شنبه 29 تير 1398 - 16:58
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

داود خسروي

 

استعدادي كه به ثمر ننشست

 

به ياد محمدرضا اعلامي

 

محمدرضا اعلامي كه روز پنجشنبه ششم خرداد بر اثر سكته قلبي درگذشت در ابتداي دهه 60 به عنوان يكي از استعدادهاي جوان و خلاق سينماي ايران با فيلم «نقطه ضعف» درخشيد. او در حالي در 54 سالگي درگذشت كه پس از فيلم اولش هرگز شرايط مساعدي براي فعاليت نيافت.

زنده‌ياد اعلامي فعاليت در سينما را دستياري مسعود كيميايي در «خط قرمز» آغاز كرد. سر صحنه همين فيلم بود كه اعلامي با عليرضا زرين‌دست آشنا شد و اين فيلمبردار با سابقه پشت دوربين اولين ساخته او ايستاد.

«نقطه‌ ضعف» برداشتي آزاد از رماني به همين نام نوشته آنتونيس ساماراكيس بود. فيلم در شرايطي ساخته شد كه سينماي ايران هنوز دچار بلاتكليفي بود. اعلامي هوشمندانه فيلمش را به فضايي بدون زمان و مكان برد و اثري خوش پرداخت خلق كرد. فيلم درباره دو نفر است كه تحت نظر سازمان امنيت هستند و در رستوراني قرار ملاقات دارند. يك نفرشان دستگير و ديگري كشته مي‌شود. سازمان از فرد دستگير شده شناخت و مدركي ندارد. بنابراين قرار مي‌شود كه او را به سازمان مركزي ببرند تا در روبه‌رويي با همكارش (كه در واقع كشته شده) از او اقرار بگيرند. اما واقعيت اين است كه قرار است در طول راه دو نفر مأمور همراه با رفتار دوستانه‌شان با فرد دستگير شده، هويت او را كشف كنند. اما در طول راه مأمور اصلي نيز تحت تأثير مجرم قرار مي‌گيرد. در پايان مأمور دچار يك بحران روحي قرين به جنون مي‌شود.

اعلامي 27 ساله با اولين ساخته‌اش توانست نام خود را به عنوان كارگرداني كه درك درستي از سينما دارد ثبت كند. او با انتخاب يك دستمايه خوب سينمايي تيزبيني خود را نشان داد. تا آنجا كه بسياري كوشيدند موفقيت فيلم را بيشتر به امكانات تصويري كتاب نسبت دهند. اما واقعيت اين است كه فيلم به هر حال نشان‌ دهنده كنترل كارگردانش بر عوامل جلو و پشت دوربين، و البته همياري فيلمبردار در تصويركردن ذهنيت اوست. «نقطه ضعف» كه يكي از خوش‌تكنيك‌ترين فيلم‌هاي دهه 1360 سينماي ايران است، براي شركت در بخش مسابقه (براي اولين فيلم يك فيلمساز) بيست و چهارمين جشنواره كارلووي واري (1984) برگزيده شد. اما به موقع به جشنواره نرسيد و در شرايط بد در يك بخش جنبي به نمايش درآمد. همچنين فيلم در چهارمين جشنواره فيلم آسيا (كلكته 1987) و هفته فيلم جمهوري اسلامي ايران در وين (بهمن 1365) به نمايش درآمده است.

در ضمن «نقطه ضعف» جايزه بهترين بازيگر نقش اول (حسين پرورش) در دومين جشنواره فيلم فجر (بهمن 1362) را به دست آورد. «نقطه ضعف»، به عنوان فيلم دهم منتقدين در رأي‌گيري ماهنامه فيلم (دي ماه 1369) براي انتخاب بهترين فيلم‌هاي سينماي ايران پس از انقلاب اسلامي، برگزيده شد.

تورج نوروزي در ماهنامه فيلم درباره نقطه ضعف نوشت: فيلمساز تا حد توانايي براي بي‌زمان و مكان جلوه دادن حوادث و بازسازي آن كوشش كرده است، و غير از چند مورد كوچك (تابلوي خيابان آفريقا) نوشته فارسي كه دوربين تند از آن مي‌گذرد و يا آرم راه‌آهن ايران) شاهد فضاي بي‌هويتي هستيم. لحظه‌هاي گردش مأمور تحقيق با متهم در گوشه و كنار شهر و كنار دريا مؤيد توفيق فيلمساز در بازسازي ماجرا با توجه به امكانات قابل دسترسي است. زدن مهر تأييد به نخستين فيلم اعلامي، كار دشواري نيست.

رضا بزرگي هم در مجله سروش چنين نوشت: نقطه ضعف فيلم خوبي است كه از متني قوي و تكنيكي قابل توجه برخوردار است و مي‌توان آن را نقطه قوتي در سينماي ايران به شمار آورد. فيلم در پاره‌اي از سكانس‌ها تقابل و گاه همگوني انسان‌ها را در بيان عميق احساسات دروني خود به خوبي بيان كرده است. اما با اين هم فيلم نقطه ضعف‌هايي هم دارد. مثل فلاش‌بك‌هاي (رجوع به گذشته) پي‌درپي كه ساختمان پيچيده‌اي به متن مي‌بخشد كه ضرورت اين پيچيدگي در فيلم حس نمي‌شود و بيننده از آن به جايي نمي‌رسد.

پرويز فرخ هم در ماهنامه فيلم نوشت: اعلامي با توجه به اين نكات در القاي پيام جهان شمول و همه‌گير فيلم به تماشاگر ايراني و انطباق آن با ذهن آنان موفق است. وي توانسته است با بهره‌گيري از بيان تصويري مناسب و گاه بكر فضايي بيافريند كه تماشاگر را كاملاً جلب و جذب كرده و تأثير مناسب را بر وي بگذارد. فلاش‌بك‌هاي فيلم، جزيي لازم و جداناشدني از فيلم است. در ابتدا رفتار مأمور تحقيق و راننده با متهم تعجب‌آور مي‌نمايد، اما فلاش‌بك‌ها نشان مي‌دهد كه رفتارها دقيقاً هماني است كه بايد باشد. صحنه‌هاي گردش مأمور تحقيق و متهم در شهر چهان زنده و گيراست كه تماشاگر اصل موضوع را گاه به فراموشي مي‌سپارد و در بي‌خيالي و شادي آنان شريك مي‌شود. و علاقه‌مند مي‌شود كه گردش هرگز به پايان نرسد. از ديگر لحظه‌هاي خوب و بكر فيلم، بيان تصويري يك واقعه از نگاه افراد متفاوت است. اين نوع بيان، به خصوص در صحنه رستوران و جريان دستگيري متهم، بسيار مؤثر و نمايان است. نقطه ضعف با همه ضعف و قوت‌هايش، گامي به سوي سينماي خوب و سالم ايراني است.

پس از ساخته شدن نقطه ضعف در حالي كه انتظار مي‌رفت اعلامي بتواند آثاري در خور اعتنا خلق كند، شرايط به گونه‌اي پيش رفت كه اين اتفاق رخ نداد.

«ترنج»كه سه سال پس از نقطه ضعف ساخته شد، شكست خورد. «شناسايي» هم كه به عنوان اثري متفاوت توسط اعلامي جلوي دوربين رفت، در اكران نتوانست به توفيقي دست يابد. شكست تجاري «شناسايي» كه تهيه‌كننده‌اش نيز خود اعلامي بود، مشكلات زيادي را براي او ايجاد كرد.

«عشق و مرگ» فيلم بعدي اعلامي بود كه كاركرد قابل قبولي در گيشه داشت. ضمن اينكه فيلم يك ملودرام نسبتاً خوش ساخت محسوب مي‌شد.

«افعي» فيلمي بود كه اعلامي براي جبران شكست تجاري «شناسايي» كارگرداني كرد. فيلمي كه موج تازه‌اي در سينماي ايران (ساخت فيلم‌هاي اكشن) را آغاز كرد و پرفروش‌ترين اثر سينمايي سال 72 شد. با آن كه «افعي» جريا‌ن‌ساز شد. اعلامي ترجيح داد در مسير سينماي تجاري حركت نكند و فيلم متفاوت «آن سوي آينه» را كارگرداني كرد.

«آشوبگران» فيلم بعدي اعلامي جزو آن دسته از آثار اين كارگردان است كه مشكلات توليد و حاشيه‌هايي كه در هنگام ساخت آن به وجود آمد، باعث شد حاصل نهايي كاملاً متفاوت از چيزي كه انتظار مي‌رفت از كار درآيد.

«ساقي» در زمان اوج سينماي تين‌ايجري ساخته شد و «رازها» با مرگ ناگهاني اعلامي بدل به آخرين فيلم اين كارگردان ناكام شد. هر چند اعلامي در اين سال‌ها نيز فعاليت‌هايي داشت. او قصد داشت امسال «ماشاالله خان در دربار هارون‌الرشيد» را جلوي دوربين ببرد و دو سال پيش نيز به عنوان يكي از تهيه‌كنندگان فيلم ارزشمند «صداها» مشاركت داشت. زنده‌ياد اعلامي پس از استعفاي مهدي كرم‌پور از رياست شوراي صنفي نمايشي، به عنوان نماينده كانون كارگردانان در اين شورا حضور يافت و گويا قرار بود بعد از مدتي به عنوان رئيس شورا معرفي شود. محمدرضا اعلامي كارگرداني با استعداد و توانا بود كه متأسفانه شرايط حاكم بر سينماي ايران به او فرصت بروز خلاقيت‌ها و توانايي‌هاي بالقوه‌اش را نداد.

«محمدرضا اعلامي از ديدگاه همكارانش»

محمدعلي سجادي (كارگردان): سجادي در گفت‌وگو با باني فيلم گفت: بزرگترين نقطه ضعف اعلامي اين بود كه عاشق كارش بود. متأسفانه اعلامي در جايي زندگي كرد كه به خاطر عشقش به كار دق كرد. متأسفانه حرف زدن در خصوص دوستي كه مرگش را باور نمي‌كنيم بسيار سخت است. من درگذشت اين فيلمساز و همكار گراميمان را به جامعه سينماي ايران تسليت عرض مي‌كنم.

مهدي صباغ‌زاده (كارگردان): صباغ‌زاده هم در گفت‌وگو با باني فيلم گفت: واقعاً از شنيدن اين خبر متأثر شدم و نمي‌دانم چه بگويم؟ آخر اصلاً باوركردني نيست. نمي‌دانم به واقع چه اتفاقي رخ مي‌دهد كه يك چنين انسان سرحالي از پا درمي‌آيد. هفته گذشته من با او تماس تلفني داشتم. اصلاً نمي‌توانم اين مرگ را باور كنم. آيا شرايط اقتصادي، روحي و رواني يك كارگردان باعث فوتش مي‌شود؟ من واقعاً متأسفم و چيزي جز تأسف هم نمي‌توانم بگويم. اميدوارم خداوند روحش را شاد كند.

پوران درخشنده (كارگردان): اين خيلي غم‌انگيز است كه همكاران ما يكي پس از ديگري مي‌روند. اعلامي تمام شور و هيجان و انرژي خود را براي جلسات شوراي صنفي نمايش مي‌گذاشت و به واقع همكار خوبي در گروه ما بود. فقدان اين همكار از دست رفته چيزي جز تأسف براي ما باقي نمي‌گذارد. به واقع همه همكاران يكي پس از ديگري، همديگر را از دست مي‌دهيم و اين بسيار غم‌انگيز است.

مرتضي شايسته (تهيه‌كننده): محمدرضا اعلامي شخصيتي مردمي بود كه بسيار شريف زندگي كرد. او بسيار متواضع و و كارگرداني كار بلد بود و با علم و ادبي كه داشت بسيار مسلط كار مي‌كرد. شايسته كه قرار بود فيلم «ماشاالله در دربار هارون‌الرشيد» اين كارگردان را تهيه كند، گفت: كار ساخت اين فيلم روشن شده بود و مراحل نهايي را طي مي‌كرد و به انتخاب عوامل رسيده بوديم و حتي شب قبل از فوتش با محمدرضا شريفي‌نيا و متولي مدير توليد فيلم جلسه خوبي داشته است كه متأسفانه اجل فرصت نداد تا اين فيلم را به سرانجام برساند.

محمدرضا سكوت (مدير فيلمبرداري): سكوت كه در فيلم‌هاي ساقي و رازها با اعلامي همكاري داشت درباره اين كارگردان فقيد گفت: او آن طور كه شايسته‌اش بود قدر نديد، محمدرضا اعلامي كارگردان خوش‌قلب، خوش‌اخلاق و رئوفي بود و مهم‌ترين خاطره من از همكاري با او اين حسن خلق است. متأسفم كه او در سينماي ايران با بي‌مهري مواجه شد و آن طور كه شايستگي داشت قدر نديد. او قدم اول را در سينماي ايران با فيلم تحسين‌شده و با ارزش (نقطه‌ضعف) برداشت اما در سال‌هاي بعد نتوانست آن موفقيت را تكرار كند در حالي كه استعداد و توان حرفه‌اي داشت و مي‌توانست جايگاهي بلندتر داشته باشد. او از فيلمسازان با استعدادي بود كه در دهه 60 متولد شدند و «نقطه‌ضعف» از او در تاريخ سينماي ايران باقي مي‌ماند. متأسفانه ما در سينماي ايران پس از مرگ عزيزان به سراغ هم مي‌رويم و در زمان حيات قدر همديگر را نمي‌دانيم و اين بي‌مهري‌ها باعث مي‌شود گاهي بعضي‌ها به آنچه استحقاقش را دارند نرسند. اميدوارم خداوند روح اين كارگردان مهربان را قرين رحمت كند و به خانواده او صبر بدهد.

ماهايا پطروسيان (بازيگر): ماهايا پطروسيان كه در فيلم «عشق و مرگ» با اعلامي همكاري داشت در گفت‌وگو با «مهر» گفت: من در اولين فيلمم با آقاي اعلامي همكاري كردم. آن زمان دانشجوي تئاتر بودم و او به من اعتماد كرد و يك نقش مكمل متفاوت را به من سپرد. او زمينه معرفي من به سينماي ايران را فراهم كرد و اين فرصت را به من داد تا در يكي از متفاوت‌ترين تجربه‌هايش مقابل دوربين بروم. «عشق و مرگ» تجربه خوبي بود و دركنار بازيگر با تجربه‌اي مانند آقاي جمشيد هاشم‌پور بسيار آموختم. آقاي اعلامي، كارگرداني حرفه‌اي، خوش‌ذوق و با اخلاق بود و فضاي مطلوبي براي كار براي بازيگران و عوامل به وجود مي‌آورد. اعلامي يكي از كارگردان‌هاي با استعداد سينماي ايران بود كه پس از «نقطه ضعف» نتوانست فيمي در آن حد و اندازه بسازد. متأسفانه شرايط و فضا براي كار به وجود نيامد و او به آنچه استحقاقش را داشت دست نيافت. جايش براي هميشه در سينماي ايران خالي است، اما فيلم‌هايش، يادگار او براي ما هستند.

بازي من در فيلم «پرده آخر» ديده شد و اين فيلم بسيار تحسين شد. بسياري من را با اين فيلم به ياد مي‌آورند اما اولين گام من در بازيگري با «عشق و مرگ» برداشته شد. روزي آقاي اعلامي به من گفت همه جا مي‌گويند تو با «پرده آخر» به سينما آمده‌اي، فراموش كرده‌اي كه اولين فيلمت را با من كار كردي؟ به او گفتم كه من خوب «عشق و مرگ» را به ياد دارم و ديگران «پرده آخر» را اولين فيلم من مي‌دانند. حالا از اين فرصت استفاده و باز تأكيد مي‌كنم كه افتخار مي‌كنم اولين فيلمم را با آقاي اعلامي كار كردم. شنيدن خبر درگذشت اين كارگردان حرفه‌اي و خوش برخورد واقعاً ناراحت‌كننده بود. اين ضايعه را به خانواده محترم اعلامي و همكاران و دوستانش در سينما تسليت مي‌گويم.

اميرحسين شريفي (تهيه‌كننده): اميرحسين شريفي در گفت‌وگو با باني فيلم گفت: خاطره خوبي با محمدرضا اعلامي در هنگام ساخت فيلم آشوبگران داشتم. در چند سفري كه با ايشان به هند داشتم. ايشان را انساني بسيار آرام و بدون حاشيه يافتم. به واقع انسان‌ها از يك لحظه ديگر خود خبر ندارند و واقعاً نمي‌دانيم لحظه‌هاي آتي چه بر سر ما مي‌آيد.

من به واقع خاطره خوبي با او داشتم و به هيچ عنوان صفت بدي را در او نديدم. اعلامي كارگرداني بود كه كارش را بلد بود و مي‌دانست در كارش چه كند. من واقعاً از شنيدن خبر درگذشت اين فيلمساز ايراني متأثر شدم. اميدوارم خدا روحش را شاد كند و ان‌شاءالله آينده خوبي براي فرزندش پيش رو باشد. 

 

دوشنبه 24 خرداد 1389 - 13:4


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری