌رونقي اقتصادي هنري مي‌توان تعميم داد.

«دوسالانه‌ها»

در سال 88 دوسالانه‌هاي زيادي برپا شد و برگزاري چند دو سالانه نيز فقط در حد پيشنهاد دو حرف باقي ماندند. دوسالانه‌هاي برپا شده نيز در سكوت برگزار شدند و اينجا بود كه متوليان دوسالانه‌ها فهميدند كه سرمايه‌شان، شركت‌كنندگان و هنرمندان هستند نه ميزان جوايز.

دو سالانه‌هاي برگزار شده امسال بيشتر به يك فضاي رقابت دانشجويي نزديك‌تر بود تا فضاي حرفه‌اي، اگر بخواهيم با ديد مثبتي به اين جرين نگاه كنيم اين جوان‌گرايي براي دست‌اندركاران معاونت هنري وزارت ارشاد مفيد واقع شد زيرا كار حمايت از نسل جوان به هر حال وابسته به جريانات دولتي است و بخش خصوصي بر اساس خصلت خود از هنرمند حرفه‌اي استفاده مي‌كند.

در سال‌هاي گذشته جوان‌ترين هنرمندان حتي دانشجويان در كنار اساتيد و هنرمندان مطرح به رقابت مي‌پرداختند ولي امسال سال جوانگرايي بود و دلايل گوناگوني را مي‌توان براي آن برشمرد. ارزان‌تر بودن آثار جوانان و نگاه نو و جذاب برخي از جوانان، اشباع بازار اقتصادي هنرمندان نسل گذشته و توجه بازار بين‌المللي به اين آثار از دلايل عمده اين جوانگرايي است. امسال با اينكه اندك تلاشي در جهت تمركززدايي از هنرهاي تجسمي شده، مثل برگزاري برخي دو سالانه‌ها در شهرستان‌ها اما همچنان اين مركزيت در تهران باقي‌مانده است.

«حاميان مالي هنرهاي تجسمي»

از اتفاقات قابل توجه و اميدواركننده در سال 88 حمايت مستقيم 2 بانك خصوصي از هنرهاي تجسمي بود. بانك‌هاي اقتصاد نوين و پاسارگاد با خريد آثار و حمايت‌ مالي خود خبرساز شدند و اين مسئله نويد روزهايي خوش در عرصه جذب اسپانسر از بخش خصوصي را مي‌داد. وزارت ارشاد نيز در آخرين ماه‌هاي سال آيين‌نامه «نظارت مستقيم بر آثار» را لغو كرد و مسئوليت را مستقيماً به گالري‌‌دارها واگذار كرد كه بسيار خبر خوشي براي اهل هنر بود؛ اگر چه قانون خريد آثار هنري با نيم درصد بودجه سازمان‌هاي دولتي هنوز اجرا نمي‌شود و دستگاه‌هاي اجرايي همچنان اين قانون را پشت گوش مي‌اندازند.

در سال 88 در غياب حمايت‌هاي وزارت ارشاد، شهرداري تهران به حمايت گسترده از هنرهاي تجسمي پرداخت. حضور دكتر قاليباف، شهردار تهران، در رويدادهاي حوزه تجسمي مانند تصوير سال واكسپوي هفت نگاه، اعطاي ساختماني به انجمن‌هاي نقاشان، گرافيك و مجسمه، حمايت سازمان زيباسازي از برگزاري همايش‌هايي به ياد هنرمندان در گذشته و برگزاري 2 سمپوزيوم در حوزه مجسمه‌ شهري همگي نشان از حمايت گسترده شهرداري تهران از حوزه هنرهاي تجسمي داشت. اگر حاميان هنر چه خصوصي و چه دولتي بدانند كه با به كارگيري و شناخت ظرفيت‌هايي كه در حوزه هنرهاي تجسمي وجود دارد چه خدماتي مي‌توانند، هم به خود و هم به جامعه از نظر رشد فكري و آگاهي جامعه و هم زيباتر كردن محيط زندگي و شهر بدهند، قطعاً در سال‌هاي آينده شاهد حمايت‌هاي بيشتر دولت و پيدايش حاميان خصوصي خواهيم بود.

«مخاطب هنرهاي تجسمي»

در سالي كه گذشته هيچ‌گونه تلاش براي جذاب مخاطب عام براي هنرهاي تجسمي صورت نگرفت. مردم هنوز در موزه‌ها و گالري‌ها احساس راحتي نمي‌كنند، چون در عادات آن‌ها چنين چيزي تعريف نشده است. مردم براي بازديد از يك گالري نقاشي يا موارد مشابه وقت نمي‌گذارند؛ ساعت‌ها وقتشان را در مركز خريد و رستوران‌ها تلف مي‌كنند اما حتي آدرس و نام يك گالري را نمي‌دانند از جمله موانع پنهان در اين جريان نبود آموزش و تربيت نشدن براي ان كار فرهنگي است.

حلقه آموزش و ترويج هنر در ايران به شدت ضعيف عمل كرده و هيچ‌گونه آموزشي از طريق رسانه ملي صورت نمي‌گيرد. آن چيزي كه هنر را تبديل مي‌كند در همه جاي دنيا رسانه‌ها هستند.

در جامعه در حال گذر ما فعاليت‌هاي بسيار براي آشنايي مردم  با هنرها و به خصوص هنرهاي تجسمي بايد صورت بگيرد. هنرمندان تجسمي كمتر ديده مي‌شوند و ميدان هنرهاي تجسمي عرصه‌اي است كه آرام و در خود حركت مي‌كند و جاي شكر آن باقي است كه با اين همه فراز و نشيب، هنرهاي تجسمي هنوز زنده هستند.

«گردآوري و خلاصه‌شده از روزنامه همشهري»

 

چهارشنبه 9 تير 1389 - 15:21


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری