چهارشنبه 1 شهريور 1396 - 2:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

تاثير نسل انقلاب بر گذشته و حال

 

گفتگوبا آرش سجاد حسيني کارگردان فيلم سينمايي " موج سوم"

 

 

مقدمه : " موج سوم" از معدود فيلم هاي بعد از پيروزي انقلاب اسلامي است که با زوايه ديد جديد و نويي به تاريخ انقلاب مي پردازد . فيلمي که در آن سازنده اش مي کوشد به بهانه واکاوي وقايع و رخدادهاي دوران انقلاب و روابط آدمهاي آن زمان به تقابل نسل جوان و نسل گذشته در يک ساختار غير خطي در زمان حال بپردازد .

 

 از چگونگي پروسه نوشتن و توليد فيلم " موج سوم " بگوئيد ؟

  در حدود دو – سه سال قبل فيلم نامه " موج سوم " را امير عباس پيام نوشت که در ادامه بازنويس هايي به خصوص دربخش پاياني آن انجام دادم . به علت فضاي متفاوت و خاص فيلم نامه کمتر تهيه کننده اي براي توليد فيلم رغبتي نشان مي داد . خوشبختانه ميل به تهيه و توليد فيلمهاي فرهنگي و ارزشمند در موسسه شهيد آويني وجود داشت و با ارائه فيلم نامه شرايط توليد فيلم مهيا شد و تمام امکاناتي که براي توليد فيلم مورد نياز بود در اختيارم قرار گرفت . حتي براي اولين بار بعد از پيروزي انقلاب اسلامي دو تانک و سه نفر بر در اختيار گروه توليد قرار گرفت که بسياري از فيلمسازان منجمله مرحوم رسول ملاقلي پور علاقه و تمايل داشتند که از وجود تانک در فيلمهايشان استفاده کنند که هرگز چنين شرايطي مهيا نشد .  

 بيس اصلي ماجراي " موج سوم " ارتباط تلفني از طريق بيسيم توسط دو شخصيت اصلي فيلم است؟

  در دهه پنجاه استفاده از فرستنده بيسم توسط جوانها خيلي فرا گير بود و در حقيقت مثل چت کردن امروزي جوانها از طريق رايانه بايکديگر بود . مجوز استفاده از اين دستگاهها توسط ساواک داده مي شد و از طريق اين سازمان مشخص مي شد که در فلان ساعت روز شخص داراي مجوز در طول موجش مي تواند با ديگران حرف بزند . حاتم شخصيت اصلي فيلم که پدرش نظامي است اين مجوز را دريافت مي کند و با توجه به اينکه مي خواهد سخنراني هاي امام خميني را از طريق بيسيمش به ديگران انتقال بدهد در ساعات ديگري روي طول موج مي رود و براي اينکه صدايش شناخته نشود از دوستانش براي خواندن پيام هاي امام استفاده مي کند .

 اسم فيلم را به همين دليل " موج سوم" انتخاب کرديد ؟

  به لحاظ  تاپلر ومخابراتي سه موج داريم موج کشاورزي، موج صنعتي و موج رسانه اي که در واقع موج سوم محسوب مي شود .

 جايي در اويل فيلم بعد از ارتباط بيسيمي حاتم و آزاده ، آزاده به دنبال تهيه کتاب تاريخ انقلاب مي گردد ؟

  کسي که به سراغ رسانه هاي مکتوب و نوشتاري مي رود بايد از يک تفکر خاص و متفاوتي برخوردار باشد و با توجه به اينکه آزاده تحت تاثير حاتم قرار مي گيرد توجه اش از زندگي سطحي کمتر مي شود و به نوعي از مرحله اي که فقط با ديدن و گوش کردن پي به مسائل آن دوران ( انقلاب) مي برد عبور مي کند و تلاش مي کند اطلاعات جديدي را از طريق کتاب به دست بياورد. يکي از معضلات نسل جوان ما فراري بودن از خواندن و مطالعه است و بيشتر به دنبال مسائل ديداري و تصويري هستند و موسيقي ارزشمند و خوب گوش نمي کنند .زيرا موسيقي خوب شنيدن نيازمند سواد و معلومات کافي است و جوانها مي روند موسيقي هاي سطحي و مبتذل گوش مي کنند . اگر بتوانيم نسل جوان را به مرحله اي برسانيم که فرهنگ خواندن در آنها نهادينه شود به موفقيت مي رسيم و مشکلات و تنش هاي نسل جوان هم کمتر مي شود .

 به چه دليل در ساختار فيلم از شکست زمان و رفت آمد به حال و گذشته استفاده کرديد ؟

  يکي از دلائل پرداختن به چنين نوع ساختاري علاقه ام به ارائه فرم هاي زيبا شناسانه تصويري است . از طرف ديگر استفاده از روايت خطي ممکن  است مخاطب اصلي فيلم  ( جوانها) را خسته کند .حرکت در بين دوفضا باعث مي شود مخاطب با اثر درگير بشود و ارتباط بهتري با آن برقرار کند .

 آدرس فعلي محل اقامت حاتم را هم مادر آزاده مي داند و هم جعفر. حضور آزاده در اواخر فيلم در کوچه و خيابان چه کارکرد منطقي مي تواند داشته باشد ؟

  در واقع آزاده دچار بهت و سرگشتگي شده است و براي اينکه بتواند مسائل را هضم کند احتياج به مفري دارد و در اين پرسه زدن هايش اين امکان فراهم مي شود  وراه رسيدن به حقيقت را براي آزاده کوتاه تر مي کند . در آخر هم آزاده موفق به ديدار حاتم نمي شود زيرا او بر اثر جراحاتش در جنگ شهيد مي شود و يا به نوعي جسمش اين تاب و توان را ندارد که مسائل امروز جامعه و نسل جوان را ببيند . اما انگشتري از او براي آزاده به عنوان ميراثي به يادگار باقي مي ماند .

 حضور و صداي رضا رويگري به عنوان خواننده سرود اي ايران در فيلم هم  خاطرات زيادي را براي نسلي که انقلاب را تجربه کرده اند در پي دارد ؟

 حضور رضا رويگري به عنوان شخصيتي که در بطن انقلاب حضور داشته و سرود زيبا و خاطره انگيز اي ايران را در مقاطع حساس انقلاب خوانده  يکي از جنبه هاي واقع گرايانه فيلم است و نشان مي دهد صدا و ياد اين آدمها هيچگاه از يادها نمي رود .

 يکي از وجوهات مهم ارائه شده در فيلم " موج سوم" اختلاف ميان نسل جوان و نسل گذشته است ؟

  در فيلم تلاش کردم در عين حالي که به طغيان و عصيان زدگي نسل جوان مي پردازيم  به پاکي و اخلاق گرايي نسل گذشته بپردازيم . نبايد فراموش کرد که هر نسلي در زمان خودش با نسل گذشته اش در چالش قرار مي گيرد و دست به طغيان مي زند . اگر اين عصيان درست هدايت نشود مشکلاتي را به وجود خواهد آورد . نکته مهم ديگر اين مسئله است که نسل انقلاب نسبت به نسل جوان منطقي و کنشمند تر بوده اند . تاثير حاتم بر پدر نظاميش را در نظر بگيريد که باعث مي شود پدر جعفر تير خورده از تظاهرات را ببرد و در بيمارستان عمل جراحي کند . حاتم با قرار دادن پدرش در ميان انتخاب ميان وظيفه و انسانيت و با همان خير و شر باعث مي شود پدرش رويه خير را انتخاب کند . در حاليکه نسل امروزي که در فيلم آزاده انها را نمايندگي مي کند چنين تاثيرو قدرتي ندارند .

 اغلب صحنه هاي مربوط به دوران انقلاب در شب مي گذرد اين مسئله دليل خاصي داشت ؟

  بايد توجه داشته باشيم در دوران انقلاب تقريبا در روز با پخش اعلاميه و شعار نويسي مواجه نبوديم و شب هنگام جوانها اقدام به پخش اعلاميه و شعار نويسي مي کردند . براي بازسازي خيابانها و فضاي سال 57 مشکل نداشتيم . زيرا  سواي اينکه در فيلم نامه صحنه تظاهرات بزرگ و گسترده اي وجود نداشت .لوکيشن اصلي فيلم در يکي از بازارچه هاي قديمي تهران بود که که بافت خانه و محله تغيير چنداني نسبت به سالهاي دهه پنجاه پيدا نکرده بود .

 در اغلب صحنه هاي شب فيلم از نور پردازي آبي رنگي استفاده کرده بوديد ؟

  در صحنه هاي شعار نويسي جوانها قصد داشتم با استفاده از نور پردازي به شکل آبي فضاي روحاني و معنوي ان دوران را نمشان بدهم . در آن دوران جايگاه و موقعيت اجتماعي آدمها مهم نبود و همه در کنار هم براي تحقق يک هدف بزرگ مبارزه و فعاليت مي کردند . به همين دليل در فيلمبرداري به سراغ نشان دادن عمق ميدان نرفتيم و با رنگ آميزي آبي و نور پردازي تخت سادگي و صميميت آن دوران را به تصوير کشيديم .

 در ساخت فيلم به سراغ الگوي خاصي هم رفتيد ؟

  نه ، البته در حين فيملبرداري يکي از دوستان فيلم " فرکانس " را به من نشان داد که به لحاظ ساختار و فرم شباهت هايي با " موج سوم " داشت و براي اينکه سوء تفاهمي پيش نيايد در تيتراژ پاياني به اين مسئله اشاره کردم .

 آزاده شخصيت اصلي فيلم با توجه به روحيات و ناسازگارهايي که با خانواده و محيطش دارد خيلي سريع تحول پيدا مي کند ؟

  ببينيد در " موج سوم " هيچ نوع قطعيتي پيش روي مخاطب قرار ندارد که که مسائل فيلم واقعي است يا غير واقعي . هر موقعي که ذهن مخاطب به سوي واقعي بودن پيش مي رفت طوري عمل مي کردم که در ذهنيتش دچار شک و ترديد بشود و عکس اين قضيه هم وجود دارد . به همين دليل است که آزاده در ابتداي فيلم اين فضاي انتزاعي را باور مي کند و در نوع نگاه و رفتارش بازنگري مي کند .

 استفاده از چند تک سانس سينماها براي نمايش و اکران فيلم مناسب است ؟

  نه به هيچ وجه مناسب نيست . به جاي حمايت از اکران درست اين فيلمها توسط مسئولين که داعيه حمايت از فيملهاي فرهنگي و مبارزه با فيملهاي سخيف را دارند تمام شرايط اکران مطلوب و درست در اختيار فيلم هاي سخيف قرار گرفته و شرايط طوري شده است که من فيلمساز را به ساخت توليد اين نوع آثار سوق مي دهند و کاري مي کنند که ديگر سراغ ساخت فيلم هاي متفاوت و فرهنگي نروم .

                                                  

                                                    

 

چهارشنبه 9 تير 1389 - 15:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری