دوشنبه 31 تير 1398 - 21:31
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

روزي روزگاري ستارخان

 

روزي روزگاري ستارخان

نوبت چاپ اول: 1387

انتشارات: شكوفه

نويسنده: علي ناصري

تصويرگر: عليرضا جلالي‌فر

وابسته به مؤسسه انتشارات اميركبير

اين داستان تاريخي با استفاده از منابع تاريخي با استفاده از منابع تاريخي معاصر، زندگي و زمانه اين سردار آزادي‌خواه عهد مشروطه را به تصوير درآورده است.

اين داستان بلند كه براي گروه سني «د» تأليف شده است در 20 فصل همچنين وقايع و رخدادهاي سياسي و اجتماعي دوران مشروطه را در تبريز بازگو كرده است.

در بخشي از اين كتاب مي‌خوانيم: روز سوم تيرماه 1287 همه چيز در تهران تمام شده بود و لياخوف روسي مجلس را به توپ بسته بود. گروهي از آزادي‌خواهان سر به نيست شده بودند. محمدعلي شاه احساس آرامش مي‌كرد. حالا او مي‌توانست به راه اجداد خود ادامه دهد. ولي هنوز مشروطه در يكجا نفس مي‌كشيد و شاه نگران آن منطقه بود».

محمدعلي‌ شاه تمام توان خود را به كار بسته بود تا ريشته مشروطه را در تبريز بخشكاند مؤلف در خصوص شرايط مشروطه‌خواهان آورده است: «سرما و محاصره دو خطر جدي براي تبريز و مشروطه بود تمام مستبدان به اميد اين بودند كه گرسنگي و سرما، كمر سردار مشروطه را بشكند. سردار هم هميشه همراه مردم بود. به آنان پشت‌گرمي مي‌داد و فشار دشمن را زودگذر مي‌دانست ولي گرسنگي چهره وحشتناك خود را روز به روز عريان‌تر مي‌كرد.»

نويسنده در بخش ديگر اين داستان تاريخي و در خصوص روبه‌رو شدن ستارخان و عين‌الدوله مي‌نويسد:

«در دومين روز ورود سردار به تهران، عين‌الدوله كه با دورويي و نيرنگ خود را به مشروطه خواهان چسبانده بود، به ديدار سردار رفت. سردار، عين‌الدوله را پذيرفت و به رسم ميهمان‌نوازي، حرمتش را به جا آورد. نگاه‌هاي عين‌الدوله به زير بود و ياراي نگريستن در چشم‌هاي سردار را نداشت. سردار همچنان كه نگاهش به او بود...»

خبر مرگ باقرخان، سالار ملي كه به دست چند نفر انجام شده بود، ستارخان را بيش از پيش شكسته‌تر و درمانده‌تر كرد و از طرفي تزارها همه جور ظلم و ستم را به مردم مظلوم ايران روا مي‌داشتند. و اين مصيبت‌ها در آخرين لحظات زندگي سردار وي را بيش از پيش از پاي انداخت.

مؤلف درباره آخرين لحظات زندگي او آورده است، گفت: وصيتم كوتاه است، تسليم نشويد، زير بار زور نرويد، مثل فولاد باشيد. مي‌دانيد مردم به چه چيز بيشتر نياز دارند: آزادي، آزادي. بعد تكاني خورد و آرام گرفت. خيلي‌ها رفتن او را باور نداشتند».

انقلاب مشروطه ايران براي به بار نشستن، صدها آلاله سرخ رنگ را پيشكش ملت ايران كرد و از آن جمله است سردار ملي ايران: ستارخان قره‌داغي، كه با مبارزات و فعاليت‌هاي سياسي خود، بالاخره محمدعلي شاه قاجار را وادار به اعطاي اين هديه ارزشمند و گران‌بها به ملت ايران كرد.

علي ناصري براي نوشتن اين داستان تاريخي از منابعي نوشته عباس پناهي ماكوبي، اسماعيل اميرخيري، احمد كسروي، ابراهيم صفايي، حسن معاصر، احمد پناهي سمناني و مهدي داووي استفاده كرده است. و با قلمي ساده و روان داستاني جذاب و مستند را به مخاطبان خود ارائه نموده است.

 

 

 

چهارشنبه 26 خرداد 1389 - 11:44


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری