سه‌شنبه 30 آبان 1396 - 15:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

صديقه مقدس پور

 

نگاهي به مديريت بحران پيامبر اکرم(ص)

 

رسالت انبياي الهي در طول تاريخ ، رهايي انسان از يوغ ظلم و ستم ظالمان و مستکبران بوده است؛ همان حرکت آزاديبخشي که زمينه را براي هدايت انسان آماده کرده و محيط فکري او را از عناصر نامطلوب پاک مي کند.

پيامبرگرامي اسلام ، حضرت م‍حمد(ص) با پياده کردن الگوي جامع اخلاقي سعي نمود، نظمي نوين و حاکميتي فوق بشري را در حيات ديني، اجتماعي، سياسي، اقتصادي و فرهنگي ملتها ايجاد نمايد ، در اين راه، مستضعفان را ضد مستکبران ياري نموده و محيطي پر از صلح و آزامش فراهم آورد.

بي ترديد، اساس اوليه اين بناي ماندگار، عمل شخص پيامبر (ص) است که اگر غير از اين مي بود، مسير تحولات اسلامي تاكنون ادامه نمي يافت. حضرت رسول اكرم (ص) اخلاق و بزرگوراي را در حد اعلا داشت . با  همه وجود به انسان درس اخلاق آموخت ، اخلاقي که خوي بشر را از ظلمات جهل و ناداني به سوي نور عقل و علم رهنمون ساخت ، تا آن كه پيامبر (ص) مصداق بارز آيه «إنک لعلي خلق عظيم» شد. خود نيز هدف بعثت را که همانا «بعثت لاتمم مکارم الاخلاق» است ، تلاش براي حفظ كرامت انساني معرفي كرد.

در اين مقاله ، سعي بر اين است که شيوه مديريت آن حضرت را در مواقع بحراني امر رسالت بررسي کرده و زوايايي هر چند اندک را به صورت شفاف مورد تأکيد قرار دهيم.

تعريف بحران

به زبان ساده، بحران ، به «زمان خطر» يا «نگراني» اطلاق مي شود. دوره اي که در آن، همه چيز نامطمئن، سخت و دردآور است، به ويژه زماني که بايد از خطري عمده و اصلي جلوگيري شود. «لحظه بحراني» به زماني گفته مي شود که موارد بسيار مهم مربوط به آينده در همان لحظه اتفاق افتاده و بايد تصميم گيري درباره آنها انجام گيرد.

اصطلاح «بحران» نخست از علم پزشکي وارد مباحث اجتماعي و اقتصادي شده است. در پزشکي، «بحران» وضعيتي است که سلامت انسان در معرض خطر قرار مي گيرد. برخي معتقدند که اين تعريف، در زمينه اجتماعي و زماني که جامعه از حالت تعادل و نظم عادي خارج و دچار آشفتگي مي شودنيز مصداق دارد.

 از اين رو، بحران را مي توان «شرايط غيرعادي» دانست که در آن، مشکلاتي ناگهاني و پيش بيني نشده به وقوع پيوسته و در چنين شرايطي، ضوابط، هنجارها و قوانين متداول، کارساز نخواهد بود.

مفهوم بحران از عناصر گوناگوني تشکيل شده است که با هم رابطه متقابل داشته و شرايط ايجادي بروز بحران را تشکيل مي دهند. برخي از اين عناصر عبارتند از:

الف بروز نيروهايي در درون سيستم که آن را از حالت تعادل خارج کرده و باعث تحول در نوسان ها مي شود.

ب افزايش بحث و جدال در بين افرادو گروه ها

د افزايش تناقض ها

ه تلاش براي گذر از اين مرحله و رسيدن به وضعيت تعادل

و ارائه برخي راه کارهاي اسطوره اي و خيالي

مديريت بحران:

«مديريت بحران»، فرآيندي است که طي آن، مدير براي دستيابي به اهداف سازمان با توجه به مقتضيات پيش آمده زماني و مکاني و با صرف هزينه اي سعي در کنترل و ساماندهي اوضاع مي كند.

اصلي ترين شاخص تفاوت بين بحران و مديريت بر آن ، شيوه اتخاذي براي کنترل بحران است. هر چقدر در ايجاد موانع پيشگيرنده از بحرانها و کنترل بر آن توفيق حاصل شود، به همان نسبت، مديريت بحران نيز موفق خواهد بود.

موارد اساسي در کنترل بحران :

1- نياز به مديريت قوي با اعتماد به نفس بالا

2- توجه به شرايط و مقتضيات

3- لزوم زمانبندي دقيق

4- ضرورت كنترل اطلاعات

5- تشكيل گروه بررسي بحران

جهاد در اسلام

يکي از مصاديق بحران در زمان پيامبر اکرم(ص) که تقريباً گرفتاري دايمي آن بزرگوار را نيز تشکيل مي داد جهاد بوده است و ما قصد داريم به خاستگاه قرآني جهاد و اهداف و انگيزه هاي قرآني آن بپردازيم.

ديدگاه قرآن در باره جهاد:

براي بررسي جنبه هاي مختلف مديريت بحران حضرت رسول(ص) ، ابتدا بايد خاستگاه قرآني و اذن الهي را براي تشريع جهاد مطالعه كنيم تا از اين طريق بتوانيم با مباني و اصول مديريتي حضرت رسول(ص) آشنا شويم .

پس از آن که پيامبر(ص) در مدينه استقرار يافت، به گسترش دعوت خويش و حمايت از مؤمنان مستضعفي پرداخت که در راه عقيده خود مورد آزار قرار گرفته و وادار به ترک دين خود مي شدند. براي تحقق اين امر، چاره اي جز جنگ عليه مشرکان نبود و بايد کعبه از بت پرستي و بت پرستان نجات يافته و بت هايي که در آن قرار گرفته بودند، در هم شکسته مي شدند.به همين سبب، اذن جهاد تشريع شد.

در مورد اولين آيات نازل شده در خصوص «جهاد» اختلاف نظر وجود دارد. برخي، آية «و قاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونکم»(1) و برخي ديگر، آية «إن الله اشتري من المؤمنين انفسهم و اموالهم»(2)را به عنوان نخستين آيات مي دانند؛ ولي غالب مفسران و راويان، آيات سورة حج را به عنوان «آيات اذن تشريع جهاد» و اولين آيات نازل شده در اين باره مي دانند:

«إن الله يدافع عن الذين آمنوا إن الله لا يحب کل خوان کفور، أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا و إن الله علي نصرهم لقدير، ألذين أخرجوا من ديارهم بغير حق الا أن يقولوا ربنا الله و لولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بيع و صلوات و مساجد يذکر فيها اسم الله کثيرا و لينصرن الله من ينصره إن الله لقوي عزيز؛ يعني «خداوند از کساني که ايمان آورده اند، دفاع مي کند و خداوند، هيچ جنايتگر ناسپاسي را دوست ندارد. براي آنان که هدف جنگ قرار گرفته اند، بدان سبب که بر آنان ستم روا داشته شده، اجازة [نبرد] داده شده و خداوند بر ياري آنها تواناست. همان کساني که بي آن که هيچ حقي در کار باشد و هيج جرمي مرتکب شده باشند جز آن که گفتند، پروردگار ما خداوند است، از خانه هاي خود بيرون رانده شدند. اگر بازداشتن برخي از مردم از سوي برخي ديگر، نبود صومعه ها و کنيسه ها و عبادتگاهها و مساجدي که در آن، فراوان نام خدا برده مي شود، ويران مي گرديد. خداوند هر که را به او ياري دهد، ياري خواهد کرد که خداوند مقتدر و عزيز است.»(3)

آيات زير نيز در ارتباط با مفهوم «جهاد» مي باشد:

جهاد صرفاً براي نزديکي به خدا و عبادت است، در غير اين صورت، شرک و گناه است.(4)

جنگ، براي غارت و طمع و جمع مال نيست.(5)

اذيت و آزار ديگران و کشتن و غارت اموال آنها به بهانة جهاد، ممنوع است.(6)

انجام جهاد در چهارچوب مقررات خاصي است که خداوند اعلام کرده است.(7)

هدف از جهاد، حاکميت ارزشها و حقايق اسلامي است.(8)

اهداف و انگيزه هاي جهاد در اسلام

مبناي ديگر جهت دستيابي به اصول مديريت حضرت رسول(ص)در زمان بحران را بايد در سيره آن حضرت جستجو كرد.

توحيد:

جهاد رسول خد(ص)، نه يک سلطه جويي بشري بود و نه کشکمش بر سر خاک و زمين و منابع و امکانات؛ اين تصور درباره کسي ممکن است که در ماديات غرق شده باشد. اما جنگ و جهاد پيامبر، فقط در راه احياي فضيلت ها ، اعتلاي حق و سرکوب کردن باطل صورت مي گرفت.

حمايت از مستضعفان

پيامبر اسلام(ص) و همه انبياي پيش از ايشان، خاستگاهي مردمي داشتند. آنها از ميان مستضعفان به پا مي خاستند و در طول دوران زندگي و رسالت خويش هيچ گاه، وابسته به قدرتهاي پوشالي ، فلان قدرت يا دولت نمي شدند. بلکه تنها يک وابستگي داشتند و آن، دلبستگي به حق بود. بنابراين، تمام نيرو و عظمتشان نيز از اين ناحيه بود. پيامبران الهي از متن زندگي مستضعفان و مردماني برانگيخته مي شدند که با سختي و فقر زندگي مي کردند؛ به همين خاطر، تلخي هاي زندگي محرومان را چشيده بودند .

مقابله با مستکبران

به طور کلّي، مشي اسلام، مشي جنگ و جدال نيست، چنان که در صدر اسلام نيز هنگامي که دوران دعوت با زبان پس از تحمل بسيار طي شد و آن گاه که مشرکان مکه، آزار و ستم را از حد گذرانده و مسلمانان را بيش از اندازه تحت فشار قرار دادند، اذن قتال(در سوره حج) صادر شد. بنابراين، نبرد با مستکبران جهت بسط و گسترش دعوت الهي و فراگيري دين خدا بروي زمين از اهداف الهي جهاد است.

اصول مديريتي پيامبر (ص) در مواقع بحران

مديريت، علم و هنر برنامه ريزي، هماهنگ کردن، رهبري و کنترل فعاليت هاي مختلف براي رسيدن به هدفي مشخص است، اين علم و هنر، در زيباترين و والاترين چهره خود، در سيره نبوي قابل مشاهده است ، مديريتي الهي، مبتني بر شناخت حقيقي انسان و مراتب وجودي او . بدون ترديد، هدف از اين نوع مديريت. خارج کردن انسان از مرتبه حيواني و رساندن او به درجات رحماني و خروج از ظلمات به سوي نور است.

نوع مديريت آن حضرت در طول مسير بحراني و جريان يک جنگ، قبل از آغاز و پس از پايان شعله هاي آن، مي تواند درسي زيبا و جذاب ، آموختني و البته، لازم الاجرا باشد، لذا با توجه به همه جهات، نکاتي بسيار دقيق از اين نوع مديريت را که کاملاً با مديريت بشري متفاوت است را شرح مي دهيم.

مديريت عقيده

پيامبر اکرم(ص) بسيار بر سر عقيده پافشاري مي کرد و هيچ گاه، به معامله درباره آن تن درنمي داد. به عنوان نمونه، در جنگ «احد»، در حالي که سپاه مشرکان حدود سه هزار نفر بودند، رسول خد(ص) سپاه مؤمنان را در حالي که شمار آنان با احتساب گروهي بيمار دل که در ميان آنان وجود داشتند، تنها به هزار نفر مي رسيد، پيش برد. در اين ميان، برخي از «انصار» قصد داشتند تا از هم پيمانان يهودي خود نيز کمک بخواهند، اما رسول خد(ص) فرمود: «ما را به ياري آنان نيازي نيست.» چرا که حضرت رسول(ص) مي خواستند سپاه او فقط از کساني تشکيل شود که براي دفاع از عقيده خود سر جنگ دارند.

در جنگ «احزاب» پيشنهاد پيامبر براي تطميع سران دو قبيلة «غطفان» و «نجد» جهت مصالحه در مقابل دريافت يک سوم محصولات مدينه، باعث آزمندي آن دو قبيله شد. يقيناً اگر در گروهي، پايبندي هاي قومي، قبيله اي و مادي بر مباني ديگر غالب گردد، باعث مي شود که عزم و اراده از آن جمع رخت بربندد و به علت همين طمع ورزي ها بود که آنان از طولاني شدن محاصره و بي نتيجه ماندن آن خسته شده و ميان آنان و قريش اختلافاتي به وجود آمد و سرانجام، درصدد برآمدند تا از همان راهي که آمده اند، بي هيچ دستاوردي بازگردند.

در جنگ «احد» نيز خداوند، دلهاي مؤمنان را به اين مژده استوار ساخت که اگر در ميدان نبرد پايداري کرده و ثابت قدم بمانند و خدا را به ياد داشته و مطمئن باشند که او از همه قدرتها برتر است، هم چنين، اگر دل استوار دارند و از جنگ و تعقيب دشمن روي برنتابند و به غنايم مشغول نشوند ، خداوند آنان را به وسيله فرشتگان آسماني ياري خواهد کرد:

«آن گاه به مؤمنان مي گفتي، آيا اين شما را بسنده نمي کند که پروردگارتان به وسيلة هزار فرشته که از آسمان فرو فرستاده مي شوند، از شما پشتيباني کند؟ بلکه اگر صبر کنيد و پرهيزگار باشيد، بزودي همين که آنان بر شما درآيند، پروردگارتان ما را به وسيلة پنج هزار فرشته که همه نشان دارند پشتيباني خواهد کرد. پروردگار، اين[امداد و پشتيباني] را جز براي آن قرار نداد که ماية بشارتي برايتان باشد و دلهايتان بدان آرام و مطمئن شود و ياري و پيروزي جز از جانب پروردگار نيست و نيز اين امداد براي آن بود که دنبالة کافران قطع شود يا خداوند آنان را سرکوب کند و ناکام و سرشکسته گردند.»(9)

بنابراين، تشويق و تحريک به نبرد، عنصري اساسي در افزايش روحية معنوي و رواني براي جنگجويان است، در آن زمان، برانگيختن روح حماسي در جمع و ايجاد انگيزه شديد بر واقعيتي که براي آن مي جنگند و اين که تا حصول نهايي آن بايد بکوشند، همه مؤمنان را در حالت بيداري انقلابي نگه مي داشت و علاقه دايم براي رويارويي با دشمن را در ايشان برمي انگيخت. در اين رابطه، قرآن کريم مي فرمايد:

«اي اهل ايمان، آيا مي خواهيد که به نجاتي سودمند هدايت شويد، تا از عذابي دردناک رهايي يابيد؟ پس به خدا و رسول او ايمان آوريد؛ و به مال و جان، در راه حق جهاد کنيد؛ که اگر دانا باشيد، اين براي شما بهتر است، تا پروردگار، گناهانتان را ببخشد و در بهشتي که زير درختانش نهرها(آبي گوارا) جاري است، داخل گرداند؛ و در بهشت عدن، منزلهاي نيکو و جاوداني به شما عطا کند؛ که اين، همان رستگاري بزرگ بندگان است، و نيز تجارتي ديگر که آن را هم دوست داريد؛ نصرت و ياري خدا و فتح نزديک است که بشارت رحمتي است به اهل ايمان.»(10)

در غزوة «بدر» نيز پيامبر فرمود: «سوگند به کسي که جان محمد در دست اوست، امروز اگر مردي، بردبارانه و ثابت قدم و دقيق نبرد کند، خوشبخت است و اگر پشت نکند، جاي او در بهشت خواهد بود.»

از ديگر امور در مديريت تبليغي پيامبر اين بود که وي به مومنان، اين فرصت را مي داد که به اختيار خود وارد جنگ شوند و هيچ اکراهي در کار نبود، بلکه آنان خود با اين کار در پي اجر اخروي بودند .

مديريت رفتار

پيامبر اسلام با داشتن اراده قوي و پايداري در تصميم که هرگز متزلزل نمي شد از همگان ممتاز بود و چون تصميمي را اتخاذ مي کرد، بايد آن را به انجام مي رساند. به عنوان نمونه، در جنگ «احد»، هنگامي که رأي اکثريت بر جنگيدن در بيرون از شهر قرار گرفت، پيامبر(ص) هيچ ترديدي به خود راه نداده، زره را بر تن کرده و سپر خويش را برداشت تا آماده نبرد شده و با اين كار ، اضطراب را از دل اصحاب بيرون نمود.

همان طور که مي دانيم، مشورت در سيره رسول الله (ص) جايگاه ويژه اي داشته و اصولاً بناي تصميم گيري در شيوه «مديريت بر قلب»، بر مشورت و تبادل نظر در امور و پرهيز از خود رأيي استوار است.

در «قرآن کريم» در اين زمينه، آياتي آمده است:

«و آنان که اجابت کردند امر پروردگارشان را و برپاي داشتند نماز را و کارشان را به مشورت يکديگر انجام مي دهند؛ و از آن چه به آنها روزي داديم، انفاق مي کنند.»(11)

«پس بر آنان ببخشاي و برايشان طلب آمرزش کن و در کارها با ايشان مشورت کن و آن گاه که بر کاري تصميم گرفتي، بر خدا توکل کن، زيرا خدا توکل کنندگان را دوست دارد.»(12)

پيامبر(ص)نيز ميفرمايند: « مشورت با عاقل خيرخواه، هدايت و توفيقي ازخداست.»(13)

رسول خد(ص) در اداره امور، بيش از هر چيز از رحمت و محبت بهره مي گرفت .

«قرآن» در اين باره چنين فرموده است:

«فبما رحمة من الله لنت لهم و لو کنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولک فاعف عنهم و استغفرلهم و شاورهم في الأمر، يعني « به موجب لطف و رحمت الهي، برايشان نرم دل شدي که اگر تندخوي و سخت دل بودي، از پيرامونت پراکنده مي گشتند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن».(14)

پيامبر اكرم (ص) با همه صلابت و قدرت در فرماندهي و تشکيلات، از ملايمت نيز برخوردار بود،بي آن که سختگيري و خشونتي داشته باشد. به همين سبب، دل ها به او گرويده و همه سربازان بر محور اين فرماندهي حکيمانه ، در راه حق، داوطلبانه و از روي اختيار جانفشاني مي کردند.

علاقمندي ايشان به سربازان ، مهرورزي و دلسوزي نسبت به آن ها و اهميت دادن به فرد فرد آنان از ديگر خصوصيات مديريتي ايشان بود. چرا که از ديدگاه او سربازان، دوستان و ياران او و مناديان حق و هدايتگران راه و حزب خدا بودند که اگر از ميان مي رفتند، ديگر کسي خدا را پرستش نمي کرد. به همين سبب، رسول خد(ص) نهال عزت و سربلندي را در نهاد آنان بارور مي ساخت به طوري که آنان احساس مي کردند که مورد محبت آن حضرت قرار دارند. روشن است که وقتي سربازان، چنين حقيقتي را احساس مي کردند، در راه خدا جانهاي خود را بر کف مي گذاشتند و به او مي فروختند. لذا، آن حضرت هيچ گاه، به سربازان خود به عنوان آلات و ادوات جنگ نمي نگريست.

از سوي ديگر، پيامبر اکرم(ص) با اسيران جنگي نيز بسته به عملکرد سابق و شاخصه هاي ديگر و در هر حال، همراه با رحمت، مدارا و انسانيت بود و در مورد آنان به نيکي و گذشت سفارش مي فرمودند.

اجراي عدالت

در تفكر ديني، هدف از حکومت ، برپايي حق و عدل در ميان مردمان است. لذا، خداوند، پيامبر گرامي و مؤمنان را مأمور دعوت به آئين الهي و برپايي حق و عدل کرده است.

تشويق و تنبيه

پيامبر گرامي (ص)، اقسام تشويق هاي معنوي، زباني، رفتاري، مالي را به کار مي گرفت و هر جا چاره اي جز تنبيه نبود، هم چون پزشکي حاذق، اقدام به بهترين مداوا مي کرد.

از جمله تنبيه هاي زيبا در دوران مديريت رسول خد(ص)، برخورد آن حضرت با کساني بود که از شرکت در غزوة «احد»، خودداري کرده بودند. به اين ترتيب که پس از بازگشت مسلمانان از اين پيکار، آنان شبي را در خانه هاي خود گذراندند و فرداي آن روز، پس از نماز صبح پيامبر(ص) به بلال فرمود تا مردم را براي تعقيب دشمن فرا خواند و مقرر کرد، جز آنان که ديروز همراه لشکر در جنگ بوده اند،کسي حق همراهي با آنان را ندارد. مشخص است که از جمله اهداف پيامبر، تنبيه آناني بود که از ياري آن حضرت خودداري کرده بودند تا جايگاهي در جامعه و منزلتي نزد مردمان نداشته باشند .

انضباط در انجام كارها

بدون ترديد، لازمه انجام صحيح امور ، انضباط و جديت در كار است و مديريت رسول خدا(ص) نيز مديريتي منضبط و جدي بود. منظور از جديت، آراستگي، نظم و ترتيب، سعي و کوشش در کارها و پرهيز از هرگونه سستي و بي ساماني در امور است.

مديريت علمياتي

پيامبر(ص) براي به دست آوردن آگاهي هاي قبل از نبرد در جهت خنثي کردن انديشه دشمن يا پي بردن به نقشه آنان و يا در جهت تقويت تصميم گيري صحيح  فرمان مي دادند.

پيامبر(ص) براي دستيابي به اطلاعات کامل از دشمن در جهت اتخاذ و صدور حکم و فرمان صحيح براي جنگ ، نيروهايي را به منطقه عملياتي مورد نظر مي فرستاد و خود در راه عبور، با تجار و مسافران برخورد کرده و از آنان و ساکنان محلي کسب اطلاعات مي کرد. بازجويي از اسيران، سکونت دادن نيروهاي اطلاعاتي در سرزمين دشمن و بررسي تحرکات و جابجايي هاي آنان در وقت مناسب، از روش هاي ديگر کسب اطلاعات بود. پيامبر، همواره اطلاعات موجود و غير آشکار را در نزد خود محفوظ مي داشت.

فرماندهي حضرت (ص(

ايشان نخست، موقعيت را مي شناخت و سپس فرمان مي داد، به طور کلّي، تصميم هاي آن حضرت، همگي صحيح . بجا بود، زيرا هرگز به هواي نفس سخن نمي گفت و سخن او چيزي جز وحي خدا نبود.(15) رفتار پيغمبر با زيردستان، رفتاري منطقي بود وبا اهل انديشه مشورت مي کرد. برنامه ريزي در امور، ساماندهي طرح ها، سازماندهي نيروها، هدايت و رهبري افراد و نظارت بر کارها، از جمله وظايفي است که پيامبر همواره بر انجام آن اهتمام ويژه داشت.

مديريت سياسي

پيامبر اکرم(ص) در جنگ، تنها به مسائل نظامي اکتفا نکرده و از «ديپلماسي»، به عنوان يک وسيله در جهت به دست آوردن موفقيت هاي بيشتر استفاده مي کردند.

پس از تشريع «جهاد» و هجرت پيامبر به «مدينه» با اين که تمامي داخل و خارج «شبه جزيرة عربستان» هنوز در شرک به سر مي بردند، پيامبر ابتدا، متوجه کانون دشمن شد. بنابراين تلاش خود را صرف تضعيف و مخالفت با «قريش» کرد. اين سياست، مستلزم اين بود که پيامبر، از ايجاد تنش با قدرت هاي کوچک بپرهيزد و خود اين پرهيز از تنش، گاه با نمايش قدرت و گاه با صلح بود. به اين ترتيب، پيامبر(ص) با اجراي يک ديپلماسي فعال، از يک سو مانع همبستگي غيرمسلمانان با «قريش» شده و از سوي ديگر، سعي مي کرد تا از آنان گر چه هنوز اسلام نياورده اند به عنوان متحدان خويش در برابر «قريش» استفاده کند.(16)

نتيجه:

پيامبر مكرم اسلام (ص) با هدف تأسيس شريعتي نو و حکومتي بر مبناي آن، با مقاومت منفي بت پرستان مشرک مواجه بودند. دين جديد در پي استقرار حاکميت الهي بوده و قصد داشت حكومت هاي خرافي را از ميان بردارد. برخورد اين دو عقيده، پيروان شريعت پيامبر را با كفار و منافقان درگير کرد و اين امر، هنوز هم گيتي را محل مبارزه و کشمکش مسلمانان خداپرست با حاکمان شيطان پرست قرارداده است.

پيامبر (ص) و پيروان ايشان در دوران صدر اسلام، به سبب نوپا بودن حکومت اسلامي، بارها مورد هجمه کلامي و نظامي مشرکان قرار گرفتند، اما بايد دانست که راز استقرار اسلام در آن عصر و استمرار آن تاکنون در نحوه برخورد مدبرانه پيامبر(ص) در برابر آن حمله ها نهفته است.

جنگهاي نظامي مشرکان و مسلمانان، پس از ورود پيامبر(ص) به مدينه جدي شد و «بدر» و «احد» و «خندق» و «تبوک»، از جلوه هاي روشن مبارزه اسلام با کفر و شرک مي باشند. تدبير رسول خد(ص) در اين جنگ ها، به کارگيري فکر نظامي، متأثر از عقيده و هدايت بوده و اين تدبير در مواقع بحراني بسيار کارساز و مؤثر بوده است. به عبارت ديگر، پيامبر(ص) در جهت استقرار حکومت الهي با اعمال مديريت متناسب با شرايط بحراني علاوه بر حفظ مسلمانان و حکومت اسلامي، آموزش هاي سودمندي ارائه کردند ، درسهايي که هم شيوه زندگي، دينداري ، روابط اجتماعي و کفرستيزي را هم زمان در برداشته است.

عرصه هاي مختلف زندگي پيامبر ، نشانگر بيست و سه سال بحران و مبارزه است، مبارزه اي که در نهايت، توانست انديشه اسلام را، نه فقط در خاک «عربستان»، که در دل مستضعفان و ستمديدگان سراسر جهان فراگير شود. همه اينها، مديون تفکر، تأمل و تحمل پيامبر اکرم(ص) و ياران وفادار و با اخلاص ايشان است.

منابع و مآخذ:

1-    قرآن كريم ، سوره بقره ، آيه 190

2-    سوره توبه ، آيه 111

3-    سوره حج، آيات 40 – 38

4-    سوره بقره، آية 264

5-    سوره انفال، آيه 47

6-    سوره نساء،آيه 94

7-    سوره بقره، آيات 194- 191

8-    سوره حج ، آيه 41

9-    سوره آل عمران ، آيه 127-125

10- سوره صف ، آيه13-  10

11-سوره شوري ، آيه 38

12- سوره آل عمران ، آيه 159

13- علامه مجلسي ، بحار الانوار ، ج5

14- سوره آل عمران ، آيه 159

15- سوره نجم ، آيه 4- 3

16-سعيد جليلي ، سياست خارجي پيامبر ، ص 44

  

 

يكشنبه 30 خرداد 1389 - 10:32


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری