چهارشنبه 29 آبان 1398 - 3:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

جمال ياري
مديركل تبليغات اسلامي استان گيلان

 

امام علي (ع) عصاره خلقت

 

سيزده رجب ، سي سال بعدعام الفيل ، ده يادوازده سال مانده به بعثت آخرين پيام آور الهي، هنوز فضاي مکه بادعوت توحيدي خاتم انبياء عطرآگين نشده ، هنوز خشونت وسنگدلي عده اي ازمردم ، زندگي راتيره تر وظلماني جلوه مي دهد. فقط عده اي معدود فرياد توحيدي ابراهيم خليل را با جان دل مي شنوند.

بانويي به سوي کعبه مي آيد دلش هواي مناجات کرده شايد! و چه جايي بهتر از کعبه ، آرام آرام قدم برمي دارد ، دور کعبه طواف مي کند، باخالق مناجات مي کند، ناگاه چهره اش درهم فرو مي رود براثردرد زياد، سربه آسمان بلند مي کند.

اي پروردگار من ، البته من به تو وآنچه ازجانب توآمده است اعم ازپيامبران وکتابهاي آسماني ايمان دارم وسخن حضرت ابراهيم خليل (ع) راگواهي مي دهم وهمانا اوکعبه رابازسازي مي کرد تورابه حق کسي که کعبه رابناکرد وبه حق فرزندي که درشکم دارم سوگندمي دهم درد زايمان را بر من آسان فرما.  1

اين بانو مي خواهد ازکعبه دور شود بارها شنيده بودقصه ي تولد حضرت عيسي (ع)، آن هنگام که مريم را درد زايمان رسيده بود، نداي وحي آمد که اي مريم از بيت المقدس دورشو بايد آن جاراترک مي کرد هرچه زودتر ، اما هنوزقدمي برنداشته بود که ديوارکعبه شکافته شد.

فاطمه بنت اسد ازميان شکاف عبورمي کند وديوار کعبه دوباره بسته مي شود مردم متعجب وحيرت زده نگاه مي کنند ، عده اي تلاش مي کنند قفل درکعبه رابازکنند اما هيچ نتيجه اي ندارد فاطمه درميان کعبه است 3 روزمهمان خدا وفرشتگان خدمتگزار اين بانو.

گويي فاطمه بنت اسد به واسطه ي نوزادش معتکف خانه خداشده است پس ازسه روز شکاف دوباره گشوده مي شود زن ازدل کعبه بيرون مي آيد نوزادي درآغوشش خودنمايي مي کند ندايي به گوش فاطمه مي رسد اي فاطمه نام فرزندت راعلي بگذار که اوعلي است وخداي علي اعلي

مي فرمايد نام اورا ازنام خودم گرفتم وي رابه ادب خويش پرورش دادم وازرازورمز دانشم آگاه ساختم پس خوشا به حال کسي که اورا دوست بدارد وسربرفرمانش سپارد وبدابه حال آن کسي که دشمنش دارد ونافرماني اش کند درکتابهاي منابع فريقين (شيعه وسني) آمده.

بغير از علي (ع) هيچکس درخانه ي خدا متولد نشد ازحاکم نيشابوري چنين نقل شده است :

اميرالمومنين علي بن ابي طالب (ع) درمکه ودرخانه ي خداشب سيزدهم رجب سي سال پس از
عام الفيل به دنياآمد نه پيش ازوي ونه پس ازآن حضرت به غيراز او مولودي دربيت الله الحرام متولد نشد واين کرامتي براي وي وبه سبب مقام باعظمت اوبود.2

علامه اميني، راوي احمدبن عبدالرحيم دهلوي مشهور به (شاه ولي الله) را در کتاب ازله الخلفاء دراين باره نقل کرده است که همچون گفتار حاکم نيشابوري است وازقول شهاب الدين آلوسي صاحب تفسير کبير درکتاب شرح قصيده ي عينيه عبدالباقي افندي عمري مي نويسد:

اين که امير (کرم الله وجهه) درخانه ي خدا به دنيا آمد درجهان امري مشهور است ودرکتاب هاي دوفرقه ي شيعه وسني آمده است به غيراز ولي (کرم الله وجهه) هيچکس درخانه ي خدا متولدنشدوچقدر مناسب است که امام درجايي که قبله ي  مسلمانان است به دنيا آيد منزه که هرچيز رادرجاي خود قرار داد و اوبهترين حکم کنندگان است.3

آن چه گذشت ونيزشواهدي ديگر گواهي مي دهد که تنها اميرمومنان (ع) درکعبه به دنيا آمده است ودرحقيقت مهر بطلاني است برنقل نادرست ولادت حکيم بن حزام يکي از سران مشرکان مکه درخانه ي خدا.

فاطمه بنت اسد پس ازخروج ازکعبه نوزاد خود را به خانه آورد پيغمبر ازماجرا باخبرشده بود ودرخانه ي ابوطالب بود نوزاد تاآن لحظه چشم بازنکرده بود نخستين بار که چشم گشود لحظه اي بودکه پيغمبر تبريک گويان به همسرعموي خويش ، نوزاد را ازآغوشش برگرفت ، بدين سان نخستين نگاه نوزاد به روي محمد (ص) بود آن حضرت صورت نوزاد رابوسيد ونامش راعلي گذارد وبه عمو وهمسرش مژده داد که اين نوزاد آينده اي درخشان دارد. پرورش در دامان پيامبر (ص) برجسته گردد.

در دوران کودکي علي (ع) حضرت ابوطالب به فقرو تهيدستي دچار شد به گونه اي  که اداره ي خانواده برايش دشوار گرديد پيامبر اکر م (ص) براي جبران نيکيهايي که از ابوطالب و همسر او ديده بود از عموهاي خود حمزه و عباس خواست تا نزد ابوطالب بروند و سرپرستي فرزندان او را برعهده  گيرند ابوطالب اين پيشنهاد را پذيرفت .

پيامبر (ص) دست علي را گرفت و فرمود:

من کسي را انتخاب مي کنم که خدا او را براي من انتخاب کرده است.

امام علي (ع) در خطبه ي قاصعه اين دوران را چنين توصيف مي کند.

من در نزد رسول خدا(ص)  چه منزلتي داشته ام ، خويشاوندي من با آن گرامي و موقعيت خصوصي من با آن حضرت بدان گونه بود که از همان کودکي در آغوش او بودم  و او مرا بر روي دامن خود مي نهاد و در روي سينه ي خويش جاي مي داد و مرا در بستر خود مي خوابانيد چنانکه تنم را به تن خويش مي چسبانيد و بوي خوش خود را به من مي بويانيد و گاه چيزي را مي جويد و بعد آن را در دهان من مي نهاد.و نه هرگز دروغي در گفتاري از من ديد و نه ناشايستي در رفتاري و در ادامه کلام خويش فرمود:

يرفع لي في کل يوم من اخلاقه علما و يامرني با الا فتداء به  4

رسول اکرم (ص) هر زوز بابي از علم و اخلاق به چهره ي من مي گشود و هر سال که مجاور کوه حرا مي شد و در جوار آن کوه به عبادات مي پرداخت.

فاراه و لا يراه غيري

من او را مي ديدم و جز کسي وي را نمي ديد.

 

شامه غيبي علي (ع)

اري نور الوحي و الرساله و اشم ريح النبوه  5

من نور وحي و رسالت را ميديدم و نسيم نبوت هم به مشامم مي رسيد، آن شامه اي که نسيم  غيبي را استشمام مي کند و در انبيا عليهم السلام  وجود داشت در علي بن ابي طالب هم بود شخصيتي که دست پرورده ي پيامبر اعظم (ص) است مي فرمايند:

هم نور وحي و رسالت را مي بينم  و هم بوي نبوت را استشمام مي کنم سپس مي فرمايد من به رسول اکرم (ص) عرض کردم اين آهنگ و ناله ي ويژه شيطان از کجا به گوش مي رسد؟

و لقد سمعت رنه الشيطان حين منزل الوحي عليه (ص) فقلت يا رسول الله ماهذه الرنه؟ فقال (ص) هذا الشيطان آيس من عبادته انک تسمع ما اسمع و تري ما اري الا لست بنبي و لکنک لموزير؟ انک لعلي خبير 6

فرمود:

اين افسوس شيطان است که فهميد ديگر پرستش نمي شود  جايي که وحي و نبوت و رسالت حکومت کند آنجا ديگر شيطان عبادت نمي شود و اين ناله ي تاثر و حسرت اميز شيطان نشانه ي ياس اوست، او ايس شده که معبود باشد آنگاه فرمود اي علي هرچه را من مي بينم تو نيز مي بيني و هرچه را من مي شنوم تو نيز مي شنوي جز آنکه تو پيامبر نيستي ليکن وزير من هستي و تو بر پايه ي  خير استواري  آري علي (ع) تجلي عالي ذات اعلاي الهي است.

خورشيد وجود او ظرف همه ي ويژگيهاي پسنديده  خداي متعال است آن موجود سماوي که در کوتاه مدتي زميني شد تنها کعبه مي توانست تجلي وجودش را پذيرا باشد.

در خطبه ي شقيقه خود مي فرمايد:

ينحدر عني السيل ولا يرقي الي الطير7

اين جمله از جمله هاي معروف خطبه شقيقه است مي فرمايد:

من آن کوه بلندم که سيل علوم از من سرازير مي گردد و هيچ پرواز کننده اي به مقام اوج گرفته ي من پر نمي کشد فکر انديشمند عادي به مقام والاي علي بن ابي طالب (ره) نمي يابد و علومي که از اين حکيم الهي سيل گونه مي تراود تحمل و فرا گرفتنش مقدور افراد عادي نيست زيرادربرابرسيل نمي توان ايستادبله مي توان ازکناره هاي آن به قدرتوان
بهره برد.8

اوشبانه روز بارسول خدابود وبه وحي گوش مي سپرد وهمراه رسول خدابود وبااوبه آفاق وحي
مي چرخيد همه ي علوم راازاوفراگرفت به نقل ازرسول خدا(ص)مي گويد:(من شهردانش وعلي دروازه ي آن است مي فرمايد رسول خداهزارباب ازعلم رابه من آموخت وازهربابي هزاردريچه ي ديگربه رويم گشودوقتي رسول خداهجرت کرد علي (ع) سوارکارقهرمان اسلام بودکه مسئوليت اسلام جاري را باهمه وجودوبه رغم آن که آموزش نظامي نديده بود پذيرفت اوقهرمان بودواحزاب وحنين وخيبرو...بوددرمدينه هم مثل مکه درخانه رسول خدازندگي کرد.علي(ع) هرجاکه پامي نهاد سراج فتح وچراغ پيروزي مي افروخت. آغاز حياتش طلوع هدايت وانجام شهادتش غروب سعادت بودهرروز پيش ازفجرطلوع مي کردوبه فجرطلوع کردن مي آموخت.
جوامع بشري امروزتشنه ي اقيانوس بي کران علومي است که نهج البلاغه ي امام علي(ع)
جلوه اي ازاين معارف است.

او به اعتراف دوست ودشمن وبه شهادت تاريخ، انساني کامل وآراسته بتمامي کمالات ونمونه ي کاملي ازپيروان نبي اکرم(ص) است. ودراين وادي عقول کاروان بشري حيران اين پديده ي خلقتند کدام عابدي رادرتمام طول تاريخ سراغ داريدکه اين چنين درمعبود خودذوب شده باشد.

آنچنان که خود مي فرمايد:

اگر حجابها برداشته شود، بريقين من زياده نخواهد شد

لوکشف الغطا مازددت يقينا

اين سوخته ي مکتب توحيدحجابهارادريده وبرخزائن معني دست يافته است علي(ع)تمام جهان هستي رابا پشيزي سودانکرداومقام خلافت راکم ارزش ترازآب دماغ بزي مي دانست و مي فرمود:

اگربراي گرفتن حق مظلومي ازظالمي نبودافسارشترخلافت رابرگردنش مي انداختم واورابه خودوامي گذاشتم.

 

علي (ع) سخنگوي وحي:

درخطبه 158 نهج البلاغه مي فرمايد:ذلک القران فاستنطقوه ولن ينطق ولکن اخبرکم عنه الا ان فيه علم ماياتي والحديث عن الماضي و دوائررائکم و نظم تاتيکم 9

قرآن کريم که کلام خداست اسرار عالم رادربرداردوسخن نمي گويد،منم که قرآن راگويا مي کنم.

قرآن سخن نمي گويد شما ازقرآن بپرسيد،اوحرف نمي زند منم که سخنگوي قرآنم.

منم که قرآن رابه سخن درمي آورم.

اميرمومنان، همان است که دربرابر حقيقت خود، چشم تمامي بشريت رادرهميشه ي تاريخ خيره کرده وارواح وعقول بشري رابه حيرت واداشته است.

اين شاهکارخلقت، بلندي همت، پاکي دامان- بزرگي روح، قدرت بيان- بلاغت وفصاحت درکلام خلاصه خطبه هاي سراسر حکيمانه ازآن حضرت شخصيتي ساخته که دوست ودشمن را به تعظيم واداشت.

ابن ابي الحديد معتزلي درشرح خطبه ي توحيدي آن حضرت مي گويد.

اگرتمام فصحاي عرب درجايي جمع باشندواين خطبه برآنان قرائت شود شايسته است همگي به خاک افتاده سجده کنند.10

همان طورکه قرآن سوره هايي دارد ودرآن سوره هاآياتي است که اگرخوانده شودبايدسجده کرد علي بن ابي طالب(ع) هم خطبه هايي دارد که يکي ازآنها همين خطبه است اگرآن رابراي خردمندان فصيح وبليغ وکارشناسان فصاحت وبلاغت بخوانندآنان بايدسجده کنند11

ابن ابي الحديدسوگنديادمي کند مي گويد:

به آن  که همه ي   بدان سوگند يادمي کنندقسم يادمي کنم که من اين خطبه رااز پنجاه سال پيش تاکنون بيش ازهزاربارخوانده ام وهربارکه مي خواندم برايم تازگي داشت ومطلب جديدوموعظه اي تازه برقلبم پديدمي آورد.12

ديگران چه گفته اند:

الفضل ما شهدت به الاعداء

بولس سلامه مسحيي مي گويد:

من يک مسحيي هستم ولي ديده اي بازدارم وتنگ نظر نيستم، من درباره ي شخصيتي بزرگ صحبت مي کنم که مسيحيان جهان دراجتماعات خودازاوسخن مي گويند وازتعليمات جهان دراجتماعات خودازاوسخن مي گويند

وازتعليمات اوسرمشق مي گيرندودينداريش راپيروي مي کنند،ازآنجاکه درآئينه ي تاريخ، مردم پاک ونفس کش به خوبي نمايان هستندمي توان گفت علي (ع) بزرگترازهمه ي آنهاست اومرتفع تراز مدارستارگان است واين از خصائص نوراست که پاک ومنزه باقي مانده وگردوغباري نمي تواندآنرالکه داروکدرنمايد.

اي علي(ع) استادادب وسخن،شيوه ي گفتارتوماننداقيانوسي است که درعرصه ي پهنا وآن روحها بهم مي پيوندند. 13

همه خواهندترا،مسلم وترسا ويهودفاصله بيفتد چون شعراست راستي برسرکوي توعجب غوغايي است!

جبران خليل جبران فيلسوف وشاعر مسحيي عرب زبان مي گويد:

به عقيده ي من، پسرابوطالب اولين قديسي است که باروح کلي ملازم شده وبااوهمنشيني ها داشته است آهنگهاي ابديت رااز روح کلي شنيده ودرگوش قومي که ازاين گونه نغمه ها نشنيده بودند منعکس ساخت هرکس ازاوخوشش مي آيد، برفطرت توحيداست وهرکس بااو دشمن است، ازابناء جاهليت مي باشدپسرابوطالب، شهيدراه عظمت خودشد اودرحالتي ازدنيارفت که نمازرابرزبان داشت وقلبش ازشوق لقاي پروردگارسرشاربود،اعراب حقيقت مقام وموفقعيت اورانشناختندتازمانيکه مرداني ازايران ظهورکردندوگوهر وسنگ ريزه راتشخيص دادند.

آري، دنياباتمام قامت درمقابل علي عليه السلام ايستاد وعلي باتمام قامت دنيا راباتيرتقواشکست اوکه عارفان ومتهجدان،پدرعرفان وپيشواي زاهدان مي نامندش شجاعان ودليرمردان اورامظهر شجاعت وجوانمردي،عدل پيشگان ودادخواهان اوراسرمشق دادگستري،حکمرانان وکارگزاران حکومتش رانمونه ي اعلاي حکومت انساني وفيلسوفان وانديشمندان اورادر قله هاي حکمت ودانايي مي دانند.

خلاصه اومظهرهمه ي زيباييهاست که خداي متعال دروجودآن انسان کامل تجلي کرده است
زيباترين ولادت،زيباترين مربي،که رسول خدافرمودآنااديب الله وعلي اديبي زيباترين اخلاق- گذشت- شجاعت- شهامت- جهاددرهمه ي عرصه هااوزيباترين بودوچه که لحظه ي شهادت اين سرودازلي وابدي راسرداد فزت ورب اللکعبه

ممکن است اين سوال پيش آيدکه چرابااين همه فضائل وعظمت مردم نه تنها همراهي وتبعت نکردندبلکه عده اي به مخالفت وعده اي بي تفاوت بودند؟

 

ضعف فرهنگي مردم بدترين مشکل رهبران الهي

درخطبه چهارم نهج البلاغه که بعدازجنگ جمل ايرادفرمود،دربخشي ازاين خطبه به اين نکته اشاره مي کندکه امروز جاي پرده پوشي نيست،واقعيتهارابايدگفت وگرنه بيم اين مي رودکه توده ي مردم گمراه شوند واگرمن ترسي داشته باشم ازهمين جهت است نه ازناحيه ي خودم

قرآن درسوره مبارکه طه آيات 65-67 آنجا که خداوندمي فرمايد:

قالوا ياموسي اماان تلقي واما تکون اول من القي، قال بل القو، فاذاحبالهم وعصيتهم بخيل اليه من سحرهم آنهاتسعي فاوجس في نفسه جيفه موسي.

ساحران گفتند اي موسي آياتواول عصاي خودرامي افکني يامااول باشيم؟ گفت شمااول بيفکنيد دراين هنگام طناب ها وعصاها ي آنان براثر سحرشان چنان به نظر مي رسيد که حرکت مي کند موسي ترس خفيفي دردل احساس کرد(مبادامردم گمراه شوند)

درحقيقت ترس موسي ازانحراف وگمراهي فرهنگي قوم خودبودموسائي که خودش اژدها افکن است .

موسائي که چوب را اژدها مي کند وقتي دوباره دست مي زند به اذن خدا

سنعيد سيرتها الاولي   14

 

تحليل امير المومنان (ع) در نهج البلاغه از ترس موساي کليم(ع)

فرمود: اليوم انطق لکم العجماء ذات البيان .............. لم يوجس موسي(ع) خيفه علي نفسه بل اشفق من غلبه الجهال و دول الضلال

من امروز حوادث عبرت انگيز تاريخ را که خاموش است و براي اهل معرفت گوياست براي شما به سخن در مي آورم تا حقايق را فاش کنم، ، آن کسي که از دستورات من تخلف کند، از حق دور گشته است(چراکه) از زماني که حق را به من نشان داده اند هرگز در آن ترديد نکرده ام.(و نگراني من هرگز به خاطر خودم نبوده بلکه به خاطر اين بود که مبادا مردم گمراه شوند همان گونه که) موسي (ع) هرگز احساس ترس نسبت به خودش نکرد بلکه از اين مي ترسيد که جاهلان و دولتهاي ضلالت غلبه کنند و مردم را به گمراهي کشند.

بنابراين بدترين گمراهي و ضلالت، گمراهي فکري و فرهنگي است زيرا جامعه اي که از فرهنگ اصيل و جاودانه خود فاصله بگيرد و دنبال فرهنگ بي تفاوتي و بي هويتي برود از تعفل و انديشه فاصله گرفته همواره دشمنان اسلام اول اصالت و فرهنگ را از انسان مي گيرند يا فرهنگ را استحاله کرده که انسان بايد دنبال آب باشد تا حيات خويش را حفظ کند به دنبال سراب مي رود. چه زيبا بيان کرده قرآن کريم وقتي مردم فرعون را به عنوان خدا و خالق پذيرفتند وحال اينکه
مي دانستند فرعون دروغ مي گويد چون او نيز مانند ديگران مخلوق خداست.

مي فرمايد(فاستخف قومه فاطاعوه)

اول قوم خود را خفيف و تهي مغز کرد سپس بر آنان حکومت مي کرد.

امام علي عليه السلام نيز با مردم خفيف مغز و فريب خورده مواجه بود مردمي که فضائل و معارف را بايد از ائمه عليهم السلام و رهبران الهي بگيرند بي تفاوت شدند وقتي چنين رويدادي پيش آيد بنا به تعبير موسي علي (ع)

اذا خبت الزمان کسرت الفضائل و ضرت و نفعت الرزائل و نقعت

وقتي محيط اجتماع آلوده و ناپاک شد سجاياي انساني و فضائل اخلاقي بي رونق و زيان آور
مي شود و برعکس رزائل و ناپاکي در جامعه رايج و سود بخش مي گردد.

سخنان حکيمانه ي حضرت درموضوعات ومسائل مختلف نشانه ي نگاه دقيق اولياء خداورهبران الهي به مسئوليت ايشان ورسالت سنگين آنها است مانند طبيب حاذقي که درد وبيماري راشناخته آنگاه دستور درمان صادر مي کند.

براي نمونه به اين رهنمود امير بيان دقت فرمائيد.

شخصي به محضر علي (ع) آمد ودرخواست کرد تا(ايمان) رابرايش تشريح وبيان کند .

امام (ع) فرمود فردا نزد من بيا تادرحضور جمعيت ، تورا به آن آگاه کنم که اگر گفتارم رافراموش کردي ديگري براي حفظ ونگهداري کند.

فان الکلام کاشاره يتقفها هذا و يخطئها هذا حکمت 266

زيرا سخن همچون شتر فراري است که بعضي آن را پيدا مي کنند وبعضي آن رانمي يابند فرداي آن روز شد امام (ع) درميان جمعيت آمد ودرباره ي ايمان چنين فرمود :

ايمان برچهارپايه قراردارد 1- صبر2-يقين 3- عدالت 4- جهاد

صبر چهارشعبه دارد : 1- اشتياق 2- ترس 3- زهد 4- انتظار

يقين نيز داراي چهارشعبه است : بينش درهوشيار 2- رسيدن به دقايق حکمت 3- پندگرفتن
 4- توجه به روش پيشينيان

عدالت نيزچهارشعبه دارد : 1- امربه معروف 2- نهي ازمنکر3- صدق وراستي درجبهه ي جنگ
 4- کينه ودشمني بافاسقان حکمت 31

به اين ترتيب امام (ع) باکمال عنايت وتوجه به سوال افراد وروشنگري وآگاهي بخشي ، همت
مي کرد وبه طور جدي به مسائل جامعه ورشد وترقي اخلاقي واعتقادي انسان ها اهميت مي داد

6354

 

پي نوشت:

1-کشف الغمه ج 1 ص 452

2- علامه اميني ج6 ص22-دانشنامه امام علي (ع) ج 8 ص 148

3-همان

4-خطبه ي قاصعه

5- همان

6-خطبه قاصعه

7-خطبيه سوم

8-    حکمت نظري وعملي درنهج البلاغه ص40

9-خطبه 158 بند 2

10-شرح ابن ابي الحديد ج 3 ص 51-حکمت نظري و عملي در نهج البلاغه آيت الله جوادي آملي ص 51

11-همان

12-درخلوت علي ص26

13-طه ص 21

 

 

چهارشنبه 2 تير 1389 - 14:53


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری