دوشنبه 5 تير 1396 - 20:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

مجيد خانلري

 

ليبراليسم فرهنگي از حملة نظامي دشمن خطرناک­تر است

 

 

گفت­وگو با آيت­الله سيداحمد خاتمي (نمايندة کرمان در مجلس خبرگان رهبري و امام جمعة موقت تهران)

 

سيداحمد خاتمي در سال 1339ش. در سمنان متولّد شد. بعد از اتمام تحصيلات ابتدايي، طلبگي را در حوزۀ علميۀ سمنان شروع كرد. دروس مقدّماتي را در آن حوزه از محضر حضرات آقايان حجت­الاسلام والمسلمين سيدمحمد شاهچراغي و حجت­الاسلام والمسلمين محمدتقي نصيري آموخته و در سال 1354ش. وارد حوزة مقدّس قم شد و بيشتر دروسي را که در حوزة سمنان خوانده بود، دوباره نزد مرحوم حجت­السلام والمسلمين مدرس افغاني خواند. خاتمي از محضر اساتيدي همچون فاضل هرندي، مروي خراساني، ستوده، خزعلي، اشتهاردي و بني­فضل، محقق داماد، جوادي آملي، حسن­زاده آملي، مشكيني، نوري همداني، ميرزا جوادآقا تبريزي، فاضل لنكراني بهره برده است. از جمله آثار خاتمي مي­توان به ابعاد جنگ در فرهنگ اسلام، سيماي نفاق در قرآن، رسالت خواص، عبرت­هاي عاشورا، مديريت در قرآن و حديث، شايعه از نظر قرآن و حديث، و اخلاق سياسي نام برد. وي از سال 1363ش. تدريس عمومي دروس حوزوي را آغاز كرد و تاكنون چهارده دوره معالم‌الاصول، سه دوره شرح لمعه، سه دوره رسائل، هفت دوره اصول الفقه، دو دوره تمام مكاسب، و چهار دوره كفايه را تدريس نموده و حدود شش­سال است كه خارج اصول را تدريس مي­كند. عضويت در هيئت مديرة مركز تحقيقات كامپيوتري علوم اسلامي، عضويت در كميسيون سياسي فرهنگي جامعة مدرسين حوزۀ علميۀ قم، نمايندگي کرمان در دورة سوم مجلس خبرگان رهبري و عضويت در هيئت رئيسة آن، نمايندگي کرمان در مجلس خبرگان رهبري دورة چهارم، عضويت در شوراى عالى مجمع جهانى اهل بيت(ع)، و امام جمعة موقّت تهران از مهم­ترين مسئوليت­هاي ايشان بوده است. ‏

 

اکنون ما در چهارمين دهة انقلاب اسلامي قرار داريم. به نظر جنابعالي با توجه به پيروزي انقلاب اسلامي و نيز فعاليت دستگاه­هاي فرهنگي، وضعيت فرهنگ ديني در جامعه چگونه است؟ 

براي آنکه يک توصيف درست و واقعي از اوضاع فرهنگي به دست بدهيم، بايد شاخص­ها و معيارهايي داشته باشيم و بر اساس آن­ها جامعه را با روش­هاي درست علمي بسنجيم. در واقع، ارزيابي وضعيت فرهنگ ديني در جامعه نيازمند کار ميداني و آماري است. اما تا آنجا که بر اساس مشاهدات جامعه مي­توان درک کرد، برداشت کلّي من اين است که در عرصة مباني اعتقادي، بحمدالله جامعة ما وضعيت خوبي دارد و مباني اعتقادي مردم ما ثابت و محکم است. مردم در عشق به خداوند و عشق به اهل بيت(ع) پابرجا هستند.

 

اين برداشت شما بر اساس چه مشاهداتي است؟

مثال­هاي متعددي را مي­توان بيان کرد. نشانه­هاي اين وضع را در اجتماعات باشکوهي مي­توان ديد که در مناسبت­هاي مختلف مذهبي برگزار مي­شود. به خصوص حضور گستردة جوانان در اين محافل و اجتماعات، بسيار زنده و پوياست. اما اين بدان مفهوم نيست که ما در جامعه ضعف­هايي نداشته باشيم. در عرصه­هاي عملي من معتقدم ما در چند بخش مشکل داريم؛ اولين مشکل ما در زمينة آموزش­هاي گستردة ديني و توسعه و تعميق فرهنگ ديني و نهادينه شدن اين فرهنگ است. البته اين آموزش­ها نيازمند زمان هستند و طول مي­کشد تا يک امري و يک رفتاري فرهنگ بشود. اينکه مي­بينيم عزاداري سيّدالشهدا (صلوات ­الله و سلامه عليه) يک فرهنگ شده در بين ملّت ما، اين نتيجة چند قرن است. من احساسم اين است که آن کار بايسته­اي که در عرصة نشر فرهنگ ديني در جامعه بايد صورت بگيرد، صورت نگرفته. ما معتقديم اسلام برنامة زندگي است اما چقدر اين برنامة زندگي را در سطح کلان ترويج کرده­ايم؟

 

در اين زمينه مي­شود به صورت مصداقي توضيح بدهيد؟

ببينيد! اسلام در باب پوشش دستوراتي دارد براي زنان و مردان. چقدر در اين عرصه کار شده؟! اسلام در باب مراودات و روابط اجتماعي برنامه دارد. چقدر در اين زمينه کار شده؟! در عرصة ورزش اسلام نظر دارد. چقدر ما در زمينة ورزش کار فرهنگي کرده­ايم؟! منظورم از کار فرهنگي، تأليف و چاپ کتاب نيست بلکه تبيين و ترويج عملي آن برنامه­ها و دستورات است تا در نتيجة آن­ها فرهنگ ديني نهادينه شود. در عرصه­هاي فردي، مثلاً براي نظم خواب و بيداري، اسلام دستورالعمل دارد. آيا تا پاسي از شب نشستن و بعد، از آن سو تا پاسي از روز خواب بودن، فرهنگ ديني است؟ اگر دقّت کنيم، موارد زيادي را مي­توانيم مثال بزنيم؛ از عرصة نقد و انتقاد، انتقاد سازنده، و حتّي عرصة آموزش و پرورش گرفته تا کتاب­هاي علوم انساني. آيا آنچه در علوم انساني در دانشگاه­هاي ما تدريس مي­شود، حامل مباني اسلامي است؟ با نهايت اندوه بايد بگويم که به دلايل عديده ـ اينکه مدّتي گرفتار جنگ بوديم و مدّتي گرفتار فتنه­هاي ديگر ـ در عرصه­هاي فرهنگي و نهادينه کردن فرهنگ ديني، کار گسترده صورت نگرفته است. نمي­گويم اصلاً کار نشده. آن کارهايي که در دورة جنگ صورت گرفت، اساسي و گسترده بود. در آن دوران، فرهنگ دفاع در اين کشور جا افتاد؛ فرهنگ کمک­هاي مالي به جبهه، يعني ادارة امر مهمي مانند دفاع از کشور توسط خود مردم، در اين کشور راه افتاد و امثالهم.

 

از نظر شما مبرم­ترين مسئلة فرهنگي اجتماعي که بايد بدان پرداخت چيست؟

مواردي چند را مي­توانم بگويم اما مسئله­اي که غم جانکاه بنده است و به هر کجا هم که توانسته­ام، گفته­ام ـ البته مأيوس از رحمت خدا نيستم ـ اين است که من به وضعيت حجاب و عفاف در جامعه سخت معترضم. معتقدم اين پوششي که در جامعة ما، به خصوص در مراکز استان­هاي ما وجود دارد، مطلقاً پوشش اسلامي نيست. با اين پوششي که اسمش را مانتو مي­گذارند، با پيدا بودن موهاي سر، گردن، و با آرايش­هاي آنچناني به جامعه آمدن، ضدّ اسلامي است.

 

اين را در راستاي سؤال اول مي­پرسم که چرا جامعه به اين شکل در آمده است؟

من معتقدم اين به خاطر افراط و تفريط­هايي است که در اين سي­سال اعمال شده است. در يک دوره­اي اين بود که تظاهرات مي­کردند عليه بي­حجاب­ها و اسيد مي­پاشيدند و تيغ مي­زدند. عجيب است برخي از فراري­هاي کنوني از تيغ­زن­هاي آن روز بودند، همان­هايي که امروز بسياري از مقدّسات را انکار مي­کنند. بعد در بُرهه­اي آمدند و گفتند فقط کار فرهنگي بايد کرد. الآن هم متأسفانه بعضي­ها فکر مي­کنند فقط با کار فرهنگي مي­شود مشکل را حل کرد. در حالي که منطق امام صادق(ع) اين است که بايد کار فرهنگي و کار اجرايي با هم پيش برود. کار اجرايي و کار فرهنگي بايد با هم باشند.

من از اين وضعيت فرهنگي کشور، به خصوص در عرصة حجاب، احساس خطر مي­کنم. حملة آمريکا وحشتناک نيست، ملّت را آبديده­تر مي­کند، حملة نظامي وحشتناک نيست. اما آنچه از درون، ملّت را پوک مي­کند، اين ابتذال است. يکي از مسئولين آمريکايي گفته بود که ما بايد تلاش کنيم در ترويج مانتوهايي که در ايران هست! اين براي پيشبرد اهداف ما بسيار مهم است! يکي از نويسندگان اسلام­ستيز فرانسوي هم گفته بود آمريکا براي مبارزه با انقلاب ايران، لازم نيست ايران را بمباران کند، فقط کافي است که مانتوهاي کوتاه را ترويج کند! چرا اين بساط به وجود آمده؟ اين شايستة تحليل مفصّل است. نمي­توان از تأثير صدا و سيما، بخصوص سيما غافل بود. تأثير فيلم­هاي سيما يا سينما را نمي­شود منکر شد. البته نقد بايد منصفانه باشد و خدمات اين دستگاه را هم بايد بگوييم. صدا و سيما خدمات فراواني داشته، ولي آنچه اکنون ديده مي­شود، اين وضعيتي است که شاهدش هستيم. از طرف ديگر، سامان نداشتن روند مقابله با اين جريانات، سليقه­اي عمل کردن، يا رفتارهاي نابجا و مسئله­دار مانند اينکه يک مسئولي به بهانة جذب حداکثري سراغ هنرپيشه­هاي مبتذل مي­رود و امثال اين­ها، موجد وضعيت امروز جامعه است. بايد يک جايي به طور مشخص، متولّي کار بشود و همه از آن حمايت کنند. متأسفانه چنين جايي در کشور ما نيست و ما روز به روز شاهد بدتر شدن وضعيت حجاب در جامعه هستيم. من در اين زمينه با مسئولين قضايي صحبت کردم، با مسئولين فرهنگي صحبت کردم، با مسئولين سياسي صحبت کردم، اما نمي­دانم کِي قرار است اين مشکل حل شود.

 

آيا مسئولين متصدي امور در سطوح اجرايي اين خطر را درک نمي­کنند؟ همان طور که گفتيد حجاب موضوع مهمي است و در واقع عرصة اصلي تقابل فرهنگي ما و غرب همين موضوع است!

اي کاش فقط درک نمي­کردند! درد ما اگر اين بود که درک نمي­کنند، باز حلّ مسئله راحت­تر بود! آنچه درد ما را تشديد مي­کند، اين است که برخي تفکر ديگري دارند. فکرشان اين است که جامعه را بايد آزاد بگذاريم. اين تفکر خطرناک است. مي­گويند جامعه را آزاد بگذاريم تا هر کس مي­خواهد باحجاب باشد، چادر داشته باشد، حتّي پوشيه بزند، هر کس هم نخواست، در انتخاب پوشش آزاد باشد. اين تفکر بسيار خطرناکي است. از حملة نظامي آمريکا هم خطرناک­تر است. اين دقيقاً ليبراليسم فرهنگي است.

 

به نظر شما چه راهکارهايي براي تعميق فرهنگ ديني در جامعه وجود دارد؟ با توجه به توضيحي که داديد، يکي از راهکارها برمي­گردد به ترويج حجاب يا رفتارهاي ديني ديگر. راهکار اجرايي اين چيست؟ از چه طريقي ورود کنيم به موضوع که بتوانيم در جامعه زيست صحيح اسلامي را ترويج کنيم؟

در خصوص حجاب، من طرح­هايي دارم. اما اگر به صورت کلان بخواهيم صحبت کنيم، تأثير صدا و سيما و به خصوص سيما بسيار مهم است. امام(ره) تعبير بسيار دقيق و زيبايي از صدا و سيما داشتند: «دانشگاه بزرگ اسلامي». اگر ما بتوانيم براي صدا و سيما برنامه­ريزي شايسته داشته باشيم، بسيار مي­توانيم تأثيرگذار باشيم. اما متأسفانه از ظرفيت اين نهاد عظيم آنچنان که بايد استفاده نمي­شود. به عنوان نمونه صدا و سيماي ما در عرصه­هاي ديني انصافاً مايه مي­گذارد. اين را نمي­شود انکار کرد. يعني در مناسبت­هاي ويژه، اگر کسي در خانه­اش بنشيند، بهترين مداحي­ها، بهترين سخنراني­ها را مي­تواند ببيند و بشنود و بهره ببرد. اما اين­ها متأسفانه حساب­شده و مداوم نيست. مثلاً از نگاه ديني، مراسم دعاي ندبه يک حمام روحي است که آدم را پاکيزه مي­کند و سيما هم بهترين مجلس برگزارشدة دعاي ندبه را پخش مي­کند. اما بلافاصله مي­بينيد بعد از آن يک فيلم خارجي با زن­هاي آن چناني پخش مي­شود. درست مثل يک آب لجن است که به آدم بپاشند!

آنچه به نظرم مي­رسد اين است که بايد کمک کرد به صدا و سيما، تا جهت­گيري همة برنامه­ها، ديني باشد. ما يک نظام اسلامي هستيم. معناي نظام اسلامي اين نيست که ما در مناسبت­هاي ديني برنامه­هايمان غليظ باشد و در غير آن، جور ديگري باشيم. من حرفم اين نيست که خشک عمل کنيم و همه­اش روضه پخش شود، يکسره تفسير قرآن بگذاريم. نه! ورزش هم داشته باشيم اما در ورزش معيارهاي اسلامي را هم رعايت کنيم. بعضي از بزرگان رسماً فتوا دادند که ديدن تصاوير آقايان در حال ورزش براي زنان جايز نيست. در سيما بايد تدبيري بينديشند در اين رابطه. حتّي در برنامه­هاي علمي مراقب باشند که رفتارها غير اسلامي نباشد. در همة برنامه­ها بايد جهت­گيري ديني ملحوظ باشد. البته به صدا و سيما بايد حق بدهيم زيرا معيارهاي لازم به آن داده نشده است.

 

اين معيارها را از نظرات حضرت امام(ره) يا مقام معظّم رهبري و مراجع محترم که مي­شود استخراج کرد و صدا و سيما هم مراکز پژوهشي دارد...

بله. در وجود اين معيارها بحثي نيست. اما بايد يک اتاق فکر بيايد اين­ها را استخراج و کاربردي کند تا مثلاً معلوم باشد که در ورزش چه چيزهايي نبايد باشد، و چه چيزهايي بايد باشد. ما در عرصة فرهنگ ديني بايد به مسئلة رسانه، از راديو و تلويزيون گرفته تا روزنامه­ها، خيلي بها بدهيم. راهکار دوم در عرصة آموزش است. ما نهادي داريم به نام آموزش و پرورش. از کلاس اول دبستان و حتّي قبل از آن در مُشت نظام فرهنگي کشور است تا دانشگاه. اگر مي­خواهيم فرهنگ ما ديني بشود، نگاه ما از بسم­الله دبستان بايد ديني باشد. باز تأکيد مي­کنم، نگاه ديني اين نيست که همة کتاب­ها بشود تعليمات ديني. نه! جهت­گيري ديني بايد در همة علوم ملحوظ باشد. اصولاً ما معتقد نيستيم به فيزيک اسلامي و فيزيک غيراسلامي، شيمي اسلامي و شيمي غيراسلامي. اين­ها فرمول و قاعده است و اسلامي و غيراسلامي ندارد. اما جهت­گيري ارائة اين­ها بايد ديني باشد.

نقش نهادهاي ديگر را هم نمي­شود کم گرفت. اين البته فقط مربوط به سازمان تبليغات اسلامي نيست. من سخت معتقد به تبليغ چهره به چهره هستم. روزي در اين مملکت حکومت طاغوت وجود داشت. صدا دستشان بود، سيما دستشان بود، روزنامه­ها و همه چيز دستشان بود. ما چطور توانستيم يک ملّت را از چنگ آن­ها برهانيم؟ من معتقدم از عوامل مهم، همين تبليغ چهره به چهره بود و جلسات گوناگون ديني برقرار مي­شد. علما براي اداري­ها جلسة جدا داشتند، براي زن­ها جلسة جدا داشتند، افراد مختلف در خانه­هايشان جلسه داشتند. اما الآن آن نوع تبليغ محدود شده به صدا و سيما و جلسات بزرگ و پُرجمعيت. من معتقدم بايد براي هر بيست­نفر يک طلبه باشد و اين­ها بنشينند و شبهاتشان را مطرح کنند و پاسخ بگيرند. مرحوم آيت­الله مقدّسي که از دوستان قديمي امام(ره) بود، به من گفت که امام(ره) وقتي مي­آمد محلات، به ما مي­گفت براي اينکه ملّت را بسازيم، بايد براي هر ده­نفر يک طلبه داشته باشيم. سلام و درود خدا بر بينش اين بزرگمرد. بايستي اين مطلب براي ما طلبه­ها جا بيفتد که اکتفا به منبر نکنيم. منبر بايد باشد. به ائمة محترم جماعت مي­گويم قبل از نماز بياييد و بعد از نماز برويد. بنشينيد در مسجد و با جوان­ها گفت­وگو کنيد. جوان شبهه دارد، در دبيرستان حرفي گفته­اند، در دانشگاه­ها، در سايت­ها غوغا مي­کنند و شبهه درست مي­کنند در ذهن جوانان. اين بايد با تبليغ چهره به چهره پاسخ داده شود. چهارمين راهکار، استفاده از فضاي مجازي است. روزي ابزار فرهنگي ما فقط کتاب بود. بعد نوار هم اضافه شد. الآن ديگر ببينيد چه خبر است؟ سايت، وبلاگ، و امثال آن براي ارتباط با انواع مخاطب وجود دارد. ما از اين ابزار بايد براي گسترش فرهنگ ديني استفاده کنيم.

 

با فعاليت سازمان تبليغات اسلامي هم قطعاً آشنا هستيد. سازمان در اين مواردي که شما اشاره کرديد تا حدودي ورود کرده، مثلاً در زمينة فضاي مجازي، سايت تبيان و مؤسسة تبيان چند سال است که فعال است و به وضعيت خوبي هم رسيده، يا در زمينة تبليغ چهره به چهره، طرح گفتمان­هاي جوان طرحي است که در همة استان­ها اجرا شده و مي­شود يا روحانيوني که اعزام مي­شوند به جاهاي مختلف، جاهاي دورافتاده و روستاها و شهرهايي که احتياج دارند. اين تبليغ چهره به چهره به اين شکل دارد انجام مي­شود. به نظر شما تأثير سازمان تبليغات اسلامي در تبليغ فرهنگ ديني تا چه حد است و تا چه اندازه موفّق بوده که رسالت خودش را انجام بدهد؟

من معتقدم که جنگ نرم و جبهة فرهنگي، جبهه­اي است همانند جبهة جنگ سخت! يعني در جبهة جنگ سخت وقتي ما مي­خواستيم منطقه­اي را بگيريم بايد از يک طرف لشکر محمد رسول­الله(ص) عمل مي­کرد، از يک طرف ديگر لشکر نجف اشرف عمل مي­کرد، از يک طرف ديگر هم لشکر امام حسين(ع). اگر يکي از اين­ها عقب مي­افتاد، عمليات شکست مي­خورد. من معتقدم مبارزه با معضلات فرهنگي، اين هماهنگي را لازم دارد. من همان مثال حجاب را بزنم. الآن هر دلسوزي احساس خطر مي­کند از اين وضعيت گستردة بدحجابي! اين يک عمليات لازم دارد. در اين عمليات، صدا و سيما بايد وظيفه­اش را عمل کند، آموزش و پرورش بايد به وظيفه­اش عمل کند، نيروي انتظامي بايد به وظيفه­اش عمل کند، دستگاه قضايي بايد به وظيفه­اش عمل کند، وزارت بازرگاني بايد به وظيفه­اش عمل کند، مديريت سينماها بايد به وظيفه­اش عمل کند. شايد از وزارت بازرگاني که اسم مي­برم، شما تعجب کنيد. اما ببينيد وقتي قيمت يک چادر مناسب چهل پنجاه هزار تومان است، چه بسا يک خانواده­اي کم­بضاعت باشد و نتواند آن را تهيه کند...

 

در حالي که يک مانتو شايد يک­سوم قيمت يک چادر باشد...

بله. مي­خواهم بگويم همة اين­ها بايد هماهنگ با يکديگر عمل کنند. شوراي عالي انقلاب فرهنگي مصوّبه­اي دارد که بسيار جالب است و سهم همة نهادها را مشخص کرده است. اين مصوّبه حدود سيصد بند دارد و در سطح کلان، وظيفة همة نهادها را مشخص کرده است. متأسفانه اين مصوّبه زمين مانده و اجرا نمي­شود.

 

چرا اجرا نمي­شود؟ اين موضوع مهمي است...

به وزارت ارشاد دادند که عمل کند، عمل نکرد! به هر حال بايد يکي مجري باشد. معتقدم ما در عرصة مصوّبه هيچ کمبودي نداريم. ما متولّي مي­خواهيم. در مورد سازمان تبليغات اسلامي بايد بگويم تلاش بسيار از سوي آن به عمل آمده اما در جامعه باز هم ما مشکل فرهنگي داريم. بايد علّت اين امر را بجوييم. کاري که سازمان تبليغات انجام مي­دهد مثل اين است که سيل خروشاني آمده و ما چند گوني شن جلو کوچة خودمان مي­گذاريم که خانة ما را نبرد. آن سيل، سيل تهاجم فرهنگي است. بايد نهادهاي فرهنگي به طور جدّي برنامه­ريزي کنند. هر کسي سهم خودش را انجام دهد و کلّ کار هم يک متولّي داشته باشد که آن متولّي با هر دستگاهي که سهم خودش را انجام نداد، برخورد قانوني بکند. به هر حال، سازمان تبليغات اسلامي در حدّ توانش کار کرده و تلاش هم مي­کند. آن سايت تبيان هم که اشاره کرديد، کار گسترده و ارزشمندي است. اما احساس مي­کنم ما در بدنة مردم کمتر هستيم. سازمان تبليغات چقدر مبلّغ مي­گيرد؟‌ در تهران چقدر مسجد داريم؟ چند امام جماعت داريم؟ از همين ظرفيت­ها بايد استفاده کنيم و برنامه­ريزي کنيم. بايد گزارش بدهند که هر شب در مساجد تهران دويست جلسه برقرار است؛ در اين مسجد، جلسة تحليل سياسي است، در يک مسجد ديگر جلسة تحليل اعتقادي برقرار است، و قس عليهذا. به اين ترتيب هر کس بر اساس علاقه و نيازش، مجلسي را پيدا مي­کند که در آن حضور داشته باشد. احساس من اين است که تا متولّي خاص پيدا نکند فرهنگ ديني، مشکل فرهنگي جامعة ما حل نخواهد شد. چهار مطلب را بنده عرض کردم.

در سازمان تبليغات اسلامي، آقاي خاموشي يک چهرة فرهنگي است. من خوشحالم که ايشان مردِ کار است، مردِ شعار نيست. اسم بامسمّايي هم دارند، با چراغ خاموش کارشان را پيش مي­برند! تدبير لازم را دارند، تلاش زياد مي­کنند، ولي چون تهاجم فرهنگي، سيل گسترده­اي است، اين تلاش­ها به چشم نمي­آيد. سازمان تبليغات اسلامي وظيفة بسيار مهمي در نشر و تثبيت فرهنگ ديني دارد. سازمان تبليغات در سطح كلان چنين وظيفه­اي دارد. اينکه تا چه حد موفّق بوده، منصفانه بايد گفت درصد خوبي از موفقيت را به دست آورده است. اما با توجه به كثرت نيازها و كمبود برخي امكانات، انتظار كارهاي بزرگ­تري هست.

 

راجع به طرح­هايي که براي حجاب داريد اگر ممکن است توضيح بفرماييد.

يکي را مي­گويم. من معتقدم ما از نُه­سالگي که دخترها به سن تکليف مي­رسند، به تناسب سنشان در کتاب­هاي درسي آن­ها بايد موضوع حجاب را بياوريم و هر سال هم اين اطلاعات را نو کنيم با ادبيات جذاب. کلاس سوم، چهارم، کلاس پنجم، اول راهنمايي، دوم راهنمايي، مدام اين موضوع را بياوريم. اول که مي­آيند براي نام­نويسي، جزوة کوچکي به آن­ها بدهيم. يک طرح ديگر هم اين است که حجاب را تشويق کنيم و بدحجابي را تقبيح. متأسفانه گاهي برعکس عمل مي­شود. مدارس ما بايد موضوع حجاب برتر را جدّي بگيرند.

 

 

 

چهارشنبه 26 خرداد 1389 - 16:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری