دوشنبه 1 آبان 1396 - 0:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

اكرم اماني

 

ملاك در تحقيق و تاليف و ترجمه بايد مفيدبودن اثر باشد

 

  

 گفتگو با حجت الاسلام و المسلمين صادق حسن زاده

 

صادق حسن زاده، يكي از نويسندگان و پژوهشگران فعال در حوزه ديني اين مرز و بوم است كه با تاكيد بر شعار« كوشش بيهوده به از خفتگي» و «اگر نفس را مشغول نكني، نفس تو را مشغول مي كند» همواره در اين مسير پژوهش كرده تا با آثار كم ولي ارزشمند همواره فانوسي بر سرراه جويندگان علوم و معارف اسلامي باشد.

لذا به بهانه نويسندگي كتاب «گنجينه اخلاق» به سراغ ايشان رفتيم تا بيش از پيش گامي را در راستاي شناخت ايشان به مخاطبان اين حوزه برداشته باشيم.

 

لطفاً اندكي در خصوص زندگي، تحصيلات و پيشينه مطالعاتي خود صحبت بفرماييد؟

درسال 1342 متولد شدم و در سال 1355 جهت تحصيل علوم ديني توفيق حضور در حوزه علميه را يافتم و با پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي، مدتي در عقيدتي سياسي به تدريس پرداختم و از سال 1361 دوباره جهت تحصيل به حوزه علميه قم آمدم و با عنايات حضرت ولي‌عصر (عج) و زير سايه حضرت معصومه (ع) به تحصيل پرداختم و از محضر اساتيد بزرگوارم به خصوص حضرت آيت‌الله ميرزا جواد تبريزي، آيت‌الله وحيد خراساني، آيت‌الله جوادي آملي، آيت‌الله اعتمادي، آيت‌الله موسوي تهراني، آيت‌الله راستي كاشاني، آيت‌الله شيخ علي پناه‌ اشتهاردي، آيت‌الله مكارم شيرازي، آيت‌الله سبحاني و اساتيد ديگر، بسيار استفاده كردم و در امور تحقيق و پژوهش از محضر آيت‌الله استادي بهره‌مند شدم.

در كنار تحصيل، به تدريس و تحقيق پرداختم هرچند آثار قابل توجه‌اي ندارم ولي هميشه شعارم اين بوده است كه «كوشش بيهوده به از خفتگي» و «اگر نفس را مشغول نكني نفس تو را مشغول مي‌كند»

در مدتي كه آيت‌الله حاج شيخ رضا استادي مسئوليت كتابخانه مسجد اعظم را بر عهده داشتند اينجانب نيز به عنوان مدير آن كتابخانه حدود هشت سال انجام وظيفه كردم.

علاقه‌مندي شما به مطالعات و تحقيقات در حوزه معارف ديني و شخصيت‌شناسي و شرح حال علما و عرفا چگونه شكل گرفت؟

اساس مطالعه و تحقيق، در درجه اول پاسخ به نياز فكري و معنوي خودم بوده است ودر مرحله دوم سعي كرده‌ام آنچه فهميده‌ام و مفيد است براي ديگران نيز بازگو نمايم يا برقلم آورم. قبل از اينكه وارد حوزه علميه شوم تشنه مطالعه بودم و هر چه پول به دستم مي‌رسيد كتاب مي‌خريدم و هر روز به كتابخانه عمومي شهرمان و كتابخانه مسجد محل مراجعه مي كردم و آنقدر مطالعه داشتم كه مسئولين كتابخانه ها باور نمي‌كردند و چند بار امتحانم كردند كه اين كتاب را برده‌اي خوانده‌اي يا نه؟ به خصوص شرح حال دانشمندان و علما و مخترعان و مبتكران را مطالعه مي‌كردم. هنوز به حوزه نيامده بودم كتاب قصص العلماء را خواندم و چند كتاب ديگر در اين خصوص. مطالعه شرح حال علما در تقويت اراده و هدف‌سازي براي انسان بسيار مفيد و تأثيرگذار است و حتي روش تحصيل و روح تحقيق را در لابه‌لاي زندگي آنان مي‌توان به راحتي به دست آورد و يك نوع اعتماد به نفس و حتي خلاقيت در انسان به وجود مي‌آورد. از همه اين‌ها بگذريم با خواندن شرح علما و عرفا، انسانا در خود احساس كمبود علمي و معنوي مي‌كند و تا اين احساس به وجود نيايد شخص به دنبال علم و معرفت و معنويت نمي‌رود. وقتي فهميد چه شخصيت‌هاي بزرگ و بزرگواري بودند كه در اوج علم و تواضع و كرامت و معرفت بوده‌اند سعي مي‌كند آنان را اسوه و الگوي خود سازد و به شبيه‌سازي علمي و معنوي مي‌پردازد.

در حوزه تحقيق و ترجمه آثار بزرگان معارف اسلامي با چه انگيزه‌اي ورود يافتيد و چه آسيب‌هايي را متوجه اين حوزه مي‌دانيد؟

در تحقيق و تأليف و ترجمه بايد ملاك مفيد بودن آن اثر باشد يا مي‌خواهد حرف‌ تازه‌اي بزند و نوآوري در عرصه‌هاي ياد شده دارد و يا مي‌خواهد با سبك و روش تازه و جديد وارد اين عرصه شود. از بنده بارها پرسيده‌اند كه فلان كتاب ترجمه دارد چرا شما دوباره ترجمه نموده‌ايد؟ من پاسخ اين سؤال را به تفصيل در مقدمه ترجمه اصول كافي آورده‌ام ولي به اختصار اشاره داشته باشم كه هر ترجمه ويژگي خود را دارد آيا كتابي كه پنجاه سال پيش ترجمه شده و با اصطلاحات آن روز با زبان فارسي برگردانده شده امروز نيز قابل استفاده براي نسل جديد است يا نه؟

شايد بعضي ترجمه ها چنين باشند ولي همه آن‌ها چنين نيستند. در ترجمه‌اي ديدم كه نوشته: يكي از اصحاب براي يك يهودي مزدوري مي‌كرد! يعني كارمزد مي‌گرفت و روزمزد بوده است در حالي كه امروز به معني جاسوس به كار مي‌رود.

صدها اصطلاح جديد و كلمات جديد پديد آمده كه ما در ترجمه‌ها آن‌ها را به كار برديم تا مورد پسند و اشتياق فارسي زبان امروزين و براي نسل جديد باشد. بعضي از دوستان به اين نكته توجه نكرده‌اند لذا وقتي با تأليف يا ترجمه جديدي مواجه مي‌شوند بدون اينكه مراجعه نمايند و منصفانه به مقايسه ترجمه قديم و جديد بپردازند از ترجمه جديد انتقاد مي‌نمايند آن هم به قصد تخريب نه اينكه بخواهند رفع اشكال نمايند حتي پا از اين فراتر مي‌گذارند به نقد مترجم مي‌پردازند و علم و توانايي او را زير سؤال مي‌برند و در اين راستا به افراط و تفريط دچار مي‌شوند و چون با ذهنيت خاصي كتاب را نقد مي‌كنند خودشان دچار بي‌انصافي و شتابزدگي حتي تهمت گرفتار مي‌آيند و لازم است در اين مورد آسيب‌شناسي دقيقي به عمل آيد تا حق كسي ضايع نشود و تلاش خالصانه مؤلفان و مترجمان با چند كلمه مغرضانه هدر نگردد.

شما در خصوص كودكان و نوجوانان نيز مجموعه‌هاي ويژه‌اي را منتشر كرده‌ايد چه نيازي را در اين فضا احساس مي‌كنيد؟

در عرصه آموزه‌هاي ديني براي كودكان و نوجانان آن‌‌طور كه شايد و بايد موفق نبوديم، در حالي كه بذر معرفت و معارف ديني در همين دوران در مزرعه دل اين عزيزان بايد پاشيده شود تا ثمره و ميوه آن را در دوران جواني و بزرگسالي ببينيم. حدود سال 1369 بود كه مسابقات فراواني در سطح كشور برگزار مي‌شد. در مدارس و مساجد و محافل فرهنگي. نوجوانان عزيز حضوري يا تلفني از اينجانب سؤالاتي مي‌كردند و وقتي به خانه مي‌آمدم مي‌ديدم فرزندان همسايگان چند تا از اين برگه‌هاي مسابقات قرآني و معارف ديني را به منزل ما آورده‌اند و سريع هم پاسخ آن‌ها را مي‌خواهند حتي بچه‌هاي اقوام و خويشان از شهرستان مرتب تماس مي‌گيرند و از اين قبيل سؤالات را مي‌پرسند. من كتابي را سراغ نداشته‌ام به آنان معرفي نمايم لذا خودم دست به كار شدم و مجموعه‌اي را در پنج جلد فراهم آوردم تا اين نياز نوجوانان حل شود و چنين نيز شد و با معرفي اين كتاب‌ها آن‌ها بسياري از پاسخ‌ سؤالات خود را در آن كتاب‌ها مي‌يافتند بعداً اين نوع كتاب‌ها بيشتر و بهتر تأليف شد و به بازار كتاب آمد.

آن مجموعه عبارتند از «كليد قرآن»، «كليد نهج‌البلاغه»، «كليد معارف»، «كليد بهشت» و «كليد خوشبختي».

انتخاب آثارتان براي ترجمه و تأليف بر اساس چه نيازي صورت مي‌گيرد؟

بر اساس گسترش و تقويت باورهاي ديني و تثبيت آن در دل‌ها در اين روزگار آشفته بهترين وسيله نجات و خوشبختي، قرآن و عترت است. لذا هر چه بيشتر جوانان را با اين دو چشمه زلال حقيقت آشنا كنيم آنان را از شبهات نجات داده‌ايم و به جاي اينكه مرتب كتاب‌هاي خارجي را ترجمه كنيم و آن‌ها را اسوه و سخنان آنان را به خورد نسل جوان بدهيم آنان را با احاديث چهارده معصوم (ع) آشنا كنيم. آناني كه هر چه گفته‌اند خود تنديس آن بوده‌اند در حالي كه وقتي كتاب «اميل» ژان ژاك روسو را مي‌خواني لذت مي‌بري و چقدر سخنان خوب در باب تربيت گفته‌ است ولي در كتاب «اعترافات» اعتراف مي‌كند كه من نمي‌توانم تربيت فرزندم را به عهده بگيرم لذا آن نوزاد را در كوچه رها مي‌سازد؟ لذا در وهله اول تبليغ سخنان اهل عمل و گسترش آن وظيفه ماست. اين فرمايشات چراغ زندگي و فرزانگي است و در وهله دوم اشكال ندارد ببينيم بزرگان جهان غرب چه گفته‌اند و اگر مقايسه‌اي هم به عمل آوريم ارزش سخنان گهربار و راهگشاي اهل‌بيت (ع) را بيشتر درك خواهيم كرد.

كتاب گنجينه اخلاق را بر چه مبنايي جهت كار انتخاب گرديد؟

 كتاب «گنجينه اخلاق» كه همان «جامع‌الدرر» آيت‌الله سيدحسين فاطمي‌ قمي است بر اساس همان مفيد و سودمند بودن انتخاب شد. پر از نكته‌هاي حكيمانه و عالمانه است. احياي اين كتاب را وظيفه خود دانستم و الحمدالله با استقبال اهل علم مواجه شد.

كمي در خصوص ويژگي‌هاي اين اثر و مؤلف آن توضيح بفرماييد؟

اين اثر ارزنده، يادداشت‌هاي آيت‌الله فاطمي است كه بيشتر در سخنراني‌هاي خود آن‌ها را عنوان مي‌كرد و توضيح مي‌داد آنان كه اين مجالس را درك كرده‌اند آن را بسيار تأثيرگذار دانسته‌اند. بعد از ارتحال آيت‌الله ميرزا جواد آقا تبريزي عارف نامي، اين شاگرد دلسوخته درس‌هاي اخلاق را به سبك ايشان برگزار مي‌كرد و مجلس دعاي توسل و كميل بر پا مي‌كرد و شيفتگان اخلاق و عرفان در آن مجالس حضور مي‌يافتند. آيت‌الله فاطمي استاد اخلاق بود كه به عنوان اسوه و الگو مطرح بودند. در كتاب «طيب دل‌ها» و «ناگفته عارفان» مطالبي درباره ايشان آمده است براي اطلاع بيشتر به آن دو كتاب مراجعه شود.

ويژگي اين گونه كتاب‌ها يعني كتاب‌هايي كه به شكل كشكول‌وار نوشته مي‌شوند چيست و آيا با مخاطبان امروز ارتباط برقرار مي‌نمايد؟

اگر به سبك كشكول شيخ بهايي باشد هم مفيد است و هم مي‌تواند با شيفتگان علم و دانش ارتباط برقرار كند. البته در عصر حاضر كتاب‌هايي كه كشكول‌گونه است نوشته شده و چون مطالب علمي و اخلاقي و اعتقادي و عرفاني در آن يافت مي‌شود مورد استقبال است مثل كتاب «هزار و يك نكته» آيت‌الله حسن‌زاده آملي، كشكول منبر آيت استادي اين نوع كتاب‌ها داراي تنوع هستند و نكته‌هاي ارزشمندي در آن فراهم آمده است اينجانب نيز چنين يادداشت‌هايي داشتم كه اخيراً تنظيم كرده و به نام «تحصيل حاصل» در اختيار عزيزان قرار خواهم داد.

آيا در اين گونه از كتب تعمداً عدم دسته‌بندي مطالب انجام مي‌گيرد يا اينكه چنين متون و مجموعه‌هايي بر اساس ذوق و علايق نويسنده و گردآورنده به شكلي اتفاقي انجام مي‌شود؟

مي‌توان گفت اكثراً از روي تعمد و كاملاً آگاهانه است تا خواننده از يكنواختي آن خسته نشود. كتاب را باز مي‌كند حديثي مي‌خواند چند سطر بعد شعري و سپس سخن خنده‌داري آنگاه يك مسأله علمي عميقي را مطالعه مي‌كند آيا چنين كتابي خسته‌كننده است يا رفع خستگي مي‌كند؟

جنابعالي در برگزاري كنگره «مقدس اردبيلي» و «محقق خوانساري» همكاري داشته‌ايد بزرگداشت اين گونه شخصيت‌ها را چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

معرفي اسوه‌هاي علم و معرفت و اخلاق و عرفان يك وظيفه است و احياي آثار ارزنده آنان كه با چه زحماتي تأليف شده و به دست ما رسيده است. روش بنده هم اين است كه اگر يك اثر ارزنده يا يك ترجمه دقيق را ديدم كه به فراموشي سپرده مي‌شود به احياي آن اقدام مي‌كنم تا آثار بزرگان از بين نرود. آناني كه خالصانه و صادقانه دست‌آوردهاي علمي نوشته‌اند و چقدر ارزشمندند در اين راستا بوده كه بنده به تصحيح و ويرايش كتاب «گنجينه اخلاق»، «خصائص فاطميه» محقق واعظ تهراني (كجوري)، «ترجمه مراقبات» حكيم خسرواني و «ترجمه لهوف» مرحوم طاهري دزفولي پرداختم. كنگره مقدس اردبيلي و محقق خوانساري كه به همت استاد بزرگواري حضرت آيت‌الله استادي برگزار شد بسيار ارزشمند بود و مجموعه آثار آن دو محقق نامدار احيا شد آن هم با كمترين هزينه و بدون ريخت و پاش‌هايي كه در بعضي از كنگره ديده مي‌شود.

چه آسيب‌هايي را متوجه اينگونه كنگره‌ها مي‌دانيد و چگونه مي‌توان موجبات ارتقاء آن را فراهم نمود؟

بايد كاملاً علمي برگزار شود و مسئولين كنگره از تخصص علمي برخوردار باشند مثلاً اگر هزينه آن را ارشاد اسلامي داده به خود اجازه ندهد كه حتماً در اين كنگره فلان شخصيت سياسي كه هيچ آشنايي و تخصصي در مورد آن شخصيت و آثار علمي او ندارد بيايد سخنراني كند و كنگره را از شرايط علمي خارج نموده سياسي اش نمايد و افراد دلسوز هزنيه‌ها را كنترل نمايند. جلوي ريخت و پاش را بگيرند و همچنين سعي شود بيشتر از جوانان در ارائه مقالات و فعاليت علمي كنگره استفاده گردد چون هم وقت زياد دارند و هم با علاقه و شور خاصي تحقيق را انجام مي‌دهند البته با افراد برجسته علمي كه مشغله زيادي دارند مشورت نمايند تا از خطاها احتمالي پيشگيري شود. در بعضي از كنگره‌ها از شخصيت‌هايي درخواست مقاله مي كنند كه فرصت كافي را ندارند در دانشگاه‌ها در حوزه ما حتي در كارهاي اجرايي مشغولند لذا وقت تحقيق عميق و مراجعه به كتاب‌هاي متعدد و جديد را ندارند لذا يك مقاله سطحي مي‌دهند و چون شخص عنوان‌داري است آن تحقيق پذيرفته مي‌شود در حالي كه يك محقق جوان شايد بتوان با مشورت با او بهترين مقاله و تحقيق را ارائه دهد. يكي از آسيب‌ها هم نفوذ عده‌اي در كنگره‌ها است كه صلاحيت كافي را ندارند و فقط مي‌خواهند عنواني در آن بيابند نه صلاحيت علمي دارند و نه روح تحقيق.

 چه آثار ديگري را در دست تحقيق داريد؟

كتاب «جام عرفان» كه در مورد زيبايي‌ها و ماجراي كربلاست و توضيح اين جمله ارزنده حضرت زينب كبري (س): «ما رأيت الا جميلاً». كتاب «تحصيل حاصل» كه يادداشت‌هاي اخلاقي، اعتقادي و علمي تحقيقي است كه مي‌توان آن را «كشكول» ناميد. «منتخب بحارالانوار» همراه با اعراب‌گذاري و ترجمه در بيست جلد.

 شرح حال‌نويسي علماء و عرفا بايد از چه‌ ويژگي‌هايي برخوردار باشد؟

دقت در نقل مطالب و اكتفا نكردن به شنيدن‌ها و افراط و تفريط نكردن در نقل مطالب و كرامات و غيره برجسته كردن نكته‌هاي آموزنده علمي و اخلاقي. تأكيد بر اين نكته كه اگر دستورالعمل‌هايي در لابلاي شرح حال آمده است عمل به آن‌ها زير نظر استادان اهل فن خواهد بود و خودسرانه نبايد باشد. سعي شود به اين وسيله اعتماد نفس در خواننده تقويت شود و راز و رمز موفقيت آنان در امور علمي و معنوي بازگو گردد كه اين مطالب قطعاً در شخصيت افراد اثر شگفت‌انگيزي دارد و مي‌تواند سرنوشت افراد را عوض نمايد.

 حرف پاياني؟

ميراث ارزنده‌اي كه از گذشتگان به دستمان رسيده قدر بدانيم و آن‌ها را احيا نماييم و فرزانگاني برجسته و تأثيرگذار را در سطوح مختلف (كودكان، جوانان و بزرگسالان) معرفي نماييم به خصوص شرح حال فرزانگان در مدارس و محافل فرهنگي توزيع شود و برگزاري مسابقات يكي از راه‌هاي آشنايي با نسل جوان با آن‌هاست و تهيه فيلم از زندگي بزرگان چندبرابر كتاب تأثيرگذار است چنانكه برنامه «حديث سرو» شرح حال عارفان و فيلم‌هايي كه از زندگي امام خميني، ملاصدرا و بوعلي‌سينا، زكريا رازي از تلويزيون پخش شده بسيار تأثيرگذار بوده است.

 

دوشنبه 24 خرداد 1389 - 13:40


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری