پنجشنبه 27 مهر 1396 - 9:3
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

كارآگاهي براي هزاره دوم

 

نقد فيلم شرلوك هلمز (گاي‌ريچي، 2009) به مناسبت نمايش از شبكه چهارم سيما

 

گاي‌ريچي كه او را با فيلم مطرح قاپ‌زني به ياد مي‌آوريم، در شرلوك هلمز مخاطب انبوه سينما را هدف گرفته است. او شخصيت متفكر، جدي و مبادي آداب شرلوك هلمز را بدل به يك شخصيت شوخ، شلخته و بزن‌بهادر كرده است.

ريچي شخصيت اسطوره‌اي سر آرتور كانن دويل را كاملاً تغيير داده، آن چه پيش رو داريم، يك كارآگاه مدرن براي هزاره دوم است. در فيلم اكشن، زد و خورد و حادثه‌پردازي حرف اول را مي‌زند. هلمزي كه پيش رو داريم بيشتر شبيه يك بتمن عصر ويكتورياست تا آن چه سر آرتور كانن دويل بر اساس مشاهدات مستقيم از روي يك شخصيت واقعي الهام گرفته و نگاشته است.

شرلوك هلمز اصلي و كلاسيك يك شخصيت اهل تفكر و تعقل و كم‌تر عمل‌گراست، ولي شرلوك هلمزي كه پيش رو داريم پيش از آن كه اهل منطق و استدلال باشد، مي‌خواهد عمل كند. البته هلمز جديد خالي از انديشيدن نيست. حل كردن معماي سحر و جادوي لرد بلك‌وود در انتهاي فيلم توسط فكر و استدلال هلمز صورت مي‌گيرد، ولي ما در طول فيلم كمتر شاهد چنين صحنه‌هايي هستيم. گاه در طول فيلم اين‌گونه القا مي‌شود كه شرلوك هلمز پيش از آن كه فكر كند، دست به عمل مي‌زند. در برخي از صحنه‌ها هم در كنش‌ها و واكنش‌هاي هلمز تفكر و عملگرايي توأمان مي‌بينيم. مثل صحنه‌اي كه هلمز حركات حريف را پيش‌بيني مي‌كند و ما اين تجسم ذهني را با تمهيدي هوشيارانه‌ با تأني و به صورت اسلوموشن (با حركت آهسته) مي‌بينيم. درست مانند فكر كردن كه با مكث و تأمل همراه است. بعد هم هلمز دست به عمل مي‌زند و حريف را آن‌گونه كه انديشيده‌ از پاي درمي‌آورد.

گاه گاي‌ريچي به فاصله كوتاهي از يك حادثه با فلاش‌بك (رجوع به گذشته) همان اتفاق را مجدداً نشان مي‌دهد و با يك گروه‌گشايي تماشايي لحظاتي جذاب و غافلگيركننده به وجود مي آورد. مي‌توان به صحنه‌اي اشاره كرد كه گدايي ناشناس مقابل كالسكه لرد بلك‌وود تقاضاي كمك مي‌كند. چند لحظه بعد از اين صحنه در فلاش‌بكي متوجه مي‌شويم كه هلمز خود را به شكل‌ يك گداي ژنده‌پوش درمي‌آورد و به كالسكه نزديك مي‌شود تا به هويت مسافران كالسكه پي ببرد.

فلاش‌بك‌هايي هم در خانه كوتوله به قتل رسيده در ياد مي‌ماند. وقتي هلمز در محل تحقيقات علمي كوتوله‌ فعاليت‌هاي او را در گذشته مجسم مي‌كند، ما به تناوب در فلاش‌بك‌هاي كوتاهي، كوتوله را با حركت تند مي‌بينيم كه دارد همان آزمايش‌ها را انجام مي‌دهد. بدين‌ترتيب به هوشياري هلمز بيش از پيش ايمان مي‌آوريم. در ضمن حركت تند فلاش‌بك‌ها به فعاليت‌هاي گذشته كوتوله جنبه‌اي رمزآلود و سحرگونه مي‌دهد.

عنصر طنز كه در شخصيت شرلوك هلمز اصلي جايگاه اندكي داشت از اجزاي جدايي‌ناپذير هلمز جديد است. به ياد بياوريم كه در طول فيلم هلمز مرتباً دكتر واتسن را كلافه مي‌كند. هلمز از لباس‌هاي واتسن بي‌اجازه استفاده مي‌كند، مرتب روي سگ واتسن آزمايش علمي انجام مي‌دهد و سگ واتسن در طول فيلم اغلب بي‌هوش است. اما با وجود اختلافات متعدد و بامزه هولمز و واتسن در مواقع ضروري و دشوار آن‌ها به سوي هم باز مي‌گردند. صحنه‌اي كه هلمز در محوطه زندان خود را از سوي زندانيان در تهديد مي‌بيند و آن‌ها را به لطيفه‌هايش سرگرم مي‌كند از صحنه‌هاي بامزه فيلم است.

با وجود آن كه شخصيت شرلوك هلمز جديد جذابيت‌هايي دارد و تا انتهاي فيلم تماشاگر را با خود مي‌كشاند، ولي اين كه بپذيريم كه هلمز در فيلمي بدل به شخصيتي مانند قهرمان‌هاي داستان‌هاي مصور شود احساس خوبي به تماشاگر نمي‌دهد، نگارنده با وجود آن كه شرلوك هلمز جديد را سرگرم‌كننده و تا حدودي جذاب مي‌داند، ولي هرگز حاضر نيست كه در ذهن خود داوني جونيور با مزه و بزن بهادر را جايگزين جرمي برت عقل‌گرا، وسواسي با عكس‌العمل‌هاي ناگهاني و انفجاري در سريال شرلوك هلمز كند.

«اطلاعاتي درباره فيلم شرلوك هلمز»

كاراكتر هلمز در قصه نسخه جديد تا حد زيادي روحيه و حال هواي تازه‌اي پيدا كرده است. گاي‌ريچي (كارگردان) در اين باره مي‌گويد: «انجام اين كار به هيچ وجه ساده نبود. ما از يك سو مي‌خواستيم به اصل قصه وفادار بمانيم و از سوي ديگر هدفمان اين بود كه كاراكتر هلمز به شكلي به تصوير كشيده شود كه براي تماشاگران امروزي هم قابل قبول باشد. اين يك جور تناقض آشكار بود كه انجام هر يك از آن‌ها باعث محدوديت‌ در انجام و اجراي كار بعدي مي‌شد. ولي مي‌دانستم كه بايد راه حلي منطقي براي اين مسئله پيدا كنم و هر دو كار را به صورتي انجام دهم كه هم نتيجه مورد نظر و مقبول فراهم شود و هم اجراي اين كارها باعث فدا شدن يكي از اين دو مورد نشود. خوشبختانه بالاخره موفق به پيدا كردن راه‌حل ديگري شديم و كار را به همان صورتي كه مي‌خواستيم پيش برديم.» سازندگان نسخه جديد شرلوك هلمز از كالين فارل بازيگر اسكاتلندي تبار سينما دعوت كردند نقش دكتر واتسن را بازي كند. ولي او درگير كار در چند پروژه ديگر بود، نتوانست در اين نقش ظاهر شود. وي كه علاقه زيادي به بازي در نقش دكتر واتسن داشت بعدها در گفت‌وگوهاي متعدد، تأسف خود را نسبت به همكار نكردنش با اين پروژه اعلام كرد. جودلا كه سخت علاقه‌مند بازي در اين نقش بود، بلافاصله پس از اظهارنظر فارل، خودش را به اين پروژه رساند. نسخه سينمايي گاي‌ريچي اولين فيلم از مجموعه فيلم شرلوك هلمزي دنياي سينماست كه در 20 سال اخير، رنگ پرده سينماهاي آمريكاي شمالي را مي‌بيند. آخرين باري كه تماشاگران آمريكايي با كاراكتر هلمز ديدار داشتند مربوط به سال 1988 و كمدي «بدون هيچ نشانه‌اي» است.

در اين فيلم مايكل كين نقش رجينالد كينكايد يا همان شرلوك هلمز را بازي مي‌كرد. كار فيلمبرداري نسخه جديد چندان هم راحت نبود و رابرت داوني جونيور چندين بار در طول كار ضربه خورد و صدمه ديد. او چندين بار هنگام دويدن به زمين افتاد و مضروب شد. چند بار هم در صحنه‌هاي نبرد تن به تن، از سوي بازيگران نقش مقابل مصدوم شد و كتك خورد. اين بازيگر براي ايفاي بهتر نقش شرلوك هلمز تمام كتاب‌هاي قصه‌اي را كه درباره اين كارآگاه جسور و نكته‌سنج نوشته شده بود، در يك فاصله كوتاه زماني سه چهار ماهه خواند. هم‌زمان با آن نسخه‌هاي قديمي‌تر سينمايي و تلويزيوني ماجراجويي‌هاي هلمز را هم تماشا كرد. او سعي كرد در اين ارتباط هيچ كتاب و فيلمي را از دست ندهد. به همين خاطر، حتي مجموعه تلويزيوني كانادايي «شرلوك هلمز» با بازي جرمي برت (محصول سال 1984) را تماشا كرد.

از نكات جدي نسخه جديد اين است كه سيناميلر از بازيگراني بود كه شروع كار توليد دعوت به كار شد و حتي قرارداد هم امضاء كرد؛ اما زماني جودلا به گروه سازنده پيوست، وي همكاري‌اش را با پروژه قطع كرد. ميلر نامزد سابق جودلا بود و گفت علاقه‌اي ندارد كه در يك فيلم مشترك سينمايي با او همكاري كند.

سازندگان فيلم آن را در همان لوكيشن فيلمبرداري كردند كه بعضي از قسمت‌هاي مجموعه فيلم«هري‌پاتر» در آن فيلمبرداري شد. خانه شرلوك هلمز دقيقاً‌همان خانه‌اي است كه در «هري‌پاتر و دستور ققنوس» (2007) مورد استفاده قرار گرفت.

در طول فيلمبرداري صحنه‌هاي فيلم با وجود اصرار گاي‌ريچي براي استفاده از بدل، داوني جونيور و ريچل آدامز خودشان صحنه‌هاي سخت و خطرناك را بازي كردند. هر دو بازيگر عقيده داشتند جذابيت موجود در كاراكترهايي كه بازي مي‌كنند، اين است كه بدلكاري‌هاي مربوط به به ماجراجويي‌هاي آنان را خودشان بازي كنند و نه بدلكار حرفه‌اي. ريچي كه هميشه طرفدار كاراته و هنرهاي رزمي خاص برزيلي‌ها بوده، در صحنه‌هاي اكشن فيلم بازيگران خود را مجبور كرد به اين شيوه مبارزه كنند و به همين خاطر، حاصل تماشايي و در عين حال بديع از كار درآمده است. نسخه جديد شرلوك هلمز هنگام نمايش عمومي خود بدبياري آورد. اكران عمومي فيلم با دومين هفته نمايش فيلم پر سر و صداي آواتار مصادف شد.

اين فيلم در دومين هفته نمايش هم در صدر جدول هفتگي گيشه نمايش سينماهاي آمريكا جاي گرفت و «شرلوك هلمز» را با افتتاحيه‌اي 64 ميليون‌دلاري به رديف دوم جدول راند. طي 3 هفته بعدي «آواتار» همچنان صدرنشين جدول گيشه نمايش بوده و «شرلوك هلمز» در مقام دوم باقي ماند. فروش آمريكاي شمالي فيلم در عرض 4 هفته نمايش به 185 ميليون‌ دلار رسيده است. فروش بين‌المللي آن نيز حدود 150 ميليون دلار شده است. فيلم در 3626 سالن سينماي آمريكاي شمالي و 5380 سالن 45 كشور جهان روي پرده است.

قبل از اكران عمومي فيلم، كمپاني برادران وارنر كه تهيه‌كننده آن است، گفت مايل است قصه شرلوك هلمز را به يك مجموعه فيلم سينمايي دنبال‌دار تبديل كند. موفقيت‌ مالي و اقتصادي فيلم باعث شد تا تهيه‌كنندگانش رسماً خبر توليد قسمت دوم آن را اعلام كنند. داوني جونيور و جودلا دوباره در نقش هلمز و واتسن بازي مي‌كنند؛ ولي هنوز معلوم نيست گاي‌ريچي هم به عنوان كارگردان با اين فيلم همكاري دارد يا خير. شرلوك هلمز بعد از فيلم ابرقهرمانانه و كميك استريپي (داستان‌هاي مصور) «مرد آهني» دومين كار سينمايي داوني جونيور است كه به صورت يك مجموعه فيلم دنباله‌دار تهيه مي‌شود. او اولين بازيگر سينماست كه موفق مي‌شود به صورت همزمان در دو فيلم مهم سينمايي، نقش دو كاراكتر مطرح را روي پرده سينما بازي كند. اين در حالي است كه وي حدود 3 سال قبل پس از حل مشكلات متعددي كه داشت، دوباره به دنياي سينما برگشت.

 

 

دوشنبه 7 تير 1389 - 14:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری